close
تبلیغات در اینترنت
نقد عرفان و تصوف
loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

stickerقصیده ای که سعدی بخاطر سرودن آن شلاق خورد stickersticker

stickerهلاگو خان ( در سال 656 هجری قمری ) با فتح بغداد ، فرمانِ قتلِ حاکمِ عباسی ( مُستعصم ) را صادر نمود ، لیکن عده ای به او گفتند اگر خونِ حاکم اسلامی ریخته شود ، بلایی نازل خواهد شد . هلاگو نیز دستور داد مُستعصم را درونِ نَمَدِ بزرگی پیچانده و سپس آنقدر او را لگد مال کردند تا به هلاکت رسید . stickersticker

stickerاما این موضوع ظاهراً برای سعدی آنچنان ناخوشایند بود که در ماتمِ مرگِ خلیفه ی سفّاکِ عباسی ( مستعصم ) همانند طفلی مادر مُرده شیون نموده و در رثای او قصیده ای را با مَطلَعِ  زیر می سُراید که در تمام نسخه های دیوان او موجود است .

    آسمان را حق بُوَد گر خون ببارد بر زمین
    در عزای مُلکِ مُستعصم امیرالمؤمنین

   خونِ فرزندانِ عَمِّ مصطفی شد ریخته
   هم بر آن خاکی که سلطانان نهادندی جَبین

👈برای مشاهده ی تمام قصیده ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerدکتر ابراهیم باستانی پاریزی در ( گذر سعدی از آبادان ) می نویسد :

در اینکه قصیده ی مزبور را سعدی بعنوان مرثیه در رثای مستعصم سروده ، هیچ کس تردید ندارد لیکن مورخان گفته اند که خواجه نصیر بخاطر سرودن این قصیده ، دستور داد سعدی را شلاق زدند ، که بنظر من اصل ماجرا صحیح است کما اینکه مرحوم  جابری انصاری تصریح نموده که خواجه نصیر پس از شنیدن این قصیده ، سعدی را با زدنِ چوب ، تنبیه کرد . البته میرزا محمد تُنکابنی در کتابِ ( قصص العلماء ) شلاق خوردنِ سعدی را با اغراق ذکر نموده و گفته سعدی در اثر ضرباتِ شلاق و چوب از دنیا رفت ، که صحیح نیست زیرا سعدی در سال 692 هجری یعنی تقریباً 20سال پس از خواجه نصیر از دنیا رفته است .

📚(( آگهی شهان از جهان ج 2 ص 26)) ، (( قصص العلماء ص 924-925)) .

stickerمرحوم دکتر علی شریعتی در کتاب هبوط در کویر ( ص 765 ) ، از شاعران بی غیرتی که از راه مدیحه سُرایی درباریان ، ارتزاق می کنند انتقاد کرده و در ادامه سعدی را نیز به شدت مورد توبیخ و سرزنش قرار داده و می نویسد :

stickerخدا مرگت بدهد که مثلاً تو شاعر بزرگِ قرنِ هفتم هستی ، قرنی که مُغول از شرق و صلیبی ها از غرب ، این سرزمین را حمام خون کرده اند ، آنوقت تو با کمال بی دردی به توصیفِ فصلِ بهار پرداخته و سروده ای :

   درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
   جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید .

stickerمولوی نیز در مثنوی به استناد یک حدیثِ جعلی ، مدعی است که سلسله ی خلافت در خاندانِ عباس تا قیام قیامت مُستدام و پاینده است :

   آمده عبّاسِ حَرب از بهرِ کین                       
   بهرِ قَمعِ احمد و اِستیزِ  دین
                       
   گشته دین را تا قیامت پُشت و  رو                 
   در خلافت او و فرزندانِ او 
 

stickerدکتر زرین کوب ضمن تصریح به جعلی بودنِ حدیثی که مولانا در ابیات فوق بدان استناد نموده ، می گوید :

قطعاً مولوی نوشتن مثنوی را دو سال بعد از انقراضِ دولتِ بنی عباس یعنی در سال ( 658 هجری قمری ) آغاز نموده و ابیات مذکور بهترین گواه بر بی خبری او از انقراضِ سلسله ی بنی عباس می باشد .

📚((  زرین کوب ، سِرّ نی ، ج 1 فصل 18 ص 41  ))

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerبیش از 90% احادیثِ منقول در مثنوی جعلی و ساختگی است که حدیثِ فوق نیز نمونه ای بارز از آن است و جالب اینکه پارادیمِ فکری و سنگِ زیربنای جهان بینی مولوی و بطور کلی ( تصوف ) بر پایه ی همین احادیثِ جعلی می باشد .

👈 برای اطلاع بیشتر از احادیث جعلی مثنوی ، به بخش ( نقد عرفان و تصوف) همین وب سایت مراجعه نمائید.👉

stickerمولوی که مدعی است که فراتر از الهام ، همانند انبیاء به او نیز وحی می شود stickersticker، چگونه با گذشت دو سال از انقراض دولت بنی عباس ، فرشته ی وحی او را بی خبر گذاشته stickerو جالب تر اینکه چندین سال بعد نیز هیچگونه تجدید نظری در سروده ی خود که بی اساس بودنش به اثبات رسیده ، ننموده است .sticker

stickerسلسله ی ننگینِ بنی عباس بیش از چهار قرن ، بدترین ظلم ها را به مسلمانان و خصوصاً اهل بیت (ع) و شیعیان روا داشتند و جنایات آنها به مراتب بیشتر از خلفای بنی امیه می باشد کما اینکه تعداد زیادی از امامان معصوم (ع) به دستِ خلفای بنی عباس به شهادت رسیده اند و مسلماً منظور از شجره ی ملعونه در قرآن ، بنی امیه و مراد از شجره ی خبیثه ، خلفای عباسی می باشند .

stickerبرگرفته از تاریخ تحلیلی ادبیات ایران سید رضا نوعی ( حکیم )sticker
 


امضاي حکيم

stickerخدا انگاری شمس در باور مولانا stickersticker
stickerیکی از اشعار اغراق آمیزِ مولانا که شائبه ی خدا انگاری شمس را در اذهان تداعی می نماید و همواره از سوی مخالفانِ مولانا مورد نقد واقع می شود ، شعری با ردیفِ ( شمس من و خدای من ) می باشد که شاه بیتِ آن غزل این است :

    پیرِ من و مرادِ من ، دردِ من و دوای من

    فاش بگفتم این سخن ، شمسِ من و خدای من
stickerاخیراً یکی از طرفدارانِ مولانا در فضای سایبری ، انتسابِ شعر مزبور به مولانا را رد نموده و ضمنِ دروغگو و بی سواد خواندن منتقدان ، اظهار نموده :

(( می گویند مولوی گفته : فاش بگفتم این سخن ، شمسِ من و خدای من ؛ این شعر کجاست ؟ نه در دیوان شمس و نه در مثنوی و نه در آثاری که مستقیماً از خود مولوی است ، چنین شعری وجود ندارد . اکنون شما در ظرف چند ثانیه می توانید از طریق کامیپوتر تمام مثنوی و دیوان شمس را بررسی کنید ، هفتصد سال به مولوی دروغ بسته اند که یکی از آنها همین است ... ))
 
sticker در پاسخ به اظهارات آقای ....( که بدلایلی از بردن نام وی معذوریم ) و اثبات صحتِ انتسابِ شعرِ مذکور به مولانا ، ابتدا دو آدرس را ذکر نموده و در ثانی آرای برخی از مولوی شناسانِ معروف را پیرامون آن متذکر خواهیم شد :

sticker- ادیب و محقق معروف ( فضل الله گرگانی ) ، (در سنه ی 1333) شعرِ ( شمس من و خدای من ) را در کتابِ خود بنام ( منتخبی از دیوان شمس تبریزی ) آورده است . لازم بذکر است که دکتر صادق گوهرین در مقدمه ی آن ، تصریح نموده که مولف پس از سالیانِ متمادی تحقیق و بررسی نُسَخِ معتبر ، شیواترین غزلیاتی را که مُسلّماً از خود مولاناست ، انتخاب نموده است .

👈 برای مشاهده ی تصویر سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

sticker- همچنین شعر مزبور در کتابِ غزلیاتِ شمس تبریزی ( غزل 509) چاپ دوازدهم ( سال 1377) ، انتشارات صفی علیشاه نیز آمده است .
stickerانتسابِ شعر مورد بحث از نظر مولوی شناسانِ معروف که از ارادتمندان وی نیز می باشند ، بدیهی و غیر قابلِ تردید است ، بعنوان نمونه :

(1)
- دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب ( پله پله تا ملاقات خدا ) با استناد به شاه بیتِ همین شعر ، می نویسد :

به نظرِ مولوی ، شمسِ تبریزی از وجودی برتر و ماورای انسان برخوردار بود و به همین دلیل بود که مولانا گه گاه بی خود یا باخود فریاد می زد ( شمس من و خدای من ) .

(2) - دکتر پرویز عباسی داکانی نیز کتابی را درباره زندگی و افکار مولانا تألیف نموده که اتفاقاً با اقتباس از همین شعر ، آن را به اسمِ ( شمس من و خدای من ) نام گذاری نموده است .

(3) - دکتر ناصر الدین صاحب الزمانی در کتاب خود به نام ( خط سوم ) تمامی این شعر را آورده است .

(4) - دکتر محمد رضا یوسفی ( محقق ، مولف و استاد ادبیات ) صراحتاً می گوید :

مولانا هیچ ابایی نداشت که شمس را خدای خود بر روی زمین بداند . استاد شفیعی کدکنی این را به ( رَبِّ شخصی) تعبیر می‌کند ، حتی گفته شده که وقتی شور و وجد بر مولوی غلبه می‌کرد بی درنگ در برابر شمسِ تبریزی سجده می‌کرد .
sticker

👈 برای مشاهده ی ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) ، ( سند 3 ) و ( سند 4 ) کلیک نمائید . 👉
stickerمولوی ، تحت تأثیر پارادایم وحدتِ وجود و همه خدایی ، بر این باور است که هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار ( که از نظر او معاذ الله ، خداوند می باشد ) ظاهر می شود ، گاه به شکل پیر ( مانند شمس تبریزی ) و گاه بصورتِ جوان اَمرُد و زیبا روی ، و به قول عطار : ((مرد می باید که باشد شه شناس ، تا شناسد شاه ( خدا ) را در هر لباس )) یعنی هنر صوفی آن است که ( معاذ الله ) خدا را در هر لباس و شکلی که ظاهر شده بشناسد .

👈تبصره : همانطوری که ملاحظه می فرمائید : نمی گوید جلوه ی خدا را در قالبِ مظاهر گوناگون مشاهده نمائید تا اشخاص و نیز سایر موجودات ، ( آیه ) و نشانه ی خداوند تلقّی شوند ، بلکه تصریح می کند که خودِ خدا که از او به سلطان یاد شده ، در لباس و مشاکلِ مختلف ظاهر می گردد و تنها کسی که دارای بصیرت است می تواند خدای خود را در لباس های گوناگون و اشخاصِ مختلف بشناسد . کما اینکه ( معاذ الله ) خدا برای ( فرامنِ مولوی ) نیز بصورتِ شمس تبریزی ، تشخّص یافته است .  

stickerمولانا با چنین طرز تفکری است که نه تنها خودش ، بلکه دیگران را نیز توصیه می کند تا با شنیدنِ نام شمس تبریزی ، سجده کنند .

هر که نام شمسِ تبریزی شنید و سجده کرد
روحِ او مقبولِ حضرت شد ، اناالحق می‌زند
 
stickerدر جای دیگر نیز توصیفی خداگونه از شمس تبریزی بعمل آورده و اینگونه سروده :

تو آن نوری که با موسی همی گفت
خدایم من ، خدایم من ، خدایم

👈برای مشاهده ی ( سند 1 ) و ( سند 2 ) کلیک کنید . 👉

stickerاکنون قضاوت را به عهده ی مخاطبان فهیم گذاشته و تنها این نکته را خاطر نشان می گردیم که علتِ اصلی گمراهی و انحرافِ دروایش ، صوفیه و اقطاب آنان مانند ( مولوی و شمس تبریزی) دور ماندن از تعالیم عالیه ی اهل بیت عصمت و طهارت (ع) می باشد .
stickerبرگرفته از دروسِ نقدِ تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

stickerحدیثِ جعلی گنجِ پنهان در مثنوی مولاناsticker
stickerجهان بینی مولانا در مثنوی و پارادایم فکری او بر اساس حدیثِ گنج پنهان ( کُنتُ کَنزاً مَخفیّاً ) قرار دارد که البته این موضوع ، فصلِ مشترک عرفا در تصوف محسوب می گردد . مولوی درباره ی چرائی آفرینش با محوریتِ همین حدیث ، اینگونه سروده :

      گنجِ مخفى بُد ز پُرّى جوش كرد
      خاك را سلطانِ اطلس‏ پوش كرد

stickerبدیع الزمان فروزانفر درباره حدیث فوق در کتاب ( شرح احادیثِ مثنوی ) می گوید :

این حدیث ، سخن پیامبر (ص) نبوده و فاقد هرگونه سند است و علمای اهل سنت مانند : ابن تیمیه ، زرکشی و ابن حجر به این موضوع تصریح نموده اند .

👈برای مشاهده ی ( سند 1  ) (  سند 2  ) و  ( سند 3  ) کلیک کنید . 👉


stickerابتدا به نظراتِ علمای شیعه درباره ی حدیث مزبور از لحاظ سند و متن اشاره نموده و در ادامه آرای علمای اهل سنت را متذکر خواهیم شد :

( 1 ) - علامه نمازی شاهرودی در مستدرک سفینة البحار فرموده : و الحدیث المعروف ( کُنتُ کَنزاً مَخفیّاً ... ) من الموضوعات . یعنی حدیث مزبور از احادیث جعلی و ساختگی است .

( 2 ) - علامه شهاب الدین نجفی مرعشی نیز در تعلیقه ی احقاق الحق ، حدیث مزبور را جعلی دانسته و از کسانی که علیرغم مجعول بودنش ، اقدام به شرح آن نموده اند ابراز تعجب کرده .

( 3 ) - دکتر شهیدی در شرح مثنوی می گوید : این حدیث را در مجموعه احادیثِ قُدسی نیافتم و بعید نیست که سخن مشایخ صوفیه باشد (( که به نامِ حدیث به پیامبر (ص) نسبت یافته ))

( 4 ) - علامه جعفری نیز در شرح مثنوی ، حدیثِ جعلی مزبور را نه تنها از نظر سند ، بلکه از لحاظ محتوی مورد نقد قرار داده و می گوید : کلمه ی ( مَخفی ) در هیچکدام از منابع لغت عرب نیامده ، زیرا ماده ی ( خَفی ) ، لازم است و مفعول از آن ساخته نمی شود و از لحاظ معنا نیز قبل از خلقت ، کسی نبوده که خدا از آنها پنهان بوده باشد
sticker

( 5 ) - علامه شعرانی نیز در تعلیقه ی خود بر شرح اصول کافی ( ملاصالح مازندارنی ) می فرماید : لازمه ی این حدیث ، استکمال بالغیر است که خدا از آن منزّه است .

👈 برای مشاهده یسند 1  ) (  سند 2  ) ( سند 3   ) (  سند  4/1 ) ( سند  4/2  ) و ( سند 5  ) کلیک کنید . 👉


stickerعلمای اهل سنت نیز بالاجماع ، حدیث مزبور را جعلی و ساختگی می دانند که ذیلاً به آرای برخی از آنها اشاره می نمائیم  :

( 1 ) - آلبانی که از بزرگترین محدثان اهل سنت است می گوید : اجماع و اتفاق نظر علمای اهل سنت این است که این حدیث نه تنها اصلی ندارد ، بلکه جعلی و ساختگی است .

( 2 ) - جلال الدین سیوطی در ( تدریب الراوی ) و نیز کتاب ( الدُّرر المنتثره ) می گوید : باطلٌ لا اصل لها و لیس من کلام النبی (ص) یعنی : این حدیث بی اصل و باطل بوده و سخن پیامبر (ص) نیست .

( 3 ) حارث مُحاسبی علیرغم اینکه خودش ، عارف مسلک است در کتاب ( فهم القرآن ) می گوید : عبارتِ ( کُنتُ کَنزاً مَخفیّاً ... ) از سخنان بی ارزش و جعلیاتی است که به پیامبر (ص) نسبت داده اند .

( 4 ) - محی الدین عربی که مؤسس عرفان نظری است با اعتراف خود ، پرده از واقعیت برداشته و در فتوحات مکیه ، گفته :

 ( ورد في الحديث الصحيح كشفاً، الغير الثابت نقلاً عن رسول الله عن ربه - جل و عزه - انه قال ما هذا معناه: كنت كنزاً مخفیاً لم اعرف ...)


sticker یعنی : این حدیث هیچگونه سندی ندارد و از طریقِ نَقل نرسیده ، بلکه این حدیث ، از راه مکاشفه به عرفا رسیده استsticker sticker

👈برای مشاهده ی ( سند 1 )  ( سند 2 ) ( سند 3 ) ( سند 4 ) کلیک کنید . 👉

stickerسایر علمای اهل سنت از جمله : زَرکَشی در ( اللّآلی المنثوره ) ، ابن تیمیه در ( احادیث القُصّاص ) ، علامه برهان الدین البقاعی در ( مصرع التصوف ) و عبدالسّلام عَلوُش در ( الجامع فی الاحادیث القُدسیه ) نیز حدیثِ گنج پنهان ( کُنتُ کَنزاً مَخفیّاً ... ) را فاقد هرگونه سند صحیح یا ضعیف و از احادیث جعلی و ساختگی می دانند .

👈برای مشاهده یسند 1 ) (  سند 2 ) ( سند 3 ) ( سند 4  ) کلیک کنید . 👉


stickerعده ای از مریدان و ارادتمندانِ مولوی ، با اذعان به غیر قابل دفاع بودنِ اشکالاتِ ( سند و متنِ ) حدیثِ جعلی مزبور ، بطور مذبوحانه و از بابِ توجیه معنای صحیح برای آن ، به آیه ی (56 ذاریات) (وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) استناد نموده اند .

👈اما در قبالِ این پرسش که به جای آن عبارتِ ساختگی و مجعول ، چرا در ابتدا همین آیه ی شریفه را مبنای پارادایمِ خود قرار نداده اید
sticker به سکوتی مرگ بار فرو می روند . sticker

🔘چگونه می توان مثنوی مولانا را که کُلِکسیونی از احادیثِ جعلی است ، به عنوانِ ( اُصولُ اصولِ اصولِ الدّین ) تلقّی نموده و پارادایم فکری او را نیز که سنگِ زیربنایش ( حدیثِ جعلی گنجِ پنهان ) است ، بسطِ شریعتِ محمدی (ص) دانست sticker

stickerبرگرفته از دروسِ نقدِ تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

stickerمولوی در مثنوی می گوید ، رسول اکرم (ص) چند مرتبه قصد داشت با پائین انداختنِ خود از کوه ، خودکشی کند اما هر بار جبرئیل مانع می شدsticker sticker

    مصطفی را هجر چون بفراختی
    خویش را از کوه می‌انداختی

    تا بگفتی جبرئیلش هین مَکُن
    که ترا بس دولتست از اَمرِ کُن


stickerبدیع الزمان فروزانفر در کتاب شرح احادیث مثنوی ، آدرس حدیثی را که مولانا در ابیات فوق به آن استناد نموده را از کتاب دلائل النبوه آورده که طبق آن ، پیامبر (ص) در اوائل بعثت ، چون مدتی از نزول وحی خبری نشد ، دچار اندوه شد و چندین مرتبه قصد داشت خودش را از کوه پائین افکنده و خودکشی کند ولی هر بار جبرئیل ، سَرِ بِزنگاه می رسید و مانع می شد .

👈برای مشاهده ی اسناد ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘مولانا در اشعار فوق به قسمت آخر از حدیثی طولانی استناد کرده که بصورت واحد در منابع اهل سنت آمده و در صحیح بخاری نیز نقل شده است .

👈برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerاکنون به نظرات برخی از علماء و محدثان بزرگ اهل سنت ، در خصوص سند و محتوای حدیث مذکور می پردازیم :

🔘ابن حجر عسقلانی در شرحِ خود بر صحیح بخاری بنام ( فتح الباری ) ، می نویسد :
 
قسمت پایانی حدیثِ مذکور که به خودکشی پیامبر (ص) اشاره دارد ، جعلی و ساختگی است و آنرا یکی از راویان که از جاعلان حدیث می باشد به اصل روایت افزوده است .

👈برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘محمد ناصر الدین آلبانی که از بزرگترین محدثان اهل سنت و حتی مورد قبول وهابیون نیز می باشد در کتاب ( سلسه الاحادیث الضعیفه و الموضوعه ) در مورد سند حدیث مزبور می گوید :

این حدیث ، باطل و اسناد آن نیز جعلی است و راویان آن مانند : ( واقدی ، ابراهیم بن محمد و معمر ) از جاعلان حدیث و اهل تدلیس و کذب می باشند .

stickerآلبانی در کتاب دیگرش بنام ( فقه السیرة ) می گوید :

حدیث مذکور هم از نظر سند باطل و جعلی است و هم از لحاظ معنا با مقام شامخِ پیامبر (ص) و عصمتِ ایشان سازگار نیست که بخواهد خودکشی کند ؛ کما اینکه آن حضرت فرموده : هر کس با انداختن خود از کوه ، خودکشی کند ، به جهنم می افتد و دچار عذاب و خذلان ابدی می گردد .
sticker

👈 برای مشاهده ی اسناد ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘شربینی که از محقّقان اهل سنت و دشمنان سرسخت شیعه است در کتاب ( رَدِّ شبهات حول عصمة النبی ص ) می گوید :

قسمتِ الحاقی حدیث که خودکشی پیامبر (ص) را بیان کرده ، از لحاظ سند و متن ، صحیح نیست و با عصمت انبیاء نیز در تضاد است .

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘امام ابی محمد بن عاشور در تعلیقه ی خود بر حدیثِ مزبور در کتاب تفسیر ( الکشف و البیان )، از نسبت های ناروایی که در حدیث مزبور ( مانند شک در نبوت و اقدام به خودکشی ) ، ابراز شگفتی و تأسف نموده و از این اباطیل و گمراهی به خداوند پناه برده است .

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerحدیث مزبور به دلیلِ مغایرت با مبانی تشیّع ، در منابعِ شیعه نیامده و علامه طباطبایی (ره) نیز در تفسیر المیزان ( ج 20 ) می فرماید :

به این حدیث ، اشکال هائی وارد است ، چگونه ممکن است پایه ی نبوت آنقدر سست باشد که نیاز به شهادتِ یک مسیحی بنام ( ورقه ) باشد و اقدام به خودکشی پیامبر (ص) و تردید در نبوتش نیز با عصمت و مقام رفیع ایشان در تضاد است  .
 
👈برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerمولوی حدیثِ مزبور را علیرغم اینکه جعلی و مغایر با مبانی اهل سنت و شیعه بوده و موجبِ وهنِ مقامِ شامخِ پیامبر (ص) و خدشه به عصمت ایشان است را با دیده ی قبول نگریسته و با آب و تاب و عبارت پردازی شاعرانه به آن پرداخته است ، در صورتیکه درباره ی شمس تبریزی آن چنان اغراق می کند که مقام او را از انبیاء نیز بالاتر دانسته و گفته : ( اولیا و انبیا حیران شده در حضرتش ) و نیز می گوید با بردنِ نام شمس تبریزی می بایست سجده کردsticker sticker

 👈برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerآیا کتاب مثنوی را که مشتمل بر احادیثِ جعلی و مُهمَلاتِ فوق است را می توان ( اُصولُ اصولِ اصولِ الدّین ) دانستstickersticker

stickerبرگرفته از دروسِ نقدِ تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

sticker سندِ تشیّعِ مولانا ، جعلی از کار درآمد stickersticker
stickerطرفدارانِ مولوی ، مدعی هستند که شعرِ ( الله مولانا علی ) از سروده های مولانا و سندی محکم دالِّ بر تشیّع او می باشد ، زیرا در این شعر ، نام دوازده امام (ع) را به ترتیب ذکر نموده است .

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerمولانا در بیتِ ذیل از غزلِ مذکور ، خود را با لقبِ ( مولای رومی ) مخاطب نموده ، حال آنکه این لقب بعد از حیاتِ مولانا به او انتساب یافته و همین موضوع ، بهترین گواه بر جعلی بودنِ شعر مورد بحث می باشد :

اقرار کن ، اظهار کن ، مولای رومی این سخن
هر لحظه سِرّ مِن لَدن ، الله مولانا علی

🔘استاد کریم زمانی که از بزرگترین مولوی شناسان معاصر و مولفِ شرحِ جامع مثنوی معنوی ( در هفت جلد ) می باشد ، در مورد لقب ( مولای رومی ) می گوید :

 در دورانِ زندگانی مولانا چنین لقبی رواج نداشت و هرگز با چنین تخلّصی نیز شعری نسروده است. و اگر در غزلی این تخلّص آمده قطعاً از الحاقیات بوده و از روی نسخه های متأخر ونامعتبر نقل شده است.  لقبِ ( مولای رومی ) برای اولین بار توسط افلاکی و حمدالله مستوفی در قرن هشتم به مولانا نسبت داده شده است .

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘علامه دهخدا نیز در لغت نامه اش درباره مولوی می گوید :

 نام او محمد و لقبش در دورانِ حیاتش «جلال الدین » و گاهی «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» بوده و القابِ «مولوی » و «ملای روم » در قرنهای بعد (ظاهراً از قرن نهم ) به وی انتساب یافته است .

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerپس از اثباتِ جعلی بودنِ سندِ تشیّعِ مولانا ، این نکته را متذکر می شویم که متأسفانه از قرونِ گذشته تا به حال ، برخی از طرفدارانِ مولانا ، همواره سعی در شیعه معرفی نمودنِ او داشته اند :

کتاب تاریخ ادبیات ایران در این باره می نویسد :

درعهد صفویه اشعار و غزلهایی به مولانا نسبت داده اند تا بر تشیّعِ او دلالت نماید و حال آنکه او سُنّی و فقیهِ حنفی بود و پیداست که این اشعار از مجعولاتِ صوفیه و مخصوصاً از مخترعاتِ دوره ی صفوی می باشد . ضمنا همه ی شارحان مثنوی که از ارادتمندان مولانا بوده اند به سُنّی بودن او تصریح نموده اند .

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘از عرفای معاصر نیز ، علامه محمد حسین حسینی طهرانی در کتاب روح مجرّد می گوید :

مرحوم قاضی ، مولانا را عارفی رفیع مرتبه و از شیعیان مخلص امیرالمومنین (ع) می دانست .

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerجالب است بدانید ، شیخ رجبعلی خیاط  که مقاماتِ عرفانی و کرماتِ ربّانی او  زبان زد خاص و عام  می باشد ، در کتاب کیمیای محبت (ص61 ) از وی نقل شده که ایشان حافظ را از اولیای خدا می دانست و از جایگاه رفیع او در برزخ خبر می داد، ولی در مورد مولوی حرف داشت و می فرمود :

sticker«او در برزخ گرفتار است»stickersticker

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerتحریف حدیث ( سفینه ) که مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است و حذفِ عبارت ( اهل بیتی ) از آن و جایگزین نمودن عبارت ( اصحابی ) و استفاده از ده ها حدیث جعلی مانند : ( کَلِّمینی یا حُمَیْراء ) ، ( کُنتُ کنزاً مَخفیّاً ) ، ( اصحابی کالنّجوم ) ، ( لَوْ لَمْ اُبْعَثْ لَبُعِثْتَ یَا عُمَر ) و بکار بردن الفاظ رکیک و شرم آور و نیز ده ها انحراف دیگر از این قبیل را می توان بعنوانِ گوشه ای از فیوضاتِ عرشی مولانا برشمرد .

👈برای مشاهده سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : برای مشاهده ی سایرِ مستنداتِ مربوط به انحرافاتِ اشاره شده ی فوق ، به بخش نقد تصوف در همین وب سایتِ ( پیام شیعه ) و نیز کانال حکیم به آدرس (  hakim@) مراجعه فرمائید .


stickerبا وجود انحرافاتِ مذکور ، چگونه می توان گفت که مولانا عارفِ کامل و شیعه ی خالصِ علی (ع) و تربیت شده ی مکتبِ اهل بیت (ع) بوده و مثنوی او نیز ( اصولُ اصولِ اصولِ الدّین وَ فِقْهُ اللَّهِ الاکْبَر ) استstickersticker
stickerاشتباهاتِ مولانا به گونه ای است که تلاشِ طرفدارانش مبنی بر شیعه  معرفی نمودنِ وی ، هرگز نمی تواند

گریزگاهِ مناسبی برای توجیه انحرافاتِ فکری و اخلاقی او باشد .
stickerبرگرفته از دروسِ نقدِ تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 3

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 227
  • کل نظرات : 72
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 12
  • آی پی امروز : 20
  • آی پی دیروز : 78
  • بازدید امروز : 279
  • باردید دیروز : 453
  • گوگل امروز : 89
  • گوگل دیروز : 153
  • بازدید هفته : 2,443
  • بازدید ماه : 17,103
  • بازدید سال : 17,103
  • بازدید کلی : 553,235