loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

سلام

معنی (
الست منکم ببعید ) چیست ؟

 

( سئوال ارسالی از یکی از اعضای کانال حکیم )


——————-


پاسخ :

سلام علیکم

ترجمه تحت اللفظی عبارت این است :

1- الست . [ اَ ل َ ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ استفهامی ) در عربی تاء آن مضموم است ولی فارسی زبانان به سکون آن تلفظ میکنند👈 بمعنی آیا نیستم ؟ 👉 یا آیا نباشم ؟ الف در اول آن برای استفهام ، و «لست » صیغه ٔ متکلم وحده از «لیس » است .

این‌ تعبیر مرکب‌ است‌ از حرف‌ استفهام‌ «أ»، فعل‌ ناقص‌ «لَیْس‌َ» و ضمیر متصل‌ مرفوع‌ «ت‌ُ». کاربرد همزه‌ در اینجا برای‌ استفهام‌ حقیقى‌ نیست‌، بلکه‌ برای‌  استفهام تقریری است که مفهومی مثبت را افاده می نماید .

2-مِنکُم = از شما

3- ببعید = دور

جمع بندی ترجمه : یعنی آیا من از شما دور نیستم ؟

شاعر می خواهد با عبارت مزبور بگوید که عشق محبوب برای وی تنها نتیجه ای که به ارمغان آورده ، چیزی جز دوری ، فراق ، آوارگی و هجران نبوده است .

کما اینکه در روایت اینگونه وارد شده که قالَ علی ( ع ) : الْهِجْرَانُ عُقُوبَةُ الْعِشْق‏  .

ترجمه : پاداش و جزای عشق ، چیزی جز آتشِ هجران نخواهد بود . 

(منتخب میزان الحکمه حدیث1304 )


🔴معنی عبارت : ( عشقِ تو مرا ، اَلَسْتُ مِنْکُمْ بِبَعیدْ )

یعنی : عاشق خطاب به معشوق می گوید : ای محبوبِ من ، عاشق شدن من به تو ، نتیجه ای جز دوری و هجران برایم نداشته .. 💞

✔️در مصرع بعد شاعر می گوید : ( هجرِ تو مرا ، اِنَّ عذابی لشدید )

یعنی :  ای محبوبِ من ، هجران و دوری از تو که عاشقانت را بدان می آزمایی ، تحمل آن برایم عذابی شدید و طاقت فرسا می باشد .

عبارت ( اِنَّ عذابی لشدید ) از قرآن اقتباس شده ، یعنی : بدرستیکه عذاب من شدید است ، فلذا عاشق به محبوبِ حقیقی ( خداوند سبحان  ) می گوید : آن عذابی که آن را شدید خواندی ، برای من همان دوری و فراق از وصالِ تو است .🔥

 بنابر این شاعر در مصرع نخست ، به اولین ره آورد عشق که احساس دوری و فراق از معشوق است اشاره نموده و در مصرع بعد ، نتیجه این دوری و هجران را که  برای عاشق به منزله عذابی شدید است خاطر نشان می نماید .

 حافظ چه خوب این فراق و غم هجران که سالِکان الی الله آن را تجربه می کنند ، توضیح داده :

     دریغ مدت عمرم که بر امید وصال
                 به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق

     اگر به دست من افتد فراق را بکُشم
                 که روز هجر سیه باد و خان و مان فراق

     رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب
                       قرین آتش هجران و هم قران فراق

     فلک چو دید سرم را اسیر چنبر عشق
                     ببست گردن صبرم به ریسمان فراق

     به پای شوق گر این ره به سر شدی حافظ
                به دست هجر ندادی کسی عنان فراق


🔵در مصرع اول از بیت دوم نیز می گوید : ( بر کُنجِ لبت نوشته یُحیی و یُمیت )

لب در اصطلاح عارفان ، کنایه از چشمه آب حیات است و یُحیی ( هستی بخش ) و یُمیت ( میراننده )

حافظ به لب دوست که رمز آب حیات و چشمه حیوان است اینگونه اشاره نموده :

      آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست

                   روشن است این که خضر بهره سرابی دارد

شاعر از این دو صفت معشوق ، برداشتی عاشقانه نموده و می گوید : مدام با عشق تو زنده می شوم و باز از غم هجران تو میمیرم ( کنایه از تب و تاب عاشق است )

    آزمودم مرگ من در زندگیست

                  چون رهم زین زندگی پایندگیست

    اقتلونی اقتلونی یا ثقات

                  ان فی قتلی حیاتا فی حیات


🛑 در مصرع آخر نیز شاعر حرف اصلی خودش را می گوید : (مَن مَاتَ مِن العشق فَقَد مَاتَ شهید) یعنی هر کس در غمِ عشقِ ( معشوق ) بمیرد ، شهید از دنیا رفته .

و این همان تعبیر ( کشته ی عشق ) حافظ است که می گوید :

      زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت

                 آنکه شد کشته ی عشق ، نیک سرانجام افتاد

✔️رباعی ابوسعید ابوالخیر  به شکل دیگری نیز نقل شده که ذیلا به شرح اجمالی آن نیز می پردازیم :

شرحی دیگر بر رباعی ابوسعید ابوالخیر :

   یک نیم رخت ، الستُ منکم بِبَعید

                   یک نیم دگر ، اِنّ عذابی لشدید

   بر گِرد رخت نبشته یحی و یمیت

          مَن مات مِن العشق ، فقد مات شهید

مصرع اول از بیت نخست ( یک نیم رخت ، الست منکم ببعید )

«الست منکم ببعید؟» دقیقا به همان معنای ( آیا من از شما دور نیستم ؟ ) می باشد .

رخ در اصطلاح عرفا به معنای جلوه اسماء و صفات حضرت حق می باشد . و چون اسما و صفات به جمالی و جلالی منقسم می گردد ، شاعر از هر کدام از دو جلوه جمالی و جلالی به ( یک نیم رخ ) اشاره کرده در مصرع اول ( یک نیم رخت ) اشاره به جلوه جمال و در مصرع بعد ( یک نیم دگر ) اشاره به جلوه جلال خداوند است .

لذا شاعر در مصرع اول از بیت نخست ، اشاره به جلوه جمالی محبوب می کند که از عاشق دلبری کرده و او را به درد عشق مبتلا نموده است .

   یک جلوه ز حسن لیلی ات بنمایم
   عاقل باشم اگر که مجنون نشوی

اما این عشق ، اولین نتیجه ای که برای عاشق دارد ، احساس فراق و بُعد و دوری از معشوق است . کما اینکه در حدیث وارد شده :

 قالَ علی ( ع ) : الْهِجْرَانُ عُقُوبَةُ الْعِشْق  .
ترجمه : پاداش و جزای عشق ، چیزی جز آتشِ هجران نخواهد بود . 
(منتخب میزان الحکمه حدیث1304 )

شاعر در مصرع مزبور خطاب به محبوب خود می گوید :

جلوه جمال تو مرا به درد عشق مبتلا کرده لیکن اولین ره آورد عشق برای من احساس فراق و بُعد و دوری از تو می باشد.

در مصرع دوم از بیت نخست می فرماید :

 یک نیم دگر ان عذابی لشدید

یعنی جلوه دیگر روی تو ای محبوب من ، که همانا جلوه جلال تو است ، مرا به هجر مبتلا نموده که تحمل آن عذابی شدید است .

در مصرع اول از بیت دوم می گوید :

   بر گرد رخت نبشته یحی و یمیت

شاعر رخ ( روی دلدار ) و وجه الله را به دائره ای تشبیه کرده که نیمه ای از آن اختصاص به صفات جمال و نیمه دیگر اختصاص به صفات جلال محبوب داشت .

اکنون مجموع صفات جمال و جلال و ماحصل آن را که با نگاهی دیگر و به ظاهر پارادوکسیکال ، توضیح می دهد

که مجموع این جلوه های جمال و جلال معشوق برای عاشق ، دو فرآیند دارد ، با جلوه های پیاپی جمال ، او را زنده می کند و حیات تازه ای می بخشد و باز با جلوه جلالی دیگر ، او را می میراند ( کنایه از فنای عاشق و سیر او در مراتب فناء الی الله )

خلاصه اینکه در مصرع فوق : به صفت ( یحیی ) و صفت ( یمیت ) محبوب اشاره کرده و می گوید : محبوب من مدام مرا با لطف خویش زنده می دارد و باز با غمزه ای که حاکی از عزت و بی نیازی او است ، مرا به قهر می کُشد .

  من مات من العشق فقد مات شهید

  در مصرع فوق نیز شاعر می گوید :

نتیجه این نیش و نوش های معشوق و فرآیند نهائی آن برای عاشق ، مرگ او است که کنایه از فنای تام عاشق می باشد . اما این فنای از خود ، در حقیقت بقای به معشوق و رسیدن به سرچشمه حیات ابدی است .

  آزمودم مرگ من در زندگیست
  چون رهم زین زندگی پایندگیست

  اقتلونی اقتلونی یا ثقات
  ان فی قتلی حیاتا فی حیات

 حافظ نیز می گوید :

  زیر شمشیر غمش ، رقص کنان باید رفت
  آنکه شد کُشته عشق ، نیک سرانجام افتاد

  سخن آخر اینکه :

مصرع اول از بیت نخست ، اشاره به نتیجه عشق که همانا دوری و بُعد از وصال معشوق است اشاره کرده 
در مصرع دوم از بیت نخست : ضمن تاکید به فرآیند عشق که هجران است ، تحمل هجر را نیز برای عاشق به منزله عذابی شدید توصیف نموده

در مصرع اول از بیت دوم : بطور کلی به مجموع صفات جمالی و جلالی و لطف و قهر معشوق اشاره کرده که فرآیند این نیش و نوش ها ، سالک الی الله را میمیراند و باز زنده می کند و نهایتا مرگ عاشق که کنایه از فنای فی الله است را خاطر نشان می نماید و تاکید می کند که فانی در راه عشق ، شهید واقعی است .

والسلام


امضاي حکيم

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 293
  • کل نظرات : 83
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 21
  • آی پی امروز : 466
  • آی پی دیروز : 383
  • بازدید امروز : 4,982
  • باردید دیروز : 742
  • گوگل امروز : 348
  • گوگل دیروز : 272
  • بازدید هفته : 9,246
  • بازدید ماه : 9,246
  • بازدید سال : 176,378
  • بازدید کلی : 1,504,759