loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

**********

و قسم‌خورده‌ترین تیغ‌ ، فرود آمد و رفت‌ 
ناگهان هرچه نَفَس بود ، کبود آمد و رفت‌

در پسِ پرده ی دیوار ، ندیدیم چه شد
برقِ نفرین‌ شده‌ای بود ، فرود آمد و رفت‌

کودکی‌ ، بادیه‌ای شیر ، خطابی خاموش‌ :
پدرم را مگذارید ، که زود آمد و رفت‌ 

از خَمِ کوچه پدیدار شد ، انبان‌ بردوش‌
تا که معلوم شد  این مرد که بود ، آمد و رفت‌

از  کجا   بود ؟ چه‌ سان بود ؟  ندانستیمش‌ 
این‌ قدر هست که بخشنده  چو رود آمد و رفت‌ ...

**********


امضاي حکيم

✍️یکی از مبانی تصوف لاله زاری که جایگاه ویژه ای در پارادایمِ فرقه ی مزبور دارد ،  اعتقاد به حُجّیتِ قول و فعلِ اقطاب ، مشایخ و اساتیدِ طریق می باشد که از آن به مقام عصمت اولیاء ، تعبیر می کنند . بدیهی است ره آوردِ اعتقاد مزبور ، تسلیمِ محض بودنِ مُرید ، در مقابلِ مشایخِ عرفان و اطاعتِ بی چون و چرا از فرامینِ آنان خواهد بود ، ( ولو اینکه غیر مشروع باشد مانند خوردنِ لیوانِ خون یا ....) . 

لذا در این مقاله دیدگاه مزبور را با تحلیلی انتقادی به چالش کشیده و ثابت نمودیم که قول و فعلِ کسانی که خودشان دچار خطا و لغزش هستند ، فاقدِ حجّیت می باشد . 

🛑یک عُمر قرائتِ اشتباهِ قرآن توسط علامه طهرانی :

سید محسن طهرانی در جلسه 212 شرح حدیث عنوان بصری ( متن ص 5 و 6 ) می گوید :

(( مرحوم آقا می‌فرمودند : ما در سابق در مساجد ( مسجد قائم ) ، به مناسبتِ اعیاد ، اعلاناتی می‌نوشتیم ( و پس از چاپ ) بین افراد پخش می‌كردیم . در یکی از همین مناسبت ها ، وقتی مردم رفتند ، آن مداحی كه آنجا شعر می‌خواند ، موقعِ رفتن ، یك كاغذِ تاكرده‌ای به من داد و رفت . ... وقتی در منزل آن را نگاه کردم ، دیدم همان آیه ای که در اعلانیه آورده بودم را به گونه ای دیگر نوشته ، اول گفتم لابد آن مداح اشتباه کرده ، اما وقتی با قرآن مقایسه کردم ، با کمال تعجب دیدم خودم آیه را اشتباه نوشتم ... ))

سید محسن طهرانی در ادامه می گوید : 

 (( اشتباه به نحوی بوده كه پدرم حتی بعداً هم ملتفت نشده‌ ، بلکه فكر می کرده نوشته آن مداح اشتباه است . معلوم است هنوز در ذهنشان آن آیه به همان كیفیتِ اشتباه حك شده بوده ، شاید هم خیلی جاها در منبرهایشان ، در صحبت‌هایشان آن آیه را همانطور غلط خوانده بودند ، تا اینکه آن مداح این اشتباه را متذکر شده ، علامه طهرانی نیز در نامه ای از آن مداح ، تشکر نموده و سپس بالای منبر خطاب به مردم می گوید که من یک عُمر این آیه را برای شما اشتباه می خواندم ... ))

سید محسن طهرانی در ادامه ، شجاعت علامه طهرانی را بخاطر قبول اشتباهش ، ستوده و در توجیه آن می گوید :

 (( بالاخره هركسی البته بدون اشتباه كه نیست ، مگر ما حالا كارهایمان صددرصد درست است ؟ اگر آن‌هایی كه رفتند ، یكی و دو تا و سه تا اشتباه داشتند ، ما دویست ، سیصد ، بلکه سه‌هزار تا اشتباه در كارهایمان هست . ))

فایل صوتی سخنان محسن طهرانی

 

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1- قول و فعلِ علامه طهرانی و امثالِ ایشان که مرتکبِ چنین اشتباهاتِ فاحشی می گردند ، هرگز نمی تواند برای دیگران حجّیت داشته باشد

2- کسی که یک عُمر آیه ی قرآن را اشتباه می خوانده و گمان می کرده فقط قرائت خودش صحیح است ، چه تضمینی وجود دارد که در سایر دعاوی خود نیز دچار چنین جهل مرکبی نباشد .⁉️

3- اشتباه علامه طهرانی درباره قرائت قرآن ، بعنوان نمونه و مشت نمونه خروار ذکر گردید ، زیرا  پرداختن به اشتباهات تفصیلی مشایخِ فرقه لاله زاری ، مثنوی هفتاد مَن کاغذ خواهد شد . ( برای  اطلاع از مصادیق بیشتر ، در صورت تمایل می توانید به سایر مقالات نگارنده مراجعه نمائید ) .

🛑حرفِ مَرد یکی است و مرغِ عارف فقط یک پا دارد ⁉️😳

محسن طهرانی در کتاب اسرار ملکوت ( ج 3 ، ص 226) می گوید :

(( اگر قرار باشد ولیّ خدا و عارف کامل امروز سخنی بگوید و روز بعد یا ماه و سال بعد از گفتۀ خویش پشیمان گردد ، مَنِ گوینده در اینجا نخواهم ماند و راه و مسیر دیگری را اختیار خواهم کرد . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 اقتضای سخنِ محسن طهرانی این است که پدرش ( علامه طهرانی ) ، عارفِ کامل نیست ، زیرا ایشان نیز حرفش با گذشته تغییر کرده و صراحتاً اعتراف نموده که آیه ای را که سالیان متمادی به خوردِ مریدان و مخاطبان می داده ، اشتباه بوده و خودش هم متوجه نبوده بلکه یقین داشته که همان قرائتِ اشتباه وی ، صحیح بوده است .

🛑کلامِ استاد ، کلامِ امامِ معصوم و فعلِ او فعلِ امام است ⁉️😳

محسن طهرانی در ادعای حجیّت قول و فعل عرفا ، گام را فراتر گذاشته و در کتاب مهر فروزان ( ص 38) می گوید :

(... تفاوتِ بینِ گفتارِ استاد و امام معنی و مفهوم ندارد ... کلامِ استاد ،کلامِ امام و فعلِ او فعلِ امام و ضمیر و سِرّ  سویدایش نیز ضمیرِ امام خواهد بود ... فقط اختلاف امام با استاد اختلاف در شواکل است ...)

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 1- ادعای عینیتِ قول و فعلِ استاد ، با قول و فعلِ معصوم (ع) ، و نیز عینیت و اتحادِ علی الاطلاقِ ضمیرِ امامِ معصوم با استاد ، فرع بر آن است که برای استاد ، مقام عصمت قائل شده و ( معاذ الله ) او را هم شأن و هم رتبه ی امام معصوم (ع) بدانیم که البته چنین ادعایی مغایر با آموزه های قرآن و مخالف با مبانی مکتب تشیع می باشد .

به حکم (  لاَ يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مِنْ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ أَحَدٌ  ) هیچکس را حتی نمی توان با آل محمد قیاس کرد ، تا چه رسد به آنکه شخصی بخواهد مانند تصوف لاله زاری مطلقاً قائل به عینیتِ قول و فعل و ضمیرِ غیر معصوم با آن حضرات (علیهم السلام) گردد . ( معاذ الله

2- اینکه محسن طهرانی ، تفاوت امام معصوم (ع) را با استاد ، فقط در شواکل و ظاهر می داند ، ناشی از اعتقاد نامبرده به وحدت وجود است . این سخن وی که امام به اشکالِ مختلف ظهور می کند ، ناظر به قولِ مشهور صوفیه است که می گویند : ( هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد ) . مولانا نیز در بیتِ منسوب به او  می گوید : 

( شمس الحقِ تبریز که بنمود ، علی بود ... )

✔️بدیهی است شعر فوق ، فرایندِ اعتقاد به وحدتِ وجود و موهِمِ تناسخ می باشد .

 

3-منظور از استاد در اینجا ( مُراد ) یا همان ( شیخ ) در اصطلاح تصوف است ، که مُریدِ بی چاره ناگزیر به تسلیم محض در مقابل او می باشد ، ولو اینکه امر به خلاف شرع ( مانند خوردنِ لیوان خون ) و غیره بنماید .

 ✔️ملاصدرا در کتاب کسر اصنام الجاهلیه ( ص 223 ) و ایقاظ النائمین ( ص 55) می گوید

 إن المريد بين يدي الشيخ ينبغي أن يكون كالميت بين يدي الغاسل ( مُرید در مقابل شیخ می بایست مانند مُرده ای در دست غَسال ، تسلیم باشد . )

✔️علامه طهرانی نیز در کتاب اسرار ملکوت ( ج 2 ص 43) خطاب به استاد و مُرادِ خویش (سید هاشم حداد) می گوید

 اگر این لیوان پر از خون باشد و شما به من امر کنید که آن را تناول کنم ، بلا تأمل انجام خواهم داد .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️عبدالرحمن جامی در کتاب نفحات الانس ( ص 297)  آورده است :

روزی مولانا شمس الدین (شمس تبریزی) از مولانا شاهدی زیبارو درخواست کرد . مولانا حَرَم (همسر) خود را در دست گرفته در میان آورد . (شمس تبریزی) فرمود : نازنین پسری می‌خواهم. (مولوی) فی الحال فرزند خود سلطان ولد را پیش آورد . شمس فرمود : حالیا اگر قدری شراب دست می‌داد ذوقی می‌کردیم. مولانا بیرون آمد و سبویی از محله جهودان پر کرده بیاورد . 🍷

شمس تبریزی در ادامه می گوید : می خواسته مقام تسلیم و اطاعت پذیری مولانا را امتحان نماید . 😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉

 

🛑قرآن خواندنِ غلط غُلوطِ نورعلی تابنده ( قطب فرقه گنابادی ) :

در فایلِ صوتی زیر شاهد قرائتِ پرغلطِ قرآن توسط قطب اسبق فرقه گنابادی می باشیم . به راستی کسانی که قرائتِ صحیحِ ظاهرِ قرآن را بلد نیستند ، چگونه مدعی رسیدن به معانی عمیقِ آن می باشند .

فایل صوتی قرآن خواندنِ نورعلی تابنده

👈برای مشاهده کلیپ تصویری ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

نتیجه :

حجّیتِ قول و فعلِ اقطابِ صوفیه ، تمهیدی است برای مَسخِ فکری مُریدانِ بی چاره و تسخیرِ روح و روانِ آنان توسطِ مشایخِ تصوف که قطعاً مغایر با آموزه های قرآن و سنت می باشد . هیچ گاه قول و فعلِ غیر معصوم و اشخاصی که اشتباهاتِ فراوانی دارند ، نمی تواند حجت باشد .  

مصادیقِ فراوانی از مواردِ متناقض و پارادوکسیکال در سخنان و اعمال و رفتارِ مشایخِ لاله زاری وجود دارد که نشان می دهد حجّیتِ قول و فعل آنان ، ادعایی واهی و فریبنده ای بیش نیست .

         یکی از عقل می‌لافد ، یکی طامات می‌بافد

                                 بیا کاین داوری‌ها را به پیشِ داور اندازیم

🔵برگرفته از دروس نقد تصوف حوزوی سید رضا نوعی ( حکیم )


امضاي حکيم

 

✍️مشایخِ فرقه لاله زاری با اتخاذِ شعارِ ( عرفانِ فقاهتی ) ، از هرگونه انتساب به فرقه های متصوفه ، تحاشی می نمایند ،  تا شاید به این وسیله از انکار فقهای عظام و انزجار متشرعین در امان باشند ، فلذا در این مقاله بر آنیم تا به منظورِ تنویرِ اذهان و برای اولین بار ، انتسابِ تصوفِ لاله زاری به فرقه ذهبیه را اثبات نمائیم .

🛑انتسابِ سید علی قاضی و پدرش ( سید حسین قاضی ) به فرقه ذهبیه :

در کتاب مطلع انوار ( ج 2 ، ص 76 ) مستند به جُنگِ خطی علامه طهرانی ، سلسله مشایخِ سید علی قاضی را با دو طریق ، بشرح ذیل ترسیم نموده :

طریق اول : سید قریش قزوینی ، امامقلی نخجوانی ، سید حسین قاضی ، سید علی قاضی .

طریق دوم : مرد جُولا ، سید علی شوشتری ، ملا حسینقلی همدانی ، سید احمد کربلائی طهرانی ، سید علی قاضی .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑شرح حال تفصیلی برخی اقطابِ فرقه ذهبیه :

1- علامه طهرانی در شرح حال سید قریش قزوینی در کتاب مطلع انوار ( ج 2 ص 44) می نویسد :

( حاج سیّد قریش از سادات صاحب نَفَس و اهلِ سلوک بود و از علم و فضل بهره وافی داشت 👈و از أقطاب سلسلۀ ذهبیّه به شمار می‌آمد👉 ، چنانکه در شرح حال وی آمده است: حاج امامقلی تبریزی دستِ ارادت به وی داده است . )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- علامه طهرانی در شرح حال امامقلی نخجوانی در کتاب مطلع انوار ( ج 2 ، ص 40 و 77 ) می نویسد :

( ... داستان أساتید عرفانی مرحوم قاضی ، از قرار نقل خودشان بدین‌ طریق بوده است که : استاد اوّل ایشان، پدرشان آقا سیّد حسین قاضی ، و او شاگرد امامقلی نخجوانی ، و او شاگرد آقا سیّد قریش قزوینی بوده است . از این قرار که 👈امامقلی نخجوانی در نخجوان در زمان شباب خود ، عاشق یک پسر أرمنی می‌شود 👉 و به طوری عشق او بر او غالب می‌گردد که خواب و خوراک را از او می‌گیرد ، ... )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

همانطوریکه ملاحظه می فرمائید ، علامه طهرانی ، به جریان عشقِ مَجازی امامقلی نخجوانی که یکی از اقطاب فرقه ذهبیه و استاد سید علی قاضی است ، تصریح نموده ، یکی از انحرافاتِ صوفیه ، جریان عشق مَجازی و ارتباط اغلب اقطابِ آنان با اَمرَدان ( پسران) زیبا رو ، می باشد که قلم را از پرداختن به آن ، شرم می آید ، فلذا بهتر آن دیدیم که از بابِ ( فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ ) این مقوله را بگذاریم و بگذریم .

3- علامه طهرانی در نمودار سلسله طریق سید علی قاضی ، بعد از ایشان نام علامه طباطبایی را نیز آورده ، حال آنکه اگر چه ایشان شاگرد قاضی و از سوی دیگر استاد علامه طهرانی است ، ولی با توجه به نقدهای جدی که در تفسیر المیزان نسبت به تصوف دارد قطعا وی را باید بعنوان یک عالمِ شیعه مخالفِ تصوف به شمار آورد ، نه یکی از مشایخ صوفیه .

🛑 طریقه انتسابِ سید علی قاضی و علامه طهرانی به فرقه ذهبیه :

در کتاب اسرار ملکوت ج 2 ص 512 و513 ) می نویسد :

سید هاشم حداد از طریق استاد خود ( سید علی قاضی ) به فرقه ذهبیه انتساب دارد و ایشان نیز در وصیت خویش ، علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی را در امور شریعت و طریقت و تربیت افراد برای وصول به حق ، تعیین نموده است .

📚 ( کتاب اسرار ملکوت ، ج 2 ، ص 512 و 513 )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑ریشه یابی و تحلیل شعار ( عرفانِ فقاهتی ) :

 علامه طهرانی در کتاب حریم قدس ( ص 76 ) و کتاب مطلع انوار ( ج 2 ص 55 ) می گوید :

(( روزي در مجلسي عظيم كه بسياري از مراجع و علماي فقه و حديث از جمله مرحوم آية الله آقا سيّد ابوالحسن اصفهاني و آقا ضياء الدّين عراقي و غيرهما بودند و كلام در ميانشان ردّ و بدل بود ، مرحوم قاضي با صداي بلند بطوري كه همه بشنوند فرمودند :

     👈 « نِعمَ الرّجُلُ أن يَكونَ فَقيهًا صُوفيًّا » 👉

و اين سخن ، مانند ضرب‌المثل‌ها از كلماتِ مرحوم قاضي بجاي مانده است . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1- سخن مرحوم قاضی ، در پارادایم تصوف لاله زاری بعنوان یک شعار راهبردی تلقّی گردیده ، لیکن در گذر زمان و مواجه شدن با مخالفتِ مراجعِ عظام با تصوف و نیز انزجارِ متشرعین از صوفیه ، دکترینِ فرقه مزبور بصورت رندانه ، کلمه عارف را جایگزین عبارت صوفی نموده و در گام بعدی ، شعارِ نمادین ( عرفانِ فقاهتی ) را در کوی و برزن رواج دادند .


2- اینکه آقای قاضی و ارادتمندان و مریدان وی مانند : سید هاشم حداد و علامه طهرانی ، فقیه واقعی را صوفی می دانند ، ریشه ی این حرف را می توان در سخنان اقطاب سلف صوفیه از جمله سید حیدر آملی ، سراغ گرفت . نامبرده در کتاب جامع الاسرار ( ص 611 ) و ترجمه آن جلوه دلدار ( ص 803 ) می گوید :

     ( ... و کان الغرض من ذلک یصیر الشیعة صوفیة و الصوفیة شیعة ... )

یعنی : منظور اصلی ما این است که شیعه ، صوفی و صوفی نیز شیعه گردد .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

3- علامه طهرانی در کتاب اسرار ملکوت ( ج 3 ص 227فرزندش سید محسن طهرانی را ، درویش خطاب می کرده :

محسن طهرانی خودش می گوید : ( پس از سخنرانی که داشتم و پدرم شاهد صحبت های من بود ) مرحوم والد (علامه طهرانی ) در حالی‌که هنوز لباس خود را تغییر نداده بودند، در ایوان منزل ایستادند و فرمودند :

     ( آقا سیّد محمّد محسن ، درویش ، نَفَست گرم ! )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

4- شعار ( عرفان فقاهتی ) را هرگز نباید به معنای مدارج عالیه فقهی مشایخ لاله زاری ، تلقی نمود ، زیرا سید هاشم حداد ،  فقط دروس مقدماتی حوزه علمیه (تا سیوطی) را گذرانده و علامه طهرانی نیز خودش در کتاب مهر فروزان ( ص 104) تصریح نموده که در خواب از جانب خداوند به ایشان خطاب شده که آقا سید محمد حسین ، ما این لقبِ 👈علامه آیت الله 👉 را برای تو مقرر نمودیم و فقط تو مستحق این لقب و اتصاف می باشی .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴وضعیتِ تصوف لاله زاری پس از درگذشتِ علامه طهرانی :

علامه طهرانی ، هیچ کس را بعنوان وصی و جانشین خویش در امور طریقتی ، تعیین ننموده که همین امر اولاً موجب بروز اختلافات شدید بین فرزندان وی ( سید محسن و سید صادق ) گردیده و ثانیاً آینده تصوف لاله زاری را در هاله ای از ابهام و در معرض انشعابی دیگر و تا حدودی در معرض اضمحلال قرار داده است .

✔️اقدام عجیب علامه طهرانی در عدم تعیین وصیِّ طریقتی را از جهتی می توان مشابه اقدام نورعلی تابنده ( قطب دراویش گنابادی ) دانست ، زیرا او نیز برخلاف سیره اسلاف گنابادیه ، فرزند یا یکی از خاندان تابنده را بعنوان قطب فرقه مزبور تعیین نکرده ، بلکه سید علیرضا جذبی طباطبایی ( ثابتعلیشاه ) را معین نموده است .

🛑محمد حسن وکیلی ، مبلغ و مروج تصوفِ لاله زاری ، وابسته به بیتِ سید صادق طهرانی :

آقای محمد حسن وکیلی بر اساس پارادایم اصلی لاله زاری و شعار عرفان فقاهتی ، تلاش خود را معطوف به تحققِ منویّاتِ سید حیدر آملی ( یصیر الشیعة صوفیة و الصوفیة شیعة ) نموده و در این راستا تاکنون دو تالیف اساسی داشته ، یکی از آنها ( کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ) می باشد که به زعم خود می خواسته اقطابِ صوفیه مانند : ابن عربی ، مولانا ، عطار و ... را شیعه خالص بنمایاند ، تالیفِ دیگر وی نیز کتاب ( شهید عارف ) نام دارد که در آن سعی نموده علما و فقهای عظامِ شیعه مانند : شهید اول ، مجلسی اول و ابن فهد حلی ( رحمه الله علیهم ) را بعنوان عارف ( صوفی ) معرفی نماید .

✔️ علاقمندان می توانند مقالات نگارنده در نقد آثار و آراء نامبرده را در همین سایت و نیز کانال تلگرام حکیم ، مطالعه نمایند .

✔️کانال ( @ostad_vakili) چندی قبل ، در پوسترها و پست های خود از آقای وکیلی به عنوان ( آیة الله حاج شیخ محمد حسن وکیلی ) یاد می کرد ، اما ناگهان با اقدامی منفعلانه ، مبادرت به صدور بیانیه ای کرده و طی آن خاطر نشان نموده که به جهت ممانعتِ خودِ استاد ( وکیلی ) ، دیگر از لقبِ ( آیت الله ) درباره ایشان استفاده نخواهد کرد .⁉️😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑مقایسه آرم فرقه ذهبیه با آرم سایت لاله زاری :

آرم فرقه ذهبیه ، دو اسمِ متداخلِ ( هو ) می باشد که تشابه لوگوی سایتِ (عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت) با آن ، در حد خود قابل تأمل می باشد .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


🛑سخن آخر :

با توجه به مستندات فوق ، اقدامات پوپولیستی پیروان لاله زاری که بمنظور تحاشی از انتساب به تصوف ، آنهم با شعار نخ نما شده 👈( عرفان فقاهتی ) 👉 و جایگزین ساختن کلمه عارف ، به جای صوفی ، انجام می گردد ، قطعاً راه بجایی نخواهد برد . زیرا عرفانِ ( مُصطَلَح ) و تصوف ، دو روی یک سکه هستند که حسابِ آن با حسابِ عرفانِ حقیقی که منزه از سلسله مشایخ و مبرای از ( های و هوی طریقتی ) می باشد ، از یکدیگر کاملاً جدا می باشد .

     عابد و زاهد و صوفی ، همه طفلانِ رهند

     مرد اگر هست به جز عالِمِ ربّانی نیست

stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف حوزوی سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

🔴علمِ غیبِ ملا نصرالدین و ظهورِ خلق الساعه آش برای مردم ⁉️😳

✍️علامه طهرانی در کتاب مبانی اخلاق در آیات و روایات ( ج2 ص 85 و 86 ) یکی از جوک ها  و فکاهیاتِ ملا نصرالدین را نقل کرده و سپس تحلیل و تاویل عرفانی عجیب و غریبی از آن ارائه نموده که ذیلا پس از نقل عینِ عبارات وی ، به نقد و بررسی سخنان ایشان می پردازیم .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉
 
🛑داستان آشِ نذری ملا نصرالدین از زبان علامه طهرانی :

(( ملاّنصرالدّین به دکّان نانوایی رفت تا نان سنگک بخرد ، دید دکّان نانوایی خیلی شلوغ است . ... با خودش گفت : ... اگر من بخواهم از اینجا نان بگیرم باید تا عصر بایستم ؛ . ..  لذا خطاب به کسانی که در صف خرید نان بودند کرده و گفت : .... به آن پشت بروید ، در آن خانه آشِ مجّانی میدهند ! همۀ مردم ... رفتند تا آش بگیرند . ...ملا با خودش فکر کرد که .... نکند واقعاً آنجا آش بدهند  ، خودش هم ... به دنبال خلق الله رفت . اتّفاقاً دید که آنها دارند آش می گیرند ، ملا هم یک کاسۀ آش گرفت و به خانه اش رفت ! ))

🛑نقد و بررسی تحلیلِ عارفانه علامه طهرانی از داستانِ فوق :

علامه طهرانی برای فکاهی فوق ، از منظر عرفانی سه احتمالِ تأویل گونه و عرشی مطرح نموده که ذیلا بطور مجزا به نقد و بررسی آنها می پردازیم :

الف ) وجه اول : ( برخورداری ملا نصرالدین از علم غیب ) : 😳😁

علامه طهرانی می گوید :

(( یک صورت این است که : واقعاً ملاّ علم غیب داشته و می دانسته که آنجا آش خیرات می کرده اند و مردم نمی دانستند ، لذا به مردم گفته است که بروید آش بگیرید ))

نقد و بررسی احتمال اول :

 قرآن کریم در آیه ( 26 و 27 سوره جن ) می فرماید : ( َالِمُ الْغَيْبِ فَلَا يُظْهِرُ عَلَىٰ غَيْبِهِ أَحَدًا ، إِلَّا مَنِ ارْتَضَىٰ مِنْ رَسُولٍ ... )
 
همچنین در تفسیر کنز الدقائق ( ج 13 ص 490 ) ذیل آیه فوق از امام صادق (ع) فوق روایت کرده :

«ان لله عز و جل علمين: علما عنده لم يطلع عليه احدا من خلقه و علما نبذه الى ملائكته و رسله فما نبذه الى ملائكته و رسله فقد انتهى الينا»

فلذا به استناد آیه فوق و نیز روایات صحیح وارده ، علم غیب ، بالإصاله و مستقلاً مختص به خداوند متعال است و تنها انبیاء ، ملائکه مقرب و امامان معصوم (ع) ، آنهم به اذنِ خدا و به اندازه ای که او صلاح بداند از این علم بهره مند می گردند . فلذا :

1- ملا نصرالدین که یک چهره ی خیالی و اغراق آمیز ، برگرفته از شخصیتِ یک فردِ سنی مذهبِ مجهول الحال می باشد ، قطعاً از علم غیب بی بهره بوده و احتمالِ برخورداری او از علم غیب ، به مراتب از اصل فکاهی فوق ، خنده دار تر است .

2-  کاربرد علم غیب ، هرگز برای اطلاع از اینکه کجا آش نذری می دهند نیست . گویا علامه طهرانی ، جایگاه علم غیب را بسیار پیش پا افتاده فرض نموده است .

3- متن داستان که خود علامه طهرانی نقل کرده با چنین احتمالی سازگاری ندارد . زیرا در آن تصریح شده که ملا برای خرید نان به نانوایی مراجعه کرده ، نه اینکه آدرس آش نذری را که از طریق علم غیب بدست آورده ، به مردم اطلاع دهد .

4- تنها در صورتی برای یک متن می توان وجوه مختلفی را مطرح کرد که آن متن ، دارای نوعی ایهام و یا کلی گویی باشد ، بنابر این با توجه به اینکه در متن داستان به انگیزه ملا ( به هم زدن صف طولانی نانوایی ) و دروغ بودن اصل خبر تصریح شده ، مطرح نمودنِ احتمالِ برخورداری او از علم غیب توسط علامه طهرانی ، سالبه به انتفاء موضوع و سخنی اعجاب برانگیز می باشد .


ب ) وجه دوم : ( انطباقِ اتفاقی دورغِ ملا با واقعیت ) :

علامه طهرانی می گوید :

( صورت دوّم اینکه : اتّفاقاً آش خیرات می کردند و ملا نیز اصلاً نمی دانسته است و به مردم گفته است : آنجا بروید آش خیرات می کنند . و اتّفاقاً هم آش خیرات می کردند . مردم آش را گرفته اند ، و او هم آش را گرفته است . )

نقد و بررسی احتمال دوم :

در نقل های مشهور و صحیحی که از فکاهی مزبور وجود دارد ، تصریح شده که ملا برای به هم زدن صف طولانی نانوایی ، به دروغ گفت : فلان جا آش نذری می دهند ، و دست مایه ی اصلی داستان که رنگِ فکاهی و طنز به آن می دهد نیز این می باشد که ملا نصرالدین ، دروغِ خودش را باور کرده است .

 👈اما در هیچ منبع معتبری نقل نشده که واقعاً آش نذری در کار بوده و ملا و دیگران آش نذری گرفته باشند . ظاهرا علامه طهرانی این موضوع را به همراه جزئیاتی دیگر مانند نوع نانوایی ( سنگکی ) ، بدان افزوده و به اصطلاح روغن پیازش را زیادتر کرده .

ج ) وجه سوم : ( نزول آش از آسمان بخاطر درخواستِ مردم ) 🪐🥣🍯😳😁

علامه طهرانی می گوید :

( صورت سوم این است که : هیچ آشی در کار نبوده و ملاّ هم هیچ خبری نداشته ، بلکه می خواسته مردم را گول بزند که بلند شوند و بروند تا دکّان خلوت بشود و نانِ خودش را بگیرد . این جمعیّت مردم هم به هوای آش حرکت کرده اند و آنجا رفته اند و در خانه را زده اند و گفتند : ( به ما آش بدهید ) ، 👈ناگهان آنجا آش پیدا شده و درست شده است ، 👉و مردم و حتی خودِ ملاّ هم آش گرفته است ! )

علامه طهرانی علیرغم اذعان به دروغگویی و فریبکاری ملا و در صورتیکه واقعاً آشی در کار نبوده ، می گوید : 👈 صرفاً در اثرِ خواستِ آن جماعت ، آش پیدا می شود ! 👉 ...

ایشان در ادامه برای پاسخ به سئوالِ مقدر و توجیه ادعای عجیبِ خود ، درخواست باران توسط مردم در خشکسالی شهر قُم و اقامه ی نماز استقساء به امامت مرحوم آیت الله خوانساری را بعنوان شاهدی بر مدعای خویش ، مثال زده است .

نقد و بررسی احتمال سوم :

1 - مقایسه درخواستِ آش با طلب باران در مواقعِ خشکسالی ( نماز استسقاء ) ، قیاسی مع الفارق است ، توضیح اینکه :

درخواست باران ، خواسته ای ضروری ، صادقانه ، مخلصانه ، مضطرانه ، موحدانه و بر اساس وعده ی صادقانه شارع مقدس ( در مورد اجابت دعا ) ، آنهم فقط از درگاه خداوند متعال انجام می گردد ، لیکن درخواست آشِ نذری توسط تعداد انگشت شماری فریب خورده و طمّاع انجام گردیده که صرفاً آشِ مُفت نذری را بر خریدِ نان ، ترجیح داده اند ، خصوصا اینکه ، درخواست آنها صادقانه ، مضطرانه و از راه التجاء به درگاه خداوند نبوده ، بلکه از راه مراجعه به آدرسی واهی بوده است ، فلذا هرگز این دو گروه را نمی توان با یکدیگر مقایسه کرد .

✔️ چگونه می توان باور کرد که تعداد اندکی که در صفِ خریدِ نان هستند ، یکباره با یک خبری دروغ ، هوس خوردنِ آش و یا هر غذای مُفت و مجانی دیگری به سرشان بزند و آنگاه خداوند نیز 👈 صرفاً بخاطر همین درخواست و هوسِ این افراد 👉 از آسمان برایشان آش یا چلو کباب نازل کند . ⁉️😳

2 - برای اینکه غیر معقول بودن احتمال مطروحه توسط علامه طهرانی برای خوانندگان فهیم این مقاله ، بیشتر ملموس شود ، می توانید حالِ آن صاحبخانه ی از همه جا بی خبر و بی چاره را تصور کنید که ناگهان مشاهده  نموده از آسمان ، یک دیگِ بزرگِ آش در مقابلش ظاهر شده و هنوز از گیجی و مَنگی این امرِ شگفت انگیز بیرون نیامده که می بیند دربِ خانه اش را می زنند و تعدادی از مردم به او می گویند :

آدرس منزل شما را جنابِ ملا به ما داده که آش نذری بگیریم ، آن صاحبخانه نیز تازه می فهمد که آن دیگِ آش را خداوند بخاطر درخواست این جماعت از آسمان نازل فرموده ، لذا آش را بین آنان که خودِ ملا نیز در میانشان بوده ، تقسیم می کند . 😁

لابد ملانصرالدین نیز در آن میان ، بخاطر نتایج شگفت انگیز دروغش که موجبِ نزولِ مائده آسمانی ( آش ) گردیده ، بخود می بالیده ...😳


تبصره :

خوانندگان محترم توجه داشته باشند که این سخنان عجیب را یک فرد عادی به زبان نمی آورد بلکه نظریه پردازی های عارفانه و افاضاتِ عرشی کسی است که مدعی است در خواب ، به او گفته اند که فقط ایشان شایسته عنوان ( علامه آیت الله ) می باشد .

👈برای مشاهده مدرک ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑نقدی بر رویکرد تأویلی علامه طهرانی به فکاهی آشِ نذری ملانصرالدین :

1- علامه طهرانی ، فکاهی مزبور را به منزله ی وحی مُنزَل و یا حدیثی صحیح السَّند و موثق در نظر گرفته و آنگاه به توضیح و تفسیر و خصوصاً تأویل عرفانی داستان پرداخته است . حال آنکه داستان مزبور مانند بسیاری از داستان ها و فکاهیات مشابه ، الزاماً مابه ازای خارجی و مصداق عینی نداشته ، بلکه ساخته و پرداخته ذهنی افرادی است که در طی قرون و اعصار گذشته و بر اساس فولکلور ( فرهنگِ عامه ) و سینه به سینه نقل شده و  قطعاً حذف و اضافاتی نیز در آن صورت گرفته است .

2- تنها در صورتی می توان بر اساس هرمنوتیک ، نسبت به تفسیر ، تأویل و قرائت های متنی و فرا متنی اقدام نمود که اصلِ متن ، این قابلیت را داشته باشد . فلذا با توجه به متنِ فُکاهی ( آشِ نذری ملا ) که توسط علامه مطرح گردیده ، طرح فرضیات اول و سوم از سوی ایشان ، سالبه به انتفاء موضوع تلقی می گردد .


توضیح اینکه :

در فکاهی مزبور ، تصریحِ متن به فریبکاری و درغگویی ملا نصرالدین ، اجازه ی مطرح نمودنِ احتمالِ علم ِغیب داشتنِ او را کلا منتفی می سازد ، از سوی دیگر تصریحِ متن به طمع ورزیدنِ مردمانی ساده لوح که آشِ نذری مُفت را بر خریدِ نان ترجیح داده اند ، جایی برای مقایسه ی در خواست آنان با درخواستِ بارانِ و استسقاء که امری ( صادقانه ، مضطرانه و موحدانه ) است ، باقی نمی گذارد .

سخن پایانی :

نگارنده تاکنون نقدهای تخصص فراوانی به آراء و نظرات علامه طهرانی و فرقه لاله زاری داشته ، لیکن خصوصیت نقد حاضر آن است که به بهترین وجه ، میزانِ ساده اندیشی کسی که مدعی تنها فردِ شایسته برای عنوانِ شامخِ ( علامه آیت الله ) می باشد را برای مخاطبانِ فهیم و پیروان بصیرِ مکتبِ اهل بیت (ع) ، ترسیم می نماید .

stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف حوزوی سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 38

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 292
  • کل نظرات : 74
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 14
  • آی پی امروز : 37
  • آی پی دیروز : 166
  • بازدید امروز : 192
  • باردید دیروز : 821
  • گوگل امروز : 24
  • گوگل دیروز : 396
  • بازدید هفته : 17,497
  • بازدید ماه : 48,547
  • بازدید سال : 163,508
  • بازدید کلی : 1,127,603