close
تبلیغات در اینترنت
شرح عرفانی و اخلاقی ( المومن مراه المومن )

پیام شیعه | Shia

شرح عرفانی و اخلاقی ( المومن مراه المومن )


امروز : جمعه 23 آذر 1397

Translate Website to Arabic Translate Website to English Translate Website to German Translate Website to Turkish Translate Website to Spanish Translate Website to Korean Translate Website

کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )

کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )

شرح عرفانی و اخلاقی ( المومن مراه المومن )

شرح عرفانی و اخلاقی ( المومن مراه المومن )

قال رسول الله (ص) : الْمُومِنُ مِرآةُ الْمُومِنِ  ( بحار الانوار،61 ، 235 )

(( وایضاً همین عبارت از آقا امیرالمومنین در کتاب شریف تُحَفُ العُقول ( ص 171) روایت گردیده است. ))

ما حدیث شریف فوق را ذیلاً از دو منظر عرفانی و اخلاقی شرح و تفسیر می نمائیم :

الف : شرح عرفانی و ولائی حدیث :

بدانکه یکی از اسامی خداوند سبحان ( اَلْمُؤْمِن ) می باشد .

1. هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿آیه 23 حشر﴾

همچنین ، اسم مومن ، به انسانی اطلاق می گردد که نور ایمان در آئینه ی دلش تابیده و در سیر و سلوک به سرمنزل خورشید حقیقت ، همه ی غبارهای تعیناتش ، بحکم ( مَحوالموهوم ) از صحیفه ی وجودی او ، رخت بربسته و به تعبیر قرآن کریم :

الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ ( آیه 82 انعام ) به مقام فنا و ( امن ) رسیده است .

انسان مومن در چنین حالی از قهر و غضب الهی رسته وعبارت ( یا امان الخائفین ) نشانه ای از این رهیافت می باشد ، دیگران نیز از شَرِّ او در امان می باشند .

شرح تفصیلی در ادامه مطلب

 


2. شرح حدیث :

(1)  اگر ( مومنِ ) اول در حدیث را سالک الی الله  و منظور از مومنِ دوم در حدیث را حضرتِ حق بدانیم ، در اینصورت سالک ، همانند آئینه ای است که خداوند با اسماء و صفاتش در او تجلی کرده و حضرتِ حق ، در این آئینه ، کمالات خویش را مشاهده می نماید .
 

ظهور تو به من است و وجود من از تو             وَ لَسْتَ تَظْهَرُ لَوْلاىَ، لَمْ أكُنْ لَوْلاكْ‏

***

عکس روی تو چو در آینه جام افتاد                 عارف از خنده می در طمع خام افتاد

حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد          این همه نقش در آیینه اوهام افتاد

این همه عکسِ مِی و نقشِ نگارین که نِمود          یک فروغِ رُخ ساقیست که در جام افتاد

***

روی جانان طلبی آینه را قابل ساز                   ور نه هرگز گُل و نسرین ندمد ز آهن و روی

***

عزیزا هر دو عالم سایه ی توست          بهشت و دوزخ از پیرایه ی توست

تویی از روی ذات آئینه ی شاه            شَه از روی صفات آیه ی توست

که داند تا تو اندر پرده ی غیب             چه چیزی و چه اصلی مایه ی توست

تو اندر پرده ی غیبی و آن چیز            که می‌بینی تو آن خود سایه ی توست


(2) – اگر ( مومنِ ) اول را پیامبر ( ص ) و علی (ع) و ( مومنِ ) دوم را خدا ، بدانیم ، در اینصورت ، این دو بزرگوار بمنزله ی آئینه ی کامل و خدانما می باشند که اسماء و صفات و کمالات خدای تعالی را می توان در آئینه ی دلآرای این دو ، مشاهده نمود .

 

پیامبر اکرم (ص) با توجه به همین حقیقت ، فرمودند :

قَالَ أَبُو قَتَادَةَ : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : " مَنْ رَآنِي فَقَدْ رَأَى الْحَقَّ " ( مشيخة ابن شاذان الصغرى حدیث 4 )(بحار الانوار،61 ، 235)

(( یعنی هرکه مرا ببیند ، بدرستیکه ( در آئینه ی جمال دلآرای من ) ، حضرتِ حق را مشاهده نموده است . ))

 

و آقا امیرالمومنین ( ع ) نیز فرمودند : ( ما کانَ لله اکبر آیةً مِنِّی )

یعنی بخدا قسم که برای حضرتِ حق ، آیه ای ( آئینه ای ) بزرگتر از من ، وجود ندارد .

 

عرفا از قلبِ انسانِ کامل به جامِ جهان نما ، تعبیر می نمایند که در آن ، همه ی اسماء وصفات خداوند سبحان ، متجلی می باشد .

از این حیث ، شایسته است که درمقامِ خطاب به پیامبر، علی و ائمه اطهار و سِیّما بقیة الله الاعظم ( علیهم السلام ) با اشعار زیرعرض ادب نمائیم :

دل میبری و روی نهان میـــکنی چرا ؟        خود میکُشی مرا و فغان میکنی چرا؟

گــر در کمین کُشتن عشاق نیستی             تیرِ کـــرشمه را به کمان میکنی چرا؟

گـــر در خیال  مَرهَم دلهای خسته ای          آن تارِ طُره مُشک فشان میکنی چرا؟

تا چند روی نشان میدهی بخلق                 رازِ مرا ز پرده عیان میکنی چرا ؟

چون چشمِ التفات تو با یارِ دیگریست          اشکِ مرا ز دیده روان میکنی چرا ؟ 

   ( شعر منسوب به ناصر الدین شاه )

پیر میخانه سحر ، جام جهان بینم داد          و اندر آن آینه از حُسنِ تو کرد آگاهم

 
(3) – اگر ( مومنِ ) اول را خدا و ( مومنِ ) دوم را انسان سالک بدانیم ، آنگاه انسان در آئینه ی تجلیات اسمائی خدا ، به شهودِ گوهرِ خویش نائل می گردد و در این نگاه ، خود را فقیر الی الله و فانی فی الله مشاهده می نماید :               

لازم به ذکر است : چون مومن ، اسمِ خداست و مقام اسمیَّت برای حضرات معصومین (ع) بحکم ( نَحنُ وَجهُ الله و نَحنُ وَلله الاسماء الحُسنی ) ، ثابت است فلذا وجه سومی که در بالا اشاره شده ، در حقیقت با وجه دوم از شرح حدیث ، فرقِ مُعتنابِهی ندارد. بعبارت دیگر ، حضرات معصومین (ع) ، مَظهرِکامل همه ی اسماء خدا و مِن جُمله ، اسم ( المومن ) می باشند و براساس آئینه بودن این اسم ، آنها برای سایر مومنان ، بمنزله ی آئینه ی کامل و خدانما ، هستند که (آیه 21 سوره مبارکه احزاب ) نیز به همین موضوع اشاره دارد :

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ

تبصره : همانطوریکه در مطالب فوق اشاره شد ، مومن در منتها الیهِ سیر و سلوک خویش  به تصریحِ قرآن کریم :

الَّذِينَ آمَنُوا وَلَمْ يَلْبِسُوا إِيمَانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولَٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ ( آیه 82 انعام ) به مقامِ امن ، نائل می گردد که آیه ی شریفه ی مورد بحث ، شرطِ وصولِ به آنرا نپوشاندن آئینه ی ایمان به تیره گی ظلم معرفی نموده است . قابل توجه اینکه ، منظور از ظلم نیز طبق روایات وارده : شرکِ ( خفی و جلی ) می باشد . 

عبارتِ ( أُولَٰئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ ) نیز بر اساس محاسبه ی ابجد صغیر ، برابراست با عدد (100)

همچنین در قرآن از عدد صد ، که نمادی برای کامل بودن و کمال می باشد ، اینگونه سخن به میان آمده است :

قالَ بَل لَبِثتَ مِائَةَ عام ( بقره 259 )

واِن يَكُن مِنكُم مِائَة يَغلِبوا اَلفـًا ( آیه 65 انفال )

مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی سَبیلِ اللّهِ کَمَثَلِ حَبَّة أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی کُلِّ سُنْبُلَة مِائَةُ حَبَّة وَ اللّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیمٌ ( آیه 261 بقره )

ترجمه : کسانى که اموال خود را در راه خدا انفاق مى کنند، همانند بذرى هستند که هفت خوشه برویاند، که در هر خوشه، یک صد دانه باشد، و خداوند آن را براى هر کس بخواهد ( و شایستگى داشته باشد )، دو یا چند برابر مى کند، و خدا از نظر قدرت و رحمت، ( وسیع ) و ( به همه چیز ) داناست.

(( چونکه صد آمد ، نود هم پیش ماست ))

( المومن ) بر اساس ابجد صغیر برابر است با عدد ( 23 ) و کلمه ی ( یَنظران ) که به معنی نگاه کردن دو نفر است نیز معادل عدد (23) می باشد . یعنی بین اسم مومن با مظهر خویش ، یک نحوه مناسبت و تظاهری متقابل (( آئینه روئی و آئینه خوئی ))، وجود دارد مانند نگاه کردنِ صاحب عکس به تصویرِ خویش در آئینه و متقابلاً ، نظاره نمودن آئینه به صاحبِ جلوه .

آن بُت نِمود عکسِ رُخِ خود در آینه          من بُت پرست گشتم و او خود پرست شد

همچنین در آیه شریفه ی (82 انعام) عبارت ( الْأَمْن )، براساس ابجد صغیر برابر است با ( عدد 14) که معادل ( سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي )می باشد

 

سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِي ، نیز یعنی هفت آیه ی دو تائی ، که هفت تا دوتا ، معادل عدد (14) بوده و برابر است با تعداد حضرات معصومین (ع)
 بعبارت دیگر ، رسیدن به مقامِ امن در سیرو سلوک ، جز پناه برده به حصنِ حصینِ ولایتِ ائمه ی اطهار (ع) ، برای احدی ، میسر نخواهد بود.

( وِلایَتُ عِلِیّ ابِن اَبِی طالِب حِصنِی ، فَمَن دَخلَهُ اَمِنَ مِن عَذابِی )

از رهگُذرِ خاکِ سَرِ کوی شما بود           هر نافه که در دستِ نسیم سحر افتاد

خوشا دیده ی بینائی که از دیدنِ انوارِ حق ، در آئینه های مزبور ، همانند خُفاشانِ کور دل ، محروم نباشد زیرا رسول اکرم (ص) فرمودند :

 (( شَرُّ العِمَی عِمَی القَلب)) ( یعنی : بدترین کوری ، نابینائی دیده ی قلب می باشد ).
 


ب : شرح اخلاقی حدیث :
    نگاهِ اخلاقی به حدیث مذکور ایجاب می نماید که ( مومنِ ) اول را انسانِ با ایمان و متأدب به آداب الهی و منظور از مومنِ دوم را ، عمومِ مومنان بدانیم .

در این نگرش ، انسان نسبت به سایر مومنین ، بمنزله ای آئینه ای خواهد بود که زشت و زیبای او را بنمایش می گذارد .

در این خصوص از پیامبر(ص) روایت شده که فرمودند :

( اَلمومِنُ مِرآةً لِاخِیهِ المومِن ) یعنی ( مومن آینه ی برادر مومنش می باشد ) . ( بحارالانوار، ج 71، ص 233 )

البته در نحوه ی آئینه خو بودن مومن ، که خود مرتبه ای از امر به معروف و نهی از منکر محسوب می گردد ، لطائفی را بشرح ذیل می توان لحاظ نمود :

(1) آینه ، رو در رو و بدون سرو صدا و نه پشت سر ، عیوب را می گوید.

دوست دارم که دوست عیب مرا / هم چو آئینه پیش رو گوید

نه که چون شانه با هزار زبان /  پشت سر رفته مو به مو گوید

(2) آینه تنها عیب ها را نشان نمی دهد بلکه زیبایی ها را نیز نشان می دهد.

(3) آینه عیب ها و نقایص دیگران را چند برابر نمی کند.

(4) آینه، عیب ها ی دیگران را از روی پاکی و صفای درونی خویش و بدون ملاحظه جایگاه فردی یا اجتماعی فرد ، فقط به خود او ( نه دیگران ) می گوید.

(5) آینه زمانی می تواند عیب ها را نشان دهد که خود ، تیره و آلوده نباشد.

(( رطب خورده منع رطب کی کند ))

(6) آینه را نباید شکست،  و از دوستی که عیب ما را به متذکر می گردد باید تشکر نمود.

آینه چون نقش تو بنمود راست            خود شکن ، آئینه شکستن خطاست

در روایت است که : ( بهترین دوستان ما کسانی هستند که عیوب ما را به ما هدیه دهند .)

(7) آینه صرفا به قضاوت در مورد ظاهر، می نشیند و به تجسس و عیبجوئی دیگران نمی پردازد و بمحض اینکه از فرد ، از پیش رویش رفت ، عیوب او را در دل خویش نگه نداشته و آنها را فراموش می کند .

(( ولله الحمد و علیه التکلان ))

 

امضاي حکيم

دسته بندي: شرح احادیث و ادعیه,شرح احادیث,

برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,,,,

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی

به دليل بروز بودن سايت لطفا از صفحات ديگر هم ديدن کنيد

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد

فان بروز متفاوت ترین سایت تفریحی آموزشی
پرسش از حکیم در تلگرام