loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

🔴گرایش سید هاشم حداد به پانتئیسم 🔴

✍️«پانتئیسم» (pantheism) یا همه خدایی که نوعی برداشتِ انحرافی از وحدت وجود می باشد ، آنچنان در پارادایمِ فکری سید هاشم حداد به عنوان یکی از مشایخ تصوف لاله زاری و سخنان شطح گونه وی مانند : ( آب خداست ، وضو خداست ، مُهر خداست ، .... ) تبلور یافته که مریدان و پیروان او که مدعی عرفان و تصوف فقاهتی هستند را با چالش بزرگی مواجه ساخته است .

🛑آب خداست ، وضو خداست :

علامه طهرانی در کتاب روح مجرد ( ص 70 ) تحتِ عنوان حالات تجردهای ممتدّه و مستمرّه ی آقای سید هاشم حداد ، از ایشان واقعه ای را نقل کرده که در وضوخانه ی عمومی کاظمین می گوید :

  ( آب خداست ، وضو خداست ، جائی نیست که خدا نیست )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

سید علی اکبر صداقت در کتاب ( مژده دلدار ص 66 ) در نقد سخنان فوق از قول یکی از اساتید عرفان ، می گوید :

( اين نوع قضايا صدها مرتبه براى بنده اتفاق افتاد و هيچ كدام ربطی به مقام فناى فى ‌اللَه ندارد . يا نويسنده اين قضايا مقام فنا را خودش نچشيده ، يا مى ‌خواهد به چند قضيه ، حدّاد را بزرگ كند ... 😳 )

آقای صداقت در ادامه می گوید :

( اين نوع مسائل بسيار براى استاد كشميرى در طول سال اتفاق مى ‌افتاد، حتى يك‌ بار هم اشاره به مقامِ فنا نمى ‌كرد )

👈برای مشاهده متن سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴مُهر خداست : (معاذ الله )

علامه طهرانی در کتاب روح مجرد ( ص 587 و 588 ) و سید محسن طهرانی در نفحات انس ( ص 115) می گویند :

(( یکی از همراهان مرحوم حدّاد در صف نماز از ایشان راجع به مسئله توحید سؤال می کند و ایشان دست می گذارند روی مُهر و می گویند این چیست ؟ آن شخص می گوید : مُهر است ، تربت است مرحوم حداد می گوید : شما اسمِ مُهر را رویش گذاشتید ، این لفظ مُهر را بردار ، خدا می ماند و بس . شما مسئله را پیچ می دهید و بُغرنج می کنید ، مسئله بسیار ساده و واضح است . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

سید هاشم حداد گویا به ( اسم ) از نظر فلسفی یا عرفانی نیز اعتقادی ندارد ، لذا اشیاء و موجودات را ، خدایی می داند که اشتباهاً اسماء لفظی یا کتبی گوناگونی مانند ( مُهر ، تُربت ، زمین ، آسمان ، آب ، وضو ، زید و بَکر و غیره ) بر روی آنها گذاشته شده لذا تصریح می کند که وقتی به اشیاء اشاره می کنی و می گویی ( آن ) ، این لفظِ ( آن ) ، چشمت را کور کرده ، این لفظِ ( آن ) یا اسم لغوی ( مُهر ، تربت و ... ) را بیانداز ، خدا می می ماند و بس . ( معاذ الله )

🔴این سگ هم خداست : (معاذ الله )

علامه طهرانی در کتاب روح مجرد ( ص 542 و 543 ) شش عامل را موجبِ اجتنابِ طلاب و مردم از دور و بَرِ سید هاشم حداد می داند که اولین عامل را اینگونه توضیح می دهد :

(( آقاي‌ حدّاد ميگويد : همه‌ چيز خداست‌ . يكی از آن‌ دو نفر طلبه ی اهل نجف نیز گفته‌ بود : روزی با آقا در كاظمين‌ ميرفتيم‌ ، به‌ سگی برخورد كرديم‌ ، ایشان گفت‌ : اين‌ سگ‌ هم‌ خداست‌ . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 علامه طهرانی ، موضوع فوق را صحیح نمی داند لذا در ادامه ( روح مجرد ص 546) از قولِ آقای حداد می گوید :

  (( من‌ نگفتم‌ : اين‌ سگ‌ خداست‌ . من‌ گفتم‌ : غير از خدا چيزی نيست‌ . ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

الف )  یحتمل علامه طهرانی ، برای اینکه گافِ سید هاشم حداد را توجیه و ماست مالی نماید ، جمله فوق را به او نسبت داده ، زیرا :

  احدی غیر از علامه طهرانی این تکذیبیه را از قولِ آقای حداد نقل ننموده است . ( و فیه تأمل )

ب )  عبارت ( من گفتم : غیر از خدا چیزی نیست ) ، خودش عذر بدتر از گناه است . زیرا علیرغم اینکه صراحتاً کثرات را بطور مطلق ، نفی کرده لیکن ناخواسته با درون مایه ی پارادوکسیکالِ جمله ی مزبور ، خلافِ ادعای خود را اثبات نموده است .

توضیح اینکه :

شخصی را فرض کنید که داخلِ منزل است و هنگامی که درب منزل را می زنند ، او با صدای بلند از داخل خانه می گوید : هیچ کس در منزل حضور ندارد 😳😁 بدیهی است این شخص هر چه سخن خود را تکرار کند ، خلافِ ادعایش را اثبات نموده و بیشتر بر طبلِ رسوایی خویش کوفته است . 🥁💥

ج ) تمام صوفیانی که با جملاتی مانند : ( لیس فی الدّار غیره دیّار ) ، برخلاف آموزه های قرآن و اهل بیت (ع) و مغایر با حکم صریح عقل و فطرت ، کثرات را بطور مطلق نفی می کنند ، دچار چنین تناقضی آشکار و پارادوکسیکال گردیده اند .

د ) نمونه ای دیگر از سخنان پانتئیستی سید هاشم حداد را مرحوم آیت الله سمامی از قول مرحوم شیخ جواد کربلایی اینگونه نقل می کند که :

 ( که در سامرا با سید هاشم حداد بودیم که سگی از روی جوی آب پرید ، سید هاشم نگاهی کرد و گفت :خدا پرید ! ... ) 😳

🔴دفاع جانانه علامه طهرانی از سید هاشم حداد :

علامه طهرانی در کتاب روح مجرد ( ص 58 ) می گوید :

 يكبار حقير در مجلس‌ گفتم‌ : الحَدّادُ وَ ما أدْراكَ ما الْحَدّادُ ؟!  

شخصی رو به‌ من‌ نموده‌ گفت‌ : اين‌ چه‌ توصيفی است‌ كه‌ از يك‌ مرد سادۀ معمولي‌ ميكنید ؟ حدّاد خدا را لُخت‌ و عريان‌ معرّفي‌ ميكند . آخر خدا كه‌ عريان‌ نمی شود !

   👈حقير ابداً لب‌ به‌ سخن‌ نگشودم‌ .👉  

همان‌ شب‌ در عالم‌ رؤيا ديدم‌ : او در مقابل‌ من‌ ايستاده‌ است‌ ؛ و دهان‌ خود را باز كرده‌ بود بطوريكه‌ دندانهايش‌ پيدا بود . من‌ مُشت‌ِ دست‌ِ راست‌ِ خود را گره‌ كردم‌ و به‌ او گفتم‌ : اگر یکبار دیگر اشكالی كنی ، چنان‌ بر دهانت‌ ميكوبم‌ كه‌ لبها و دندانهايت‌ با حلقومت‌ يكی شوند ! 🤛💥

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1- دفاع جانانه علامه طهرانی از استاد ، پیر و مرادش سید هاشم حداد در نوع خود بسیار شگفت انگیز است ، ایشان در مقابل شخص معترض ، فقط سکوت اختیار می کند ، لیکن در عالم خواب با کمال شجاعت ، برای شخص مذکور ، خط و نشان می کشد .😳

2- علامه طهرانی با چنین روحیه ای است که در کتاب ( ولایت فقیه در حکومت اسلام ) ( ج 2 ص 184 ) طلاب را از حضور در جبهه دفاع مقدس ( جهاد اصغر ) معاف می داند ، ایشان می گوید :

( طلّاب علوم دینیّه ... حتّى در بسیج هاى عمومى که عمومیّت شدید هم دارد، از خدمت به نظام وظیفه و حضور در جبهه و کشته شدن معفوّ می باشند. نباید طلّاب کشته شوند . بلى ، بردن آنان به جبهه جهت تبلیغ و إرشاد و ترویج دین و بیان مسائل و أحکام شرعى و رسیدگى به این امور إشکالى ندارد ؛ و لیکن باید در سنگر محفوظ باشند. ... )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

3- تصوف و عرفان مصطلح آنچنان پیروانش را در رخوت ، انزوا و عافیت اندیشی قرار می دهد که اگر تاریخ را ورق بزنیم ، بجز نجم الدین کُبری ، احدی از متصوفه را نمی بینم که در عرصه جهاد اصغر ورود کرده باشند . حال آنکه پیامبر (ص) در حدیث معروفش ( مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهَادَ الْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ الْجِهَادُ الْأَكْبَرُ ... ) ، ابتدا جهاد اصغر را مقدم می داند و پس از آن توصیه به جهاد اکبر فرموده است ، اما متصوفه گویا این کلاسِ جهاد اصغر را در عالم خلسه ی عرفانی و بصورتِ جهشی ، طی نموده اند .

✔️اگر چه حافظ ، صوفی نبوده لیکن این بیت او ظاهراً برای متصوفه فقط در کُنجِ خانقاه و در میدان مکاشفه می تواند مصداق داشته باشد نه در عالم واقع و نفس الامر :

     زیر شمشیرِ غمش ، رقص کنان باید رفت

     آنکه شد کُشته ی او ، نیک سرانجام افتاد

✔️ این کشته شدن را متصوفه فقط به فناء فی الله و موتوا قبل ان تموتوا ، تأویل می کنند که این یک سونگری آنان ، فرسنگ ها  با فرهنگ و مکتبِ عاشورایی امام حسین (ع) و اهل بیت (ع) فاصله دارد .

🔴تناقض گویی و رفتار پارادوکسیکال سید هاشم حداد :

علامه طهرانی در کتاب روح مجرد ( ص 462 ) می گوید : سيّد هاشم‌، طريقۀ حلاّج‌ را ردّ ميكردند و مي فرمودند :

(( در آنچه‌ از او نقل‌ شده‌ مطالبي‌ است‌ كه‌ دلالت‌ بر نقصان‌ او دارد. از صدر اسلام‌ تا كنون‌ كسي‌ به‌ جامعيّت‌ مرحوم‌ آقا (قاضی) نيامده‌ است‌. و ابداً از ايشان‌ و يا احدي‌ از شاگردانشان‌ اينگونه‌ مطالب‌ ( شطحیات ) ديده‌ نشد . چون منصور حلاّج‌ ( با شطحیاتش ) فاش‌ كنندۀ اسرار إلهی بود ، خلقی را به‌ فتنه‌ و فساد انداخت‌ . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

سید هاشم حداد علیرغم ادعای فوق ، خودش با گفتن جملاتی مانند : آب خداست ، وضو خداست ، مُهر خداست ، ( معاذ الله ) این سگ خداست و... ، عملاً پایش را جای پای امثال منصور حلاج گذاشته و بلکه به جرئت می توان ادعا نمود که حتی از او هم گوی سبقت را در این موارد ربوده است ، فلذا سخنانِ حلاج گونه ی او ، حداقل مبین آن است که هم دچارِ نُقصانِ سلوک بوده و هم شاگرد خوبی برای استادش ( مرحوم قاضی ) نبوده و هم خلقی را به فتنه و فساد انداخته است

 

🔴سخن بلند رهبر فقید انقلاب (ره) درباره شطحیاتِ عرفا و متصوفه :

امام خمینی (ره) در کتاب وزین مصباح الهدایه ( نور 13 ، ص 53 ) می فرماید :

(( ... و ما وقع من الشَطَحیّات من بعض أصحاب المکاشفة و السلوک و أرباب‌‎ ‌‏الریاضة، فهو لنقصان سلوکهم و بقاء الأنانیّة فی سرّهم أو سرّ سرّهم؛ فتجلّی علیهم‌‎ ‌‏أنفسهم بالفرعونیّة...))

یعنی : ( شطحیاتی که از بعضی صاحبان مکاشفه و سلوک و اهل ریاضت ، شنیده می شود ، به علتِ نُقصانِ سلوکِ آنان و بقایای انانیت در زوایای پنهانِ وجودشان و خصوصا تجلیِّ فرعونیتِ نفس آنها می باشد . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


🔴باطل بودن اعتقاد به پانتئیسم و همه خدایی از دیدگاه علامه جوادی آملی :

در تاریخ  97/2/3  پروفسور مولر آلمانی با علامه جوادی آملی ملاقات نموده و ایشان درباره پانتئیسم اینگونه سئوال می کند :

سؤال سوم این است که مفهوم «پانتئیسم» یا همه خدایی که در فلسفه غرب در قرون گذشته به عنوان یک الگوی کلامی فلسفی مطرح بوده و الآن دوباره دارد در غرب مطرح می‌شود ، آیا در ایران نیز به آن علاقه نشان داده می‌شود ؟

✔️ علامه جوادی آملی در پاسخ می فرماید :

اما درباره آن سؤال سوم شما که در مورد «همه خدایی» است ؛ این یک وحدت وجود کاذبی است که از برخی‌ خام‌ها پیدا شده ؛ حالا چه در شرق چه در غرب . خدا را نه از سنخ علم حصولی انتزاعی مفهومی می‌شود شناخت ، چون او مفهوم نیست و نه از سنخ شهودی می‌شود یافت، چون او نامتناهی است . ما تنها با برهان ، برخی از اسمای حسنای او را می‌شناسیم . همه خدایی باطل است و هرگز به مقصد نرسیده و مطلقاً از نظر عقل و استدلال و وحی محکوم می باشد .

👈برای مشاهده متن کاملِ مصاحبه ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴پانتئیسم در میان صوفیه اهل سنت :

✔️محمد بهاء الدين بيطارصوفي که از پیروان و مرواجان مکتب ابن عربی است و در عرفان نظری یَدِ طولایی دارد ، در کتاب خود به نام «النفحات القُدسيّه» ( ص 338 ) می‏ گويد :

   و ما الکلب و الخنزير الاّ الهنا

   و ما الله الاّ راهب في کنیسة

يعني : سگ و خوک نيستند مگر خدایِ ما ، و خدا نيست مگر راهبی که در صومعه است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

جای بسی تأسف و شرمساری است که این قبیل سخنانِ گستاخانه و شرم آور را عده ای به اسم عرفان به خوردِ مخاطبان و مریدانِ خویش می دهند .

🔴تحلیل نهایی و نتیجه :

در بین صوفیه و عرفای متاخر کمتر کسی همانند سید هاشم حداد اینگونه بی پرده و صریح ، تفکرات پانتئیستی اش را مطرح نموده است . اینکه نامبرده بطور مصداقی می گوید : ( آب خداست ، وضو خداست ، این لفظ و اسمِ مُهر را بردارید ، خدا می ماند و بس ... ) ، مخالف با آموزه های قرآن کریم و مکتب اهل بیت (ع) می باشد .

stickerدروس نقد تصوف حوزوی سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

🔴انکار ستارگان ، بزرگترین دستاورد نجومی مکتب تصوف  ⁉️😳

✍️اخیراً کلیپ صوتی و تصویری تحت عنوان ( عیار تجربه ) از آقای محمد حسن وکیلی در پایگاه اطلاع رسانی ایشان و کانال تلگرام مرتبط با آن در فضای مجازی منتشر شده که طی آن نامبرده ، صراحتاً وجود خارجی ستارگان را  انکار نموده و نورهایی که در هنگام شب در آسمان مشاهده می شود را تلألوهای عالَمِ مثال و ملکوت می داند که در این مقاله به نقد و بررسی ادعای نامبرده خواهیم پرداخت .



فایل صوتی سخنان آقای وکیلی


🛑نقد و بررسی ادعای آقای وکیلی ، مبنی بر انکار وجود ستارگان در جهان هستی :

 آقای وکیلی می گوید :

(( ... 👈 ما اصلاً دلیلی نداریم که یک چیزی بعنوان ستاره در عالم وجود داشته باشد که بعد بخواهیم از اندازه و خصوصیاتش حرف بزنیم 👉 ...))

تبصره :

1- وقتی می خواهند بدیهی بودن قضیه ای را مثال بزنند می گویند : ( اظهر من الشّمس ) می باشد ،  با کمال شگفتی آقای وکیلی ، بدیهی ترین حقیقت جهان هستی ، یعنی وجود خورشید که نزدیک ترین ستاره به کُره ی زمین است و سایر ستارگان را صراحتاً و مطلقاً ، انکار نموده است .

2- انکار خورشید و ستارگان ، مغایر با نص قرآن کریم می باشد . زیرا در قرآن به خلقت ( شمس ) و قمر ( ماه ) و حرکت آنها تصریح شده ( وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ ) ( آیه 33سوره انبیاء )

✔️قرآن کریم در آیه دیگر ضمن اشاره به خلقت آن دو ( خورشید و ماه ) ، نکات دقیقی را گوشزد فرموده :

(هُوَ الَّذِي جَعَلَ الشَّمْسَ ضِيَاءً وَالْقَمَرَ نُورًا وَقَدَّرَهُ مَنَازِلَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَالْحِسَابَ ۚ مَا خَلَقَ اللَّهُ ذَٰلِكَ إِلَّا بِالْحَقِّ ) ( آیه 5 سوره یونس )

الف )  برای شمس ( خورشید ) که ستاره است ، صفت (ضیاء ) را آورده و برای ماه صفت ( نورا ) ، واژۀ ضوء بر چیزى دلالت دارد که نورش ذاتى بوده و از دیگرى نگرفته باشد مانند روشنى خورشید و واژۀ نور بر چیزى دلالت دارد که نورش از دیگرى گرفته شده باشد مانند نور ماه که از خورشید گرفته .

ب )  اصل خلقت ماه و خورشید ، حق بوده و غیر قابل انکار و تشکیک می باشد .

ج ) اینکه می فرماید : ( لِتَعْلَمُوا عَدَدَ اَلسِّنِینَ وَ اَلْحِسٰابَ ) ، اشاره به آن است که با گردش دقیق و منظم ماه ( و خورشید ) ، حساب و شمار ایام ، ماه و سال را بدانید . گردش خورشید و ماه و نیز حرکت زمین ، آنقدر دقیق و منظم است که منجمان با دقت شگفت انگیزی ، زمان وقوع رخدادهای نجومی مانند : ( کسوف ، خسوف ) و غیره را در آینده محاسبه می کنند .

د ) در زمانی که با پیشرفت علم و تکنولوژی ، بشر به راحتی به کرات می رود و از سطح سیارات نمونه هایی از سنگ و خاک برای آزمایش می آورد و با ماهواره نمای کرات و خصوصا زمین و شکل کروی بودن آن را مشاهده و تصویر برداری می کند ، انکار این حقایق ، غیر قابل توجیه است .


3 - قرآن کریم به وجود ستارگان با عنوان ( نجم و نجوم ) اشاره و به خواص آنها نیز اینگونه تصریح نموده :

فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ( آیه 75 سوره واقعه )
سوگند به جایگاه ستارگان
وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ ( آیه 97 سوره انعام )
و اوست كسى كه ستارگان را براى شما قرار داد تا در تاريكى‌هاى خشكى و دريا، به وسيله آنها راه را يابيد.
َإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ ( آیه 8 مرسلات )
 وقتی که ستارگان همه بی نور و محو شوند.
طمست: طمس و طموس: كهنه شدن و محو شدن و نيز محو و هلاك كردن. لازم و متعدى هر دو آمده است. راغب ازاله اثر شى‏ء گفته است‏ آن با خاموش شدن و تيره شدن نجوم سازگار است
َإِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ ( آیه 2 سوره تکویر )
و هنگامی که ستارگان آسمان تیره شوند (و فرو ریزند).
انكدرت: كدر و كدورت: تيرگى. به معنى پراكنده شدن نيز می آيد.
وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انْتَثَرَتْ ( آیه 2 انفطار ) و هنگامی که ستارگان آسمان فرو ریزند
انتثرت: نثر: پراكندن. انتثار: پراكنده شدن. راغب گويد: «نثر الشي‏ء نشره و تفريقه» «انتثار» به معناى پراكندگى است و به چيزى كه بر سر عروس مى‌ريزند، نثار گويند.

تبصره :

الف ) وجود ستارگان بر حق بوده و خداوند به آن سوگند یاد فرموده ، حال آنکه آقای وکیلی ، اصل وجود آنها را انکار نموده و می گوید : 👈( اصلا چیزی در عالم به عنوان ستاره نداریم )😳

ب )  از نظر نجومی جایگاه ستارگان در جهان هستی به قدری منظم و دقیق است که به تصریح قرآن ، انسان می تواند برای جهت یابی در خشکی و دریا از آنها استفاده نماید .

د )  اجرام مزبور (ستارگان ) ، نورانی هستند و بالاخره هنگام قیامت ، دچار طمس ( محو و نابودی ) و کدورت ( تیرگی و خاموشی ) و انتثرت ( پراکندگی و ریزش ) می گردند .


🔴آقای وکیلی در ادامه سخنان خود می گوید :

(( ... 👈 از نظر حکما ، نورهایی که هنگام شب در آسمان دیده می شود تلألوهای عالَمِ مثال است ! که این حرف درستی است کما اینکه این اعاظم از نوع تلألوهایی که در آسمان می بینند خصوصیات گذشته و آینده و روابط اینجا با عوالم ملکوت را کشف می کنند 👉... ))

تبصره :

آقای وکیلی پس از انکار اصل وجود ستارگان ، می گوید :

نورهایی را که ما هنگام شب در آسمان مشاهده می کنیم از اجرام آسمانی به نام ستاره نیست بلکه این نورها در حقیقت ، تلألوهای عالَمِ مثال و ملکوت می باشند . 😳

🛑نقد و بررسی :

(1) - نامبرده برای اثبات ادعای خود ، هیچ دلیل عقلی یا نقلی ارائه ننموده است .

(2) - اگر نورهایی که در آسمان مشاهده می کنیم از ستارگان نباشد و بلکه از تلألوهای عالَم مثال باشد  ، در آن صورت قطعاً این تلألوها فقط توسط اهل یقیق قابل مشاهده بود نه همه ی مردم ، حال آنکه قرآن کریم می فرماید :

( وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ ) ( آیه 5 سوره ملک )
و ما آسمان دنیا را به چراغهای انجم رخشان زیب و زیور دادیم .

کلمه مصابیح جمع مصباح (چراغ) است ، و اگر ستارگان را چراغ نامیده به خاطر نورى است که از آنها تلألؤ مى کند .

( وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِي السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَيَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِينَ ) ( آیه 16 سوره حجر)
ما در آسمان برجهائی (ستارگانی ) قرار دادیم ، و آنرا برای بینندگان تزیین کردیم .

✔️از تعبیر ( لِلنَّاظِرِينَ ) روشن می گردد که ستارگانی که آسمان دنیا با آن زینت یافته ، برای همه ی بینندگان و ناظرین با همین چشم حسی و ظاهری قابل رویت است . حال آنکه اگر این انوار از تلألوهای عالَم مثال و ملکوت باشند ، فقط اهل یقین و عرفا می توانستند آن را مشاهده نمایند و در این صورت قرآن باید می فرمود : زَيَّنَّاهَا لِلعارِفينَ .

توضیح اینکه :

الف ) قرآن کریم مشاهده حقایق عالَم ملکوت را مخصوص اهل یقین و منوط به داشتن علم الیقین می داند ، فلذا می فرماید :

كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ( آیات 5 و 6 سوره تکاثر )

قطعاً شما اگر از علم الیقین برخوردار باشید ، ( در همین دنیا می توانید ) جهنم را ( که از حقایقِ ملکوت است ) مشاهده نمائید .

✔️قرآن در آیه فوق تصریح نموده که این دیدنِ حقایق ملکوت به محض برخورداری شما از علم الیقین در همین دنیا و هم اکنون تحقق می یابد نه آینده ، لذا لَتَرَوُنَّ را با اداتِ استقبال ( سین یا سوف ) که مربوط به آینده است قید نفرموده .

ب ) عرفا نیز مشاهده حقایق عالم مثال و ملکوت را صرفاً منوط به برخورداری از مراتب یقین ( علم الیقین ، عین الیقین و حق الیقین ) و با دیده ی ملکوتی امکان پذیر می دانند نه با چشم حسی و ظاهری ، فلذا مولانا می گوید :

     رو مجرد شو ، مجرد را ببین
     دیدنِ هر چیز را شرط است این

     گفتمی برهان این دعوی ، مبین
     گر بُدی ادراک اندر خوردِ این


ج ) بنابر این ادعای اینکه نورهایی که هنگام شب در آسمان مشاهده می گردد ، تلألوهای عالَمِ ملکوت و مثال است ، مغایر با آموزه های قرآن کریم و نیز مخالف با مبانی عرفا می باشد .

🔴  آقای وکیلی مدعی است  :

 (( ... 👈 این اعاظم از نوع تلألوهایی که در آسمان می بینند خصوصیات گذشته و آینده و روابط اینجا با عوالم ملکوت را کشف می کنند 👉... ))

نقد و بررسی :

سخن فوق نیز صرفاً یک ادعای بی دلیل است که مغایر با آموزه های مکتب تشیع نیز می باشد . توضیح اینکه :

مرحوم سید رضی در خطبه 79 نهج البلاغه آورده :

 و من کلام له ( عليه السلام ) قاله لبعض أصحابه لما عزم على المسير إلى الخوارج ، و قد قال له: إن سرت يا أمير المؤمنين في هذا الوقت خشيت ألا تظفر بمرادک ، من طريق علم النجوم فقال ( عليه السلام ):

أَتَزْعُمُ أَنَّک تَهْدِي إِلَى السَّاعَةِ الَّتِي مَنْ سَارَ فِيهَا صُرِفَ عَنْهُ السُّوءُ وَ تُخَوِّفُ مِنَ السَّاعَةِ الَّتِي مَنْ سَارَ فِيهَا حَاقَ بِهِ الضُّرُّ فَمَنْ صَدَّقَک بِهَذَا فَقَدْ کذَّبَ الْقُرْآنَ ...

خطبه اي است از آن حضرت (علیه السلام): موقعي که اميرالمومنين (علیه السلام) تصميم به حرکت به سوي خوارج گرفت، يکي از ياران آن (با نظر به علم ستاره شناسي) به حضرت عرض کرد : يا اميرالمومنين ، اگر در اين موقع حرکت فرمائي مي ترسم در مقصودت پيروز نگردي .

علی (ع) نیز در پاسخ به آن شخص ، سخنان زير را فرمودند:

 آيا گمان کرده ای که تو آن ساعتي را که هر کس در آن ساعت حرکت کند ناگواري از او برطرف مي شود را ميداني ؟!  لذا ما را از حرکت در چنين ساعتي که موجب احاطه ضرر بر انسانِ متحرک مي شود، مي ترساني؟! بدرستیکه هر کس که ترا در اين نظر تصديق کند ، قرآن را تکذيب کرده ...

ثم أقبل ( عليه السلام ) على الناس فقال:

أَيُّهَا النَّاسُ إِيَّاکمْ وَ تَعَلُّمَ النُّجُومِ إِلَّا مَا يُهْتَدَى بِهِ فِي بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ فَإِنَّهَا تَدْعُو إِلَى الْکهَانَةِ وَ الْمُنَجِّمُ کالْکاهِنِ وَ الْکاهِنُ کالسَّاحِرِ وَ السَّاحِرُ کالْکافِرِ وَ الْکافِرُ فِي النَّارِ سِيرُوا عَلَى اسْمِ اللَّهِ.

سپس اميرالمومنين (علیه السلام) رو به مردم نمود و فرمود:

 اي مردم ، بپرهيزيد از آموزش نجوم ( براي پیش گویی و ارتباط حوادث با حقایق پنهان ملکوت ) مگر بعنوان وسيله اي براي جهت يابي در خشکي و يا در دريا ، زيرا علم نجوم انسان را به کهانت مي کشاند و منجم مانند کاهن است ، کاهن هم مانند ساحر و ساحر نیز مانند کافر می باشد و قطعاً  کافر در آتش است .

( سپس امام علیه السلام دستور حرکت را اینچنین صادر فرمود ) : بنام خداوند ، حرکت کنيد .

👈 ( جالب است که آن حضرت ، لشگر را در همان لحظه حرکت داد و برخلاف پیش بینی آن شخص ، پیروزی بزرگی نصیب ایشان گردید )

🔴ابن عربی نیز کُرویّتِ زمین را انکار نموده و در فتوحات مکیه ( ج  3 ص 459 ) می گوید :

   ( ... و لو بقيت الكرة ما مادت و ما خلق الجبال فخلق سبحانه الجبال ...)

یعنی : اگر زمین به شکل کروی می بود ، هرگز گسترده و مسطح نمی گردید و امکان آفرینش کوه ها بر روی زمین نبود ، حال آنکه خداوند بر روی آن کوه ها را آفرید .

✔️ابن عربی گُمان کرده که منظورِ قرآن از کلمه ی (سُطِحَت ) در آیه ( وَ إِلَى الْأَرْضِ کَيْفَ سُطِحَتْ‌) ، غیرِ کُروی بودنِ زمین است ، حال آنکه ، سُطِحَت به معنی دارای سطح بودنِ زمین بوده و منافاتی با کُروی بودنِ آن ندارد ، زیرا کُره نیز دارای سطح می باشد و در هندسه نیز یکی از اقسامِ سطح ، سطحِ کُروی است .

👈 یکی از دلایلی که ابوریحان بیرونی ( قرن‌ها پیش از گالیله ) برای کُرَویَّتِ زمین اقامه کرد ، استناد به سایه زمین می باشد که در حینِ ماه گرفتگی بر روی ماه به شکل کُروی مشاهده می گردد .

🔴علمای وهابی نیز منکر حرکت زمین و کُروی بودن آن می باشند ، بعنوان نمونه :

✔️ بن باز ( مفتی مشهور عربستان ) در کتاب ( الادله النقلیه والحسیه علی جریان الشمس والقمر ) ( ص 17 و 72 ) می گوید :

  👈معتقدین به حرکت زمین و کُرویت آن ، کافرند . 😳

✔️عبدالكريم بن صالح الحميد نيز در كتابش «هداية الحيران في مسألة الدوران»، (ص 12ـ 32 ) می گوید :

👈برخي علوم و فرضيه‌ها فاسد و تباه‌گر و ملحدانه است ؛ از جمله اين اعتقادات، باور به کُروی بودن و چرخش زمين است .😁

✔️همچنین ابن عثيمين در کتاب ( مجموع فتاوی و رسائل ج 3 ص 153 به معلمان اخطار مي‌دهد که از تدريس آن بخش از درس علوم و جغرافيا که از حرکت زمين سخن گفته مي‌شود ، خودداري کنند، چون اين مطلب باعث مفسده و گمراهي دانش‌آموزان خواهد شد .😳


🛑نتیجه :

🔘آقای وکیلی به بهانه اینکه علوم تجربی با ابزار خویش درباره متافزیک نمی تواند ابراز نظر کند ، سپتیسیسم مآبانه در همه دستاوردهای علوم تجربی به اندازه ای تشکیک نموده که حتی بدیهی ترین حقیقت جهان هستی ، یعنی وجود اجرام آسمانی اعم از ( خورشید ، ستارگان و سیارات ) را انکار نموده که این امر در تضاد با آموزه های قرآن کریم و بدیهیات معرفتی می باشد .

🔘نامبرده با رویکردی تأویلی ، نورهایی که هنگام شب در آسمان مشاهده می گردد را تلألوهای عالَمِ مثال و ملکوت می داند که این ادعا مغایر با نص قرآن کریم و حتی در تضاد با مبانی عرفان می باشد .

( همانطوریکه گفتیم ، انوار ملکوت فقط برای عده ای خاص آنهم با دیده یقین قابل رویت است اما اینکه انوار مزبور در آسمان توسط همه ی اهل زمین قابل مشاهده است ، بهترین دلیل بر بطلان ادعای مزبور می باشد ) .

🔘آقای وکیلی در سلسله مباحث عیار تجربه در بدیهی ترین مشهودات حسی نیز تشکیک نموده و علوم حسی و تجربی را فاقد ارزش می داند ، حال آنکه ارزش و اهمیت قوای حسی تا به آنجاست که قرآن کریم به دیدنی‌ها که عظمت آن‌ها به وسیله دیدن روشن می‌شود سوگند یاد می‌کند. «فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ وَمَا لَا تُبْصِرُونَ»؛ «سوگند به آنچه که می‌بینید و آنچه که نمی‌بینید» و از همین جاست که گفته شده : « مَن فَقدَ حِسّاً فَقَدَ عِلمَاً »؛ اگر کسی حسی را از دست بدهد، علم ناشی از آن حس را نیز از دست خواهد داد.

🔘به نظر می رسد که آقای وکیلی با بی اعتبار خواندن علوم حسی و تجربی ، تلویحاً راه کشف و شهود را بعنوان بهترین راه شناخت به مخاطب القاء می نماید و به این ترتیب ایشان در مباحث شناخت‌شناسی
( اپیستمولوژی  epistemology ) دچار رویکری گزینشی و یکسو نگری شده است .

🔘از نظر اسلام همه ابزار و راه های شناخت ( حس ، تجربه ، فطرت ، عقل ،  قلب ، وحی ) هر کدام در قلمروی خود ارزشمند بوده و کاربرد خاص خود را دارد فلذا ترجیح کشف و شهود بر علوم حسی و تجربی توسط آقای وکیلی با دیدگاه جامع اسلام در امور معرفتی ، سازگار نمی باشد .

🔘 علامه طهرانی و فرزند ایشان محمد صادق طهرانی در کتاب ( نور مجرد ص 696 و 698 ) استفاده از چنگال و میز ناهار خوری را  تشبٌّه به کُفّار می دانند ، لذا بیان چنین نظرات شاذّی مانند ( انکار ستارگان و ... ) از آقای وکیلی که دست پروده ی ایشان است ، چندان دور از انتظار نیست .

👈
برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف حوزوی سید رضا نوعی (حکیم )sticker


امضاي حکيم


✍️دکتر علی شریعتی از پروتستانیسم اسلامی بعنوان افضل الجهاد یاد کرده و طلحه را بعنوان مصداقِ بارز یک شهید زنده و سخنِ ابوبکر را نیز معیاری صحیح ، برای دست یافتن به مدینه فاضله ی خویش می پندارد . 😳

ما در این مقاله ابتدا به طور مجزا به نقد و بررسی ، دو فراز مزبور از دست نوشته ی شریعتی پرداخته و سپس بطور اجمال اندیشه پروتستانیسم اسلامی ، مارکسیسم اسلامی ، سنکرتیک ( التقاط ) را در پارادایم فکری نامبرده مورد تحلیل انتقادی قرار می دهیم .

🔴شریعتی در کتاب نامه ها ( ص 107 ) خطاب به شخصی به نام ( علی اصغر سید جوادی ) می گوید :

(( چنین شخصی چه بمیرد و چه زنده بماند ، شهید است . من امروز معنای شگفت و شکوهمند این توصیفِ پیامبر را از یک صحابی اش ، دانستم که گفت : هر کس دوست دارد در چهره ی شهیدی زنده که در خاک گام برمی دارد بنگرد ، در چهره ی او بنگرد ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1- صحابی مورد نظر دکتر شریعتی که به دلایلی از اشاره صریح به نام او طفره رفته ، کسی نیست جز 👈 ( طلحه ) 👉 ، و در اغلبِ کتبِ حدیث یا تاریخِ اهلِ سنت ، حدیث جعلی مورد استناد شریعتی را درباره طلحه از دروغ به پیامبر (ص) نسبت داده اند :

بعنوان نمونه :

الف ) ابن عساکر در کتاب تاریخ مدینه دمشق ( ج 25 ص 86 ) حدیث مزبور را اینگونه نقل کرده :

قال رسول الله : ( من أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى شَهِيْدٍ يَمْشِي عَلَى وجه الارض فَلْيَنْظُرْ إِلَى طَلْحَةَ بنِ عُبَيْدِ اللهِ )

یعنی پیامبر (ص) فرمود : هر کس می خواهد شهید ( زنده ای ) که بر روی زمین راه می رود را مشاهده کند ، به چهره ی طلحه بنگرد .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) در کتاب سیره ابن هشام ( ج 2 ص 455 ) حدیث مذکور را اینگونه نقل کرده :

پیامبر اکرم (ص) فرمود : هر کس دوست دارد در چهره شهیدی درنگرد که روی زمین راه می رود ، باید به طلحة بن عبدالله بنگرد .

✔️حدیث مزبور را ابن اثیر جزری در کتاب اسد الغابة ( ج 3 ص 86 ) و سیوطی نیز در کتاب الخصائص الکبری ( ج 2 ص 211 ) نقل کرده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2 - این در حالی است که امیرالمومنین (ع) ، طلحه را فریب خورده شیطان ، اهل دوزخ ، پیمان شکن ،اولین بانی و برپاکننده فتنه ی جنگِ جمل در بین امت اسلام ، معرفی نموده است .

الف )  در خطبه سی و یکم نهج البلاغه آمده ، امیرالمومنین (ع) قبل از شروعِ جنگِ جَمَل ، وقتی عبدالله بن عباس را برای مذاکره و پیشگیری از وقوع جنگ به نزد زبیر فرستاد ، فرمود :

( لاتَلْقَیَنَّ طَلْحَةَ، فَاِنَّکَ اِنْ تَلْقَهُ تَجِدْهُ کَالثَّوْرِ عاقِصاً قَرْنَهُ، یَرْکَبُ الصَّعْبَ وَ یَقُولُ هُوَ الذَّلُولُ. )

یعنی : با طلحه مذاکره مکن ، که اگر ملاقاتش کنى ، وى را همچون گاوى خواهى‏ یافت که شاخ هایش اطراف گوشهایش پیچ خورده باشد ، او بر مرکب سرکشِ هوا و هوس ‏سوار گردیده ( تشبیه طلحه به گاوى که شاخش پیچ خورده است ، اشاره به طغیان و سرکشى او است ، یا عبارت دیگرى از جمله اخیر است که او به خاطر هواپرستى ، گوش شنوا در برابر حق ندارد . )

ب )  همچنین علامه طبرسی (ره) در کتاب الاحتجاج ( ج 2 ص 381-382) از امیرالمومنین (ع) درباره طلحه نقل کرده :

الشيطان دخل في منخريك فأوردك النار )

یعنی : ( شیطان بر تو مسلط شده 👽و تو را به دوزخ سرنگون ساخته است 🔥)

همچنین در ادامه از علی (ع) روایت نموده که ایشان پس از پایان جنگ جمل ، وقتی جسد طلحه را مشاهده نمود ، فرمود :

( هذا ناكث بيعتي، والمنشئ للفتنة في الأمة والمجلب علي الداعي إلى قتلي وقتل عترتي ... )

یعنی : این همان کسى است که بیعتِ مرا شکست و آتشِ فتنه را در امّت اسلامى روشن ساخت و مردم را براى کشتنِ من و خاندانم دعوت کرد .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑با توضیحات فوق مشخص گردید که با کمال شگفتی ، شخصی مانند دکتر شریعتی که خود را احیاگر تشیع علوی می داند ، خبیث ترین شخصیت تاریخ که کمر به براندازی خلافت علی (ع) و نابودی مکتب تشیع داشته و تا بدین حد از نظر امیرالمومنین (ع) ، فردی منفور و گمراه تلقی می گردد را بعنوان شهید زنده و نمادی برای پروتستانیسم اسلامی مطرح می نماید و تأسف بارتر از آن ، اعتماد نامبرده به منابع نامعتبر تاریخی و عدم برخورداری وی از قدرت تحلیل و تفکیک سَره از ناسره می باشد .


🔴شریعتی در فراز دوم از نامه خود در همان کتاب نامه ها ( ص 107 ) می گوید :

(( راست گفت ابوبگر ، تا وقتی که در میانِ این امت کسانی باشند که خلیفه را هنگامی که کج می رود با شمشیرِ خویش راستش کنند ، امتِ محمد به ذلت و ضلات نخواهد افتاد ، نخواهد مُرد ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 اولاً سخنِ فوق از ابوبکر نیست ، بلکه مربوط به اوائل خلافت عمر بن خطاب می باشد . ثانیاً جمله ی ( اگر خلیفه کج رفت با شمشیر راستش می کنیم ) نیز از یکنفر اعرابی است که این سخن را در پاسخ به عمر بیان نموده که جریانِ ماوقع  به شرح ذیل می باشد :

در تفسیر القرآن الحکیم معروف به المنار ( ج 11 ص 266 ) مطلب را اینگونه نقل کرده :

( وَقَالَ الْخَلِيفَةُ الثَّانِي عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ - رَضِيَ اللهُ عَنْهُ - مَنْ رَأَى مِنْكُمْ فِيَّ عِوَجًا فَلْيُقَوِّمْهُ فَقَالَ لَهُ أَعْرَابِيٌّ : لَوْ رَأَيْنَا فِيكَ عِوَجًا لَقَوَّمْنَاهُ بِسُيُوفِنَا. فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ فِي الْمُسْلِمِينَ مَنْ يُقَوِّمُ عِوَجَ عُمَرَ بِسَيْفِهِ )

یعنی : عمر در سخنرانی خود خطاب به مردم گفت : اگر کسی در من کجی دید ، باید آن را راست کند . یک نفر اعرابی که در آنجا حضور داشت در پاسخ به او گفت : اگر در تو کجی پدیدار شود با شمشیرهای خود راستش می کنیم ، عمر نیز با شنیدن این سخن ، خداوند را شُکر کرد که در امت کسی هست که با شمشیر ، کجروی های او را راست می کند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️موضوع فوق در اغلب منابع اهل سنت مانند : تاریخ طبری ، طبقات الکبری و نیز شرح نهج البلاغ ابن ابی الحدید نقل گردیده و علیرغم اینکه یکی از قضایای مشهور تاریخ محسوب می گردد اما با کمال تعجب مشاهده می گردد که این قضیه را دکتر شریعتی به ابوبکر نسبت داده است . 😳

🛑دکتر شریعتی موضوع فوق را بعنوان یک رویداد مثبت و ایده آل مطرح نموده و آن را نشانه ی بالندگی یک جامعه می داند که در بین آحاد آن ، روحیه ی پروتستانیسم آنچنان سرشار از غلیان است که اگر کوچکترین کج روی از حاکم وقت مشاهده شود ، مردم آزاداندیش بلافاصله آن کج رفتاری ها را با شمشیرهای خویش ، راست می نمایند . در صورتیکه قضیه درست برعکس آن چیزی است که شریعتی با آب و تاب  آن را برای تهییج احساسات مخاطبان خویش ، تبیین می کند .

توضیح اینکه :

1- اینکه عمر می گوید : ( اگر در من کج روی دیدید ، آن را راست کنید . ) ، در حقیقت یک نوع ژستِ پوپولیستی و حرکتی دماگوژی و عوام فریبی زیرکانه می باشد . بهترین شاهد بر این مدعا ، عدم پایبندی عمر به این سخنی است که در اوائل خلافت بر زبان رانده ، زیرا به گواه تاریخ نامبرده آنقدر تند خو و بد رفتار بود که هیچ کس جرأتِ مطرح نمودن یک سئوال ساده را نیز از او نداشت تا چه رسد به اینکه بخواهد کج روی های او را نقد کند ( دست به قبضه ی شمشیر بردن ، پیش کش )

2 - آن مرد اعرابی که جمله مزبور را در پاسخ به عمر به زبان آورد نیز نه تنها نمادِ یک انسان آزاداندیش و پروتستانیسم مآب نیست بلکه مظهر یک انسان احمق و بی بصیرتی است که حماقت ها و بی وفایی های امثال او آن چنان قلب امیرالمومنین (ع) را آزرد که در طول 25 سال ، مظلومانه و غریبانه در چاه می گریست .

✔️معلوم نیست که آن اعرابی نادان ، منتظر مشاهده کدام کج رفتاری از عمر بن خطاب است تا دست به قبضه شمشیر ببرد ⁉️

👈 حال آنکه بزرگترین کج روی و ظلم نسبت به علی (ع) در جهتِ غصبِ خلافت و نسبت به حضرت زهرای مرضیه (س) در ارتباط با حمله ی به خانه ایشان و همچنین غصب فدک ، از سوی همین عمر و رفیقش ( ابوبکر ) در پیش چشمان همین مردمانِ بی بصیرت و نادان ، واقع گردیده . 🔥🚪

3 - اینکه عمر با شنیدنِ سخن آن اعرابی ، خدا را شکر می کند ، بخاطر آن است که می داند مادامی که سر و کارش با چنین مردمانی نادان است هرگز برای استثمار آنها نیاز به شمشیر ندارد بلکه بدین منظور ، همان چوب دستی معروف او موسوم به (درّه ) ، به تنهایی کافی است .

4 - در اینجا فقط به ذکر چند نمونه از مستندات تاریخ اهل سنت در رابطه با چوب دستی خلیفه دوم ( عمر بن خطاب ) را ذیلا خاطر نشان می نمائیم :

الف ) ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ( ج 1 ص 181 ) می گوید :

( أول من ضرب عمر بالدرة أم فروة بنت أبي قحافة  ) ( كان يقال درة عمر أهيب من سيف الحجاج )

یعنی : اولین کسی را که عمر با چوب دستی اش ، کتک زد ، امّ فروه دختر ابوبکر بود .... عمر چوب دستی داشت که گفته می شد از شمشیرِ حجّاج نیز ترسناکتر است . 😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


ب ) شیخ محمد الخضیری در کتاب محاضرات تاریخ الامم الاسلامیه ( ج 1 ص 322) می گوید :

( لعل درتّه لم‌ یسلم من خفقتها الاّ القلائل من کبار الصحابه ، و کانت الدرّهّ فی یده علی الدوام انّی سار، و کان الناس یهابونها اکثر ممّا تخیفهم السیوف)

 یعنی : کمتر کسی است که از ضربه‌ ی چوب دستی و شلاق عمر درامان مانده باشد مگر افراد کمی از بزرگان صحابه ، و این چوب دستی ( تازیانه ) همیشه و هر کجا می‌رفت در دستش بود ، و مردم از این چوب دستی ، بیشتر از شمشیرهای بُرّان می‌ترسیدند . 🏌️‍♀️😳🗡

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ج ) ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق ( ج 44 ص 315 ) می گوید :

عمر می گفت : ( اصبحت اضرب الناس لیس فوقی احد الاّ ربّ العالمین )

یعنی : صبح کردم در حالی که مردم را می‌زنم و کسی مافوق من نیست مگر پروردگار عالمیان .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ از اسلام شناسی مارکسیستی دکتر شریعتی که تنها دست مایه ی آن تکیه بر منابع نامعتبر تاریخ است چندان دور از انتظار نیست که حقایقی بدین روشنی را نادیده انگاشته و از آن بدتر اینکه ، به مخاطب القاء می کند که تنها راهِ نجاتِ امتِ محمد (ص) از ذلت و ضلالت ، نهادینه شدنِ همان طرز فکرِ ( راست نمودن کج روی ها با شمشیر ) است .

👈گویا از نظر ایشان امر به معروف و نهی از منکر تنها یک مرحله دارد و آنهم مشابه پارادایم فکری خوارج ، فقط دست به قبضه شمشیر بردن است . 🗡 😳

🛑شریعتی برای تکمیل پروژه پروتستانیسم اسلامی خود ، با الهام از مسیحیت ، تِزِ خود کِشیشی را مطرح نموده و در این راستا به علمای اسلام گستاخانه می تازد ، او در کتاب با مخاطب های آشنا ( ص 14 ) می گوید :

( من گاندی آتش پرست را بیشتر لایق شیعه بودن می‌دانم تا آیت‌الله بهبهانی و بدتر از او ، علامه مجلسی را ، مجلسی سنی است و امام احمد حنبل از او شیعی تر است ... ) 😳😔

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑دکتر شریعتی با الگو گرفتن از پروتستانیسم مارتین لوتر ، پروژه پروتستانیسم اسلامی خود را مطرح می کند . حال آنکه مارتین لوتر اولاً خودش یک کشیش آگاه به مبانی مسیحیت بود و ثانیاً رویکرد اصلاحی و اعتراض او به تحریفاتی بود که توسط کلیسا رواج یافته بود ، اما اسلام و خصوصا مکتب تشیع ، هرگز دچار چنین تحریف و انحطاطی نبوده تا بخواهد با پروتستانیسم ، اصلاح شود .

✔️شریعتی حتی از بدیهی ترین مبانی تشیع نیز بی خبر است تا آنجا که در کتاب اسلام شناسی خود ( ص 462 چاپ طوس مشهد ) ، ابوطالب ، عبدالمطلب ( علیهما السلام ) و پدر ابراهیم (ع) را مشرک می داند . حال آنکه یکی از مسلمات مکتب تشیع ، اعتقاد به موحد بودن آباء و اجداد انبیاء و خصوصاً اجداد بزرگوار پیامبر اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) می باشد .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ اگر دکتر شریعتی قبل از هرگونه برگزاری کلاس اسلام شناسی و پیش از کلید زدن پروژه پروتستانیسم اسلامی خود ، مبانی اسلام و تشیع را از منابع معتبر و نزد علمای دین فرا می گرفت ، هرگز اینگونه دچار لغزش های فکری نمی گردید .

🛑نتیجه :

اسلام شناسی دکتر شریعتی صرفاً برگرفته از برداشتی سطحی و آنهم از منابع نامعتبر اهل سنت می باشد ، او با تاثیر پذیری از افکار مارکسیسم و از سوی دیگر افکار مارتین لوتر و رویکردی التقاطی از همه این گزاره ها ، تصمیم به انقلابِ پرتستانیسم برای اصلاحِ اسلام و تشیّعی می گیرد که تنها ساخته و پرداخته ذهنیت های غلط و اشتباه او بوده و هرگز با حقایقِ اسلام و مکتبِ تشیع  ، منطبق نیست .

stickerدروس نقد جریان روشنفکری در ایران ، سید رضا نوعی ( حکیم ) sticker

🛑برای مشاهده مقاله دیگر نگارنده در نقد افکار دکتر شریعتی ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

 


امضاي حکيم


✍️یکی از مهمترین چالش های مکتب ابن عربی ، انحرافات فکری ، تناقض گویی و رطب و یابس بافتن های او درباره مهدی موعود (عج) و ختم ولایت و از سوی دیگر برخورد دوگانه پیروان او با این موضوع می باشد .

🔘 عده ای از بزرگان عرصه عرفان و مروجانِ اندیشه های محی الدین عربی همانند : سید حیدر آملی از متقدمین و سید جلال الدین آشتیانی نیز از متأخیرین ، افکار وی را در مسئله مهدویت و ختم ولایت ، به شدت مورد نقد قرار داده و رویکرد ابن عربی را مغایر با آموزه های مکتب تشیع می دانند .

 🔘در مقابلِ گروهِ اول ، می توان از قلیل افرادی مانند آقای محمد حسن وکیلی نام برد که در کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( ص 196 ) ، دیدگاه انحرافی ابن عربی را درباره مهدی موعود (عج) ، نگاهی شیعی پنداشته و با کمال تعجب می گوید :


  ( ... چهره و قالب مهدویت در شیعه اینگونه است که جناب ابن عربی توصیف نموده است ... ) 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑در این مقاله که چهارمین نقد نگارنده بر کتاب (محی الدین عربی شیعه خالص) می باشد ، ضمن واکاوی و تحلیل انتقادی از آراء و نظرات ابن عربی در موضوع مهدویت و ختم ولایت ، خلاف واقع بودن نظریه آقای وکیلی را در این باره مشخص خواهیم نمود .

🔴مهترین آراء انحرافی ابن عربی درباره مهدی موعود (عج) و نیز خاتم الولایه به شرح ذیل می باشد :

1️⃣ - محی الدین عربی برخلاف اجماع شیعه و اهل سنت ، مدعی است که هنگام نزول حضرت عیسی (ع) ، مهدی موعود (عج) در نماز به مسیح اقتدا می کند . حال آنکه شیعه و سنی متفقاً براین باورند که حضرت عیسی در نماز به حضرت مهدی (عج) اقتدا می کند .

       او در فتوحات مکیه ( ج 6 ص 51 ) و ( ج 3 ص 327) می گوید :

( ... ينزل عليه عيسى ابن مريم بالمنارة البيضاء بشرقي دمشق بين مهرودتين متكئا على ملكين ملك عن يمينه و ملك عن يساره يقطر رأسه ماء مثل الجمان يتحدر كأنما خرج من ديماس و الناس في صلاة العصر فيتنحى له الإمام من مقامه فيتقدم فيصلي بالناس يؤم الناس بسنة محمد ص يكسر الصليب و يقتل الخنزير و يقبض اللّٰه المهدي إليه طاهرا مطهرا ...)

یعنی : عیسی بن مریم(ع) در هنگام نماز عصر فرود می آید ، امام ( مهدی موعود ) از مقام امامتِ خود در نماز براي عیسی کناره می گیرد و به عیسی اقتدا می کند و عیسی نیز بعنوان امام جماعت با مردم نماز می خواند و به سنت حضرت محمد(ص) بر مردم امامت می کند... و خدا مهدي(عج) را به سوي خود پاك و پاکیزه قبض روح می کند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید. 👉

تبصره :

نظر ابن عربی درباره اقتدای مهدی موعود (عج) در نماز به عیسی (ع) ، نه تنها در تضاد با مبانی مسلمِ مکتبِ تشیع می باشد بلکه مغایر با دیدگاه علمای اهل سنت نیز هست ، و از آنجا که نظر شیعه در این زمینه اظهر من الشمس می باشد لذا بمنظور اجتناب از اطاله کلام ، در این خصوص فقط به ذکرِ دو حدیث از رسول اکرم (ص ) و امام باقر (ع) بسنده نموده و سپس چند نمونه از آراء علمای مشهور اهل سنت را نقل می نمائیم :

🔵علامه مجلسی (ره ) در بحارالانوار ( ج 14 ص 348 و 349 ) روایت نموده :

🔘عن النبي (ص) قال : من ذريتي المهدي إذا خرج نزل عيسى بن مريم لنصرته فقدمه و صلى خلفه.

پیامبر (ص) فرمودند : مهدی از ذریه ی من است و هنگامیکه خروج نماید عیسی بن مریم برای یاری نمودن او نازل می گردد و در در نماز به مهدی اقتدا می کند .

🔘 أبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: يَا خَيْثَمَةُ سَيَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ لاَ يَعْرِفُونَ اَللَّهَ مَا هُوَ وَ اَلتَّوْحِيدَ حَتَّى يَكُونَ خُرُوجُ اَلدَّجَّالِ وَ حَتَّى يَنْزِلَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنَ اَلسَّمَاءِ وَ يَقْتُلَ اَللَّهُ اَلدَّجَّالَ عَلَى يَدَيْهِ وَ يُصَلِّيَ بِهِمْ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ أَلاَ تَرَى أَنَّ عِيسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ يُصَلِّي خَلْفَنَا وَ هُوَ نَبِيٌّ إِلاَّ وَ نَحْنُ أَفْضَلُ مِنْهُ .

امام باقر (ع) فرمودند : ای خیثمه  زمانی بر مردم فرا خواهد آمد که نمی دانند خدا و توحید چیست؛ تا این که دجال خروج کند و عیسی بن مریم(ع) نزول نماید و خداوند دجال را به دستان وی بکشد و مردی از بین ما اهل بیت بر آنان نماز گزارد. آیا نمی بینی عیسی بن مریم(ع) با این که پیامبر است، پشت سر ما اهل بیت نماز می خواند. پس ما اهل بیت افضل از او هستیم.

👈برای مشاهده ( اینجا
) و ( اینجاکلیک کنید .👉


🔵نظرات علمای اهل سنت درباره اقتدای عیسی در نماز به مهدی موعود (عج) :

(1) - سیوطی که از علما و محدثان برجسته اهل سنت است در کتاب الحاوی للفتاوی ( ج 2 ص202) می گوید :

          إِنَّ صَلَاةَ عِيسَى خَلْفَ المهدي ثَابِتَةٌ فِي عِدَّةِ أَحَادِيثَ صَحِيحَةٍ بِأَخْبَارِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ .

یعنی : بدرستکه نماز خواندن عیسی (ع) پشت سرِ مهدی (ع) با تعداد زیادی از اخبار صحیح منقول از رسول اکرم (ص) برای ما ثابت گردیده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - ابن حجر عسقلانی که از بزرگترین محدثان و علمای مشهور اهل سنت می باشد در کتاب فتح الباری که شرح صحیح بخاری است ( ج 6 ص 494 ) می گوید :

                     تَوَاتَرَتِ الْأَخْبَارُ بِأَنَّ الْمَهْدِيَّ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ أَنَّ عِيسَى يُصَلِّي خَلْفَهُ

  یعنی : اخبار متواتر حاکیست که مهدی (ع) از این امت است و عیسی (ع) پشت سر او نماز می خواند .

  همچنین در ادامه می گوید :

(... فِي صَلَاةِ عِيسَى خَلْفَ رَجُلٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ .... دَلَالَةٌ لِلصَّحِيحِ مِنَ الْأَقْوَالِ أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو عَنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ وَاللَّهُ أعلم ... )

یعنی : در نماز خواندن عیسی پشت سر مردی از این امت ( مهدی ) دلالت صحیحی است بر اینکه هیچ گاه زمین از حجت خدا خالی نیست .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(3) - ابوالحسن آبری سجستانی نیز که از محدثان و علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب مناقب شافعی ( ج 1 ص 95) می گوید :

قد تواترت الأخبار واستفاضت [بكثرة رواتها عن المصطفى صلى الله عليه وسلم -يعني] في المهدي- وأنه من أهل بيت النبي صلى الله عليه وسلم , وأنه يملك سبع سنين, ويملأ الأرض عدلاً وأنه يخرج مع عيسى بن مريم, ويساعده في قتل الدجال بباب لد بأرض فلسطين, 👈وأنه يؤم هذه الأمة و عيسى -صلى الله عليه- يصلي خلفه .👉

«قطعا احادیث مربوط به حضرت مهدی (علیه‌السّلام) متواتر و مستفیض است و این بخاطر راویان فراوانی است که این احادیث را از حضرت محمد (ص) نقل کرده‌اند. این احادیث متواتر و مستفیض درباره این است که حضرت مهدی (علیه‌السّلام) از اهل بیت پیامبر (ص) است و حکومت آن حضرت هفت سال است و آن حضرت زمین را پُر از عدالت می‌کند و حضرت عیسی بن مریم برای کمک به حضرت مهدی (علیه‌السّلام) و از بین بردن دجّال خروج می‌کند و حضرت مهدی (علیه‌السّلام) امامت می‌کند و حضرت عیسی پشت سر ایشان نماز می خواند »

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2️⃣ - محی الدین عربی ، مقام عیسی (ع) را برتر از حضرت مهدی (ع) می داند :

    ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 1 ص 281 )  می گوید :

و للولاية المحمدية المخصوصة بهذا الشرع المنزل على محمد صلى اللّٰه عليه و سلم ختم خاص 👈هو في الرتبة دون عيسى عليه السلام لكونه رسولا👉

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

این در حالی است که مطابق عقیده ی شیعه ، مقام امام مهدی (ع) افضل از همه ی انبیاء و رسولان اولوالعزم ( بجز پیامبر صل الله علیه و اله ) می باشد . در حدیثی قبلا از امام باقر (ع) نقل کردیم ایشان نماز خواندن عیسی پشت سر امام مهدی (ع) را دلیل بر افضلیت مقام امام علیه السلام نسبت به عیسی (ع) و انبیاء اوالعزم (ع) می داند .

(1) - علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ( ج 44 ص 226 ) می فرماید :

                فإن أئمتنا صلوات الله علیهم أشرف من أولی العزم ، فکیف من غیرهم

یعنی : بدرستیکه مقام ائمه ی ما ( صلوات الله علیم ) برتر است از مقام انبیاء اولو العزم (ع) تا چه رسد به غیر ایشان ( از انبیاء ) .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم ( ص 907 و 908 ) در افضلیت مقام مهدی (ع) نسبت به عیسی (ع) می گوید :

(( بنابر اصول امامیه « رضی الله تعالی عنهم » ، خلفای خاتم انبیاء و وارثان علم او « ائمه إثنی عشر » افضل از انبیاء اولوالعزم می باشند .... شیعه معتقد است که ائمه افضل از انبیاء اولوالعزم اند ، علت برتری آنها همانا سعه ی دایره ولایت آنها است ، هر پیغمبری برتر از اولیاء تابع خود می باشد حتی محققان از عرفای اهل سنت نیز اولیاء محمدیین « عترت » را افضل از انبیاء صاحب شریعت می دانند . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


(3) - مقدسی شافعی که از علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب عِقدُالدُّرر فی اخبار المنتظر ( ص 222) از ابن سیرین اینگونه نقل می کند :

      ( و عن محمدبن سیرین قیل له : المهدی خیر او أبوبکر و عمر رضی الله عنهما ؟ قال : هو خیرٌ منهما و یعدل بنبی )

به ابن سیرین گفته شد حضرت مهدی عجل الله تعالي فرجه الشريف برتر است یا ابوبکر و عمر ؟ گفت : مهدی برتر از آن دو و هم رتبه و معادل یک پیامبر است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️مولانا محمد ظفر اقبال که از علمای اهل سنت است در کتاب اعتقاد به امام مهدی در اسلام ( ص 53) در توضیح روایت منقول از ابن سیرین می گوید :

( ملاعلی قاری معتقد است که بر افضلیت امام مهدی « رضی الله عنه » این امر نیز دلالت دارد که حضرت پیامبر « ص » او را خلیفة الله لقب داده است در حالی که به حضرت ابوبکر صدیق « رضی الله عنه » خلیفه ی رسول گفته می شود . )

✔️مولانا محمد ظفر اقبال در ادامه می گوید : ( اما این سخن علامه ابن سیرین که مهدی همه رتبه پیامبر است ، مراد از این سخن آن است که چون عیسی پشت سر وی نماز اقتداء می کند ، قطعا امامِ نماز ، بر مُقتدی برتری دارد ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

توضیح اینکه :

الف ) در عبارات فوق ، دو ملاک برای افضلیت حضرت مهدی (علیه السلام) مطرح است : اولاً خلیفة الله بودن ایشان و ثانیاً برتری امام بر مقتدی که اقتدای عیسی در نماز به آن حضرت به آن دلالت دارد .

ب ) علاوه بر موارد مزبور ، این عالمان اهل سنت ، مقام مهدی موعود (ع) را از ابوبکر و عمر نیز بالاتر و او را هم رتبه ی یک پیامبر می دانند . در حالیکه ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 2 ص 25 ) ، ابوبکر را هم رتبه و مساوی با پیامبر (ص) دانسته و می گوید :

( فليس بين أبي بكر و رسول اللّٰه صلى اللّٰه عليه و سلم رجل لأنه صاحب صديقية و صاحب سر فهو من كونه صاحب سر بين الصديقية و نبوة التشريع و يشارك فيه فلا يفضل عليه من يشاركه فيه بل هو مساو له في حقيقته فافهم ذلك )😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ج ) از مقایسه اجمالی نظرات این عالمان اهل سنت با ابن عربی کاملا مشخص می گردد که دیدگاه او چقدر با مبانی اهل سنت فاصله دارد ، اینها می گویند : مهدی هم رتبه پیامبر و مقتدای عیسی است ، ابن عربی می گوید : مقام ابوبکر هم رتبه پیامبر و مقام مهدی از عیسی نیز پائین تر است و قس علیهذا سایر آراء او در مسئله مهدویت را که در ادامه اشاره خواهیم نمود .

3️⃣ - محی الدین عربی در فتوحات مکیه ( ج 6 ص 51 ) و ( ج 3 ص 327 ) ، حضرت مهدی (ع) را فقط از لحاظ خَلقی شبیه به پیامبر (ص) می داند و می گوید :

( يشبه رسول اللّٰه ص في خَلقه بفتح الخاء و ينزل عنه في الخُلق بضم الخاء لأنه لا يكون أحد مثل رسول اللّٰه ص في أخلاقه و اللّٰه يقول فيه وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ )

یعنی : مهدی فقط از لحاظ خَلقی و شکل و قیافه ی ظاهری شبیه پیامبر (ص) است نه از لحاظ خُلقی و اخلاقی ... 😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 الف ) سخن ابن عربی مغایر با آموزه های مکتب تشیع است زیرا در روایات متواتر و صحیح وارده ، حضرت مهدی (عج) اَشبَههُ النّاس برسول الله خَلقاً و خُلقاً معرفی گردیده :
 
✔️بعنوان نمونه : علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ( ج 51 ص 71 و 72 ) روایت کرده :

🔘قالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : اَلْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي اِسْمُهُ اِسْمِي وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتِي أَشْبَهُ اَلنَّاسِ بِي خَلْقاً وَ خُلْقاً تَكُونُ لَهُ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَةٌ حَتَّى يَضِلَّ اَلْخَلْقُ عَنْ أَدْيَانِهِمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ يُقْبِلُ كَالشِّهَابِ اَلثَّاقِبِ فَيَمْلَؤُهَا عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) ابراهیم حمویی جوینی نیز که از علمای اهل سنت (۶۴۴-۷۳۰) می باشد در کتاب فَرائدُ السِّمْطَیْن ( ج 2 ص 335) از رسول اکرم (ص) روایت نموده که ایشان فرمودند : مهدی خَلقاً و خُلقاً شبیه ترین مردم به ایشان است :

🔘قال رسول اللّه (ص) :

( المهديّ من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي أشبه الناس بي خَلقاً و خُلقاً ، تكون له غيبة ... يملؤها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما. )

✔️قندوزی حنفی ، عالم دیگر اهل سنت در کتاب یَنابیعُ المَوَدّة ( ج 3 ص 397 ) و در مختصر ینابع الموده ( ص 274 ) حدیث المهدی هو أشبه الناس بي خَلقاً و خُلقاً را از رسول اکرم (ص) و از طریق دیگر نقل نموده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


ج ) علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه قیصری ( ص 915 و 922) در رد سخن ابن عربی می گوید :

  ( در پاره ای از روایت تصریح شده است که مهدی علیه السلام « کان اشبه الناس برسول الله خَلقاً و خُلقاً و منطقاً ... » )

      ( مهدی موعود ، اَشبَهُ النّاس بحضرت رسول از حیثِ خَلق و خُلق است )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️همانطوریکه ملاحظه می فرمائید : در اینجا نیز سخن ابن عربی ، نه تنها مخالف با مبانی شیعه می باشد بلکه مغایر با روایات وارده از طریق اهل سنت نیز هست .

4️⃣ - ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 3 ص 76 ) و (ج 2 ص 50) خاتم ولایت مطلقه را عیسی (ع) و خودش را ختم اولیاء مقیده می داند :

او می گوید : و ما هو بالمهدي المسمى المعروف المنتظر فإن ذلك من سلالته و عترته و الختم ليس من سلالته الحسية و لكنه من سلالة أعراقه و أخلاقه

یعنی : مهدی از سلاله ی حسی و نسلِ پیامبر (ص) می باشد لذا نمی تواند خاتم الولایه مطلقه باشد زیرا خاتم الاولیاء مطلقه از سلاله حسی پیامبر (ص) نیست . 😳

✔️نامبرده در فتوحات مکیه (ج 1 ص 244 ) خودش را ختم اولیاء مقیده دانسته و می گوید :

       أنا ختم الولایه دون شک ( بدون شک من خاتم الاولیاء هستم )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

(1) - علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه قیصری ( ص915 و 922 ) در نقد و رد ادعای ابن عربی می گوید :

🔘ابن عربی در فتوحات گفته : در آخر الزمان حضرت عیسی نازل می شود و ولایت به او ختم می گردد و خاتم ولایت مطلقه مهدی نیست ( و ما هو بالمهدي .... ) در حالتی که بعد از رحلت خاتم الانبیاء (ص) دوره نبوت پایان می پذیرد و نوبت ظهور اولیاء می رسد بخاتم اولیاء دوره ی ولایت بکمال می رسد ... حضرت عیسی چون از ارثِ مهدی و ولایتِ مختص به حقیقتِ محمدیه که مظهریتِ تجلی ذاتی و مظهریتِ اسم اعظم است ، حظّی ندارد ، فلذا نمی تواند خاتم ولایت محمدیه ، ( چه خاصه ، چه عامه و چه مطلقه ) باشد .

 ✔️او در همان کتاب ( ص920 و 921) ادعای ختم اولیاء بودنِ ابن عربی را رد کرده می گوید :

( عجب از شیخ جندی و شیخ قیصری است که ابن عربی را خاتم ولایت مطلقه محمدیه دانسته اند و خاتم اولیاء در فص شیثی را حمل بر شخص ابن عربی کردنده اند نعوذ بالله من الحماقة البالغة حدّ الغوایة ) .

( محی الدین خود را خاتم ولایت مقیده می داند که اشتباه کرده زیرا کسی که بدین مقام رسیده باشد می بایست به مقام عصمت نائل گردد و سهو و نسیان و خطاء در بیان حقایق ننماید حال آنکه ابن عربی کلمات متناقض زیاد از او صادر شده ، بلکه آنچان دچار هفواتی شده که ذکر آن هفوات و تناقض گویی ها در این رساله موجب هتک مقام علمی و مرتبه کشفی او می گردد مانند اباطیلی که درباره مقام قطبیت متوکل و غیره گفته ... )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - سید حیدر آملی که از اکابر عرفای شیعه و از پیروان و مروجان مکتب ابن عربی است در کتاب المقدمات من نص النصوص ( ص 182 ) می گوید :

و ذهب الشیخ ابن العربی الی 👈 انّ خاتم الأولیاء مطلقاً هو عیسی بن مریم علیه السلام، و خاتم الأولیاء مقیّدا هو نفسه. 👉و قد وجدنا هذا القول و الرأی، به‌ اتفاق اکثر المشایخ و العلماء –  بعد الأنبیاء و الأولیاء – انّه خلاف العقل و النقل و الکشف.

یعنی : محیی الدین عربی اعتقاد دارد که حضرت عیسی بن مریم علیه السلام خاتم الاولیاء مطلقه است و خودش را خاتم الاولیاء مقید می‌داند . که ما و مشهور مشایخ و علماء بعد از پیامبران و اولیاء این سخن ابن عربی را مخالف عقل و نقل و کشف می دانیم .

✔️سید حیدر آملی ، این بی ادبی و گستاخی محی الدین عربی را برنتابیده و مردانه و غیورانه خطاب به او می گوید :
 
           ( لیکون حاله فی ذلک کحال من قال یداک أوکتا و فُوک نَفَخَ )  

یعنی :👈 خیلی دستت را بالا گرفته و حرف بزرگتر از دهانت زده ای .👉


✔️ایشان در ادامه می گوید : الکمّل ایضاً ذهبوا الی انّ خاتم الأولیاء مطلقاً هو علیّ بن ابی طالب علیه السلام، و خاتم الأولیاء مقیّدا هو المهدی علیه السلام الذی هو سبطه و ذریته من اهل بیته.

یعنی : کملین معتقدند که علی بن ابیطالب علیه السلام خاتم الاولیاء مطلق است و حضرت مهدی علیه السلام خاتم الاولیاء مقید و از اهل بیت و نیز فرزندان امام علی (علیه السلام] می باشد .

📚( المقدمات من نص النصوص ص 182)

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


🛑ابن عربی بخاطر اینکه ولایت را از محوریتِ اهلِ بیت (ع) خارج کند ، خاتم الاولیاء بودنِ عیسی را مطرح نموده ⁉️😳🔥

علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه فصوص ( ص 916 ) پرده از حقیقتی بزرگ و در عین حال تأسف باری که حاکی از مظلومیتِ اهل بیت (ع) است ، برداشته و می گوید :

(( علمای اهل سنت و از جمله عرفای آنها ( مانند ابن عربی ) همواره سعی داشته اند که در مقابل اهل بیت عصمت و طهارت ، یکی را بتراشند . حال فرقی نمی کند آن شخص حسن بصری باشد یا یکی دیگر از ذوی الاذناب ، وجود ولی مطلق بعد از پیغمبر (ص) از مسلمات است . اما در مسلک عرفان این همه رطب یابس بافتن راجع به عیسی (ع) برای آن است که خلافت مطلقه را از ائمه (ع) بگیرند . وگرنه عیسی دوران نبوتش تمام شد و رفت به عالم دیگر ، والسلام . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

5️⃣ - محی الدین عربی در فتوحات مکیه (ج 6 ص 54 ) و ( ج 3 ص 329  ) خاتم ولایت محمدیه را برادر قرآن و مهدی(ع) را برادر شمشیر خوانده و می گوید :

( و أما ختم الولایه المحمدیه فهو أعلم الخلق بالله لا یکون فی زمانه ولا بعد زمانه أعلم بالله وبمواقع الحکم منه فهو والقرآن إخوان کما أن المهدی والسیف إخوان . )

یعنی : و اما ختم کننده ولایت محمدی (خاتم الاولیاء) داناترین مردم به خداست و احدی نه در زمان او و نه بعد از او داناتر از او به خداوند و جایگاه احکام الهی نخواهد بود. و خاتم الاولیاء برادر قرآن است و مهدی و شمشیر نیز با هم برادرند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

توضیح اینکه :

✔️محی الدین عربی در عبارات فوق بین خاتم اولیاء و مهدی (عج) ، صراحتاً قائل به تقابل گردیده و آن دو را ، دو شخصِ متمایز معرفی کرده و تصریح می کند : ( خاتم الاولیاء برادر قرآن است ، اما مهدی (عج) و شمشیر با هم برادرند . ) 😳

✔️قبلا متذکر شدیم که ابن عربی ، عیسی (ع) را خاتم الاولیاء مطلقه و خودش را خاتم الاولیاء مقیده می داند . در نتیجه ، خودش را اولاً خاتم اولیاء محمدیه و ثانیاً عالم ترین فرد در این امت و برادر قرآن می داند که در مقابل او تنها ویژه گی که حضرت مهدی (ع) دارد ، برادر شمشیر بودنِ او است . ( معاذالله )😳🔥

🛑تذکر :

1- دأب آقای وکیلی و اغلب پیروان مکتب ابن عربی آن است که نقدهایی که از سوی مراجع عظام و سایر مخالفین تصوف به آنها وارد می گردد را افتای بغیر علم ، قلمداد نمایند . لذا در این مقاله تعمداً نقدهای سید حیدر آملی و علامه سید جلال الدین آشتیانی را آوردیم تا بنحوی ، قافیه را بر بهانه جویی نامبردگان تنگ تر نمائیم .

2- لازم بذکر است که تسلط علامه سید جلال الدین آشتیانی به مبانی عرفان نظری و علوم عقلی آنچنان است که او را ملاصدرای زمان ، لقب داده اند و سید حیدر آملی نیز توسط آقای وکیلی در کتاب شهید عارف از مقام شامخ او در راستای ترویجِ مبانی مکتبِ ابن عربی تجلیل نموده و او را از قول برخی اعاظم ، ( زین العابدین ثانی ) لقب داده است .


🔴نتیجه :

با توجه به مستندات مطروحه فوق در این مقاله ، مشخص گردید که برخلافِ ادعای آقای محمد حسن وکیلی که می گوید : ( چهره و قالب مهدویت در شیعه اینگونه است که جناب ابن عربی توصیف نموده است ) ، آراء و نظریات ابن عربی در مسئله مهدویت و نیز موضوع خاتم الاولیاء ، نه تنها در تضاد با آموزه های مکتبِ حقه تشیع است بلکه مغایر با مبانی اهل سنت نیز می باشد.

👈جمله مزبور آقای وکیلی را تنها می توان بعنوان یکی از شیطحیاتِ عارفانه تلقی نمود ، وگرنه چگونه می توان قبول کرد که چهره و قالبِ مهدویت در شیعه با افکار انحرافی ابن عربی ، یکی باشد .⁉️ 😳

stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف حوزوی سید رضا نوعی ( حکیم )sticker

 

🛑برای مطالعه مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص (بخش سوم ) ( اینجا ) کلیک کنید .

    برای مطالعه مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( بخش دوم ) ( اینجا ) کلیک کنید .

    برای مطالعه مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( بخش یکم ) ( اینجا ) کلیک کنید .


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 40

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 287
  • کل نظرات : 74
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 14
  • آی پی امروز : 18
  • آی پی دیروز : 95
  • بازدید امروز : 46
  • باردید دیروز : 554
  • گوگل امروز : 13
  • گوگل دیروز : 390
  • بازدید هفته : 2,654
  • بازدید ماه : 2,654
  • بازدید سال : 67,722
  • بازدید کلی : 1,031,817