loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

sticker استعمال حشیش توسط ابن عربی پدرِ عرفانِ نظری 💥

sticker برهان الدین بِقاعی ( 809 ق ) که یکی از علمای بزرگ اهل سنت می باشد ، در کتاب ( مصرع التصوف ) ( ص ج 1 ص 182 ) از  قول قاضی عضد الدین ایجی شافعی ( ۷۵۶ ق ) می گوید :

نقل عن القاضي عضد الدين تكفيرهم ، فإنه قال في وصفه لابن عربي : ( يحكى عنه أنه كان كذابا حشاشا كأوغاد الأوباش )

یعنی : قاضی عضد ایجی ، ابن عربی را تکفیر نموده و او را فردی کذّاب 👈و از اوباشی می داند که همواره حشیش استعمال می کرده .👉

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

(1) - ابن عربی تحت تاثیر خلسه ناشی از استعمال مواد افیونی و حشیش ، شیعه را بصورت بوزینه می بیند و نُه مرتبه به معراج رفته و در آنجا مقام امیرالمومنین (ع) را از ابوبکر و عُمَر پائین تر مشاهده نموده و کتاب فصوص الحکم را نیز در چنین فضایی از پیامبر (ص) تلقی کرده .

(2) -  از چنین شخص نباید تعجب کرد که دوبار در کنار منقل ، خدا را خواب دیده که به او دستور می دهد مردم را نصیحت کند ، و البته جای شگفتی نیست که ذهن وهم آلود و بیمار او ، خدائی  را ترسیم می نماید که خلقت را از روز جمعه آغاز و در روز شنبه پایان داده و روز یکشنبه ( معاذ الله ) یک پایش را روی پای دیگرش انداخته و استراحت می کند .

(3)خدا در نگاه ابن عربی وقتی از ( هل من مَزید ) گفتنِ جهنم خسته می شود یک پایش را داخلِ جهنم می گذارد و آنگاه جهنم می گوید ، حالا بس است و علاوه بر این .

(4) - دو پای خدا که بر کرسی قرار دارد ، کارآیی های دیگری نیز از نظر محی الدین عربی دارد ، بعنوان مثال در ایام حج به همراه سایر حجاج هروله می کند و در روز قیامت وقتی که ساق پایش را به مردم نشان می دهد ، او را می شناسند و به سجد می افتند . 😳

(5)موارد فوق بطور مستند در همین سایت مورد نقد و بررسی قرار گرفته است .


👈بعنوان نمونه می توانید ( اینجا ) را کلیک کنید . 👉


sticker البته هنگامی تعجب ما بیشتر می شود که علیرغم این همه انحرافات فکری و فضاحت های عملی ابن عربی ، امثال حجت الاسلام محمد حسن وکیلی در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ص 15) می نویسد :

(( محی الدین حق بزرگی بر گردن عالمان شیعی دارد و فقط به برکت آراء و آثار او بود که توفیق معرفت اجمالی آیات و روایات معارفی شیعه فراهم شده است و همه علمای شیعه سر سفره او نشسته اند )) ⁉️ 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


sticker استعمال موارد مخدر همواره در بین تمام فرقه های دراویش و متصوفه ،  رائج بوده و به عنوان یکی از آدابِ خانقاهی محسوب می گردد که ذیلاً به بررسی اجمالی آن می پردازیم :

الف )  علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان ( ج 5 ص 458 ) وضعیت فعلی تصوف را این چنین ترسیم نموده و می فرماید :

( لم يبق من التصوف إلا التكدي واستعمال الأفيون والبنج وهو الفناء )

یعنی : اکنون تصوف عبارت شده از بوقى و منتشایى و یک کیسه گدائى ، بعدا هم به اصطلاح خودشان براى اینکه فانى فى الله بشوند ، افیون و بنگ و چرس ‌ استعمال می کنند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و  ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب )  در گذشته نیز استعمال ( حشیش ) در بین فرقه مولویه رواج داشته ، بنحوی که شمس تبریزی در مقالات ( ج 1 ص 74 ) زبان به گلایه گشوده و می گوید :

  یاران ما به سبزک ( حشیش ) گرم شوند . که آن خیالِ دیو است .

stickerشمس در جای دیگر ( مقالات ج 2 ص 271) از آلوده گی فرزندان مولانا به حشیش و بنگ ابراز نگرانی کرده و می گوید :


  باز بها ( بهاء الدین ولد ) گیاه خودن آغاز کرده ...


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

سبزک به معنای حشیش و گیاه خوردن نیز به معنای استعمال بنگ توسط فرزند مولانا می باشد . علاء الدین پسر کوچکتر مولانا از اوباش و افراد لاابالی بود که اتفاقا در سر به نیست کردنِ شمس تبریزی نقش اصلی را ایفاء نموده است .

ج ) مولانا برای بدست آوردن حالتِ خلسه ، به جای استعمالِ از حشیش ( سبزک ) و یا بنگ ، به یاران و مریدانِ خود سماع را توصیه می کند ( بر خلافِ ابن عربی که به سماع چندان روی خوشی نشان نمی دهد ) :


     گفتا نشانه هست ولیکن تو خیره ای
     کان کس که بنگ خورد، دهد مغز او دوار

      ز اندیشه و خیال فرو روب سینه را
     سبزک بنه ز دست و نظر کن به سبزه زار


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

گویا مریدان مولانا که مزّه نشئه گی حشیش و بنگ را تجربه کرده بودند ، علیرغم توصیه مراد خویش ، کماکان به رویه خود ادامه داده و حتی در توصیف ( بَنگ ) اشعارِ زیادی سرودند ، از جمله :


     بنگی زدیم و سِرِّ اَنَاالْحَق شد آشکار

     ما را به این گیاهِ ضعیف این گمان نبود


sticker یکی از اقداماتی که از گذشته تا به حال در بینِ دراویش و متصوفه مرسوم است ، جوشاندنِ بنگ و حشیش در آبگوشت و توزیع این غذا در بینِ مریدان می باشد تا بتوانند افراد را تحتِ تأثیرِ مواد مخدر قرار داده ، به گونه ای که این افراد فکر کنند حالتی که به آنها دست می‌دهد در اثر تأثیراتِ معنوی حضور در خانقاه است .

این اعمال تا جایی به صورت علنی بوده است که یکی از اقطاب «حیرتعلیشاه نایینی» جانشینِ صفی علیشاه در نامه‌ای به یکی از صوفیان از ارسالِ حشیش تشکر می‌کند.
stickerغلامعلیشاه خاکسار در بسیاری از مجالس ، بساط تریاکش به پا بود و عکسهای او بر سر منقل نیز موجود است.

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerتوصیه اکید ما به طالبانِ عرفان ( خصوصاً جوانان ) این است :

برای آنکه به دام تصوف و یا عرفان های نوظهور نیفتند ، صرفاً معارف را از سرچشمه زلال آن یعنی قرآن و مکتب اهل بیت (ع) و منابع معتبر شیعه مانند : ( توحید صدوق ، نهج البلاغه ، صحیفه سجادیه و ... ) تحصیل نموده و هر سئوالی در این زمینه داشتند به علماء و فقهای عظام شیعه مراجعه نمایند .

     حذر از صوفیانِ شهر و دیار
     همه نامردم اند و مردمخوار

     هر چه دادی به دستشان خوردند
     هر چه آمد ز دستشان کردند

     پای منقل ز نشئه ی تریاک
     با توّهم روند تا افلاک

     رهزنِ دین و دامِ شیطانند
     دشمنِ اهل بیت و قرآنند


stickerبرگرفته از دروسِ نقد تصوف سید رضا نوعی ( حکیم )sticker
 


امضاي حکيم

🔴جایگاه صوفیسم در روایات شیعه

اخیرا در کانال مرتبط با حجت الاسلام محمد حسن وکیلی به آدرس (Ostad_vakilie@) فایل صوتی ذیل بارگذاری و آقای وکیلی در فایل مزبور به اشکال مطروحه از سوی برخی اشخاص درباره دیدگاه علامه مجلسی (ره) نسبت به احادیثِ مذمتِ صوفیه ، پاسخ داده و اینک ما به منظورِ تنویرِ اذهان ، بر آنیم تا در این مقاله اظهارات ایشان را  ، مورد واکاوی ، نقد و بررسی قرار دهیم :

فایل صوتی اظهارات آقای وکیلی


🔴 خلاصه اظهارات و دعاوی آقای وکیلی در فایل صوتی مذکور ، بشرح ذیل می باشد :

الف) قبل از حدیقة الشیعه ( یعنی تا قرن دهم ) هیچ روایتی در مذمتِ صوفیه وجود نداشته است .

ب ) علامه مجلسی هنگام تالیفِ کتابِ عین الحیات ، تحت تاثیرِ احادیثِ جعلی حدیقة الشیعه ، ادعای کثرتِ احادیثِ مذمتِ صوفیه را مطرح نموده است .

ج ) علامه مجلسی پس از آنکه متوجه شده نسبتِ کتابِ حدیقة الشیعه صحیح نیست ، دیگر این احادیث را نقل نکرده و بهترین شاهد بر صحتِ این ادعا آن است که 👈 علامه مجلسی (ره)در بحارالانوار که سالها بعد از عین الحیات در دست تالیف بوده ، کوچکترین اشاره ای به روایات نقد تصوف ننموده ، 👉 با اینکه بنای ایشان این بوده که همه احادیث را جمع آوری کنند و اگر واقعا روایات معتبری وجود داشت ، حتما آن ها را در بحارالانوار می آورد ، ... لذا 👈در بحار الانوار که کتاب جامعی است هیچ اثری و رد پایی از روایات مذمتِ صوفیه نیست و در هیچ منبع دیگری هم هیچ احدی گزارش نکرده ، 👉 اگر واقعا غیر از همین منبع جعلی ( حدیقه الشیعه ) ، روایات فراوان دیگری بود  ، دیگران هم آنها را نقل می کردند ، درحالیکه 👈 در طول تاریخ تنها جایی که احادیثِ مذمتِ صوفیه در آن نقل شده ، فقط حدیقه الشیعه و حواشی آن است 👉 که در جریان میرلوحی جعل شده است .

🔵 نقد و بررسی ادعای آقای وکیلی :

 علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ( ج 77 ص 93 ) حدیثِ ذیل را از رسول اکرم (ص) خطاب به ابوذر (ره) نقل فرموده :

قال رسول الله (ص) : يَا أَبَاذَرٍّ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ يَلْبَسُونَ الصُّوفَ فِي صَيْفِهِمْ وَ شِتَائِهِمْ يَرَوْنَ أَنَّ لَهُمُ الْفَضْلَ بِذَلِكَ عَلَى غَيْرِهِمْ أُولَئِكَ تَلْعَنُهُمْ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ .

پیامبر (ص) به ابوذر فرمودند : در آخر الزّمان مردمی می آیند که تابستان و زمستان پشمینه می پوشند و معتقدند که این کار موجب مزیّت آنها بر دیگران است ، حال آنکه اینان را اهل آسمان ها و زمین لعنت می کنند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

الف ) علامه مجلسی (ره) تصریح فرموده که حدیث فوق را از دو منبع نقل کرده ، یکی امالی شیخ طوسی ( متوفی 460 ق) و دیگری کتاب مکارم الاخلاق حسن بن فضل طبرسی ( متوفی قرن ششم ) ، به عبارت دیگر شیخ طوسی حدیث فوق را هفتصد سال قبل از مقدس اردبیلی و کتاب حدیقه الشیعه،  روایت نموده است .

👈برای مشاهده حدیث در امالی و مکارم الاخلاق ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) مرحوم مجلسی (ره) حدیث مذکور را در بطور کامل در کتابی مستقلی بنام عین الحیات به فارسی شرح نموده و فرازِ فوق از حدیثِ مزبور را در جلد دوم عین الحیات ( ص 454 و 455  ) آورده و سپس در ( ص 456) می فرماید :

( ای عزیز ، اگر عصابه عصبیّت را از دیده بگشایی و به عینِ انصاف نظر نمایی ، همین فقره ای که در این حدیثِ شریف وارد شده برای ظهورِ بطلانِ طایفه مُبتدعه صوفیه کافی است ، قطعِ نظر از احادیث بسیار دیگر که صریحاً و ضمناً بر بطلان اطوار و اعمال ایشان و مذمتِ مشایخ و اکابرِ آنها وارد شده است . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


ج ) با توضیحات فوق ثابت گردید که :

اولاً : بر خلاف ادعای آقای وکیلی ، احادیث و روایات مربوط به مذمت صوفیه  ، فقط منحصر به کتاب حدیقه الشیعه و قرن دهم نیست ، بلکه بعنوان نمونه حدیث فوق را می توان ذکر نمود که ششصد سال قبل از حدیقه الشیعه در منابع معتبر شیعه مانند امالی شیخ طوسی ( متوفی 460 ق) و کتاب مکارم الاخلاق حسن بن فضل طبرسی ( متوفی قرن ششم ) نقل شده و علامه مجلسی (ره) نیز در بحارالانوار آن را به شرح مذکور آورده است . (  در ادامه به برخی دیگر از این روایات اشاره خواهد شد ) .

ثانیاً : به قول علامه مجلسی (ره) ، فقط همین یک فراز از فرمایشِ پیامبر (ص) در حدیث فوق الذکر ، برای ابطالِ فرقه ضاله صوفیه ، کافی است .

🔴 برخلاف ادعای آقای وکیلی ، علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار روایات بسیاری را از منابع معتبر و قدیمی شیعه مربوط به ( قرون سوم تا هفتم ) در مذمت صوفیه و اقطاب آنها نقل کرده ، بعنوان نمونه ایشان روایت ذیل را در جلد 10 و 67 بحارالانوار از کتاب ( الدرة الباهرة من الاصداف الطاهرة ) نقل کرده که از تالیفات شهید اول ( متوفی ۷۸۶ق ) می باشد ، جالب تر آنکه ابن ابی الحدید همین روایت را از طریق دیگر در شرح نهج البلاغه آورده که علامه (ره) از قول او نیز روایت مزبور را در ( ج 67 بحار ص 120) نقل کرده  :

الدرة الباهرة من الاصداف الطاهرة :روي أن قوما من المتصوفة دخلوا بخراسان على علي بن موسى عليهما السلام فقالوا للرضا (ع) : إن أمير المؤمنين عليه السلام فكر فيما ولاه الله من الأمور، فرآكم أهل البيت أولى الناس أن تؤموا الناس، ونظر فيكم أهل البيت فرآك أولى الناس بالناس، فرأى أن يرد هذا الامر إليك، والإمامة تحتاج إلى من يأكل الجشب، ويلبس الخشن، ويركب الحمار  و يعود المريض.

یعنی : جمعي از صوفيان در خراسان به محضر امام رضا (ع) وارد شده و به عنوان اعتراض به ایشان گفتند :

مأمون فکر کرد و رأي او چنين شد که امامت و ولايت را به تو بدهد ، ولی امامت حق کسی است که غذای سفت بخورد و لباس زبر به پوشد و سوارِ الاغ شود و به عيادت مريض برود ولی تو اين کارها را نمی کنی .

حضرت به آنها فرمودند : « إنّ يوسف کان نبيّا يلبس أقبية الديباج المزورة بالذهب و يجلس علي متکآت آل فرعون و يحکم ، إنما يراد من الامام قسطه و عدله اذا قال صدق و إذا حکم عدل و إذا وعد أنجز ثم قرء : قل مَن حرّم زينة الله التي أخرج لعباده و الطيبات من الرزق »

یعنی : يوسف با اینکه پيامبر بود ، قباهای ديبای مُطلّایی می پوشيد و بر مسند آلِ فرعون تکيه مي زد و حُکم مي راند .  و ای بر شما ، همانا از امام ، عدالت و دادگری متوقع است که چون سخن گويد ، راست بگويد و چون حُکم کند ، به عدالت باشد و چون وعده دهد، به وعده خود وفا کند.  سپس آن حضرت  این آيه را قرائت فرموند : ( بگو چه کسي زينت هاي خدا را که بر بندگان آفريده ، حرام کرده است و از صرف روزي حلال و پاکيزه منع نموده است ).

👈 برای مشاهده ( سند 1 ) ، ( سند 2  ) ، ( سند 3 ) و ( سند 4 ) کلیک کنید .👉

🔵  کلینی (ره) (۳۲۹ق) در کتاب اصول کافی که از منابع اربعه شیعه است ( ج 2 ص 309 ) از امام باقر (ع) روایت نموده :

عَنْ سَدِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ هُوَ دَاخِلٌ وَ أَنَا خَارِجٌ وَ أَخَذَ بِيَدِي ثُمَّ اِسْتَقْبَلَ اَلْبَيْتَ فَقَالَ يَا سَدِيرُ إِنَّمَا أُمِرَ اَلنَّاسُ أَنْ يَأْتُوا هَذِهِ اَلْأَحْجَارَ فَيَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ يَأْتُونَا فَيُعْلِمُونَا وَلاَيَتَهُمْ لَنَا وَ هُوَ قَوْلُ اَللَّهِ «وَ إِنِّي لَغَفّٰارٌ لِمَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً ثُمَّ اِهْتَدىٰ » ثُمَّ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ إِلَى وَلاَيَتِنَا ثُمَّ قَالَ يَا سَدِيرُ فَأُرِيكَ اَلصَّادِّينَ عَنْ دِينِ اَللَّهِ ثُمَّ نَظَرَ إِلَى أَبِي حَنِيفَةَ وَ سُفْيَانَ اَلثَّوْرِيِّ فِي ذَلِكَ اَلزَّمَانِ وَ هُمْ حَلَقٌ فِي اَلْمَسْجِدِ فَقَالَ هَؤُلاَءِ اَلصَّادُّونَ عَنْ دِينِ اَللَّهِ بِلاَ هُدًى مِنَ اَللَّهِ وَ لاَ كِتَابٍ مُبِينٍ إِنَّ هَؤُلاَءِ اَلْأَخَابِثَ لَوْ جَلَسُوا فِي بُيُوتِهِمْ فَجَالَ اَلنَّاسُ فَلَمْ يَجِدُوا أَحَداً يُخْبِرُهُمْ عَنِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى يَأْتُونَا فَنُخْبِرَهُمْ عَنِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ .


سدير گويد : زمانى كه امام باقر (ع) وارد مسجد الحرام ميشد و من خارج ميشدم ، دست مرا گرفت و رو به كعبه ايستاد و فرمود : اى سدير ، همانا مردم مأمور شدند كه نزد اين سنگها (كعبه) آيند و گِردِ آن طواف كنند . سپس نزد ما آيند و ولايتِ خود را نسبت بما اعلام دارند، و همين است سخن خدا که : (همانا من آمرزنده‌ام آنكه را ايمان آورد و كار شايسته كند و سپس هدایت شود ) (82 سوره طه) ،  آنگاه با دست مبارکش به سينه‌ خود اشاره كرد و فرمود : بسوى ولايتِ ما هدایت می یابد .

سپس فرمود ، اى سدير : اکنون كسانى كه مردم را از دين خدا جلوگير ميشوند بتو نشان می دهم ، آنگاه به ابو حنيفه و سفيان ثورى كه در آن زمان جلوگير دين خدا بودند و در مسجد حلقه زده بودند، نگاه کرده و فرمود : اين ها می باشند كه بدون هدايت از جانب خدا و سندى آشكار ، از دين خدا جلوگيرى مى‌كنند ، همانا اين پليدان اگر در خانه‌هاى خود نشسته و فریبکاری نکنند ، در آن صورت مردم برای یافتن راه حق ؛ خودشان به جستجو پرداخته و چون كسي را نيابند كه از خداى تبارك و تعالى و رسولش به آن ها خبر دهد، نزد ما آيند ، تا ما آن ها را  از رهنموده های خداى تبارك و تعالى و رسولش ، آگاه نمائیم  .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1- علامه مجلسی (ره) در مرآة العقول ( ج 4 ص 288 ) در ذیل حدیث فوق می فرماید :

( أبي حنيفة من فقهاء المخالفين و سفيان الثوري من صوفيتهم ... و هذا الحدیث ، يدل على أن الصوفية الذين كانوا في أعصار الأئمة عليهم‌السلام كانوا معارضين لهم صادين عنهم و عن دين الله ، عليهم لعنة الله . )

یعنی : ( ابو حنیفه از فقهای مخالفین و سفیان ثوری نیز از صوفیان است و این حدیث دلالت دارد بر آنکه صوفیه در عصر ائمه اطهار علیهم السلام از دشمنان و مخالفان ایشان بوده اند که همواره مردم را از دین خدا و هدایت های اهل بیت (ع) ، مانع می شدند ، لعنت خداوند بر آنها باد .)

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- علامه ملا صالح مازندرانی نیز در شرح کبیر خود بر کتاب کافی ( ج 6 ص 383 ) در ذیل حدیث فوق می فرماید :

( سفيان هو سفيان بن سعيد بن مسروق الثورى و كان من المتصوفة المعترضين على أهل البيت (عليهم السلام) و كان له أيضا منزلة عظيمة عند الخلفاء و أهل الجور و كانا مرجعى الطواغيت .)

یعنی : ( سفیان ثوری از متصوفه و دشمنان سرسخت اهل بیت علیهم السلام می باشد که از جایگاهی ویژه و منزلتی عظیم در نزد خلفای ستمگر برخوردار بوده و همچنین مرجعِ بزرگی برای طواغیت ، محسوب می گردید . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

الف ) سفیان ثوری از اقطاب صوفیه و به شدت مورد تعظیم و تکریم آنها می باشد و در حالیکه امام صادق (ع) در حدیث فوق از او به ( اَلْأَخَابِثَ = خبیث ) و ( اَلصَّادُّونَ عَنْ دِينِ اَللَّهِ = راهزن دین و مانع هدایت ) تعبیر فرموده ، عطار نیشابوری در کتاب تذکرة اولیاء ، او را این چنین توصیف نموده است :

( آن تاج دین و دیانت ، آن شمع زهد و هدایت ، آن علما را شیخ و پادشاه ، آن قدما را حاجب درگاه ، آن قطب حرکت دوری ، امام عالم ، سفیان ثوری ، رحمةالله علیه ، از بزرگان دین بود . او را امیرالمومنین گفتندی ) .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) آقای وکیلی ، همین عطار را از اولیاء الله و مُخلَصین می داند و در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ، ص89 و  118)  درباره مذهبِ او نیز می گوید :

( شخصیت هایی مانند مرحوم قاضی و علامه طهرانی معتقدند که محی الدین و مولوی و عطار ، به صورتِ باطنی به تشیع دست یافته اند ؛ یعنی تشیع برای ایشان در اثر سلوک منکشف شده است )😳

ج ) مرحوم کلینی (ره) در کتاب ( کافی ) بابی را  با عنوان (دخول الصوفية على أبي عبد الله عليه السلام واحتجاجهم عليه فيما ينهون) تخصیص داده که این امر با توجه به آنکه ایشان معاصر با دوران غیبت صغری است ، مبین آن می باشد که صوفیه در زمان امام صادق (ع) از راه مخالفت با مبانی اهل بیت (ع) ، احتجاجات زیادی با امام صادق علیه السلام داشته اند .

د ) حدیث فوق که از کتاب کافی نقل شد مربوط به سنه  (۳۲۹ق) یعنی هفتصد سال قبل از مقدس اردبیلی و کتاب حدیقة الشیعه  می باشد ، حال آنکه آقای وکیلی مدعی است که تا قبل از قرن دهم هیچ روایتی در مذمت صوفیه وجود ندارد . ⁉️😳


🔵 علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی‌ (درگذشت ۳۲۹ق‌)، معروف به اِبْن بابَوَیه‌ْ، فقیه و محدث شیعه در کتاب قرب الاسناد از امام حسن عسگری و امام صادق (علیهما السلام) به شرح ذیل روایت نموده :

 ( عن قرب الإسناد للشيخ الأقدم عليّ بن بابويه القمّيّ عن سعد بن عبد اللّه عن محمّد بن عبد الجبّار عن أبي محمّد الحسن العسكريّ عليه السّلام انّه قال: سئل أبو عبد اللّه،يعني جعفر الصادق عليه السّلام،عن حال أبي هاشم الكوفيّ فقال عليه السّلام: 👈 إنّه كان فاسد العقيدة جدّا و هو الذي ابتدع مذهبا يقال له التصوّف و جعله مفرّا لعقيدته الخبيثة،👉 و رواه بسند آخر عنه عليه السّلام و فيه: و جعله مفرّا لنفسه الخبيثة و أكثر الملاحدة و جنّة لعقائدهم الباطلة. )

 امام حسن عسكري (ع) فرمود : از امام ششم سؤال كردند كه ابوهاشم كوفي چگونه آدمي است ؟  

امام صادق (ع) فرمود : براستي كه 👈 ابوهاشم فاسدالعقيده بوده و او همان است كه مذهبي بنام تصوّف را از روی بدعت بنا نهاد و اين بدعت را نمود تا بتواند عقاید پلید خود را رواج دهد .👉

تبصره :

1) شیخ عباس قمی (ره) در کتاب سفینة البحار ( ج 5 ص 198) حدیث فوق را آورده و سپس در پاورقی آن می فرماید : ( هذا الكتاب عندي بخط مصنفه ) یعنی : ( نسخه خطی کتاب قرب الاسناد به خط مولف آن ابن بابویه ، نزد من موجود است . )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2) همانطوریکه ملاحظه می نمائید ، اِبْن بابَوَیه‌ْ (درگذشت ۳۲۹ق‌) ، حدیث فوق که در آن به بدعت بودنِ پارادایمِ تصوف و انحرافِ اقطابِ آنها تصریح گردیده را در قرنِ سوم ، یعنی هفتصد سال قبل از مقدس اردبیلی و کتاب حدیقه الشیعه ، با سند صحیح از معصوم (ع) روایت نموده ، اما ظاهراً آقای وکیلی بدون تتبّع و بررسی منابع شیعه ، بطور کلی صورت مسئله را پاک کرده و مدعی شده که در بحار الانوار و سایر منابع شیعه در طول تاریخ هیچ روایتی در مذمت صوفیه وجود ندارد . ⁉️😳

3) ابوهاشم کوفی بنیان گذار رسمی تصوف و اولین کسی است که بنام صوفی ، شهرت یافته و همچنین او برای اولین بار خانقاه را بنا نهاده است .

📚 (نفحات الانس جامی ، ص31 ) (  هفت اقليم ، ج1، ص112 )

🔴 نتیجه :

با توجه به موارد مطروحه فوق ، اثبات گردید که برخلاف ادعای آقای وکیلی ، احادیث مذمت صوفیه ، هرگز منحصر به کتاب حدیقه الشیعه نبوده بلکه در منابع معتبر شیعه مانند : ( اصول کافی ، بحارالانوار ، امالی شیخ طوسی ، مکارم الاخلاق و ... ) احادیث بسیاری در مذمت صوفیه موجود است که در این مقاله تنها به برخی از آنها اشاره گردید .  

🔵 آقای وکیلی با وارونه جلوه دادنِ حقایق ، از صوفیه چهره ای حقانی و مظلوم ترسیم نموده که احادیث بسیاری در مذمت آن ها جعل شده ، حال آنکه بر خلاف ادعای ایشان ، این صوفیه و طرفداران آنان بوده اند که در طول تاریخ احادیث زیادی را برای مشروعیت بخشیدن به طریقه خود ، جعل نموده اند که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می گردد :

1-  قال رسول الله: مَنْ سَرَّهُ اَنْ یَجْلِسَ مَعَ اللهِ فَلْیَجْلِسْ مَعَ اَهل التَصَوُّفِ .

یعنی : حضرت رسول فرموده : «هرکس دوست دارد که همنشین خدا باشد باید با اهل تصوف همنشین باشد».

📚(بشاره‌المؤمنین تألیف ملاسلطان گنابادی 349)( دفتر اول مثنوی بخش 83 باب :من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف)

تبصره : مرحوم فروزانفر در شرح احادیث مثنوی ( ص 547 ردیف 945) حدیث فوق را جعلی می داند و ابن جوزی نیز در کتاب ( الموضوعات ج 3 ص 49 ) می گوید :(هَذَا مَوْضُوع وَالْمُتَّهَم بِهِ الجويباري وَقَدْ بَينا فِي مَوَاضِع أَنَّهُ كَذَّاب وَضاع ) یعنی حدیث فوق جعلی است و یکی از راویان آن نیز به نام (جویباری ) از دروغگویان و جاعلین حدیث می باشد .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2-  قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لا تَطْعَنُوا علی اَهْلَ التَّصَوُّف وَ الخِرَقِ فَاِنَّ اَخْلاقَهُمْ اَخْلاقُ الاَنْبِیاءِ وَ لِباسَهُمْ لِباسُ الاَنْبِیاء

یعنی : «حضرت رسول فرمود : طعن مکنید و عیب منمائید بر اهل صوفیه و خرقه‌پوشان ، زیرا اخلاق و اوصافِ ایشان ، اوصاف و اخلاقِ انبیاء است و لباس ایشان نیز لباس انبیاء می باشد ».

📚(بشاره‌المؤمنین تألیف ملاسلطان گنابادی / چاپ سوم: 316)

3-  قال امیرالمؤمنین (علیه‌السلام): اَلتَّصَوُّفُ اَرْبَعَة اَحْرُفٍ تاءُ وَ صادُ وَ واوُ و فاءُ - التّاءُ تَرْکُ وَ تَوْبَةُ وَ تُقی - وَ الصّادُ صَبْرُ وَ صِدْقُ وَ صَفا - وَ الْواوُ، وِرْدُ وَ وُدّ وَ وَفاء وَ الْفاءُ فَرْدُ وَ فَقْرُ وَ فَناءُ .

یعنی : حضرت فرمود : «تصوف چهار حرف است تاء و صاد و واو و فاء، تاء ترک دنیا و توبه و پرهیزکاری است، و صاد صبر و راستی و صفای دل است، و واو دوستی و توجه ره ورد و دعا و وفاء به عهد است، و فاء تنها بودن از خلق و فقر الی‌الله و نیستی و فانی شدن از انانیت است».

📚( این حدیث جعلی را سلطان حسین تابنده در رساله رفع شبهات و علی تابنده در خورشید تابنده و سید قطب‌الدین نیریزی ذهبی در میزان الصواب در شرح فصل‌الخطاب: ص 43 آورده‌اند.)

تبصره : حدیث فوق جعلی است و آن را ابن ابی جمهور (  9 ق ) در عوالی اللئالی با لفظ ( و هو ثلاثة أحرف ... ) ، بدون سند ذکر کرده که محقق کتاب مزبور ( مجتبی عراقی ) در پاورقی ( ج 4 ص 105) می گوید : ( مع الفحص الشديد لم أظفر عليه ) یعنی : حدیث مزبور را علیرغم جستجوی فراوان در هیچ منبع معتبری نیافتیم .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

4 - امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: مَن عاشَ فی ظاهر الرّسول فهو سَنَی و مَنْ عاشَ فی باطن الرّسولِ فهو صوفی .

یعنی : از امام صادق ( علیه السلام ) از تصوف پرسیدند ، فرمود : متابعتِ از ظواهرِ اعمالِ رسول ، سنّت است و متابعت از احوالِ باطنی او ، تصوف می باشد .

📚(خورشید تابنده: پاورقی صفحه 16 و 17)

5- عَلَيْكُمْ بِلِبَاسِ الصُّوفِ تَجِدُوا حَلاوَةَ الإِيمَانِ فِي قُلُوبِكُمْ،وَ إِنَّ لِبَاسَ الصُّوفِ يُورِثُ الْقَلْبَ التَّفَكُّرَ، وَالتَّفَكُّرُ يُورِثُ الْحِكْمَةَ، وَالْحِكْمَةُ تَجْرِي فِي الْجَوْفِ مَجْرَى الدَّمِ .

یعنی : بر شما باد به پوشیدن لباس پشمی تا طعم ایمان را در قلب هایتان بچشید و بدرستیکه پوشیدن لباس پشمی قلب را به تفکر وا می دارد و تفکر نیز حکمت را به ارمغان می آورد و حکمت نیز درون شما مانند خون جریان می یابد .

📚علمای اهل سنت نیز به جعلی بودن حدیث فوق تصریح نموده اند از جمله ابن جوزی در کتاب ( الموضوعات ج 3 ص 48 ) می گوید : هَذَا حَدِيثٌ لَا يَصِحُّ عَنْ رَسُول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ( آله ) و سَلَّمَ .


👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴 احادیث جعلی در آثار متصوفه و دراویش :

صرف نظر از احادیث مرسل یا ضعیف که آثار عرفا مشحون از آن است ، در کتب آنها آنقدر احادیث جعلی و ساختگی بی شماری وجود دارد که بی تردید کتابهای مثنوی مولانا و فتوحات مکیه را به کلکسیونی از احادیث جعلی و حتی اسرائلیات ، مبدل ساخته است ، لازم بذکر است که ما بعنوان نمونه و از باب مشت نمونه خروار ، در قالب مقالاتی تحقیقی به نقد و بررسی اغلب آن احادیث جعلی پرداخته ایم که ذیلاً  به برخی از آنها اشاره می گردد :

1- حدیث جعلی که ابن عربی در فتوحات مکیه نقل کرده مبنی بر اینکه ( معاذ الله ) خدا روز یک شنبه خلقت را تمام کرده و یک پایش را روی پای دیگرش نهاده .😳😄

👈 برای مشاهده مقاله ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- حدیث ثواب روزه عاشورا  که از جعلیات بنی امیه است را ابن عربی در فتوحات مکیه بدان استناد نموده و پیرامون برکات آن در سیر و سلوک به تفصیل سخن گفته .

👈 برای مشاهده مقاله ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

3- استناد ابن عربی در فتوحات مکیه و مولانا در مثنوی به حدیث جعلی ( کنت کنزا مخفیا ) یا همان گنج مخفی که سنگ زیربنای تصوف را تشکیل می دهد .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

4- استناد مولانا به حدیث جعلی که می گوید : پیامبر (ص) بارها قصد خودکشی داشته ولی هر بار جبرئیل ، مانع می شده ! 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

5 - استناد مولانا در مثنوی به حدیث جعلی ( کلمینی یا حمیراء )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

6- استناد مولانا در مجالس سبعه به حدیث جعلی ( لو لم ابعث لبعث عمر ) یعنی اگر من به رسالت مبعوث نمی شدم قطعا عمربن خطاب به پیامبری می رسید ! 😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

 

تبصره : موارد فوق تنها گوشه ای از انحرافاتِ صوفیه می باشد ، جالب آنکه مولوی که مدعی است ، همانند انبیاء به او نیز وحی می شده و یا ابن عربی که می گوید ، نُه بار به معراج رفته ، این احادیثِ جعلی را با آب و تاب و به اسم عرفان ، به خوردِ مریدانِ بی چاره می دهند ، تاسف بارتر  اینکه مدعی هستند به مبانی فقه الحدیث نیازی نداشته و برای ارزیابی روایات با برخورداری از نیروی مکاشفه ، سِره را از ناسره تشخیص داده و  حتی بدین سبب بر علمای متشرعه نیز مفاخره نموده و آنان را تخطئه می نمایند ، اما بدیهی است که نتیجه این غرور و خودشیفتگی آنان ، چیزی جز دست و پازدن در گردابِ احادیث جعلی نمی باشد .

sticker  آقای وکیلی از یک طرف با تشکیک در احادیثِ مذمتِ صوفیه و نادیده گرفتن حقایق و توجیه انحرافاتِ آنان ، و از سوی دیگر معرفی اقطابِ صوفیه ( مانند ابن عربی ، مولانا ، عطار و ... ) بعنوان شیعیانِ خالص ، قصد مشروعیت بخشیدن به فرقه دراویش و متصوفه را دارد ، اما قطعاً تلاشِ وی بیهوده و بسانِ مُشت به سندان کوفتن می باشد . زیرا پارادایمِ تصوف بر یک مُشت احادیثِ جعلی و عقاید افراطی و انحرافی بنا گردیده و در یک کلام :

( خانه از پای بست ویران است ) .

sticker حسنِ خِتام با ابیاتی از رهبر کبیر انقلاب (ره) :

          ما زاده عشقیم و فزاینده دردیم
          با مدعی عاکفِ مسجد به نبردیم

         با صوفی و با زاهد و درویش به جنگیم
         پرخاشگرِ فلسفه و علمِ کلامیم

         از مدرسه مهجور و ز مخلوق کناریم
         مطرودِ خرد پیشه و  منفورِ عوامیم

 stickerبرگرفته از درس گفتار جایگاه صوفیسم در احادیث شیعه ، سید رضا نوعی ( حکیم ) sticker

 

 


امضاي حکيم

stickerتصور ابن عربی از خدا ⁉️😳

✍️محی الدین عربی در فتوحات مکیه ( ج 9 ص 326 و 327 ) هارون الرشید را امیرالمومنین خوانده و می گوید :

فرزند او بنام احمد سبتی همیشه شش روز هفته را روزه می گرفت و به عبادت مشغول بود و فقط روز شنبه برای امرار معاش به کسب و کار اشتغال می ورزید فلذا از او پرسیدم چرا فقط روز شنبه را به کار می پردازی ؟ او پاسخ داد :

خداوند متعال ابتدای خلقت را روز یکشنبه قرار داد و در روز جمعه پایان داد. پس من نیز روزهای یک شنبه تا جمعه را برای عبادت قرار دادم . در تمام این روزها هیچ زمانی برای راحتی و حظ نفس من وجود ندارد زیرا خداوند این روزها را برای تلاش جهت تقوا قرار داده . همچنین خداوند سبحان روز شنبه به آنچه از روز یکشنبه تا جمعه خلق کرده نظر می‌کند ، 👈 سپس دراز می‌کشد و یک پایش را روی پای دیگرش می‌اندازد
👉 و می‌گوید: أنا المَلِک ، من پادشاهم و این روز را شنبه نام می‌گذارم ، زیرا شنبه (سبت) یعنی راحتی .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

sticker نقد و بررسی اجمالی اظهارات ابن عربی :

(1) -  موضوع فوق برگرفته از آموزه های یهود و اخبار جعلی ، موسوم به ( اسرائیلیات ) می باشد که مطابق آنها خداوند خلقت را از روز یکشنبه آغاز و در روز جمعه پایان داده و در روز شنبه ( معاذ الله ) به استراحت پرداخته است .

(2) - در عبارت ابن عربی صراحتاً دو صفت  👈(فاستلقى : دراز کشیدن ، تکیه دادن)👉 و نیز  👈(و وضع إحدى رجليه على الأخرى ، یک پای را روی پای دیگر نهادن)👉 بخداوند نسبت داده شده ، حال آنکه توصیف خدا به این اوصاف که از ویژگی های مخلوقات و موجودات جسمانی و محدود می باشد از نظر قرآن مردود و از نگاه ائمه اطهار (ع) در مکتب تشیع ، کُفر محسوب می گردد .

(3) - روایات مزبور که اساس خلقت را با روزهای هفته تطبیق داده و دال بر استراحت خدا در روز شنبه و تکیه دادن ( دراز کشیدن ) و یک پا را روی پای دیگر نهادن او می باشد را علمای بزرگ اهل سنت مانند : محمد ناصر آلبانی ، بیهقی ، قرطبی ، ابو حیان اندلسی و ابن کثیر ، برگرفته از آموزه های یهود و احادیث جعلی ( اسرائلیات ) می دانند و تصریح نموده اند که آیه ( 38 سوره ق ) که می فرماید : (  وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ ) در تکذیب و رد این باور نادرست یهودیان نازل شده است . ( در ادامه تفصیلاً به آراء علمای اهل سنت اشاره خواهد شد )

(4)- در این میان فقط اشخاصی مانند : ابن تیمیه و نیز وهابیونی مثل : ابن عثیمین و بن باز که قائل به تجسیم خداوند هستند ، با سخن ابن عربی موافق بوده و می گویند خداوند پس از اتمام خلقت بر عرش تکیه زد و یک پایش را روی پای دیگرش نهاده است و همچنین بر این باورند که ( إِنَّهَا جلْسَة الرَّب تَعَالَى ) یعنی : این نحوه نشستن مخصوص خداوند است و هیچکس حق ندارد مانند خدا دراز بکشد و یک پایش را روی پای دیگرش بگذارد .😳

(5)- ابن عربی بر خلاف نص قرآن کریم ، روایت اسرائیلی و جعلی از آفرینش را به دیده قبول نگریسته و ضمن تحسین آن ، اوصاف جسمانی و کفر آمیز ( دراز کشیدن و یک پا روی پای دیگر گذاشتن ) را بخداوند نسبت داده است . (معاذ الله )


sticker نقد و بررسی تفصیلی :

الف ) بررسی دیدگاه علمای اهل سنت درباره روایت جعلی و اسرائیلی مورد استشهاد ابن عربی :

(1) - محمد ناصر آلبانی که از بزرگترین محدثان اهل سنت می باشد ( در کتاب سلسله الاحادیث الضعیفه و الموضوعه ج 2 ص178) درباره حدیث مورد استناد ابن عربی به جعلی و از اسرائلیات بودن آن تصریح نموده  و می گوید :

 ( فإن الحديث يستشم منه رائحة اليهودية الذين يزعمون أن الله تبارك وتعالى بعد أن فرغ من خلق السموات والأرض استراح و أنا أعتقد أن أصل هذا الحديث من الإسرائيليات و تعالى الله عما يقول الظالمون علوا كبيرا ) همچنین نامبرده در کتاب دیگرش بنام (موسوعة الألباني في العقيدة ج 6 ص 333) می گوید: ( إسناده ضعيف والمتن منكر كان من وضع اليهود ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا )و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - ابن کثیر نیز که از محدثان و علمای برجسته اهل سنت است در کتاب ( جامع المسانيد والسنن ج 7 ص 91 ) می گوید :

هذا إسناد غريب جداً ، وفيه نكارة شديدة، ولعله متلقى من الإسرائيليات اشتبه على بعض الرواة فرفعه إلى رسول الله (ص).

یعنی : سند روایت واقعا غریب است . در این روایت نکاره شدیدی است و ما نمی توانیم آن را بپذیریم. این روایت برگرفته از اسرائلیات است که اشتباهاً توسط برخی از راویان به پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت داده شده .


👈 برای مشاهده سند ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉


(3) - شمس الدین قرطبی در تفسیر آیه ( 38 سوره ق ) می گوید :

هَذِهِ الْآيَةُ نَزَلَتْ فِي يَهُودِ الْمَدِينَةِ، زَعَمُوا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ السموات وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ، أَوَّلُهَا يَوْمُ الْأَحَدِ وَآخِرُهَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ، وَاسْتَرَاحَ يَوْمَ السَّبْتِ، فَجَعَلُوهُ راحة، فأكذبهم الله تعالى في ذلك. ( تفسیر قرطبی ج 17 ص 24 ) .

یعنی : این آیه درباره یهودیان مدینه نازل شده زیرا آنها اعتقاد داشتند که خداوند آسمان ها و زمین را در شش روز آفریده که آغاز آن روز یکشنبه و اتمام آفرینش نیز در روز جمعه بوده و خداوند در روز شنبه استراحت نموده ، اما خداوند با نزول آیه مزبور اعتقاد یهودیان را تکذیب فرموده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : همانطوریکه در ادامه توضیح خواهیم داد منظور از ( ستّة ایّام ) در قرآن ، شش روز از ایام دنیا که هر روز 24 ساعت است نیست ، بلکه مراد از ( ستّة ایّام ) شش بُرهه ( دوره ، مرحله ) می باشد .

(4) - ابوحیّان اندلسی نیز در ( تفسیر البحر المحیط ج 4 ص 313) ذیل آیه ( 38 صوره ق) می گوید :

زَعَمُوا أَنَّهُ فَرَغَ مِنْ خلق السموات وَالْأَرْضِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَاسْتَلْقَى عَلَى ظَهْرِهِ وَاضِعًا إِحْدَى رِجْلَيْهِ عَلَى الْأُخْرَى لِلِاسْتِرَاحَةِ. وَرَدَّ اللَّهُ تَعَالَى ذَلِكَ بِقَوْلِهِ: وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ [احقاف 33] وَما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ .

یعنی : یهود اعتقاد دارد که خداوند خلقت آسمان ها و زمین را در روز جمعه تمام کرده و سپس ( روز شنبه ) به پشت تکیه داده و یکی از پاهایش را روی پای دیگرش نهاده و به استراحت پرداخته که خداوند با آیه فوق و نیز آیه ( 33 سوره احقاف ) سخن آنان را تکذیب فرموده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) بررسی دیدگاه اهل بیت (ع) و علمای شیعه :

(1) - در اصول کافی ( ج 2 ص 661 ) از امام سجاد (ع) روایت شده :

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ: رَأَيْتُ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَاعِداً وَاضِعاً إِحْدَى رِجْلَيْهِ عَلَى فَخِذِهِ فَقُلْتُ إِنَّ اَلنَّاسَ يَكْرَهُونَ هَذِهِ اَلْجِلْسَةَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهَا جِلْسَةُ اَلرَّبِّ فَقَالَ إِنِّي إِنَّمَا جَلَسْتُ هَذِهِ اَلْجِلْسَةَ لِلْمَلاَلَةِ وَ اَلرَّبُّ لاَ يَمَلُّ وَ «لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ» .

ابو حمزۀ ثمالى گويد: حضرت على بن الحسين عليهما السلام را ديدم كه نشسته بود و يكى از دو پاى خود را بر روی پای ديگر گذارده بود ، من عرضكردم : مردم از اين نوع نشستن خوششان نيايد و ميگويند: اين نشستن پروردگار است‌ ؟

حضرت فرمود : اينكه من اين طور نشستم براى اين بود كه احساس خستگی کردم ، ولی خداوند متعال هرگز خسته نمى‌شود و چرت و خواب او را نميگيرد .  ( زیرا خداوند از این صفات که مخصوص مخلوقات است منزه می باشد) .

تبصره : همانطوریکه ملاحظه می فرمائید ، امام سجاد (ع) باور کسانی را که ( معاذ الله ) می گویند خداوند یک پایش را روی پای دیگرش نهاده و این طرز نشستن فقط مخصوص خداست ، را صراحتاً رد فرموده و خداوند متعال را از این اوصاف که مخصوص موجودات محدود و جسمانی است منزه می داند . ملا صالح مازندرانی نیز در شرح خود بر این حدیث ، منظور از ( ان الناس یکروهون ) را قوم یهود می داند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - در توحید صدوق ( ج 1 ص 47 ) امام رضا (ع) از قول پیامبر (ص) می فرماید :

ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ ... عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ : مَا عَرَفَ اَللَّهَ مَنْ شَبَّهَهُ بِخَلْقِهِ ...

یعنی : كسى كه خداوند را به مخلوقاتش تشبيه كند ، او را نشناخته است .

(3) - در وسائل الشیعه نیز از امام صادق (ع) روایت کرده که ایشان می فرماید :

عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: يَا يُونُسُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ وَجْهاً كَالْوُجُوهِ فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُ جَوَارِحَ كَجَوَارِحِ اَلْمَخْلُوقِينَ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ فَلاَ تَقْبَلُوا شَهَادَتَهُ وَ لاَ تَأْكُلُوا ذَبِيحَتَهُ.

یعنی : هر کس گمان کند که صورت خداوند همانند صورت های مردم است مشرک شده و همچنین 👈 هر کس بر این باور باشد که خداوند همانند مخلوقات دارای اعضا و جوارح می باشد کافر است 👉 و شهادت او پذیرفته نیست .

تبصره : ابن عربی در جمله ( وضع إحدى رجليه على الأخرى ) صراحتاً برای خدا اعضاء و جوارح ( دو پا ) قائل شده ⁉️😳 فلذا مشمول عبارت ( فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ ) در روایت فوق می باشد ، ضمناً متقی هندی که از علمای اهل سنت است نیز در کنز العمال ( ج 1 ص 99) از قول پیامبر (ص) روایت کرده که : من شبه الله بشيء أو ظن أن الله يشبهه شيء فهو من المشركين .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉

(4) - طبرسی در تفسیر مجمع البیان ( ج 23 ص 279 ) می فرماید :

         «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ».

لغوب به معني خستگي و ملال است و در اين آيه خداوند يهوديان را تكذيب فرموده است كه اعتقاد دارند خداوند در روز شنبه پس از آفرينش جهان استراحت كرده است ، و روي همين حساب است كه روز شنبه ، يهوديان كارهاي خود را تعطيل مي‌كنند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(5) - علامه طباطبایی (ره) نیز در تفسیر المیزان ( ج 17 ص 564 ) پس از نقل چند نمونه از روایات مور بحث ( که امثال ابن عربی به آنها استناد نموده اند ) می فرماید :

👈 از نظر ما این روایات بوى جعل مى دهد .

سپس ایشان به متن این روایات نیز چند اشکال وارد نموده از جمله اینکه :

(( پدید آمدن روزهاى هفته که عبارت است از یک روز با شب همان روز، مولود حرکت وضعى زمین به دور محور خودش است که از هر یک بار که به دور خود دور مى زند، یک شب و یک روز پدید مى آید، چون همیشه یک طرفش رو به خورشید است و یک طرفش پشت به خورشید. بنابراین دیگر چه معنا دارد که قبل از آنکه خداى تعالى آسمانها و آسمانیان و زمین را خلق کرده و آن را کُره اى دوّار و متحرک ساخته باشد، شنبه و یکشنبه اى وجود داشته باشد؟ نظیر این اشکال در خلقت آسمانها نیز مى آید، که قبل از خلقت آن و خلقت آسمانها که یکى از آنها خورشید است ، دوشنبه اى وجود داشته باشد. ))

(( همچنین در این روایات یک روز را براى خلقت کوهها قرار داده و حال آنکه خلقتِ کوهها تدریجى بوده و نظیر این اشکال در خلقت شهرها و نهرها و رزقها وارد است ، چون آنها نیز به تدریج درست شده ، نه در یک روز ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerجمع بندی و نتیجه :

1- ابن عربی هر حدیثی که مطابق با افکار او باشد را بدون توجه به مبانی فقه الحدیث ، مورد استشهاد قرار می دهد فلذا فتوحات مکیه و فصوص الحکم ، نه تنها مشحون از روایات ضعیف و بی سند می باشد بلکه در اثر این بی مبالاتی او ، دو کتاب مزبور عملاً به کلکسیونی از احادیث جعلی مبدل گشته که حدیث جعلی خلقت آسمان ها و زمین مطابق ایام هفته که از اسرائلیات است را بعنوان نمونه ای از آن می توان برشمرد .

2 - ابن عربی صراحتاً دو صفت 👈(فاستلقى : دراز کشیدن ، تکیه دادن)👉  و نیز 👈(و وضع إحدى رجليه على الأخرى ، یک پای را روی پای دیگر نهادن )👉  را بخداوند نسبت داده که مطابق آموزه های یهود و مغایر با نص قرآن کریم بوده و بر اساس روایات وارده از طریق فریقین و نیز مبانی علمای شیعه و سنی ، از مصادیق ( کُفر و شرک بالله ) محسوب می گردد .

3- عقیده محی الدین عربی و نسبت ناروای او به خداوند آنجا که می گوید : 👈(و وضع إحدى رجليه على الأخرى ، یک پای را روی پای دیگر نهادن ) 👉  ، دقیقاً منطبق با عقیده ابن تیمیه و وهابیون می باشد زیرا آنها قائل به تجسیم بوده و مانند ابن عربی به حدیث جعلی (لَمَّا قَضَى اللَّهُ خَلْقَهُ، اسْتَلْقَى، ثُمَّ وَضَعَ إِحْدَى رِجْلَيْهِ عَلَى الْأُخْرَى ) استناد می کنند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

سخن پایانی :

علیرغم اینکه محی الدین عربی مزخرفات فوق را به اسم عرفان به مخاطب القاء می کند و به استناد یک خبر جعلی و منطبق با آموزه های یهود ، چهره ای را از خداوند ترسیم می کند که پس از اتمامِ خلقتِ آسمان ها و زمین ، در روز شنبه تکیه داده و یک پایش را روی پای دیگرش نهاده است ، متأسفانه حجت الاسلام محمد حسن وکیلی در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ص 15) می نویسد :

(( محی الدین حق بزرگی بر گردن عالمان شیعی دارد و فقط به برکت آراء و آثار او بود که توفیق معرفت اجمالی آیات و روایات معارفی شیعی فراهم شده است . )) ⁉️ 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

            

   🛑 حُسنِ خِتام با ابیاتی از رهبر فقید انقلاب ( ره ) :

 

         خارِ راه منی‌ ای‌ شیخ ، ز گُلزار برو

                                                از سرِ راهِ من ای‌ رندِ  تبهکار برو

         تو و ارشاد من ؟ ای‌‌ مُرشد بی‌ رُشد و تباه  !

                                              از بَرِ روی‌ من ای‌ صوفی‌ غدّار برو

         ای‌ گرفتار هواهای‌ خود ، ای‌ دیر نشین

                                                  از صفِ  شیفتگانِ رُخِ  دلدار برو

         ای‌ قلندر مَنِش ، ای‌ باده به کف ، خرقه به دوش

                                        خرقه‌ی شرک تُهی‌ کرده و بگذار برو

sticker برگرفته از دروس نقد تصوف سید رضا نوعی ( حکیم ) sticker


امضاي حکيم

sticker آراء و نظرات محی الدین عربی درباره روزه sticker


✍️از جمله مباحث جنجالی مابین موافقان و مخالفان محی الدین عربی ، نظریه پردازی های انحرافی و فتاوی شاذ او در مبحث روزه  می باشد که بشرح ذیل به نقد و بررسی اجمالی آن می پردازیم ، البته رویکرد ما در این واکاوی انتقادی ، اثبات مذهب ابن عربی نیست زیرا در مقالات و مباحث گذشته تفصیلاً  به آن پرداخته ایم ، لیکن انگیزه ما در بحث ما نحن فیه ، اثبات سطحی نگری محی الدین و از سویی دیگر اثبات هم افق بودن افکار او با امثال ابن تیمیه و نواصب می باشد :

stickerاگر روزه دار عمدا چیزی بخورد یا بیاشامد نه قضا دارد و نه کفاره ⁉️

ابن عربی بر خلاف اجماع تمام مسلمین ( اعم از شیعه و اهل سنت ) در فتوایی شاذ در فتوحات مکیه ( ج 9 ص 208 ) می گوید :

من أکل أو شرب متعمدا ...  أقول : إنه لا قضاء علیه و لا کفارة، فإنه لا یقضیه أبداً ، فان الفرائض،عندنا،المقيدة بالأوقات،إذا ذهب وقتها بتعمد من الواجبة عليه،لا يقضيها أبدا مطلقا.

اگر روزه دار از روی عمد چیزی بخورد یا بیاشامد، به  اعتقاد من ، نه قضا و نه کفاره بر او واجب نیست و نظر من در مورد سایر واجبات نیز همین است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️اجماع علمای اهل سنت ( مذاهب اربعه فقه شافعی ، مالکی ، حنبلی و حنفی ) بر آن است که اگر روزه خواری ، از روی عمد و انکار یکی از ضروریات دین باشد ، کفر و در غیر این صورت ( فسق ) محسوب می گردد و بر شخص قضای روزه و کفاره واجب می گردد و بهتر است از سهل انگاری خویش توبه و استغفار نیز بنماید .

(1) - ابن عبدالبر که یکی از علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب ( الاستذکار ج 1 ص 77 ) می گوید :

( وَأَجْمَعَتِ الْأُمَّةُ وَنَقَلَتِ الْكَافَّةُ فِيمَنْ لَمْ يَصُمْ رَمَضَانَ عَامِدًا وَهُوَ مُؤْمِنٌ بِفَرْضِهِ وَإِنَّمَا تَرَكَهُ أَشَرًا وَبَطَرًا تَعَمَّدَ ذَلِكَ ثُمَّ تَابَ عَنْهُ - أَنَّ عَلَيْهِ قَضَاءَهُ فَكَذَلِكَ مَنْ تَرَكَ الصَّلَاةَ عَامِدًا )

یعنی : ( امت درباره‌ی کسی که عمدا رمضان را روزه نگرفته و به فرض بودن آن ایمان دارد و بلکه از روی غرور و تکبر آن را ترک نموده سپس توبه کرده اجماع کرده‌اند که باید قضایش را به جای آورد و همچنین حکم درباره تارکِ نماز نیز همین است ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - ابن قدامه مقدسی نیز که از علمای برجسته اهل سنت است در کتاب ( المغنی ج 3 ص 130) می گوید :

لَا نَعْلَمُ فِي ذَلِكَ خِلَافًا ؛ لِأَنَّ الصَّوْمَ كَانَ ثَابِتًا فِي الذِّمَّةِ ، فَلَا تَبْرَأُ مِنْهُ إلَّا بِأَدَائِهِ ، وَلَمْ يُؤَدِّهِ ، فَبَقِيَ عَلَى مَا كَانَ عَلَيْهِ )

یعنی : ( در این مورد اختلافی سراغ نداریم؛ زیرا روزه ثابت و بر ذمّه باقی می‌ماند و از عهده‌اش نمی‌رود مگر با ادای آن ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(3) - در کتاب فتاوى اللجنة الدائمة ( ج 10 ص 143 ) فتوای ( 6060) آمده :

من ترك الصوم جحدا لوجوبه فهو كافر إجماعا و من تركه كسلا وتهاونا فلا يكفر و عليه قضاء ما تركه مع التوبة إلى الله سبحانه.

یعنی : ( کسی که روزه را از روی انکار وجوبش ترک گوید به اجماع کافر است، و آنکه از روی تنبلی روزه نگیرد کافر دانسته نمی‌شود و باید قضای آن روزه‌هایی که ترک گفته را به جای آورد و همراه آن توبه کند . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️بعد از آنکه اجماع اهل سنت را بشرح فوق دانستیم ، اکنون به تشابه فتاوی ابن تیمیه و ابن عثیمین که هر دو از نواصب و دشمنان سرسخت امیرالمومنین و اهل بیت ( علیهم السلام ) می باشند ، بشرح می پردازیم :  

الف ) ابن تیمیه در کتاب الفتاوی الکبری ( ج 5 ص 377) همانند ابن عربی می گوید :

( وَلَا يَقْضِي مُتَعَمِّدٌ بِلَا عُذْرٍ صَوْمًا وَلَا صَلَاةً وَلَا تَصِحُّ مِنْهُ )

یعنی : شخص مُتعمِّد و بی‌عذر ، مطلقاً نه روزه و نه نمازِ قضا بر او واجب نیست و اصلاً ( قضای روزه و نماز او نیز ) صحیح نیست .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب )  ابن عثیمین نیز در کتاب مجموع فتاوى ورسائل العثيمين ( ج 19 ص 89 ) دقیقاً با عبارات ابن عربی می گوید :

( أما لو ترك الصوم من الأصل متعمداً بلا عذر فالراجح أنه لا يلزمه القضاء، لأنه لا يستفيد به شيئاً، إذ أنه لن يقبل منه، فإن القاعدة أن كل عبادة مؤقتة بوقت معين فإنها إذا أخرت عن ذلك الوقت المعين بلا عذر لم تقبل من صاحبها فإن القاعدة أن كل عبادة مؤقتة بوقت معين فإنها إذا أخرت عن ذلك الوقت المعين بلا عذر لم تقبل من صاحبها )

یعنی : ( اما اگر روزه را از اساس از روی عمد و بدون عذر ترک گوید راجح آن است که قضا برای وی لازم نیست؛ زیرا از آن فایده‌ای نمی‌برد و از او پذیرفته نمی‌شود چرا که قاعده این است که هر عبادت دارای وقت معینی است و هرگاه بدون عذر از آن وقت به تاخیر افتد از صاحبش پذیرفته نمی‌شود )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : افق فکری ابن عربی با ابن تیمیه و ابن عثیمین آن قدر نزدیک است که گویا یک روح در سه بدن می باشند ، حتی الفاظ آنها نیز بنحو شگفت انگیزی شبیه به یکدیگر می باشد ، بعنوان نمونه این عبارت محی الدین را ( فان الفرائض،عندنا،المقيدة بالأوقات،إذا ذهب وقتها بتعمد من الواجبة عليه،لا يقضيها أبدا مطلقا ) با این عبارت ابن عثیمین ( فإن القاعدة أن كل عبادة مؤقتة بوقت معين فإنها إذا أخرت عن ذلك الوقت المعين بلا عذر لم تقبل من صاحبها ) مقایسه نمائید .


sticker ابن عربی در فتوحات مکیه ( چهار  جلدی ) ( ج 1 ص 652) درباره روزه حضرت مریم (س) و مقایسه آن با روزه حضرت داوود (ع) می گوید :

( بهترین روزه و معتدل ترین روزه، صوم یک روز درباره خودت و صوم یک روز درباره پروردگارت و بین آن دو ، افطار کردنِ یک روز می باشد و  این روزه مریم علیها السلام است ، او چون می دید مردان یک درجه بر او برتری دارند و شهادت دو زن ، برابر با شهادتِ یک مرد است ، لذا با خود گفت : روزه داشتن دو روزِ من ، به منزله یک روزِ مردان است ، بنابر این با این روزه گرفتن مضاعف ، به مقام مردان رسید و در فضیلت روزه با داود علیه السلام برابر گردید ).  

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

الف ) از محی الدین عربی که زن را موجودی طفیلی و فی نفسه ناقص معرفی نموده و متأثر از احادیث جعلی ( اسرائلییات ) او را خلق شده از دنده چپ آدم (ع) می داند ، دور از انتظار نیست که درباره حضرت مریم (س) نیز اینگونه گستاخانه سخن بگوید . ان شاء الله در مباحث آتی به نقد و بررسی این موضوع بصورت مستوفی و مجزا خواهیم پرداخت .

ب ) گوهر وجودی مرد و زن به تصریح این آیه (  خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا ) و نیز روایات صحیح وارده در منابع شیعه ، یکی است و راه رسیدن به کمال برای هر دو آنها نیز فقط ایمان و عمل صالح می باشد کمااینکه قرآن کریم می فرماید : مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً ۖ وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (97 نحل) ( یعنی : هر کس از مرد و زن کار نیکی به شرط ایمان به خدا به جای آرد ما او را به زندگانی خوش و با سعادت زنده ابد می‌گردانیم و اجری بسیار بهتر از عمل نیکی که می‌کردند به آنان عطا می‌کنیم.) قرآن هرگز نفرموده که زنان برای رسیدن به مقام مردان می بایست دو برابر مردان عمل صالح انجام دهند ، اصلاً ملاک ارزشیابی عمل از نظر قرآن ، تقوا و حُسنِ فاعلی و فعلی است ، از نگاه قرآن (  أَحْسَنَ عَمَلاً ) ملاک است نه (  أَکثَرَ عَمَلاً ) .و همچنین در قرآن کریم می فرماید : ( وَالصَّائِمِينَ وَالصَّائِمَاتِ ) یعنی روزه داری مردان و زنان را در کنار یکدیگر آورده و سپس می فرماید : ( أَعَدَّ اللَّهُ لَهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا ) و نفرموده اجر روزه داری مردان بیشتر از زنان است . فلذا توجیهات ابن عربی مبنی بر اینکه زن برای رسیدن به مقامات معنوی مردان می بایست دو برابر آنها اعمال عبادی انجام دهد ، از نظر قرآن مردود است .

stickerابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 2 ص 375 ) متأثر از افکار نواصب و بنی امیه ، درباره روزه ی عاشورا می گوید :

روزه‌‌‌‌ی عاشوراء ،کفاره‌‌‌‌ی گناهان سال گذشته است و برای طی نمودنِ مراحلِ سُلوک ، با روزه گرفتن در تمامِ سال ،برابری می کند . کسی که بخواهد به مقامِ فنای در احدیّتِ ذات ، نائل شود ، می بایست در روز عاشورا ، روزه بگیرد تا از برکاتِ آن به بالاترین مرتبه ی تقرّب و جمعِ بینِ قُرب فرائض و نوافل دست یابد . براستی چنین فردی از دو شهود و دو تَجلّی برخوردار می گردد .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

الف ) ابن عربی به یک روایت جعلی از کتاب صحیحِ مُسلِم ،در ارتباط با ثواب روزه ی عاشورا نیز استناد کرده ، در صورتیکه در کتاب مذکور ( صحیحِ مُسلِم ) احادیث دیگری از رسول اکرم (ص) نقل شده که با وجوبِ روزه ی ماه مبارک رمضان ، روزه ی عاشورا ، منسوخ گردیده است . ⁉️ شگفت انگیز است که محی الدین عربی علیرغم کثرت این روایات و نیز صحیح بودن اسنادشان ، با بی اعتنایی به آنها فقط به روایت جعلی ثواب روزه عاشورا اکتفاء و آنرا موید نظریه خود دانسته است .

ب ) با احتمال تقیه ابن عربی نیز نمی توان رویه غلط وی را توجیه کرد ، زیرا اگر او بجای این مهملات و لاطائلات درباره ثواب روزه عاشورا ، به اثبات منسوخ شدن روزه عاشورا می پرداخت و به روایات صحیح مسلم نیز استناد می کرد ، هرگز به شیعه بودن متهم نمی گردید .

👈 برای مشاهده چند نمونه از روایات صحیح مسلم درباره منسوخ شدن روزه عاشورا ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ج ) محمد ناصرِ آلبانی که از بزرگترین محدثان و فقهای اهل سنت می باشد . احادیث مرتبط با روزه ی عاشورا و شادی و سرور در آن را جعلی دانسته و می گوید :

دشمنانِ حسین رضی الله عنه کسانی هستند که احادیثی در فضیلت روزه ی عاشورا و سرمه کشیدن و اطعام در این روز جعل نمودند و هدف آنها از این کار ، مقابله با شیعیان بود ، زیرا شیعه ، عاشورا را بخاطر شهادتِ حسین رضی الله عنه ، روز حُزن و اندوه می دانند .

آلبانی در ادامه می نویسد : مجد الدین لغوی ( که از علمای بزرگ اهل سنت است ) تصریح کرده :

👈 آن چه كه در فضيلت روزه‏ ی عاشورا و نماز، انفاق، خضاب كردن، روغن زدن و سرمه كشيدن در آن روز بيان شده ، همگی از بدعت‏هاى قاتلين امام حسين‏ رضى اللَّه عنه‏ می باشد و از نظر من ، حتی سُرمه كشيدن در روز عاشورا نشانه‏ی دشمنى با اهل بيت‏(ع) بوده‏ و ترك آن واجب است . ⛔️🔥

📚(( کتاب تمامُ المِنَّة فی التعلیق علی فقه السُّنَّة ، ص 412 ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

(1) - عبد الرؤف مَناوی که یکی از علمای بزرگ اهل سنت است در ( کتاب فیض القدیر ج 6 ص 236 ) و ابن مُلَقِّن شافعی  نیز در ( کتاب التوضیح لشرح الجامع الصحیح ج 13 ص 542 ) احادیث مربوط به روزه ی گرفتن در عاشورا را از جعلیات بنی امیه می دانند .


(2) - یکی از توجیهات واهی طرفداران ابن عربی این است که می گویند ( او در میان اهل سنت پرورش یافته و فقط به احادیث آنها دسترسی داشته فلذا طبیعی است که بر اساس روایات آنها ، اینگونه به ابراز نظر به پردازد . )

در پاسخ می گوئیم :

اولاً : خیلی از نظریه پردازی های محی الدین عربی مغایر نص قرآن کریم می باشد ، مانند آنچه درباره روزه حضرت مریم  ( س ) بدان اشاره نمودیم .

ثانیاً : فتاوی و نظرات ابن عربی عمدتاً شاذ بوده و با فتاوی و آرای قاطبه علمای اهل سنت مخالف می باشد .

ثالثاً : علمایی سنی مذهب مانند : ابن عبدالبر ، ابن قدامه مقدسی ، محمد ناصر آلبانی ، عبدالرئوف مناوی ، ابن ملقّن شافعی که به نظرات آنها در بالا اشاره شد نیز همانند محی الدین عربی به همان صِحاحِ سِتّه دسترسی داشته اند لیکن همانطوریکه تاکنون دربالا توضحیح دادیم هیچ کدام از آنها در باب مسائل روزه ، دچار مهمل گویی مانند ابن عربی نشده است .

رابعاً : قابل تأمل آنکه ، محمد ناصر آلبانی ، عبدالرؤف مناوی و ابن ملقّن شافعی ، روزه عاشورا را سنّت بنی امیه دانسته و احادیث مرتبط با آن را نیز بر اساس تحقیق در همان منابع اهل سنت جعلی می دانند ، اما ابن عربی با آن همه ادعا مبنی بر رسیدن به حقایق باطنی قرآن و چندین جلد قلم فرسائی پیرامون تفسیر و تأویل و علوم غریبه و نیز ادعای نُه بار رفتن به معراج ، از فهم اینگونه مسائل عاجز و در میدان معارف راجل است فلذا به استناد احادیث جعلی معتقد به ثواب روزه عاشورا و برکات آن در سلوک شده است .

نتیجه :

(1)- نظرات ابن عربی و فتاوی او درباره روزه ، مخالف نص و مغایر با اجماع امت اسلام ( اعم از شیعه و سنی ) می باشد .

(2) - بررسی آراء و نظرات ابن عربی در مبحث روزه ، همانند سایر آراء وی ، حاکی از سطحی نگری و ساده اندیشی او و نیز عدم بضاعت علمی و معرفتی نسبت به حتی ظواهر قرآن و سنت است تا چه رسد به باطن آن .

(3) - در آرای محی الدین عربی ( بعنوان نمونه نظریه او درباره روزه عاشورا ) عمق کینه و عناد او با شیعه و خاندان عصمت و طهارت (ع) و نیز پیروی متعصبانه وی از افکار بنی امیه ، کاملا مشهود است . ضمناً ادعای تقیه و یا مستضعف بودن او نیز که توسط برخی هواداران او ( مانند محمد حسن وکیلی ) مطرح شده نیز منتفی است زیرا همانطوریکه دربالا اشاره نمودیم نامبرده به هر دو دسته روایات مبنی بر ثواب روزه عاشورا و نیز روایات منسوخ شدن آن در کتاب صحیح مسلم ( که خودش بدان استناد نموده ) دسترسی داشته لیکن او از بین این دو دسته روایت ، خبر جعلی را انتخاب کرده تا نظر افراطی وی که هم سو با دشمنان اهل بیت (ع) است را توجیه کند ، در صورتیکه اگر این موضوع را اصلا مطرح نمی کرد و یا به اخبار منسوخ شدن روزه عاشورا از همان کتاب صحیح مسلم استناد می کرد ، هیچ مشکلی برای تقیه ی مفروض وی پیش نمی آمد . از طرفی اینکه نخواسته و یا نتوانسته همانند آلبانی و دیگران به جعلی بودن روایات مزبور پی ببرد ، مبیّنِ بی بهره بودن او از فقه الحدیث و فقه القرآن می باشد .

(4) - ابن عربی به اذعان علمای بزرگی مانند علامه سید جلال الدین آشتیانی خصم الدّ شیعه و در تتبع اخبار و تشخیص احادیث جعلی از اخبار صحیح بسیار ساده اندیش و ساده لوح بوده و اغلب رویکردی متعصبانه دارد .

(5) - با توضیحات فوق روشن شد که محی الدین عربی از فهم ساده ترین مسئله قرآن که یک طلبه ساده اهل سنت نیز آن را بخوبی از ظواهر قرآن و سنت می فهمد نیز عاجز و راجل است ، اما با کمال تأسف آقای محمد حسن وکیلی در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ص 15 و 16) با جسارت به مقام شامخ فقها و علمای شیعه ، آنان را ریزه خوار سفره ابن عربی می داند ،
⁉️

عین عبارت آقای وکیلی این است :

 (( باری ، محی الدّین حق بزرگی بر گردن عالمان شیعی دارد و فقط به برکت آراء و آثار او بود که توفیق معرفت اجمالی آیات و روایات معارفی شیعی فراهم شد و مخالفان وی از علامه مجلسی ثانی و شیخ احمد احسائی و تا مرحوم میرزا مهدی اصفهانی و ... نیز خواسته یا ناخواسته بر سر سفره او نشسته اند و اگر هم به گمان خویش مطلبی علمی در برابر وی آورده اند باز اساسش را از خود وی گرفته و با تغییراتی بر ضد خود او به کار بسته اند . ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

درباره این سخن آقای وکیلی باید گفت

 زهی خیال باطل ، هرگز فقها و علمای شیعه ریزه خوار سفره اقطاب صوفیه همانند ابن عربی و امثالهم نبوده و نیستند ، بلکه در طول تاریخ شیعه ، این اعاظم پیوسته بر سر سفره ی قرآن و اهل بیت ( علیهم السلام ) نشسته و از مواهب و معارف این خاندان (ع) بهره مند می باشند . ( اعلی الله مقامهم و ادام الله ظلّهم )

        زاهد و عابد و صوفی همه طفلانِ رهند

        مرد اگر هست بجز عالِمِ ربّانی نیست

stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف سید رضا نوعی ( حکیم ) sticker


امضاي حکيم

🔴 مصادیق آل محمد چه کسانی می باشند

✍️ حجت الاسلام محمد حسن وکیلی اخیراً  کتابی را با عنوان ( ریسان محبت ، سیری در حقیقت صلوات ) تألیف نموده که در ( بهار سال 1399 ) چاپ و منتشر گردیده است . نامبرده با الهام از پارادایم صوفیانه و  آموزه های مکتب ابن عربی ، تأویل خاصی از واژه ی ( آل محمد ) ارائه نموده که مطابق این نظریه ، هرگز صلوات بعنوان یک فضیلت خاص و منحصر بفرد برای ائمه (ع)  مطرح نبوده بلکه به تعبیر ایشان ، شامل 👈 ( غیر معصومین  و مخلَصین ) 👉 نیز می گردد .

👈اگر چه ما تصویر صفحات مورد نقد از کتاب مزبور را در طول مقاله ذیل ارائه داده ایم ، مع الوصف مخاطبان گرامی در صورت تمایل می توانند فایل PDF کتاب ( ریسان محبت ) را نیز در آخر مقاله دانلود نمایند . 👉

🔵 پیروان مکتب سقیفه و خصوصاً بنی امیه و بنی عباس و همچنین اذناب آنها برای انکار و یا حداقل کم رنگ نمودن فضایل اختصاصی ائمه (ع) عمدتاً دو روش ذیل را اتخاذ نموده اند :

(1) - تحریف لفظی : عالم بزرگ اهل سنت (علامه محمد بن اسماعیل صنعانی ) در کتاب (  سُبُلُ السَّلام  ، ج 1 باب صفة الصلاة ، ص 554 ) می گوید : اخبار صحیح و متواتر نبوی (ص) تصریح می کند که در صلوات ، ( آلِ محمد ) ذکر شود ، اما علمای اهل سنت تحت فشار حاکمانِ اُمَوی ، ( آلِ محمد ) را از صلوات حذف و علیرغم اینکه حتی یک حدیث صحیح مبنی بر صلوات بر صحابه در منابع اهل سنت وجود ندارد ، عبارت ( صحبه ) را در صلوات جایگزین نموده اند و متأسفانه اکنون نیز که دولت اموی ( به زباله دان تاریخ پیوسته ) نیز این دانشمندان سنی حاضر به بازگشت به سنت نبوی (ص) نیستند . دانشمند دیگر اهل سنت بنام ( عبدالله بن الصدیق الغماری) نیز همین موضوع را در کتاب ( القول المقنع  ص 11 ) با تفصیل نقل کرده و تصریح نموده روش شیعه در صلوات ، بهترین روش است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا  ) ، ( اینجا  ) ، ( اینجا ) و ( اینجا کیک کنید . 👉

(2) - تحریف معنوی در معنای عبارت ( آل محمد ) :

دشمنان اهل بیت (ع) وقتی ملاحظه کردند که فضائل خاص علی (ع) و حضرات معصومین (ع) را با توجه به احادیث صحیح نبوی (ص) و متواتر وارده در منابع خودشان نمی توانند انکار نمایند و از طرفی حذف آل محمد از صلوات و جایگزین نمودن عبارتِ ( صحبه ) را فقهای اهل سنت تنها در غیر نماز پذیرفته و  در تشهد نماز کماکان ( آل محمد ) را در صلوات ذکر می کنند بلکه امثال شافعی ، قبولی نماز را منوط به آن می دانند ، لذا دوباره دست بکار شده و همانند ((  کلمه ( مولا ) در حدیث غدیر و واژه ( اهل بیت ) در آیه تطهیر )) ، عبارتِ ( آل محمد ) در صلوات را  به گونه ای معنا کردند تا فضایل مترتب بر آن  ، از حالتِ انحصاری ائمه (ع) خارج و دیگران نیز در این فضیلت سهیم شوند .

بعنوان نمونه :

آنها اینگونه القاء و رواج دادند که  : (  آلُ مُحَمَّدٍ أَهل دِينِ مُحَمَّدٍ : آل محمد پیروان دین او هستند ) ، (  أَنَّ الْمُسْلِمِينَ كُلَّهُمْ آلُ مُحَمَّدٍ : همه مسلمانان آل محمدند ) ، ( آل للنبيّ أمته  : امت پیامبر آل او می باشند ) ، (  آلُ مُحَمَّدٍ أَهله و أَزواجه : آل محمد اهل و همسران ایشانند ) ، (  آلَ مُحَمَّدٍ هُمُ الَّذِينَ حُرِّمَتْ عَلَيْهِمُ الصَّدَقَةُ : آل محمد کسانی هستند که صدقه بر آنها حرام می باشد )  ، ( آل النبی کل مومن تقی : هر مومن با تقوایی آل محمد است ) ( كل تقي و نقي آلي : هر با تقوای پرهیزکاری آل من می باشند) و ( آل مُحمّدٍ هُم خواصّ الاولیاء : منظور از آل محمد ، خواصِّ اولیاء می باشند ) .

تبصره :

الف ) از تعاریف فوق ، سه تعریف اخیر الذکر یعنی ( مومنان با تقوی و خواصِّ اولیاء در زمره ی آل محمد محسوب می شود ) که با مکتب صوفیه و ابن عربی مطابقت دارد ، مورد قبول آقای وکیلی واقع گردیده و در ( ص 31 ) تصریح نموده ( این نظریه از سوی عده ای از اهل عرفان از علمای اهل سنت مطرح شده است ) که البته منظور وی محی الدین عربی است . و در ( ص 34) روایات وارده را مؤیّد آن ، می داند .

ابن عربی ( آل ) را صالحان ، مومنان و علما می داند . فلذا در فتوحات مکیه ( ج 8 ص175) در معنی ( آل ) و مصادیق آن می گوید:

( و اعلم أن" آل الرجل "، في لغة العرب،هم خاصته، الأقربون إليه. و خاصة الأنبياء و آلهم هم الصالحون،العلماء بالله، المؤمنون )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) جالب آنکه ابن تیمیه علیرغم آن همه عنادی که به اهل بیت (ع) دارد ، تعریف فوق از ( آل محمد) را بر نتابیده و با پرده برداشتن از حقیقتی تلخ ، در کتاب ( منهاج السنه ) می گوید :

حدیث ( آل محمد کل مومن تقیّ ) را که عمدتاً پیروان احمدبن حنبل به آن استدلال می کنند ، جعلی و ساختگی است و بر این مبنا عده ای از صوفیه معتقد هستند که ( آل محمد هُم خواصّ الاولیاء ) یعنی خواص اولیاء نیز آل محمد محسوب می شوند . کما اینکه حکیم ترمذی نیز به این موضوع تصریح نموده ،  حال آنکه نظریه ی صحیح و مطابق با حق این است که 👈 انّ آل محمدٍ هُم اهل بیته 👉 یعنی آل محمد فقط اهل بیت او می باشند ولاغیر ، و این مطلبی است که از شافعی و دیگران نیز نقل شده و اعتقاد ابی جعفر ( امام باقر علیه السلام ) نیز می باشد .

👈برای مشاهده سخن ابن تیمیه ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ج )  دانشمند و محقق بزرگ اهل سنت علامه حسن علی السقاف  علیرغم اینکه سنی و شافعی مذهب است لیکن از مخالفان سرسخت نواصب می باشد ، ایشان در کتاب ( صحیح شرح العقیدة الطحاویه ، ص 656 ) می گوید :

هذا مما يؤسف له جد الأسف و قد حاول النواصب وهم المبغضون لسيدنا علي رضوان الله عليه ولذريته - وهم عترة النبي صلى الله عليه وآله وسلم الأطهار - أن يصرفوا الناس عن محبة آل البيت التي هي قربة من القرب فوضعوا أحاديث في ذلك وبنوا عليها أقوالا فاسدة منها :

👈أنهم وضعوا حديث : " آل محمد كل تقي " وحديث " أنا جد كل تقي " ونحو هذه الأحاديث التي هي كذب من موضوعات أعداء أهل البيت النبوي . 👉

ترجمه : جای تأسف که دشمنان آقایمان علی رضوان الله علیه و ذریه ایشان که عترت پیامبر (ص) می باشند برای اینکه مردم را از محبت آل البیت محروم نمایند احادیثی را جعل کرده و عقاید فاسدشان را برآن بنا نهادند که از جمله ی این احادیث جعلی ، حدیث ( آل محمد کل تقی ) و امثال ذلک می باشد که تمامی این ها از جعلیات دشمنان اهل بیت نبوی (ص) است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، کلیک کنید . 👉


تبصره : از علمای شیعه ، علامه شیخ حکمت الرحمه در کتاب ( أئمة أهل البيت (ع) في كتب أهل السنّة ) و نیز سید محمد هاشمی مدنی در کتاب ( منظومة حقوق العترة النبوية بين التطبيق والنظرية ) نیز به سخن السقاف استناد نموده اند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) ، کلیک کنید . 👉

د ) جای شگفتی است که علیرغم این موضوع ، آقای وکیلی متأثر از مکتب ابن عربی در ( ص 32 ) می گوید :  ( آل محمّد ، می تواند غیر معصومین  و مخلَصین را نیز شامل شود. ) و همچنین در ( ص 34 ) نیز در توضیح بیشتر آن می گوید : ( این روایات نظریه دوم را تأیید می کند و در اینکه آل محمد شامل برخی شیعیان خاص نیز می شود ، صراحت دارد ... و هر کس به مقام ولایت رسیده و در عبودیّت تام متمکن شده و با آن حضرت از باب اتحاد ، عبد و مولی متحد گشته ، در این عنوان داخل می شود. ) .

👈 برای مشاهده نظریه آقای وکیلی ( اینجا )  و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : اینکه آقای وکیلی می گوید : ( آل محمد شامل غیر معصومین و کسانی که از مخلَصین هستند نیز می شود ) ، قطعاً از دیدگاه وی شامل اقطاب دراویش و صوفیه مانند : ابن عربی ( که کتاب محی الدین عربی شیعه خالص را درباره او تألیف نموده ) و مولوی ، عطار ، مرحوم حداد ( که بقول علامه طهرانی به مقام فنای ذات نائل گردیده ) و مرحوم قاضی و امثالهم نیز می شود ، کما اینکه در کتاب اخیر الذکر ( محی الدین عربی شیعه خالص ) ابن عربی ؛ مولانا و عطار را نه تنها شیعه خالص بلکه از خواصّ اولیاء الله می داند ، حال آنکه اجماع شیعه بر آن است که منظور از ( آل محمد ) فقط زهرای مرضیه (س) و دوازده امام معصوم ( علیهم السلام ) می باشند .

🔵مرور اجمالی بر آراء علمای شیعه مبنی براینکه فقط معصومین (ع) مصداق (آل محمد) می باشند :

1- علامه حلی (ره ) در تذکرة الفقهاء ( ج3 ص 234) می فرماید :

( أن الآل هنا المعصومون من أهل بيته إذ لا تجب الصلاة على غيرهم . ) یعنی منظور از آل محمد در صلوات ( که جزء شرایط صحت و قبول در تشهد نماز است ) فقط معصومین از اهل بیت می باشند زیرا وجوبِ صلوات فقط به آنها تخصیص یافته است .

2- عالم جلیل القدر سید علی خان مدنی شیرازی در شرح صحیفه سجادیه ( ریاض السالکین ج 4 ص 276 ) می فرماید :

 آل محمد عندنا عترته الطاهرة من أهل العصمة علیهمالسلام : آل محمد از نظر ما فقط عترت طاهره و معصومین از اهل بیت پیامبر (ص) می باشند .

3- علامه سید نعمت الله جزایری در کتاب انوار نعمانیه ( ج 1 ص 133) می گوید :

( و اما آله صلی الله علیه و آله فقد اختلف المسلمون فی المراد بهم والذي اجتمعت علیه شیعتهم بسبب النقل المستفیض عن المعصومین انهم المعصومون علیهمالسلام لا غیر  .)

یعنی : در اینکه منظور از آل محمد (ص) کیست اجماع شیعه بر اساس روایات مستفیض از معصومین (ع) این است که فقط معصومین علیهم السلام مصداق آل محمد می باشد ولاغیر .


4- علامه مجلسی (ره) در آخر کتاب اربعین ( ص 596) می فرماید :

الثامنة : فی تحقیق معنی الآل و أهل البیت و قد قالت العامة فیهما ما قالوا و لا نطیل الکلام بذکر أقاویلهم الفاسدة و ما ذهب الیه الفرقة الناجیة الامامیة و دلت علیه اخبارهم المتواترة هو ان المراد بالآل فاطمه و الائمة الاثناعشر علیهمالسلام و کذا اهل البیت .

درباره معنی آل و اهل بیت ، اهل سنت سخنانی گفته اند که ما کلام را با ذکر آراء فاسده آنها طولانی نمی کنیم ، اما اعتقاد فرقه ناجیه شیعه که مستند به اخبار متواتر ه می باشد این است که منظور از آل ، فقط فاطمه و ائمه إثنی عشر می باشند و اهل بیت نیز همین حکم را دارد . ( یعنی مصداق اهل بیت نیز فاطمه سلام الله علیها و دوازده امام معصوم علیهم السلام می باشند )

5- آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی در کتاب ( تحقیق درباره اولین اربعین سیدالشهداء علیه السلام ) نیز مصداق آل محمد را فقط حضرت زهرا (س) و دوازده امام معصوم (ع) می داند ، کما اینکه آقای وکیلی در ( ص 31 ) نیز به این امر اذعان نموده است .

6- آیت الله روحانی از مراجع تقلید معاصر نیز در پاسخ به استفتاء ( آيا در احاديث و روايات از معصومين (عليهم السلام) درباره صلوات، بيان شده است كه آل محمد، فقط شامل حضرت زهرا (عليها السلام) امامان معصوم (عليهم السلام) است يا شامل سادات نيز مى شود؟ )

فرموده اند : باسمه جلت اسمائه؛ آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) حضرت زهرا (عليها السلام) و ائمه معصومين (عليهم السلام) مى باشند و شامل سادات نيست.

👈 برای مشاهده ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) ، ( سند 3 ) ، ( سند 4 ) ، ( سند 5 ) و ( سند 6 ) ، کلیک کنید . 👉

🔴 آقای وکیلی در پاورقی ( ص 32 ) واژه اهل بیت را فقط شامل اصحاب کساء و حداکثر امامان معصوم (ع) می داند ولی عبارت ( آل محمد ) را شامل غیر معصومین و مُخلَصین دانسته و می گوید :

(( در این اطلاق «آل محمد » نسبت به «اهل بیت محمد » از دو جهت اعم میباشد : جهت اول اینکه «اهل بیت محمد » در اصل لغت به معنای اهل خانۀ رسو لخدا (ص) است که در اصل فرهنگ دینی و به خصوص طبق شأن نزول آیۀ تطهیر ، مراد خمسۀ طیبه و پنج تن آل کساء هستند؛ یعنی کسانی که در زمان نزول آیه 👈در اتاق حضرت بوده و اهل آن محسوب می شدند 👉 . البته در ادبیات دینی گاهی «اهل البیت » توسعه پیدا کرده و بقیۀ معصومین از نسل حضرت سیدالشهدا(ع) را نیز شامل می شود . جهت دوّم این است که 👈  آل محمّد، می تواند غیر معصومین را نیز در بر بگیرد و شیعیان حقیقی و مخلَصین را نیز شامل شود. 👉 ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️اکنون در مقام نقد و بررسی دعاوی آقای وکیلی می گوییم :

(1) - ادعای ایشان مبنی بر اعم بودن ( آل محمد ) نسبت ( اهل بیت ) با پارادوکس و تناقض جدی مواجه است ، زیرا خودش به این حرف پایبند نبوده و در ( ص 34 ) به روایت ( سلمان منّا اهل البیت ) استناد نموده و به این ترتیب ناخواسته ادعای خویش مبنی بر خاص بودن واژه اهل بیت را نقض کرده ، بخاطر اینکه روایت سلمان منا اهل البیت ، نشان می دهد که واژه اهل بیت بر خلاف تقسیم بندی و ادعای وی ، شامل غیر معصومین نیز می شود .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : لازم بذکر است مفاد بند فوق از باب مماشات با خصم و تبیین پارادوکسیکال بودن سخنان آقای وکیلی مطرح گردید وگرنه از نظر نگارنده مطابق اجماع شیعه هر دو واژه ( آل محمد ) و ( اهل بیت ) فقط شامل حضرت زهرا (س) و دوازده امام معصوم (ع) می باشد . و این امر هیچ منافاتی با روایت ( سلمان منا اهل بیت ) ندارد زیرا آنچنانکه در ادامه توضیح خواهیم داد ، کلمه «مِن» در اینگونه روایات و نیز در آيه ( فمن تبعنی فانه منّی ) «مِن» تبعی است ، نه «مِن» مصداقی . فتأمل فیه جیّداً .

(2) - سخن عجیب آقای وکیلی که در تعریف ( اهل بیت ) ، این عبارت را صرفاً مخصوص پنج تن اصحاب کساء و آیه تطهیر می داند و عجیب تر آنکه می گوید (یعنی کسانی که در زمان نزول آیه 👈در اتاق حضرت بوده و اهل آن محسوب می شدند 👉) ، واقعاً تعبیر اخیر وی موجب شگفتی است 😳 زیرا منظور از ( بیت ) در آیه تطهیر و نیز در واژه ( اهل بیت ) هرگز خانه ی سنگی و گِلی پیامبر (ص) نیست که بتوان گفت هر کس در زمان نزول آیه تطهیر در اتاق پیامبر (ص) بوده مصداق منحصر بفرد اهل بیت است ، اگر اینطور بود می بایست شامل ام سلمه که در این ماجرا در منزل وی رخ داد نیز می شد .


✔️علامه جوادی آملی در شرح زیارت جامعه ( ادب فنای عارفان ج 1 ص 109) می فرماید : اضافه بیت به ( النبوه) اضافه ( لامیه ) است ، یعنی ( بیتٌ للنبوه ) بنابر این خانه ی متعلق به مقام نبوت مراد است نه خانه متعلق به محمد (ص) بعنوان یک شهروند مکّی یا مدنی . با این ملاک حتی نُه امامی  بعد از امام حسین (ع) که زمان حیات پیامبر (ص) را درک نکردند و حتی برخی از آن بزرگواران خانه آن حضرت در مکه یا مدینه را ندیده اند نیز می توانند اهل بیت نبوت باشند . بدین ترتیب ( بیت ) در این ترکیب به معنی خانه سنگی و گِلی که در مکه و مدینه از پیامبر (ص) به یادگار مانده نیست بلکه بیت نبوت و رسالت مراد است یعنی خانه شخصیت حقوقی  پیامبر (ص) نه خانه شخصیت حقیقی ایشان ، شاهد بر این معنی می توان اقامه کرد آنکه هر گاه قرآن کریم از این خانه سنگی و گِلی یعنی خانه شخصیت حقیقی و نه حقوقی پیامبر ( ص ) را نامبرده ، با صیغه جمع  یاد کرده خواه به خود ایشان نسبت داده شود مانند ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ ) (53 احزاب ) و خواه به زنان ایشان نسبت داده شود مانند ( وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى ) ( آیه 33 احزاب ) . ( اما هر گاه خانه نبوت و ولایت مد نظر باشد ، بیت بصورت مفرد آمده ، مانند آیه تطهیر ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️در روایات وارده نیز ( بیت ) مذکور در قرآن به بیتِ نبوت و ولایت تعبیر شده نه اتاق پیامبر (ص) ، بعنوان نمونه :

در کافي ج 1  ,  ص۴۲۳ ) از امام صادق (علیه السلام) روایت شده :

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنِ اَلْمُفَضَّلِ بْنِ صَالِحٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ: «رَبِّ اِغْفِرْ لِي وَ لِوٰالِدَيَّ وَ لِمَنْ دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً » يَعْنِي اَلْوَلاَيَةَ مَنْ دَخَلَ فِي اَلْوَلاَيَةِ دَخَلَ فِي بَيْتِ اَلْأَنْبِيَاءِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ وَ قَوْلُهُ «إِنَّمٰا يُرِيدُ اَللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ اَلرِّجْسَ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً » يَعْنِي اَلْأَئِمَّةَ عَلَيهِمُ السَّلاَمُ وَ وَلاَيَتَهُمْ مَنْ دَخَلَ فِيهَا دَخَلَ فِي بَيْتِ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉

✔️آیه تطهیر صرفاً در اتاق نازل نشده ( بنا به روایت منقول از ام سلمه در خانه ایشان بوده ) لیکن  در برخی روایات صحیحه  دیگر در بیرون منزل واقع شده کما اینکه در روایت منقول از عایشه تعبیر ( خَرَجَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ غَدَاةً وَ عَلَيْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ أَسْوَدُ ) مبین آن است که آیه تطهیر چند مرحله نازل شده و برخی موارد آن خارج از منزل بوده ، مانند روایت ذیل :

عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: خَرَجَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ غَدَاةً وَ عَلَيْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ أَسْوَدُ فَجَاءَ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَ اَلْحُسَيْنُ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جَاءَ عَلِيٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قَالَ - إِنَّمٰا يُرِيدُ اَللّٰهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ اَلرِّجْسَ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ برخلاف ادعای آقای وکیلی ، تعبیر اهل بیت صرفاً در شأن نزول آیه تطهیر نبوده بلکه در حدیث ثقلین که مورد اتفاق فریقین می باشد به تصریح پیامبر (ص) ( کتاب الله و عترتی اهل بیتی ) اهل بیت ، عِدلِ قرآن معرفی شده اند و همچنین در شأن نزول آیه مباهله نیز پیامبر (ص) جمله ( َ اَللَّهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهْلُ بَيْتِي ) را فرموده اند بعنوان نمونه علامه مجلسی در ( بحارالانوار ج 35 ص 227) روایت کرده :

وَ مِنْهَا مَا رَوَاهُ مُسْلِمٌ فِي صَحِيحِهِ وَ صَاحِبُ اَلْمِشْكَاةِ فِي اَلْفَصْلِ اَلْأَوَّلِ مِنَ اَلْبَابِ اَلْمَذْكُورِ عَنْ سَعْدِ بْنِ أَبِي وَقَّاصٍ قَالَ: لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ اَلْآيَةُ - نَدْعُ أَبْنٰاءَنٰا وَ أَبْنٰاءَكُمْ وَ نِسٰاءَنٰا وَ نِسٰاءَكُمْ وَ أَنْفُسَنٰا وَ أَنْفُسَكُمْ دَعَا رَسُولُ اَللَّهِ عَلِيّاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً 👈فقَالَ اَللَّهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهْلُ بَيْتِي .👉

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(3) - آقای وکیلی به مخاطب اینگونه القاء می کند که اهل بیت فقط شامل پنج تن اصحاب کساء و شأن نزول آیه تطهیر می باشد ولی واژه ( آل محمد ) شامل همه ی معصومین و نیز غیر معصومین می گردد .

🔘این ادعا نیز کاملا غیر واقعی است زیرا آیه تطهیر فقط شامل پنج تن اصحاب کساء نبوده و همانطوریکه ایشان در چند سطر بعد نیز بطور تلویحی اذعان کرده اهل بیت شامل نُه امام معصوم از نسل امام حسین (ع) نیز می شود . قابل ذکر اینکه در روایات صحیح و متواتر و مورد اتفاق فریقین در روایات شأن نزول آیه تطهیر و آیه مباهله ، پیامبر (ص) هم تعبیر ( َ اَللَّهُمَّ هَؤُلاَءِ أَهْلُ بَيْتِي ) و هم با تعبیر ( اَللَّهُمَّ هَؤُلاَءِ آلُ مُحَمَّدٍ ) از ایشان نقل شده و این بدان معناست که مصداق ( آل محمد ) و ( اهل بیت ) فقط حضرات معصومین (ع) می باشند :

✔️بعنوان نمونه علامه مجلسی در ( بحار الانوار ج 23 ص 250 ) روایت نموده :

وَ رَوَوْهُ فِي اَلْجَمْعِ بَيْنَ اَلصِّحَاحِ اَلسِّتَّةِ فِي اَلْجُزْءِ اَلثَّانِي مِنْ أَجْزَاءٍ أَرْبَعَةٍ مِنْ أَجْزَاءِ سُورَةِ حم مِنْ طُرُقٍ وَ رَوَى اَلثَّعْلَبِيُّ فِي تَفْسِيرِ هَذِهِ اَلْآيَةِ تَعْيِينَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ مِنْ طُرُقٍ فَمِنْهَا عَنْ أُمِّ سَلَمَةَ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : أَنَّهُ قَالَ لِفَاطِمَةَ ايتني [اِيتِينِي ] بِزَوْجِكِ وَ اِبْنَيْكِ فَأَتَتْ بِهِمْ فَأَلْقَى عَلَيْهِمْ كِسَاءً ثُمَّ رَفَعَ يَدَهُ عَلَيْهِمْ 👈فقَالَ اَللَّهُمَّ هَؤُلاَءِ آلُ مُحَمَّدٍ 👉فاجْعَلْ صَلَوَاتِكَ وَ بَرَكَاتِكَ عَلَى آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ قَالَتْ فَرَفَعْتُ اَلْكِسَاءَ لِأَدْخُلَ مَعَهُمْ فَاجْتَذَبَهُ وَ قَالَ إِنَّكِ لَعَلَى خَيْرٍ.

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

👈برای مشاهده سایر روایات ( اینجا ) ، ( اینجا  ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا  ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️روایت ام سلمه را که در بالا از علامه مجلسی نقل شد ، علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی در کتاب امام شناسی ( ج3 ص 146) از شش منبع اهل سنت به تعبیر ( اللهم هولاء آل محمد ) نقل کرده است .

🔴 آقای وکیلی برای اثبات ادعای خود مبنی براینکه ( آل محمد ) شامل غیر معصومین نیز می شود در ( ص 32 و 33 کتاب مزبور ) به سه روایت استناد کرده که ذیلاً به نقد و بررسی آنها می پردازیم :

حدیث اول : از ثواب الاعمال نقل کرده :

وَ بِهَذَا الْإِسْنَادِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى السَّابَاطِيِّ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) فَقَالَ رَجُلٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَا هَذَا لَقَدْ ضَيَّقْتَ عَلَيْنَا أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ أَهْلَ الْبَيْتِ خَمْسَةٌ أَصْحَابُ الْكِسَاءِ فَقَالَ الرَّجُلُ كَيْفَ أَقُولُ قَالَ قُلِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَنَكُونَ نَحْنُ وَ شِيعَتُنَا قَدْ دَخَلْنَا فِيهِ .

عمار بن موسى ساباطى مى گوید که: در محضر امام صادق(ع) بودم که مردى این گونه صلوات فرستاد : «اللّهم صل على محمد و اهلیت محمد »، حضرت به او فرمود : اى مرد ! کار را بر ما تنگ کردى ! آیا نمی دانستى که اهل بیت همان پنج تن اصحاب کساء هستند ؟ آن مرد پرسید : چگونه صلوات بفرستم ؟ حضرت فرمود : بگو: «اللّهم صل على محمد و آل محمد » تا شامل ما و شیعیان ما نیز گردد. 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

اکنون به نقد و بررسی روایت مورد استناد آقای وکیلی پرداخته می گوئیم :

1- از نظر سند این روایت واحد است و از لحاظ متن نیز با مفاد احادیث صحیحه و متواتر وارده کاملا تعارض دارد . توضیح اینکه در روایت فوق اهل بیت منحصر به پنج تن اصحاب کساء شده درصورتیکه با توضیحاتی که در مطالب بالا ارائه نمودیم اهل بیت شامل همه معصومین (ع) می گردد . باتوجه باینکه آقای وکیلی خودش در پاورقی ( ص 32 ) به این موضوع اذعان نموده فلذا بمنظور اجتناب از تطویل کلام به همین تذکر بسنده می نمائیم .

2 - در روایت مورد بحث از بکار بردن لفظ ( اهل بیت ) در صلوات اکیداً نهی شده ، حال آنکه روایات صحیح و متواتر زیادی وارد شده که معصومین دستور داده اند به اهل بیت صلوات بفرستیم ، بعنوان نمونه :

در کافی از امام صادق(ع) برخلاف روایت مورد استناد آقای وکیلی و درست برعکس آن ، روایت شده :

عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ اَلْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَمِعَ أَبِي رَجُلاً مُتَعَلِّقاً بِالْبَيْتِ وَ هُوَ يَقُولُ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ فَقَالَ لَهُ أَبِي يَا عَبْدَ اَللَّهِ لاَ تَبْتُرْهَا لاَ تَظْلِمْنَا حَقَّنَا قُلِ اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ .


امام صادق(عليه السّلام)فرمود : پدرم شنيد كه مردى به پردۀ خانۀ كعبه چسبيده و مى‌گويد : بار خدايا، رحمت بفرست بر محمد،پس پدرم به او فرمود: اى بندۀ خدا صلوات را بريده و ناقص نكن  ، و در حق ما  ستم روا مدار ، ( صلوات کامل این است که ) بگویی : اللّهم صل على محمد و أهل بيته .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : آنقدر روایت صحیح درباره صلوات با لفظ ( اهل بیت ) زیاد است که فقط به ذکر برخی از این احادیث اکتفاء می نمائیم :

👈 برای مشاهده ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) ،  ( سند 3  ) و  ( سند 4 ) ، کلیک کنید .  👉 

3 - ادعای آقای وکیلی این است که ( آل محمد ) شامل ( غیر معصومین و مخلَصین یعنی اولیائی که در اثر قرب ولائی با مولا ، متحد شده اند ) می شود ، حال آنکه روایت مورد استناد ایشان ، آل محمد را با عبارت ( فَنَكُونَ نَحْنُ وَ شِيعَتُنَا قَدْ دَخَلْنَا فِيهِ .) شامل همه شیعیان می داند نه مخلَصین آنها . ⁉️

 تبصره :

الف ) آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی در کتاب ( تحقیق درباره اولین اربعین سید الشهداء ص 182 چاپ قائمه اصفهان ) درباره کسی که ( آل ) را شامل عموم شیعه می داند می فرماید :

( از غرائب قول کسی است که گفته: در صلوات (آل) بر (اهل) ترجیح دارد زیرا (آل) شامل عموم شیعه هم میباشد، صاحب این کلام گویا از مرام شیعه اطلاع نداشته است که عموم شیعه را به دلخواه خود مشمول لفظ (آل) در صلوات خیال کرده است زهی تصور باطل زهی خیال محال . )

ب ) علامه جوادی آملی نیز در کتاب ( ادب فنای عارفان ج 2 ص282 ) شمول آل محمد را به مومنین و مخلصین نمی پذیرد تا چه رسد به عموم شیعیان ، فلذا می فرماید :

( دایره آل در مصداق ، به گستردگی دایره مفهوم آن نیست و نمی توان گفت : هر مومنی آل محمد است . )

ایشان سپس در پاورقی متذکر می شوند که : این دلیل از روایتی که از امام صادق علیه السلام ( در کتاب دعائم الاسلام ج 1 ص 29 ) رسیده بدست می آید .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉

حدیث دوم : که مورد استناد آقای وکیلی است :

و قيل لجعفر الصادق رضى اللَّه عنه :

الناس يقولون المسلمون كلهم آل النبي عليه الصلاة والسلام، فقال: كذبوا وصدقوا، فقيل له ما معنى ذلك؟ فقال: كذبوا فى أن الأمة كافتهم آله وصدقوا فى أنهم إذا قاموا بشرائط شريعته آله .

(خدمت حضرت امام صادق(ع) عرض شد که مردم م یگویند همۀ مسلمانان آل پیامبر(ص) می باشند. حضرت فرمودند : دروغ می گویند و راست می گویند. عرض شد : معنای این کلام شما چیست ؟ فرمودند :  دروغ می گویند که همه ، آل حضرت هستند ، ولی راست می گویند که همۀ امت قابلیت دارند تا جزء آل باشند و اگر دستورات شرع را کامل مراعات کنند داخل در آل خواهند شد) .

👈برای مشاهده سند ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉

نقد و بررسی روایت :

1- این روایت در هیچ یک از منابع شیعه ( و حتی منابع دسته اول اهل سنت ) وارد نشده ، فقط توسط راغب اصفهانی که سنی مذهب است بدون سند ( در کتاب مفردات ) با لفظ ( قیل ) نقل شده و از آن پس عمدتاً توسط مخالفان اهل بیت (ع) مانند : صاحب تفسیر المنار ، ابراهیم الآبیاری در الموسوعه القرآنیه و مازن بن محمد در الاصابه فی الذب عن الصحابه در کنار حدیث جعلی دیگر مانند ( آل محمد کل تقی و آل محمد هُم خواصّ الاولیاء ) نقل شده و برای اثبات اینکه ( آل محمد ) منحصر به امامان معصوم شیعه نمی باشد ، به آن استناد نموده اند .

👈 برای مشاهده ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) و ( سند 3 ) ، کلیک کنید . 👉

2 - قابل تأمل اینکه اگر آقای وکیلی برای اثبات مدعای خود دلیل بهتر و متقن تری می یافت حتماً برای اثبات مدعای خود ذکر می کرد ، حال آنکه از تنگی قافیه و از باب (  يتشبَّثُ بكُلّ حَشيش ) ناگزیر به یک حدیث بی سند آن هم از یکنفر سنی مذهب که از سر تا پای آن آثار جعل هویداست ، استناد نموده ، جالب تر اینکه با چنین ادله ی ( اوهن من بیت العنکبوت ) می خواهد برخلاف اجماع شیعه و احادیث صحیح و متواتر وارده از طریق فریقین ، به اثبات مدعای خود که برگرفته از آموزه های ابن عربی است به پردازد .


حدیث سوم : حدیث ذیل نیز ( در ص 33 ) به نقل از بحار الانوار ( ج 23 ص 225) مورد استناد آقای وکیلی قرار گرفته :

 عن عمر بن يزيد قال : قال لي أبوعبدالله  : أنتم والله من آل محمد ، قلت : من أنفسهم جعلت فداك ؟ قال : نعم ، والله من أنفسهم ، قالها ثلاثا ، ثم نظر إلي ونظرت إليه فقال : يا عمر أن الله عزوجل يقول في كتابه : « إن أولى الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النبي والذين آمنوا والله ولي المؤمنين ».

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

نقد و بررسی حدیث فوق :

1- حدیث مزبور ضعیف و از لحاظ سند مرسل می باشد و بجز عمر بن یزید مابقی سلسه راویان مقطوع است .

2- علامه مجلسی (ره) بعد از حدیث فوق ( در ص 227 ) ، حدیث دیگری را از امام باقر (ع) با سند صحیح روایت کرده که راوی از امام  باقر (ع) سئوال می کند ، بهترین دلیل در قرآن مبنی بر اینکه آل محمد همان اهل بیت (ع) می باشند ، چیست ؟  حضرت به آیه ( 33 آل عمران ) استناد نموده و فرمودند :

(( عَنْ أَبِي عَمْرٍو اَلزُّبَيْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا اَلْحُجَّةُ فِي كِتَابِ اَللَّهِ أَنَّ آلَ مُحَمَّدٍ هُمْ أَهْلُ بَيْتِهِ قَالَ قَوْلُ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِنَّ اَللَّهَ اِصْطَفَى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْرَاهِيمَ وَ آلَ عِمْرَانَ وَ آلَ مُحَمَّدٍ ، هَكَذَا نَزَلَتْ عَلَى اَلْعٰالَمِينَ `ذُرِّيَّةً بَعْضُهٰا مِنْ بَعْضٍ وَ اَللّٰهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ وَ لاَ يَكُونُ اَلذُّرِّيَّةُ مِنَ اَلْقَوْمِ إِلاَّ نَسْلَهُمْ مِنْ أَصْلاَبِهِمْ وَ قَالَ: اِعْمَلُوا آلَ دٰاوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبٰادِيَ اَلشَّكُورُ وَ آلُ عِمْرَانَ وَ آلُ مُحَمَّدٍ ))

👈  برای مشاهده ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) ، ( سند 3 ) ، ( سند 4 ) ، ( سند 5 ) ، ( سند 6 ) ، کلیک کنید .

3- در روایت دیگری از امام صادق (ع) وارد شده : أَنَّ سَائِلًا سَأَلَهُ فَقَالَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَخْبِرْنِی عَنْ آلِ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) مَنْ هُمْ ؟ ( شحصی از امام صادق علیه السلام سئوال کرد که 👈مرا خبر ده که آل محمد چه کسانی هستند ؟ حضرت فرمود : قَالَ: هُمْ أَهْلُ بَیْتِهِ خَاصَّهًْ (( منظور از آل محمد فقط اهل بیت پیامبر ( ص) می باشد )) 👉

قَالَ السَّائِلُ أَعْطِنِی جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ حُجَّهًْ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ أَسْتَدِلُ بِهَا عَلَی أَنَ آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) هُمْ أَهْلُ بَیْتِهِ خَاصَّهًْ دُونَ غَیْرِهِمْ. ((سؤال‌کننده گفت: «فدایت شوم! دلیلی از کتاب خدا به من عطا کن که به‌وسیله‌ی آن استدلال کنم بر اینکه آل‌محمّد (صلی الله علیه و آله) فقط اهل‌بیت پیامبرند نه غیر از آن‌ها »))

 قَالَ: نَعَمْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ‌وَ‌جَلَّ وَ هُوَ أَصْدَقُ الْقَائِلِینَ: إِنَّ اللهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِینَ ثُمَّ بَیَّنَ مَنْ أُولَئِکَ الَّذِینَ اصْطَفَاهُمْ فَقَالَ: ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ وَ لَا تَکُونُ ذُرِّیَّهًْ الْقَوْمِ إِلَّا نَسْلَهُمْ .

(( حضرت فرمود : «بله، خدای عزّوجلّ  که راستگوترین گویندگان است فرموده : إِنَّ اللهَ اصْطَفی آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِیمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمِین؛ سپس خداوند توضیح داده که آنهایی را که برگزیده است چه کسانی هستند : ذُرِّیَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛ و منظور از ذرّیّه ، قوم نیست ، بلکه نسل آن‌هاست . ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : برای استنباط حقایق معرفتی و دینی می بایست از یک سو نگری پرهیز نموده و همه ادله ( آیات و روایات ) را مورد ارزیابی و کنکاش قرار داد ، نه اینکه بطور گزینشی و برای اثبات ادعای خود به برخی روایات ضعیف استناد نمود . چگونه می توان باور کرد که آقای وکیلی احادیث فوق را ندیده باشد ⁉️

✔️در حدیث دیگری امام رضا (ع) در مناظره با مامون عباسی با استناد به آیه : إِنَّ اللهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمينَ [33 آل عمران] و نیز آیه سَلَامٌ عَلَىٰ إِلْ يَاسِينَ ( 130 صافات ) اولاً عصمت آل محمد و ثانیاً علوّ شأن و منزلت آنها را اثبات و مشخص فرموده اند که غیر معصوم نمی تواند مصداقِ آل محمد باشد .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


4- علامه طباطبایی (ره) نیز در تفسیر المیزان ذیل آیه (33 آل عمران ) فرموده : ( فالمراد بآل إبراهيم بعض ذريته الطاهرين لا جميعهم ... فلم يبق لآل ابراهيم إلا الطاهرون من ذريته من طريق إسماعيل ، وفيهم النبي وآله ) یعنی : منظور از آل ابراهیم تنها معصومین از دودمان اسماعیل است که پیامبر اسلام (ص) و آل او (ع) از ایشانند . ( شیخ طوسی نیز در تفسیر البیان همین استدلال را دارد )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) ، کلیک کنید . 👉

تبصره : ماحصل استدلال مطروحه در احادیث فوق این است که : منظور از «‌آل ابراهیم‌» و «‌آل عمران‌» که مورد اصطفاء و گزینش الهی قرار گرفتند همه خاندان آن دو پیامبر نمی باشند و به حکم ( آیه ۱۲۴ بقره ) وَإِذِ ابْتَلَیٰ إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ ۖ قَالَ إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِن ذُرِّیتِی ۖ قَالَ لَا ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ [ بقره–۱۲۴] تنها شایستگان معصوم از خاندان و ذریه آنها این لیاقت را داشته اند .

🔴 همانطوریکه در مطالب گذشته خاطر نشان نمودیم ، آقای وکیلی به حدیث ( سلمان منّا اهل البیت ) استناد کرده ، حال آنکه استناد به این حدیث ، خلاف ادعای ایشان را اثبات می کند با این توضیح که ادعای وی این است که ( اهل بیت فقط شامل پنج تن اصحاب کساء و حداکثر ، نُه امام از نسلِ امام حسین (ع) می شود ولی آل محمد علاوه بر آنها شامل غیر معصومین از اولیاء الله و مخلَصین نیز می شود . ) اما نامبرده در مقام ارائه دلیل ، عملاً به حدیثِ ( سلمان منّا اهل البیت ) استناد کرده حال آنکه ( سلمان منا اهل البیت ) بر خلاف ادعای وی ، اثبات می کند اهل بیت شامل غیر معصومین و امثال سلمان فارسی نیز می شود و این نقض دلیل بوده و خلاف ادعای ایشان را ثابت می کند .

✔️نظر باینکه صوفیه و دراویش برداشت انحرافی و غلطی از حدیث ( سلمان منّا اهل البیت ) و نیز آیه ( فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي) ( آیه 36 سوره ابراهیم ) دارند فلذا برای تنویر اذهان ناگزیر به توضیح اجمالی پیرامون آن می باشیم :

1 - تعبیر ( مِنّا اهل البیت ) تنها در مورد جناب سلمان وارد نشده بلکه این تعبیر در مورد دیگران نیز روایت شده ، بعنوان نمونه :

«یا أباذر إنَّکَ مِنّا أهلَ البیتِ» ( 📚مکارم الاخلاق ج 3 ) در مورد عمر بن یزید امام صادق فرمودند : «یابن یزید أنت و الله منّا أهل البیت» ( 📚أمالی طوسی، ص 53) در مورد یونس بن یعقوب امام صادق فرمودند :  «انما أنت رَجلُ منَّا أهلَ البیتِ» ( 📚رجال کشی، ج 2، ص 685 )

🔘بنا به روایت بحارالانوار ( ج 47 ص345) امام صادق درباره شخصی بنام ابو عبیده نیز تعبیر منّا اهل البیت را فرموده اند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘حتی درباره زیبر نیز امیرالمومنین در نهج البلاغه با همین تعبیر ( منّا اهل البیت ) فرموده اند :

 مَا زَالَ اَلزُّبَيْرُ رَجُلاً مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ حَتَّى نَشَأَ اِبْنُهُ اَلْمَشْئُومُ عَبْدُ اَللَّهِ .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا  ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2 - متصوفه و دراویش عمدتاً کلمه ( مِن) در احادیث فوق و نیز آیه ( فَمَنْ تَبِعَنِي فَإِنَّهُ مِنِّي) را مصداقی معنا می کنند ، حال آنکه اگر (مِن ) را اینگونه معنا کنیم در نتیجه (معاذالله) به تعداد پیروانِ ابراهیم و اهل بیت ، فردٍ فردٍ اهل بیت و یا به همان تعداد ابراهیم خواهیم داشت ، یعنی بعد از حضرت زهراء (س) و  دوازده معصوم (ع ) ، ( معاذالله ) سلمان می شود چهاردهمین فرد از اهل بیت و آن دیگری پانزدهمین و قس هذا  ، که البته فساد این قول ، اظهر من الشمس می باشد . لیکن منظور صحیح از (مِن) ، تبعی است  نه مصداقی . به عبارت دیگر شخص در اثر متابعت از آنان، انتساب تشریفی به آنها پیدا کرده ، مانند نسبتِ ( بیتی ) و یا ( نفخت فیه من روحی ) به خداوند .

    شهری به فتنه شد که فلانی از آنِ ماست

                     ما عشق بازِ صادق و او عشق دانِ ماست

    هر دل که زیر سایه‌ی زلفش نشان دهند

                      مرغی است پر بُریده که از آشیانِ ماست

✔️چگونه می توان گفت :

علی (ع) یکی از اهل بیت (ع) است و مثلا زیبر و ابوذر و سلمان و امثالهم نیز هر کدام ، فرد فرد اهل بیت را مصداقاً تشکیل می دهند . (حاشا و کلاّ ) هرگز نمی توان علی (ع) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) که واجد مقام عصمت ، امامت و حتی بر سایر انبیاء افضلیت دارند را در کنار دیگران در سلسله مراتب طولی و تشکیکی قرار داد .


الف : در مکتب حقه تشیع هرگز نمی توان آل محمد (ع) را با دیگران قیاس نمود :

امیر المومنین(ع) در نهج البلاغه می فرمایند :

 لا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ الدِّينِ وَ عِمَادُ الْيَقِينِ إِلَيْهِمْ يَفِي‏ءُ الْغَالِي وَ بِهِمْ يلحق التَّالِي وَ لَهُمْ خَصَائِصُ حَقِّ الْوِلَايَةِ وَ فِيهِمُ الْوَصِيَّةُ وَ الْوِرَاثَةُ الْآنَ إِذْ رَجَعَ الْحَقُّ إِلَى أَهْلِهِ وَ نُقِلَ إِلَى مُنْتَقَلِهِ

👈هرگز كسي از اين امّت را همسنگ و هم طراز آل پيامبر (ص ) نمی توان فرض نمود ،👉 هیچگاه خوشه ‏چين خرمن آل محمد با آنان برابر نيست . آل محمد (ص) سنگِ زیربناي دين و پشتوانه يقين ‏اند. تندروان به «ميزان» آنان باز گردند، و كُند روان سرانجام خود را بدانجا رسانند كه راهي جز آن نيابند. ويژگيهاي رهبري از آنِ اهل بيت (ع) است، و وصيّت پيامبر (ص) در باره آنان، و ميراث آن حضرت نیز مخصوصِ ايشان است.

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب : ابن جوزی در مناقب احمد بن حنبل روایت کرده :

«حدث أبي بحديث سفينة فقلت: يا أبة ما تقول في التفضيل؟ قال: في الخلافة أبو بكر و عمر و عثمان. فقلت: فعلي بن أبي طالب؟ 👈قال: يا بني ، علي بن أبي طالب من أهل بيتٍ لا يقاس بهم أحد.»👉

عبدالله پسر احمد حنبل می گوید : از پدرم در مورد حدیث سفینه پرسیدم و گفتم: به نظر تو چه کسی افضل از همه بود ؟ پدرم گفت : در خلافت ، ابوبکر از همه افضل بود. بعد از او عُمَر و بعد از او عثمان. پرسیدم : پس علی بن ابیطالب چه ؟ 👈گفت : پسرم ! علی بن ابیطالب ، از اهل بیت بود و هیچ کس با اهل بیت مقایسه نمی شود.👉

✔️ همچنین از عبدالله فرزند خلیفه دوم در شواهد التنزیل روایت شده :

«قال ابن عمر: إنا إذا عددنا قلنا: أبو بكر و عمر، و عثمان. فقال له رجل: يا ابا عبد الرحمان فعلي؟ قال ابن عمر: ويحك علي من أهل البيت لا يقاس بهم، علیٌّ مع رسول الله فی درجته.»

عبدالله فرزند عمر بن خطاب می گوید : ما وقتی خلفاء را بر مبانی تفضیل می شمردیم، می گفتیم ابوبکر، عمر و عثمان. شخصی گفت : پس علی چه شد؟ 👈عبدالله عمر گفت : وای بر تو ، علی جزو اهل بیت است و اصلا با اینها نمی شود کسی را مقایسه کرد . علی در درجه و ارزش،با پیغمبر هم درجه است.👉

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : در حالی که احمد بن حنبل و عبدالله بن عُمر هر دو  به این شعور و فهم رسیده اند که با اهل بیت نمی توان هیچ کس را مقایسه نمود ، اما با کمال تأسف عده ای از متصوفه را می بینیم که دست و پا می زنند تا گستره ی واژه های اهل بیت و آل محمد را آن چنان توسعه دهند تا شامل امثال ابن عربی ، مولوی و عطار و امثالهم نیز بشود . شعار آنها نیز حدیث جعلی ( آل مُحمّد هُم خواصّ الاولیاء ) و یا تفسیر غلط از حدیث ( سلمان منّا اهل البیت ) و یا حدیث جعلی و بی سند منقول از یک سنی ( راغب اصفهانی ) می باشد .

✔️ابن عربی چون از سند حدیث سلمان منّا اهل البیت اطمینان ندارد ، می گوید : ( و إذا صح الخبر الوارد في سلمان الفارسي ) اما علیرغم این موضوع وقتی به آیه تطهیر که دالّ بر فضیلت منحصر بفرد اهل بیت (ع) است می رسد ، با کمال وقاهت همه سادات و نیز غیر آنها را مانند سلمان فارسی مشمول آیه تطهیر دانسته و می گوید :

 ( فدخل"الشرفاء"،أولاد فاطمة،كلهم-و من هو من "أهل البيت"،مثل سلمان الفارسي-إلى يوم القيامة،في حكم هذه الاية .)

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️سید بن طاووس در کتاب فرحة الغری ( ج 1 ص 7) مظلومیت امیرالمومنین (ع) و شکایت ایشان از کسانی که او را با دیگران مقایسه می کنند را از لسان مبارک آن حضرت اینگونه نقل می کند :

(( و إذا كان الامام علي (عليه السلام) قد عبر في واحدة من مناسبات صراعه المرير مع الباطل بقوله: انزلني الدهر حتى قيل معاوية وعلي. ))

یعنی : روزگار آنقدر شأن مرا پايين آورد ، تا كار به اين جا رسيده كه مردم می گويند : علی و معاويه .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉


🔴 آقای وکیلی در ( ص 44 ) می گوید :

((در معنایی عمیق تر و دقیقتر همۀ موجودات بدن امام(ع) هستند و امام ، جانِ عالم است . همانطور که روح ما ، جانِ بدنِ ماست، نفس انسان کامل نیز جانِ عالَم است. )) و در ادامه می گوید : ((وجود رسول خدا و امام وجودی دارای مراتب است و ما به بیانی در درونِ وجود ایشانیم و وجود ایشان همه جا را پر کرده و بر همه احاطه دارد. این عبارت از زیارت جامعه که می فرماید: «انفسکم فی النفوس » نیز مؤید این تفسیر است. )) .

نامبرده در ( ص 49) از مقدمات فوق اینگونه نتیجه گیری کرده :

(( این قاعدۀ کلی است که هرگاه مؤمنی ترقّی پیدا کرده و سعۀ وجودی بیابد و به خدا نزدیک شود، به تعبیری می توان گفت رسول خدا (ص)ترقّی پیدا کرده و بالا رفته اند .))

ایشان در پایان ترفیع رتبه را به دو قسم ( طولی و عرضی ) تقسیم نموده و می گوید : ترفیع و ارتقاء درجه طولی برای پیامبر(ص) و اهل بیت (ع) فرض ندارد لیکن (( نوع دوّم ترفیع درجه این است که وجود انسان کامل در عرض و دامنه ، گسترش یافته و فروع و اجزاء وجود یاش توسعه پیدا کند؛ مانند کوهی که قلّه هاش بالاتر نمی رود ولی دامنۀ آن وسیع تر می شود و به این اعتبار می توان گفت درجه و مرتبۀ وجودی آن بالا رفته و رشد و تعالی مؤمنین ، تعالی و ترفیع درجۀ آن حضرت است. ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️اکنون به نقد و بررسی سخنان آقای وکیلی می پردازیم :

1- اگر همه موجودات عالم ، به منزله بدن امام (ع) باشند پس تشخّص و اختیار مترتّب بر هر کدام از این اجزاء ( خصوصاً انسان ) را چگونه می توان توجیه نمود .

2- آقای وکیلی عبارت« انفسکم فی النفوس »  را شاهد بر مدعای خود آورده ، حال آنکه در عبارت مزبور ارتباط مابینِ ( انفسکم = جان امامان ) با ( النفوس = جان های مردمان ) مطرح است نه ارتباط  ( انفسکم = جان امامان ) با ( ابدان العالم او الناس ) ؟ ضمن اینکه انفسکم بصورت جمع آمده نه مفرد . یعنی هم ( انفسکم )متکثر و متشخّص است و هم ( النفوس ) .

در فرازهای دیگر زیارت جامعه کبیره نیز همین مراعات النّظیر رعایت شده : ( أَجْسادُکُمْ فِی الاَجْسادِ) نه ( ارواحکم فی الاجساد یا فی الابدان ) ( وَ أَرْواحُکُمْ فِی الارْواحِ ) نه ( ارواحکم فی الابدان یا فی الاجساد ) ، ( انفسکم فی النفوس ) نه ( انفسکم فی الابدان  ) ( فتأمل فیه جیّداً )

      بسی لطیفه ی پنهان نهفته در خط یار است

      تو فهم آن نکنی ای رفیق ، من دانم

3- البته از این گونه مثال ها و مقایسه های امثال آقای وکیلی نباید تعجب نمود زیرا ایشان بر اساس پارادایم وحدت وجود به این قضایا می پردازد کما اینکه در مورد نسبتِ خدای متعال با عالم نیز عرفا و متصوفه از مثال های جزء و کلّ یا موج و دریا استفاده می کند . ( تَعالى‌ عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً )

4- اینکه ترفیع شیعیان که از نظر آقای وکیلی به منزله بدن برای امام (ع) و انسان کامل هستند را ترفیع امام (ع) و یا پیامبر (ص) بدانیم لابد معاذالله با این منطق ، گناه و معصیت هر کدام از شیعیان و سایر انسان ها که آنها نیز قسمت هایی از بدن امام (ع) را تشکیل می دهند نیز ( معاذالله ) تنزیلِ درجه و سقوط برای آن حضرات محسوب شود . ( پناه بر خدا )

5- اگر چه پیامبر (ص) و امام (ع) به مقام اکملیت رسیده اند لیکن آن مقام برای آنها حدّ یقف محسوب نمی شود . کما اینکه قرآن کریم خطاب به رسول اکرم (ص) می فرماید : ( و قل ربّ زدنی علماً ) ،هرگز حدي براي این عروج و معراج علمی آنها قابل تصور نيست و اين كه اين سير پاياني ندارد، نه از آن جهت است كه ایشان در سيرشان نقص و یا ضعف دارند ؛ بلكه از براي اين است كه براي «الله» حد و محدوديتي نيست . او بي نهايت است و چون اين سير ، به سوي بي نهايت و در بي نهايت است، لذا همواره ادامه دارد . پيامبر اكرم(ص) نيز بعد از فراغت از مرتبه ای ، وارد به مقام بالاتري مي شدند«فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَب »(الشرح/7) بعد از هجرت ايشان از اين عالم، سير عزيزشان نيز هم چنان ادامه دارد. شاهد بر اين مدعا نيز همين بس است كه بعد از تشهد مستحب است كه گفته شود( وتقبّل شفاعته و رفع درجته ).

6 - تقسیم به طولی و عرضی در متافزیک بی معناست زیرا در این حوزه ، همواره ترفیع سالک ، مکانتی است نه مکانی . مضافاً اینکه به نظر تحقیق ارزیابی سیر و سلوک حضراتِ معصومین (ع) و مقامات عالیه آنها در پارادایم  عرفان نظری مصطلح ، و تقسیم سلوک آنها به سفر اول و ثانی و غیره که استحسانی و برگرفته از گزارش سلوکی عرفا و صوفیان غیر معصوم می باشد ، نوعی اسائه ادب و مقایسه ای نابجا محسوب می گردد .


✔️ آقای وکیلی (ذات احدیت را به قلّه ی کوه تشبیه کرده و مدعی است که حضرات معصومین به آن مقام نائل شده اند و دسترسی بالاتر از آن نیز ممکن نیست فلذا به ناچار درجات پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) در عرض گسترش یافته و فربه می شود ) و در پاورقی ( ص 49) سفر دومِ امام را در اسماء کلیه می داند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : مقام ذات و اسماء ذات به تصریح علامه جوادی آملی دو منطقه ممنوعه و غیر قابل دسترسی می باشد ، این دو منطقه نه مفهوم حکیم و نه مشهود عارف و نه مقدور هیچ پیامبری است (يُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ) ، چون ذات احدیت  ( لا حد له ) و نامتناهی است فلذا قابل دسترس نیست و چون جزء ندارد ( لا جزء له ) نمی توان به مقدار و حدی از آن نیز دسترسی یافت . فلذا اینکه گفته شود امام پس از وصول به مقام ذات به قله ی کوه رسیده و از آن پس کمالاتش در عرض گسترش می یابد و نیز اینکه تعالی امام را با معیار و اصطلاحات عرفان نظری که استحسانی است توصیف  نمائیم ، خارج از تحقیق و مردود است .

7 - علامه جوادی آملی در (رحیق مختوم، ج1، ص83-91 ) در مورد اینکه اسفار اربعه طولی است نه عرضی می فرمایند :

 سفری که در «اسفار اربعه» مطرح است «سفر ذاتی» است که همواره طولی و استکمالی است یعنی هرگز حرکت از کمال به نقص یا از مساوی به مساوی نخواهد بود و این اختصاص به سفر اول ندارد بلکه  اسفار دوم و سوم و چهارم نیز طولی و استکمالی اند .

تبصره : همانطور که قبلا متذکر شدیم مدارج و معارج و سلوک معصومین را هرگز با مبانی عرفان نظری و اسفار اربعه مطرح در آن نمی توان ارزیابی نمود ، کما اینکه در ترتیب اسفار اربعه نیز هیچ ضرورت منطقی و ریاضی حاکم نیست . بعنوان مثال هیچ ضرورتی ندارد که شخص الزاما از خلق شروع و به خدا برسد ، بلکه عده ای از سالکان به حکم ( اعرفوا الله بالله ) اولین سفر خود را از خدا شروع می کنند و به عبارت دیگر سفر دوم برای آنها سفر اول محسوب می گردد .
 
8- وصول به مقام اکملیت برای حضرات معصومین به منزله بن بستِ سلوک و حدّ یقف نیست ، این مقایسه ، بس نابجزاست که آن حضرات (ع) را در مرتبه صد ، متوقف دانسته و آنگاه میدان برای رسیدن و ترفیعِ درجه از یک تا صد را برای دیگران امکان پذیر بدانیم ، با این تفاوت که بگوئیم آن حضرات قبلا به مرتبه صد رسیده اند و فقط نسبت به ما ( معاذ الله ) فضلِ تقدّم دارند .

👈بلکه حق چنان است که همواره تقدّمِ فَضل و فَضلِ تقدّم با آن حضرات است «إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ وَ مَأْوَاهُ وَ مُنْتَهَاه» و دیگران از مرتبه یک تا صد ، به هر مقامی که برسند از باب (بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری‌ ) به برکت آنها و به توسط این وسایط فیض که ( وَ الرَّحْمَةُ الْمَوصُولَةُ ) هستند ، خواهد بود . به عبارت دیگر در این زمینه نیز هرگز نمی توان آن حضرات و مدارج آنها را با دیگران مقایسه نمود و یا رسیدن به مقامات آنان را و از جمله شمول در مصداق ( آل محمد ) را برای دیگران ( مانند سلمان و غیره ) از بابِ اتحاد ولائی عبد با مولا قابل دسترسی دانسته و یا از عبارات ( به طفیلی ... ) برای توجیه آن استفاده نمود . 

کما اینکه آقا امیرالمومین (ع) در نهج البلاغه می فرماید : لَا يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً

یعنی : هیچگاه خوشه ‏چين خرمن آل محمد ( مانند سلمان فارسی و امثالهم ، از باب اتحاد عبد با مولا ) با آنها قابل مقایسه و برابر نيست

✔️ همچنین نمی توان گفت که امثال سلمان به نحو طفیلی به آن مقامات نائل شده اند ( حاشا و کلا ) ، همه مقامات کمالیه ( از یک تا صد ) در ذیلِ ( إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَصْلَهُ وَ مَعْدِنَهُ ) قرار می گیرد و به تصریح امام هادی (ع) در همین زیارت جامعه : ( حَيْثُ لا يَلْحَقُهُ لاحِقٌ ، وَ لا يَفُوقُهُ فائِقٌ ، وَ لا يَسْبِقُهُ سابقٌ وَ لا يَطْمَعُ فى إدْراكِهِ طامِعٌ  ) آن مقام هرگز قابل دسترسی برای دیگران نبوده و حتی در ظرف ادراک هم نمی گنجد تا بتوان به آن طمع ورزید . فلذا چگونه آقای وکیلی مدعی است که امثال سلمان فارسی به طفیلی آنها به مقام اهل بیت و آل محمد نائل شده اند ⁉️ (  زهی طمع خام و زهی خیال باطل ) . بنابر این همانطوریکه بارها متذکر شدیم ، کلمه ( مِن) در ( سلمان منّا اهل البیت ) هرگز به معنای مصداقی نیست تا ( معاذالله ) بشود گفت سلمان و امثالهم یکی از مصادیق اهل بیت (ع) یا آل محمد (ع) است ، بلکه همانطوریکه در بالا توضیح دادیم  ، کلمه ( مِن) در حدیث سلمان منّا اهل البیت ، تبعی و تشریفی است . خلاصه اینکه با دستگیری آن حضرات(ع) و به طفیلی آنها تنها می توان به مقام ( مِن) تبعی و تشریفی که آن هم مقام والائی است نائل گردید ، نه اینکه مصداقاً به یکی از آنها تبدیل شد . ای کاش جناب وکیلی به این فراز زیارت جامعه نیز توجه می فرمود :

(( فَبَلَغَ اللهُ بِكُمْ اَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمينَ، وَ اَعْلى مَنازِلِ الْمُقَرَّبينَ، وَاَرْفَعَ دَرَجاتِ الْمُرْسَلينَ 👈حيْثُ لايَلْحَقُهُ لاحِقٌ، وَلايَفُوقُهُ فآئِقٌ، وَلايَسْبِقُهُ سابِقٌ، وَلايَطْمَعُ فى اِدْراكِهِ طامِعٌ، حَتّى لايَبْقى مَلَكٌ مُقَرَّبٌ، وَلا نَبِىٌّ مُرْسَلٌ 👉))

 

      عنقا شکار کس نشود ، دام باز چین

      کانجا همه باد بدست است باد را

   
🔴  حاکم نیشابوری که از بزرگترین محدثان اهل سنت است از جمله کسانی است که معتقد است ( آل محمد ) و ( اهل بیت ) مصداقاً یکی می باشند . او در کتاب خویش ( المستدرک  ج ص 160 حدیث 4710)  از ابی لیلی نقل می کند که :

کعب بن عجزه مرا ملاقات کرد و گفت : آیا هدیه اى به تو بدهم که از پیامبر (صلى الله علیه و آله) آن را شنیدم ؟ گفتم : آرى هدیه کن ، او گفت : از رسول خدا (صلى الله علیه و آله) سوال کردیم: چگونه بر شما اهل بیت (علیهم السلام) صلوات بفرستیم؟ فرمود :

بگوئید (( اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ عَلى آلِ مُحَمَّد کَما صَلَّیْتَ عَلى اِبْراهیمَ وَ عَلى آلِ اِبْراهیمَ اِنَّکَ حَمیدُ مَجیدُ، اَلّلهُمَ باِرکَ عَلى مُحَمَّد وَ عَلى آلِ مَحَمَّد کَما بارَکْتَ عَلى اِبْراهیمَ وَ عَلى آلِ اِبْراهیمَ اِنَّکَ حَمیدُ مَجید".))

تبصره : سپس حاکم نیشابورى که بناى او بر این است احادیثى را ذکر کند که در "صحیح بخارى" و "مسلم" نیست، مى گوید: " این حدیث را با همین سند و الفاظ، بخارى از موسى بن اسماعیل در کتاب خود نقل کرده و اگر من آن را در اینجا تکرار کردم، به خاطر آن است که معلوم شود 👈( انما خرجته لیعلم المستفید ان اهل البیت و الآل جمیعاً هُم ) اهل بیت(علیهم السلام) و آل محمد ، همه یکى هستند. 👉 (باید توجّه داشت که حاکم این حدیث را بعد از حدیث کساء که در آن تصریح شده اهل بیت من [پیامبر]، على و فاطمه و حسن و حسین(علیهم السلام) هستند نقل کرده است . و این قابل تأمل است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️امام محمد شافعی نیز آل محمد در صلوات را صرفاً اهل بیت رسول الله می داند فلذا اینگونه می سراید :

      یَا اَهلِ بَیتِ  رَسُولُ الله ، حُبُّکُم
      فَرضٌ مِنَ اللهِ فِی القُرآنٍ اَنزَلَه

     کَفَاکُم مِن عَظِیمَ القَدرِ اِنَّکُم
     مَن لَم یُصَلِّ عَلَیکُم لَا صَلاةَ لَهُ


تبصره :

اینکه شافعی در ابیات فوق ( اهل بیت رسول الله ) را مخاطب قرار داده و می گوید برای عظمت شأن و مرتبه شما همین بس که اگر کسی در ( تشهد نماز) به شما صلوات نفرستد ، نمازش باطل است . بخوبی استنباط می شود که او نیز آل محمد در صلوات را همان اهل بیت رسول الله (ص) می داند و بر همین اساس فتوای وجوب صلوات در تشهد نماز را داده است .

👈برای مشاهده سند ( اینحا  ) کلیک کنید . 👉


✔️اگر ( آل محمد ) شامل غیر معصومین مانند سلمان فارسی نیز می شد هرگز حکام بنی امیه و بنی عباس و اذنابشان ، آن همه زحمت برای حذف ( آل محمد ) از صلوات و جایگزین نمودن عبارت (صحبه) در آن را بر خود تحمیل نمی کردند ، و این بهترین شاهد است که حتی دشمنان اهل بیت (ع) نیز تلقّی واحدی از ( آل محمد ) در صلوات دارند و آن این است که ( آل محمد ) منحصر است در امیرالمومنین (ع) ، زهرای مرضیه (س) ، حسنین (ع) و نُه امام معصوم از نسل امام حسین (ع) .

✔️آیا اینکه وهابیون پلید ، کودک عربستانی بنام زکریا را بخاطر ذکرِ ( آلِ محمد) در صلوات ، جلوی چشمان مادرش بطرز وحشیانه ای سر می برند ، جز کینه و عناد نسبت به امیرالمومنین (ع) و اولاد طاهرینش دلیل دیگری می تواند داشته باشد .

نتیجه :

1) اجماع شیعه برآن است که مصداق منحصر بفرد ( آل محمد ) حضرت زهراء (س) و دوازده امام معصوم (ع) می باشند لیکن ادعای آقای وکیلی مبنی بر اینکه آل محمد شامل غیر معصومین نیز می گردد ، مغایر با اجماع شیعه بوده و حتی مخالف با نظریه برخی از علمای اهل سنت ( مانند حاکم نیشابوری ، امام محمد شافعی ، حسن السقاف ، صنعانی و ... ) می باشد .

2) با توجه باینکه ( آل محمد ) در صلوات ، فضیلت خاصی برای ائمه اطهار (ع) محسوب می شود فلذا در طول تاریخ جریان اموی و پس از آن بنی عباس با احادیث جعلی مانند : ( آل مُحمّدٍ هُم خواصّ الاولیاء ) و ( كل تقي و نقي آلي ) در جهت کم رنگ نمودن فضایل اهل بیت (ع) گام برداشته اند که همانطوریکه اشاره نمودیم عده ای از متصوفه نیز با این جریان همراه و هم داستان شده اند .

3) اگر ( آل محمد ) در صلوات ، مطابقِ نظریه آقای وکیلی ، عام و شامل غیر معصومین بشود ، در آن صورت هرگز صلوات را نمی توان بعنوان یک فضیلت خاص برای ائمه اطهار (ع) فرض نمود .


👈 برای دانلود فایل PDF کتاب ( ریسان محبت ) کلیک کنید . 👉


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 6

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 258
  • کل نظرات : 73
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 13
  • آی پی امروز : 25
  • آی پی دیروز : 95
  • بازدید امروز : 726
  • باردید دیروز : 1,839
  • گوگل امروز : 543
  • گوگل دیروز : 879
  • بازدید هفته : 726
  • بازدید ماه : 8,242
  • بازدید سال : 232,170
  • بازدید کلی : 768,302