loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

🔴خدای مو فرفری ابن عربی

✍️ پارادایم مکتب محی الدین عربی و شالوده ی آن بر اساس مبانی پانته ایسم ( همه خدا انگاری ) یا همان وحدت وجود بنا گردیده است که لازمه این دیدگاه ، اعتقاد به خدای نامتشخص  می باشد ، در این دیدگاه که فصل مشترک تصوف تلقی می گردد خداوند (معاذ الله) به تعداد آحاد مخلوقات ، اعم از حیوان ، انسان ، درخت و ... ظاهر می شود و او در حقیقت ، بُت عیّاری است که هر لحظه به شکلی در می آید .

 ✔️در این دیدگاه ، موجودات به منزله ی آیت و نشانه خداوند نیستند ، بلکه این خداست که به صورت و اشکال مختلف ظاهر می گردد . گاهی برای شمس تبریزی به صورت کیمیا خاتون و زمانی برای عطار نیشابوری به شکل سرباز تاتار و به گمان ابن عربی نیز همین خدا به صورتِ جوانی با موهای فرفری ظاهر می گردد .

✔️ در این مقاله به واکاوی و تحلیل انتقادی از رویکرد جسم انگارانه ابن عربی به خداوند که به منزله پاشنه آشیل مکتب تصوف نیز هست ، می پردازیم .

تذکر : نقد و بررسی اعتقاد محی الدین عربی به 👈 خدای مو فرفری 👉 ، اختصاص به مقاله حاضر داشته و تاکنون توسط سایر ناقدینِ ابن عربی مطرح نگردیده است .

🛑ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 1 ص 151 ) چهره خدا را به صورت جوانی مو فرفری دانسته و می گوید :

تطلق على الأمر و على المعلوم عند الناس و على غير ذلك ورد في الحديث إضافة الصورة إلى اللّٰه في الصحيح و غيره مثل 👈حديث عكرمة قال ع رأيت ربي في صورة شاب 👉الحديث هذا حال من النبي صلى اللّٰه عليه و سلم .

یعنی : در احادیث وارده اضافه صورت برای خدا ، امری جایز است مانند حدیث عکرمه که پیامبر (ص) فرمود : پروردگار خود را به صورت پسری جوان ( مو فرفری ) ، دیدار نموده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴حدیث عکرمه که مورد استناد ابن عربی قرار گرفته از احادیث بسیار مشهور در منابع اهل سنت می باشد که بنام راوی آن ( عِكْرِمَه ) و نیز حدیثِ ( شَابٍّ أَمْرَد ) شهرت دارد ، متن کامل آن به شرح ذیل می باشد :

عَنْ عِكْرِمَةَ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ( آله ) و سَلَّمَ : " رَأَيْتُ رَبِّي فِي صُورَةِ شَابٍّ أَمْرَدَ ، لَهُ وَفْرَةٌ جَعْدٌ قَطَطٌ، فِي رَوْضَةٍ خَضْرَاءَ "

یعنی : عکرمه از قول ابن عباس روایت نموده که پیامبر (ص ) فرمود : من خدا را به صورت پسری جوان با موهای فرفری مشاهده نمودم که داخل یک سبزه زار بود .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴بررسی آراء علمای اهل سنت در مواجه با حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) :

sticker- موافقان حدیث عکرمه از علمای اهل سنت :

الف ) ابن تیمیه که از مروجان مبانی حشویه و معتقد به تجسیم خداوند است ، طرفدار سرسخت حدیثِ عکرمه ( خدای مو فرفری ) می باشد و در کتاب بیان تلبیس الجهمیه ( ج 7 ص 290 ) به صحیح بودنِ حدیث عکرمه تصریح نموده و می گوید : ( فيقتضي أنها رؤية عين )

یعنی : پیامبر (ص) طبق حدیثِ صحیحِ مزبور ، خدای مو فرفری را با همین چشمِ ظاهری و جسمانی مشاهده نموده است . 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) ابویعلی نیز که از دکترینِ وهابیت و اهل تجسیم است ، در کتاب إبطال التأويلات ( ج 1 ص 143 ) حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) را آورده و سپس در ( ص  144 ) همان کتاب می گوید : ( من لم يؤمن بحديث عكرمة فهو زنديق )

یعنی : هر کس به حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) ایمان نداشته باشد زندیق و کافر است .


👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) مورد قبول حشویه مانند احمد بن حنبل ، ابن تیمیه ، ابن عربی و از متاخران مانند محمد بن عبدالوهاب ،  ابویعلی ، بن باز ، ابن عثیمین و ... قرار گرفته که همگی آنان ، مبانی جسم انگاری خود را به حدیث مزبور مستند نموده اند .

sticker - مخالفانِ حدیث عکرمه از علمای اهل سنت :

(1) - ابن عساکر دمشقی در کتاب ( مجلس فی نفی التشبیه ص 56 - 57 ) در بیان توحید حق تعالی می گوید : ( کُلُّ ما تُصُوِّرُ فی وَهمِکَ فَاللّهُ بِخلافِ ذلک )

او سپس از قول عالم و حافظ بزرگ اهل سنت  ابواسحاق ابراهیم بن حمزه بن عماره می گوید :

 ( اعتقادی انَّ مَن شَبَّهَ الله بشیء مِن خلقه اوِ اعتَقَدَ فی قَلبه أنَّهُ فی صورة شابٍّ أمرَدٍ فَهُوَ عِندی کافِرٌ )

اعتقاد من به عنوان یک عالِمِ سُنّی این است که هر کس خدا را به یکی از مخلوقاتش تشبیه کند ، یا این که کسی قلباٌ بپذیرد که خدا یک جوان ( مو فرفری ) است ، چنین شخصی از نظر من کافر است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


(2) - عبد الرحمن شیبانی شافعی که از علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب ( تمييز الطيب من الخبيث فيما يدور على ألسنة الناس من الحديث ) ( ص 83 ) می گوید :

( قلت حَدِيثُ رَأَيْتُ رَبِّي فِي صُورَةِ شَابٍّ أَمْرَدَ دَائِرٌ عَلَى أَلْسِنَةِ عَوَامِّ الصُّوفِيَّةِ وَ هُوَ الْمَوْضُوعُ مُفْتَرًى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ -، كَمَا قَالَهُ التَّاجُ السُّبْكِيُّ وَغَيْرُهُ )

یعنی : نظر من همانند تاج الدین السبکی و سایر علمای اهل سنت این است که حدیث ( خدای مو فرفری ) که بین عوام صوفیه رواج یافته ، قطعاً حدیثی جعلی و ساختگی است که به دروغ به رسول اکرم (ص) نسبت می دهند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

تاج الدین السبکی در کتاب طبقات الشافیة الکبری ( ج 2 ص 312) حدیث مزبور را جعلی می داند که به دروغ به پیامبر (ص) انتساب یافته است .

( وَحَدِيث فى صُورَة شَاب أَمْرَد مَوْضُوع مَكْذُوب على رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَ سلم )

(3) - عبدالعزیز ابن الصدیق الغماری که از دانشمندان و محدثان برجسته اهل سنت است در اثبات جعلی بودن سند و باطل بودن متن حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) ، کتابی مستقل با عنوان ( القول الأسَدّ فی بیان حال حدیث  رَأَيْتُ رَبِّي فِي صُورَةِ شَابٍّ أَمْرَدَ ) تألیف نموده و در آن کتاب ، طُرُقِ مختلف حدیثِ مزبور را از لحاظ سند و متن مورد نقد و بررسی قرار داده و بطور بسیار محققانه و مستدل ، جعلی بودنِ اسناد و باطل بودنِ متن آن را اثبات نموده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉

(4) - حسن بن علی السقاف نیز که از محققان و محدثان بزرگ معاصر اهل سنت است کتابی با عنوان ( مسألة الرُّؤیة ) تالیف کرده و در آن کلیه احادیث مربوط به رؤیت خدا در دنیا ، خواب و یا در آخرت را جمع آوری و جعلی بودن اسناد و باطل بودن متن همه آنها را اثبات نموده است . او در (ص 112) کتاب مذکور به جعلی بودن حدیث عکرمه تصریح و در پاورقی نیز به رساله استادش الصدیق الغماری ( القول الدسد ) که بدین منظور تالیف شده و خودش بر آن مقدمه و تعلیقه نوشته ، اشاره نموده است .

شایان ذکر است که نامبرده در آخر کتاب ( مسألة الرُّؤیة ) آرای ابن فارض و قونوی را در مسئله رؤیت مورد نقد قرار داده و تاکید می کند که این احادیث جعلی به مذاق متصوفه خوش آمده فلذا آنان همواره اینگونه جعلیات را در آثار خود ترویج می دهند .


👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑دیدگاه شیعه درباره حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) :

از نگاه شیعه ، حدیث مزبور که ( معاذ الله ) مُوهِمِ تجسیم و جسم انگاری خداوند است ،  در تضاد با نص صریح قرآن کریم ( لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ ۖ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ) و مغایر با مبانی عقلی و نیز در تعارض با آموزه های توحیدی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) می باشد .

(1) - شیخ صدوق ( ره ) در کتاب توحید ( ج 1 ص 101 ) روایت نموده :

يعقوب سرّاج مى‌گويد : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم ، بعضى گمان مى‌كنند كه صورتِ خداوند مانند صورتِ انسان است و برخی دیگر نیز مى‌گويند : صورتِ خدا مانند صورت پسری جوان با موهای فرفری است . امام صادق عليه السّلام با شنیدن سخنان من ، به سجده افتاد و سپس سر مباركش را بلند كرده و فرمود :

 
پاك و منزه است خدائى كه چيزى مثل او نيست و ديدها او را در نيابد و دانشى باو احاطه نكند ... هيچ‌ يك از مخلوقاتش ،همتاى او نيستند و برتر از آن است که به او صفات مخلوقات مانند :( شکل ، قیافه ، صورت ) نسبت داده شود .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - در وسائل الشیعه ( ج 24 ص 69) و نیز در بحارالانوار ( ج 36 ص 529) روایت کرده :

یونس بن ظبیان می گوید به امام صادق (ع) عرض کردم ، نظر مبارک شما درباره کسانی که معتقدند خداوند ، صورتی مانند صورت انسان دارد و یا اینکه او دو دست دارد و یا اینکه مانند جوانی حدواً سی ساله می باشد ، چیست ؟

امام صادق (ع) فرمود :

يَا يُونُسُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ وَجْهاً كَالْوُجُوهِ فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُ جَوَارِحَ كَجَوَارِحِ اَلْمَخْلُوقِينَ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ فَلاَ تَقْبَلُوا شَهَادَتَهُ وَ لاَ تَأْكُلُوا ذَبِيحَتَهُ. )

یعنی : هر کس گمان کند که صورت خداوند همانند صورت های مردم است ، مشرک شده و همچنین هر کس بر این باور باشد که خداوند همانند مخلوقات ، دارای اعضا و جوارح می باشد ، کافر است و شهادت او نیز  پذیرفته نیست .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑در منابع اهل سنت نیز احادیثی در نفی تشبیه و نفی رویت وجود دارد ، بعنوان نمونه :

(1) - در صحیح مسلم ( ج 1 ص 524 ) از جناب عایشه روایت ذیل را در نفی رویت آورده :

      ( قَالَتْ : مَنْ زَعَمَ أَنّ مُحَمّداً صلى الله عليه و سلم رَأَى رَبّهُ فَقَدْ أَعْظَمَ عَلَى الله الْفِرْيَةَ )

یعنی : عایشه می گوید هر کس گمان کند که رسول اکرم (ص) خدایش را دیده ، چنین شخصی  بزرگترین تهمت و افترا را  به خدا نسبت داده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - متقی هندی که یکی از محدثان بزرگ اهل سنت است در کتاب کنزالعمال ( ج 1 ص 99)  روایت کرده :

     "من شبه الله بشيء أو ظن أن الله يشبهه شيء فهو من المشركين"

یعنی : هر کس خداوند را به چیزی تشبیه نماید و یا گمان کند که خدا شبیه به چیزی می باشد ، چنین شخصی از مشرکین است  .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴محی الدین عربی در فتوحات مکیه ( ج 4 ص 12 ) مجدداً به حدیث ( رَأْيَتُ رَبِّي فِي صُورَةِ شَابٍّ ) اشاره نموده و تصریح می نماید که چنین مشاهده ای از باب مشاهده معانی در صورت محسوسات برای نائم می باشد . او با چنین توجیهی ، مشاهده خدای مو فرفری را برای همگان در حالت خواب ، امکان پذیر می داند و با همین طرز فکر است که در فتوحات مکیه ( ج 1 ص 504 ) مدعی است که دو مرتبه خدا را در خواب دیده و خدا به او فرموده :

     هو يقول لي أنصح عبادي و هذا من أكبر نصيحة نصحتك بها ... یعنی :  ( برو بندگانم را نصحیت کن ... )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴دیدگاه شیعه درباره دیدن خدا در خواب :

(1) - شیخ صدوق (ره) در کتاب امالی ( ص 546 ) روایت کرده :

 عَنْ إِبْرَاهِيمَ اَلْكَرْخِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّ رَجُلاً رَأَى رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مَنَامِهِ فَمَا يَكُونُ ذَلِكَ فَقَالَ ذَلِكَ رَجُلٌ لاَ دِينَ لَهُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لاَ يُرَى فِي اَلْيَقَظَةِ وَ لاَ فِي اَلْمَنَامِ وَ لاَ فِي اَلدُّنْيَا وَ لاَ فِي اَلْآخِرَةِ .

یعنی : ابراهیم کرخی می گوید به امام صادق(علیه السلام) گفتم : شخصی ادعا می کند که خداوند را در خواب دیده است ، این چگونه قضیه ای است؟!

امام (ع) فرمودند : آن مرد شخصی است که دین ندارد ؛ زیرا خداوند تبارک و تعالی نه در بیداری دیده می شود و نه در خواب ، و نه در دنیا و نه در آخرت .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - علامه جوادی آملی نیز در خصوص عدم رویت حق تعالی در خواب ، در تفسیر آیات 51 تا 53 سوره مبارکه شوری ( مورخه 94/9/25 ) می فرماید :

سخن جناب فخر رازي در «رؤيت حق » سخنِ ناصوابي است ، چون به حکم آیه ﴿لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ﴾ ؛ خدا ديده نمي‌شود ، نه در دنيا ، نه در برزخ ، نه در قيامت ، 👈نه در خواب 👉و نه در بيداري ، چون مجرّدِ محض جهت ندارد ، صورت ندارد ، وجود مثالي و تمثّل ندارد ؛ فلذا به هيچ وجه ديده نمي‌شود .


👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴دیدگاه علمای اهل سنت درباره دیدن خدا در خواب :

الف ) آن دسته از اهل سنت که گرایشات فکری آنها تجسیم و مبانی حشویه می باشد مثل : ( ابن تیمیه ، احمد بن حنبل ، غزالی ، آلوسی ، محمد بن عبدالوهاب ، بن باز ) همانند ابن عربی معتقد هستند که خدا را می توان در خواب دید .

ب ) معتزله و حتی گروهی از علمای اهل سنت علیرغم آنکه جزو اشاعره می باشند ، مانند : حسن بن علی السقاف ، امکان رویت خدا در خواب را مستحیل می دانند . حسن بن علی السقاف که یک سنی اشعری است در کتاب ( مسألة الرُّؤیة ) ( ص 119 ) فصلی را تحتِ عنوان ( رؤیة الله تعالی مستحیلة فی النوم ) به این موضوع اختصاص داده و می فرماید :

إن عقیدة اهل الاسلام الحقه المنصوص علیها فی الکتاب و السنة الصحیحة المطهرة أن الله تعالی ( لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ۖ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ) و انه سبحانه ( لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ )
و بناء علی ذلک فالله تعالی لیست له صورة و لا شکل و لا هیئة ، و لا یتشکل و لا یتبدّل و لا یتغیّر من صورة الی صورة ، و لا من شکل الی شکل ، ( سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ) .
و بناء علی ذلک نجزم و نقطع بأن الله تعالی👈 لایُری یقظة و لامناماً 👉و أنه سبحانه ( لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ )


ماحصل عبارت السقاف این است :

بر اساس مبانی اسلام حقیقی که برگرفته از کتاب و سنت صحیح و مطهر می باشد ، خدای تعالی منزه از صورت ، شکل و قیافه می باشد و هرگز تغییر و تبدیلی از صورتی به صورت دیگر و از شکلی به شکل دیگر ندارد ، فلذا قطعاً خداوند متعال را نه در خواب و نه در بیداری نمی توان دید .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

 تبصره :

1) اگر کسی عبارات فوق را بخواند و گوینده آن را نشناسد ، قطعاً تصور می کند که این سخنان از یک عالم شیعی صادر شده ، حال آنکه حسن السقاف یک عالم اشعری سنی و آزاد اندیش است که علیرغم اینکه در فضای اهل سنت رشد یافته ، لیکن در مواجهه با حدیثِ عکرمه ( خدای مو فرفری ) و یا سایر احادیث رویت ، مطابق مبانی قرآن و آموزه های توحیدی سنت نبوی (ص) ، نسبت به رد این اباطیل اقدام نموده است .

2) این درحالی است که ابن عربی علیرغم آن همه ادعاهای گزاف ، پارادایم مکتب خود را بر مبنای احادیثِ جعلی مزبور بنا نهاده و با آب و تاب نسبت به شرح عرفانی آنها پرداخته و از این بدتر آنکه نامبرده این مزخرفات و سموم فکری را به اسم عرفان و فیوضات عرشی به خورد مریدان و پیروان خویش می دهد .

3)  ابن عربی قائل به خدای مو فرفری است که دو بار نیز او را در خواب دیدار کرده و همانند یهود می پندارد که خدا در روز یکشنبه خلقت را تمام کرده و یک پایش را روی پای دیگرش انداخته و به استراحت پرداخته است ، و یا اینکه معتقد است ساق پای خدا همانند علامت حاکمِ بزرگ عمل می کند و در قیامت گروهی از مردم ، خدا را از روی ساق پایش می شناسند 😁و یا در موسم حج به همراه سایر حجاج ، و پای به پای آنها می دود و هروله می نماید . 😳

👈برای مطالعه مقالات مرتبط ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ اما علیرغم انحرافات فوق ، با کمال تعجب مشاهده می گردد که آقای محمد حسن وکیلی در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ص 15) می گوید :

( محی الدین حق بزرگی بر گردن عالمان شیعی دارد و فقط به برکت آراء و آثار او بود که توفیق معرفت اجمالی آیات و روایات معارفی شیعی فراهم شده است و مخالفان وی اعم از مجلسی ثانی و میرزا مهدی اصفهانی و غیره خواسته یا ناخواسته بر سر سفره وی نشسته اند ) ⁉️ 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑نتیجه

ابن عربی متاثر از اخبار ساختگی موسوم به ( اسرائلیات ) که برگرفته از آموزه های یهود و موهِمِ تجسیم می باشد قرار گرفته و به ورطه ی جسم انگاری خداوند دچار شده است . او با همین رویکرد ، خدای خویش را به صورت پسری جوان با موهای فرفری می پندارد و همچنین معتقد است که همین خدا را دو مرتبه در خواب دیده است .

✔️در این مقاله ثابت گردید که عقاید جسم انگارانه ابن عربی دقیقا منطبق با مرام حشویه و منویّات اشخاصی مانند ابن تیمیه و احمد بن حنبل  می باشد که مصداق بارز این نوع نگاه انحرافی در روزگار ما نیز از سوی وهابیون ، بن باز ، ابن عثیمین و امثالهم ترویج می گردد .

✔️بدیهی است اعتقاد مزبور ( خدای مو فرفری و خواب دیدن خدا ) به اذعان شیعه و حتی برخی از عالمانِ اهل سنت ( که در این مقاله به آرای آنان اشاره گردید ) ، مخالف با نَصِّ صریحِ قرآن و سنت و متضاد با آموزه های توحیدی اهل بیت (ع) می باشد .

✔️ اقطاب صوفیه اینگونه انحرافات فکری محی الدین عربی که در فتوحات مکیه و سایر آثار او فراوان به چشم می خورد را از مریدانِ بی چاره خویش ، پنهان می نمایند ، زیرا بخوبی می دانند که محال است شخصی از عقل سلیم برخوردار باشد و در عین حال زیر بار اعتقاد به خدای مو فرفری برود .

🛑سخن آخر خطاب به صوفیان بی صفا و لولیان دغا اینکه :

     ساقی شوکرانِ من نشوید
     شهدِ ناب از شما نمی‌خواهم

     به سرابم رهِ گمان نزنید
     سَرِ آب از شما نمی‌خواهم

     زشت و زیبایِ چهره‌ام ، خوش باد
     من نقاب از شما نمی‌خواهم

     من نپرسیدم از شما چیزی
     پس جواب از شما نمی‌خواهم

     جانِ بیدارِ من نیاشوبید
     خانقاه از شما نمی‌خواهم

     شعله را در چراغ من نکُشید
     آفتاب از شما نمی‌خواهم

  sticker برگرفته از دروس نقد تصوف حوزوی سید رضا نوعی (حکیم)sticker


امضاي حکيم

sticker******sticker*****sticker

خوش آنکه حلقه هاى سَرِ زلف وا کنى
دیوانگان سلسله ات را رها کنى

کار جنونِ ما به تماشا کشیده است
یعنى تو هم بیا که تماشاى ما کنى

کردى سیاه زلف دو تا را ، که در غمت
مویم سپید سازى و پشتم دو تا کنى

گر عُمرِ من وفا کند اى یارِ نازنین
چندان وفا کنم که تو تَرکِ جفا کنى

تا کى در انتظارِ قیامت توان نشست ؟!
برخیز تا هزار قیامت به پا کُنى

تو عهد کرده اى  ، که نشانى به خون مرا  
من جهد کرده ام که به عهدت وفا کنى

دانى که چیست حاصلِ انجامِ عاشقى ؟
جانانه را ببینى و جان را فدا کنى !

sticker*****sticker******sticker


امضاي حکيم

sticker*****sticker***** sticker

راهی به پیش دارم و مستانه می روم
دیوانه ام ، بدیدنِ دیوانه می روم

یک شـعله آتشم ، بگریزید از بَرَم
آسیمه سر ، بخلوتِ جـانانه می روم

هستی کز آن گریخته بودم بِدام خویش
افکندم آنچنان ، که پیِ دانه می روم

 عشقِ مرا ببین که ببوی شـکوفه ای
هر گوشه با شتاب ، چو پروانه می روم

لافِ وفا نمیزنم ، اما براهِ عشق
چون عارفان دلشده ، رندانه می روم

وقتی که زنده ام ، ز من ای دوست رو مپوش
وقتِ دگر چو آید ، از این خـانه می روم

 تنها بیا و حالِ مرا  مختصر بپرس
تا بنگری چگونه غریبانه می روم

درویشم و بکوی تو چادر زدم ز شوق
یا از درت بخشــم بران ، یا نمی روم

یا بشکن این قرارِ محبت میـانِ ما
یا لابلای زلفِ تو چون شانه می روم

sticker*****sticker*****sticker


امضاي حکيم


✍️رویکرد تشبیهی و تلقّی انسان وار انگارانه از خدا ، ثمره ی شناختِ ناقص و خیالی از خداوند می باشد که رسوخِ این انحراف و نقیصه ی معرفتی در پارادایمِ تصوف در اثر دوری اکابر و اقطاب صوفیه از آموزه های مکتب اهل بیت (ع) می باشد . در این مقاله ضمنِ واکاوی و تحلیلِ انتقادی از جسم انگاری خدا در پارادایم تصوف ، عللِ اصلی انحرافِ مزبور نیز از دیدگاه آسیب شناسی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است .

🔵ظاهر شدنِ خدا بصورتِ سربازِ تُرکستانی برای عطار نیشابوری :

آقای سید عباس موسوی مطلق در کتاب قبول اهل دل ( ص 282 ) جریانِ به قتل رسیدنِ عطار را اینگونه گزارش نموده :

این مرد بزرگ ، یک موحد کامل بوده ، هنگام شهادتش یکی از تُرک های ترکستان شمشیر به دست وارد اتاق عطار شد ، تا چشمِ عطار به او افتاد گفت :

کُلاهِ تتر ( تاتار ) بر سر می گذاری ، شمشیر هندی به دست می گیری و به قصد ریختنِ خونم می آیی ، فکر می کنی که من تو را نمی شناسم ، بزن که تو را می شناسم ، فدای خودت و شمشیرت . 😳

✔️آقای موسوی مطلق در تأیید ماجرای فوق می گوید :

    (( بر اهلِ توحید پوشیده نیست که این حقیقت ، نشان دهنده ی کمالِ توحیدِ افعالی ( عطار ) می باشد ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑 واکاوی جریان قتلِ عطار و نقد دیدگاه آقای موسوی مطلق :

الف ) بررسی ماجرای به قتل رسیدن عطار از لحاظ سند :

1- دانش‌پژوه ، ادیب و تاریخ‌نگار معاصر آقای سعید نفیسی در کتاب تحقیقی و ارزشمند زندگینامه عطار نیشابوری ( ص 77 ) می گوید :

( سخت آشکار است که این افسانه ها به هیچ وجه ، بیخ و بُن ندارد و از این گوش باید شنید و از آن گوش بیرون کرد ، بهترین دلیل آن این است که سال 627 که عطار در آن سال درگذشته نه با آن وقایع زمان چنگیز می چسبد که مدتی پیش از آن بوده و نه به وقایع زمان هلاگو که مدتی پس از آن روی داده و به هیچ وجه در نیشابور کشتاری نکرده است . )

✔️ایشان در ادامه و در ( ص 78 ) همان کتاب می گوید :

( شهر شادیاخ نیز در طول تاریخ چهار بار مورد هجمه قرار گرفته که هیچ کدام از این تاریخ ها اندک ربطی به سال مرگ عطار ندارد ) ( نقل نفحات الانس جامی نیز که گفته به دست کُفّارِ تاتار شهادت یافته نیز گفته ی ضعیفی است که دلیلی همراه ندارد . فرزانگان خود می توانند حُکم کنند که این گفته تا چه اندازه سخیف و کودکانه است ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- علامه محقق بدیع الزمان فروزانفر در کتاب شرح احوال و نقد و تحلیل آثار عطار ( ص 92 ) می گوید :

( مأخذ همه اقوالی که مدعی هستند عطار در سال 627 به دست ترکان تاتار به قتل رسیده ، نفحات الانس جامی است که نادرست است و تکرار این غلط توسط دیگران ، لباس صحت به آن نمی پوشاند . )

فروزانفر در ادامه ، اقوال تذکره نویسان در چگونگی به شهادت رسیدن عطار را به افسانه های الف لیلة و لیلة ( افسانه های هزار و یک شب ) تشبیه کرده و به دلیل بی اساس بودن ، از ذکر تفصیلی آن ها صرف نظر نموده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

به استناد تحقیقات و مستندات فوق ، ماجرای به قتل رسیدن عطار توسط ترکان تاتار و یا مغول ، به هیچ وجه پایه و اساسی نداشته و افسانه ای بیش نیست .

ب ) بررسی ماجرای به قتل رسیدن عطار از لحاظ محتوا :

 1- جسم انگاری خدا و تصور خدای انسان وار در شکل و شمایل سرباز تاتار ، کُفرِ محض و مغایر با آموزه های توحیدی قرآن و مکتب اهل بیت (ع) می باشد . اما متاسفانه آقای موسوی مطلق این موضوع را نشانه کمال توحید افعالی عطار نیشابوری می داند . ⁉️😳

2- مولوی در مثنوی ، ابن ملجم را در به شهادت رساندن امیرالمومنین (ع) ، بی تقصیر و آلتِ حق می داند ، اما عطار از این هم پا را فراتر گذاشته و سرباز تُرک را نه آلتِ حق ، بلکه می پندارد او خودِ خداست که ( معاذالله ) کلاه تاتاری بر سر گذاشته و تغییرِ قیافه داده تا عطار او را نشناسد ، ولی عطار ، خدا را علیرغم تغییر قیافه ، با زیرکی هر چه تمامتر می شناسد . 😳

3- البته این نوع نگاه فقط مختص عطار نیست بلکه اغلب متصوفه به این نوع انحراف فکری مبتلا می باشند که ابیاتِ ذیل در حقیقت ، زبانِ حال آنان می باشد :

    به هر شکلی که خواهی جامه می پوش
    که من آن روی زیبا می شناسم

    ---------------------------------------

   دیده ای خواهم که باشد شَه شناس
    تا شناسد شاه را در هر لباس

4-در اینجا به ذکر دو حدیث معتبر از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام در باب ( انه عزوجل لیس بجسم و لا صورة ) ، اکتفاء می نمائیم :

قَال الصادق (ع) : سُبْحَانَ مَنْ لاَ يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ إِلاَّ هُوَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ اَلسَّمِيعُ اَلْبَصِيرُ لاَ يُحَدُّ وَ لاَ يُحَسُّ وَ لاَ يُدْرِكُهُ اَلْأَبْصَارُ وَ لاَ يُحِيطُ بِهِ شَيْءٌ وَ لاَ هُوَ جِسْمٌ وَ لاَ صُورَةٌ وَ لاَ بِذِي تَخْطِيطٍ وَ لاَ تَحْدِيدٍ .


( منزه باد كسى كه هيچ كس نداند او چگونه است چيزى مانندش نيست و او شنوا و بيناست. محدود نگردد، بحس در نيايد، سوده نشود، حواس دركش نكنند، چيزى بر او احاطه نكند نه جسم است و نه صورت و نه ترسيم  می گردد و نه محدود می شود . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

قال الباقر (ع) : کُلَّمَا مَيَّزْتُمُوهُ بِأَوْهَامِکُمْ في أَدَقِّ مَعَانيهِ فَهُوَ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مِثْلُکُمْ مَرْدُودٌ إِلَيْکُمْ .

( هر آنچه که شما آن را در اوهام خودتان در دقیق‌ترین معانی‌اش تصور می‌کنید ، مخلوق و مصنوعی است مثلِ خودتان که به خودتان باز می‌گردد . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

5- آقای موسوی مطلق ، در ادعایی متناقض و پارادوکسیکال ، از طرفی مدعی است که عطار شیعه ای بوده که برای حفظ جانش ، تقیه می کرده ، اما در چند سطر بعد با کمال تعجب ادعا می کند که عطار به شهادت رسیده ⁉️😳 در صورتیکه اگر تقیه می کرده ، لزوماً نمی بایست به قتل برسد . مضافاً اینکه طبق نقل آقای موسوی مطلق ، سربازِ تُرک وقتی می بیند که عطار او را با خدا اشتباه گرفته ، با ضربات شمشیر ، به هذیان گویی های وی خاتمه می دهد . 🗡🩸

🔵ظاهر شدن خدا برای شمس تبریزی به صورت کیمیا خاتون :

افلاکی در مناقب العارفین ( ج 2 ، ص 368 ) و دکتر زرین کوب در کتاب پله پله تا ملاقات خدا ( ص 137) آورده اند که :

شمس تبریزی زنی داشت بنام کیمیا خاتون ، روزی مولانا نزد شمس می آید و می بیند که او با کیمیا خاتون در حال سخن و دست بازی و ملاعبه است ، مولانا در مدرسه طوافی می کند تا مزاحم ملاعبه آن دو نشود ، بعد از لحظاتی شمس آواز می دهد که اندرون آی ، مولانا وقتی وارد می شود غیر از شمس ، هیچ کسی را نمی بیند لذا با تعجب می پرسد پس کیمیا خاتون کجا رفت ⁉️

شمس تبریزی پاسخ می دهد که خداوند تعالی مرا چندان دوست می دارد که به هر صورتی که می خواهم نزد من می آید ، اکنون نیز به صورت کیمیا خاتون آمده بود و مصوّر شده بود 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

اقتضای دیدگاه وحدت وجود در تصوف ، پانته ایسم و همه خدایی است که مطابقِ این دیدگاه ، ( معاذ الله ) از خدا به بُتِ عیّار ، یاد می کنند که به اشکالِ گوناگون ظاهر می شود ( هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار برآمد ... ) ، گاهی با قیافه ی سرباز تُرکستانی برای کُشتنِ عطار و گاهی نیز به شکلِ کیمیا خاتون برای اینکه شمس تبریزی با او هم آغوش شده و به ملاعبه و دست بازی مشغول شود .😳

✔️ در ادامه نیز خواهیم گفت که همین خدا برای بایزید نیز بصورت پسری نوجوان ( أَمْرَد ) ، تغییر قیافه می دهد . پناه بر خدا از این مزخرفات و کفریاتی که عده ای بنام عرفان به خوردِ مریدانِ بی چاره می دهند . 😔


🔵 تغییر قیافه خداوند به صورتِ نوجوانِ أَمْرَد برای بایزید :

 افلاکی در مناقب العارفین ( ج 2 ، ص 637 ) می گوید :

 احوال با یزید چنین بوده که حق تعالى بصورت أَمْرَدى برای او مصوّر می ‏شده ، از حضرت سلطان ولد منقولست که روزى صوفیان اخیار ، از حضرت والدم خداوندگار( مولوی ) سؤال کردند که : با یزید رحمه اللّه علیه گفته است : 👈 رأیتُ رَبّى فِى صُورَة أَمْرَد 👉 این چون باشد ؟ فرمود : که این معنى دو حکم دارد : یا در صورتِ أَمْرَد ، خدا را می دید ، یا خودِ خدا پیشِ او بصورتِ أَمْرَد ، مُصوّر می ‏شده بسببِ میلِ با یزید .😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1- أَمْرَد : یعنی پسرِ نوجوان و زیبا رویی که هنوز ریش در نیاورده است . متأسفانه این نوع نگاه منحرفانه توسط اکابر صوفیه ، منشاء جمال پرستی و انحرافاتِ جنسی فراوانی در بین اهل خانقاه گردیده که زبان از بیانش قاصر و قلم را از نگارشِ آن شرم می آید .

2- عبارت ( رأیتُ رَبّى فِى صُورَة أَمْرَد ) که در بالا به بایزید نسبت داده شده ، در روایتی جعلی در منابع حدیث اهل سنت ، به رسول اکرم (ص) انتساب داده شده که ایشان فرموده :

    (  رَأَيْتُ رَبِّي فِي صُورَةِ شَابٍّ أَمْرَدَ ، لَهُ وَفْرَةٌ جَعْدٌ قَطَطٌ، فِي رَوْضَةٍ خَضْرَا )

یعنی : خداوند را به صورت نوجوانى دیدم که هنوز موى صورتش در نیامده ، سرش پُر مو ، پیچ پیچ (فِرفِرى) و داراى زیور آلاتِ سرخ بود .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ ابویعلی که لیدرِ وهابیت می باشد در کتاب  إبطال التأويلات ( ج 1 ص 145 ) می گوید :

فقال أَحْمَد بن حنبل : هَذَا حديث رواه الكبر عن الكبر عن الصحابة ، عن النبي ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ ( وَ آلِهِ ) وَ سَلَّمَ، فمن شك فِي ذَلِكَ أو فِي شيء منه فهو جهمي لا تقبل شهادته ، ولا يسلم عليه ، ولا يعاد فِي مرضه .

یعنی : این حدیث را بزرگان از قولِ بزرگان ، و آنها نیز آن را از صحابه روایت کرده اند و احمد بن حنبل گفته :

هر کس در صحتِ این روایت شک نماید او جهمى و شهادت او پذیرفته نیست ، نباید سلامِ او را پاسخ داد و به هنگام مریضى از وى نباید عیادت کرد .

✔️همچنین نامبرده در همان کتاب ( ج 1 ص 144 ) می گوید :

 إبن صدقه كه از حفاظ أهل سنت است ، مي‌گويد :

   ( من لم يؤمن بحديث عكرمة فهو زنديق )

یعنی : هر کس به حدیث مزبور ( خدای أَمْرَد و مو فرفری ) ایمان نداشته باشد زندیق و بی دین است .😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید .👉

✔️شیخ صدوق ( ره ) در کتاب توحید ( ص 47 ) باب نفی تشبیه ، روایت نموده است که :

  قال الرضا (ع) عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: مَا عَرَفَ اَللَّهَ مَنْ شَبَّهَهُ بِخَلْقِهِ .

یعنی : امام رضا (ع) از قول رسول خدا (ص) می فرماید : كسى كه خداوند را به مخلوقاتش تشبيه كند ، او را نشناخته است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔵 خدای ابن عربی ، پس از اتمام خلقت به استراحت پرداخته :

🔘ابن عربی در فتوحات مکیه  ( ج 9 ص 326 و 327 ) می گوید :

خداوند خلقت جهان را از روز یکشنبه آغاز و در روز جمعه پایان داده و ( فإنه سبحانه نظر إلى ما خلق في يوم السبت ،فاستلقى و وضع إحدى رجليه على الأخرى و قال أنا الملك لظهور المُلك )

یعنی :  روز شنبه خداوند سبحان به آنچه از روز یکشنبه تا جمعه خلق کرده نظر می‌کند ، سپس دراز می‌کشد و یک پایش را روی پای دیگرش می‌اندازد و می‌گوید : أنا المَلِک ، من پادشاهم و این روز را شنبه نام می‌گذارم و زیرا شنبه (سبت) یعنی راحتی .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 1 ص 345 ) حدیث جعلی را که می گوید :

خداوند ( معاذالله ) در ایام حج به همراه حجاج ، هروله می کند را تصدیق نموده و در توجیه آن می گوید : فالهرولة معقولة ، وصورة النسبة مجهولة ، وكذلك جميع ما وصف الله به نفسه مما توصف به المحدثات .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

سخن فوق و توجیه ابن عربی ، عذر بدتر از گناه و عیناً همان اعتقاد و مرامِ حشویه از اهل سنت و وهابیون می باشد . آری این است توحید و معارفِ عمیقی که امثال ابن عربی برای مریدان و پیروانِ فرقه تصوف به ارمغان آورده و عده ای به اسم عرفان ناب ، در حال ترویج آن می باشند .

🔘ابن عربی روایت جعلی صحیح بخاری که می گوید :

خدا ساق پایش را روز قیامت به مردم نشان می دهد تا او را به شناسند را صحیح دانسته و آن را عیناً در فتوحات مکیه ( ج 2 ص 311) نقل کرده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


🔘پای خدا از نظر ابن عربی ، کاربردهای دیگری نیز دارد ، بعنوان نمونه او روایت جعلی دیگری که در صحیحین ( بخاری و مسلم ) آمده را عیناً در فتوحات مکیه ( ج 4 ، ص 400 ) آورده و می گوید :

    ( قوله (ص) : فيضع الجبار فيها قدمه ، فتقول: قط  قط ، أي حسبى ، حسبى . )

یعنی : خدا در روز قیامت یکسره مردم را به جهنم می اندازد ولی جهنم پیوسته می گوید : هل مِن مَزید ، و خداوند از این اشتهای بی پایان جهنم حوصله اش سر رفته و پای خود را داخل جهنم می گذارد 🔥🦵، اینجاست که جهنم می گوید : حالا بس است . 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا کلیک کنید . 👉

تبصره :

1-  سخن ابن عربی دقیقاً مطابق با نظریه ابن تیمیه است ، او نیز در منهاج السنه ( ج 5 ص 100 ) حدیث جعلی مزبور را صحیح انگاشته و با آب و تاب نقل کرده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- در وسائل الشیعه نیز از امام صادق (ع) روایت کرده که ایشان می فرماید :

عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: يَا يُونُسُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ وَجْهاً كَالْوُجُوهِ فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُ جَوَارِحَ كَجَوَارِحِ اَلْمَخْلُوقِينَ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ فَلاَ تَقْبَلُوا شَهَادَتَهُ وَ لاَ تَأْكُلُوا ذَبِيحَتَهُ.

یعنی : هر کس گمان کند که صورت خداوند همانند صورت های مردم است مشرک شده و همچنین هر کس بر این باور باشد که خداوند همانند مخلوقات دارای اعضا و جوارح می باشد کافر است و شهادت او پذیرفته نیست .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑 تحلیل پایانی و نتیجه :

تأثیر پذیری اکابر صوفیه از اخبار جعلی موجود در منابعِ اهل سنت که مُوهِمِ تشبیه و تجسیم می باشد و از سوی دیگر اعتقاد به وحدتِ وجود ( پانته ایسم ، همه خدایی ) ، لزوماً موجبِ جسم انگاری خدای انسان وار ، توسط آنان گردیده است .

    آه از این صوفیانِ کج اندیش
    دل خود را چو بی صفا دیدند

    تو چه دانی که این دغل بازان
    دیده را بسته و چها دیدند

    جوهرِ فسق را عزیز و ثَمین
    گوهرِ عقل بی بها دیدند

    از توهّم چو خیره تر گشتند
    خویشتن را همان خدا دیدند

    هرچه  گفتند ، بی ثمر  گفتند
    هـرچـه دیدند ، ناروا دیدند

    مختصر گفتمت که اهلِ خرد
    مصلحت در سکوتِ ما دیدند

sticker برگرفته از دروسِ آسیب شناسی تصوفِ حوزوی سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 35

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 280
  • کل نظرات : 76
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 14
  • آی پی امروز : 20
  • آی پی دیروز : 109
  • بازدید امروز : 232
  • باردید دیروز : 1,266
  • گوگل امروز : 111
  • گوگل دیروز : 487
  • بازدید هفته : 4,536
  • بازدید ماه : 18,173
  • بازدید سال : 388,943
  • بازدید کلی : 925,075