loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی


✍️رویکرد تشبیهی و تلقّی انسان وار انگارانه از خدا ، ثمره ی شناختِ ناقص و خیالی از خداوند می باشد که رسوخِ این انحراف و نقیصه ی معرفتی در پارادایمِ تصوف در اثر دروی اکابر و اقطاب صوفیه از آموزه های مکتب اهل بیت (ع) می باشد . در این مقاله ضمنِ واکاوی و تحلیلِ انتقادی از جسم انگاری خدا در پارادایم تصوف ، عللِ اصلی انحرافِ مزبور نیز از دیدگاه آسیب شناسی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است .

🔵ظاهر شدنِ خدا بصورتِ سربازِ تُرکستانی برای عطار نیشابوری :

آقای سید عباس موسوی مطلق در کتاب قبول اهل دل ( ص 282 ) جریانِ به قتل رسیدنِ عطار را اینگونه گزارش نموده :

این مرد بزرگ ، یک موحد کامل بوده ، هنگام شهادتش یکی از تُرک های ترکستان شمشیر به دست وارد اتاق عطار شد ، تا چشمِ عطار به او افتاد گفت :

کُلاهِ تتر ( تاتار) بر سر می گذاری ، شمشیر هندی به دست می گیری و به قصد ریختنِ خونم می آیی ، فکر می کنی که من تو را نمی شناسم ، بزن که تو را می شناسم ، فدای خودت و شمشیرت . 😳

✔️آقای موسوی مطلق در تأیید ماجرای فوق می گوید :

    (( بر اهلِ توحید پوشیده نیست که این حقیقت ، نشان دهنده ی کمالِ توحیدِ افعالی ( عطار ) می باشد ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑 واکاوی جریان قتلِ عطار و نقد دیدگاه آقای موسوی مطلق :

الف ) بررسی ماجرای به قتل رسیدن عطار از لحاظ سند :

1- دانش‌پژوه ، ادیب و تاریخ‌نگار معاصر آقای سعید نفیسی در کتاب تحقیقی و ارزشمند زندگینامه عطار نیشابوری ( ص 77 ) می گوید :

( سخت آشکار است که این افسانه ها به هیچ وجه ، بیخ و بُن ندارد و از این گوش باید شنید و از آن گوش بیرون کرد ، بهترین دلیل آن این است که سال 627 که عطار در آن سال درگذشته نه با آن وقایع زمان چنگیز می چسبد که مدتی پیش از آن بوده و نه به وقایع زمان هلاگو که مدتی پس از آن روی داده و به هیچ وجه در نیشابور کشتاری نکرده است . )

✔️ایشان در ادامه و در ( ص 78 ) همان کتاب می گوید :

( شهر شادیاخ نیز در طول تاریخ چهار بار مورد هجمه قرار گرفته که هیچ کدام از این تاریخ ها اندک ربطی به سال مرگ عطار ندارد ) ( نقل نفحات الانس جامی نیز که گفته به دست کُفّارِ تاتار شهادت یافته نیز گفته ی ضعیفی است که دلیلی همراه ندارد . فرزانگان خود می توانند حُکم کنند که این گفته تا چه اندازه سخیف و کودکانه است ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- علامه محقق بدیع الزمان فروزانفر در کتاب شرح احوال و نقد و تحلیل آثار عطار ( ص 92 ) می گوید :

( مأخذ همه اقوالی که مدعی هستند عطار در سال 627 به دست ترکان تاتار به قتل رسیده ، نفحات الانس جامی است که نادرست است و تکرار این غلط توسط دیگران ، لباس صحت به آن نمی پوشاند . )

فروزانفر در ادامه ، اقوال تذکره نویسان در چگونگی به شهادت رسیدن عطار را به افسانه های الف لیلة و لیلة ( افسانه های هزار و یک شب ) تشبیه کرده و به دلیل بی اساس بودن ، از ذکر تفصیلی آن ها صرف نظر نموده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

به استناد تحقیقات و مستندات فوق ، ماجرای به قتل رسیدن عطار توسط ترکان تاتار و یا مغول ، هیچ وجه پایه و اساسی نداشته و افسانه ای بیش نیست .

ب ) بررسی ماجرای به قتل رسید عطار از لحاظ محتوا :

 1- جسم انگاری خدا و تصور خدای انسان وار در شکل و شمایل سرباز تاتار ، کُفرِ محض و مغایر با آموزه های توحیدی قرآن و مکتب اهل بیت (ع) می باشد . اما متاسفانه آقای موسوی مطلق این موضوع را نشانه کمال توحید افعالی عطار نیشابوری می داند . ⁉️😳

2-مولوی در مثنوی ، ابن ملجم را در به شهادت رساندن امیرالمومنین (ع) ، بی تقصیر و آلتِ حق می داند ، اما عطار از این هم پا را فراتر گذاشته و سرباز تُرک را نه آلتِ حق ، بلکه می پندارد او خودِ خداست که ( معاذالله ) کلاه تاتاری بر سر گذاشته و تغییرِ قیافه داده تا عطار او را نشناسد ، ولی عطار ، خدا را علیرغم تغییر قیافه ، با زیرکی هر چه تمامتر می شناسد . 😳

3-البته این نوع نگاه فقط مختص عطار نیست بلکه اغلب متصوفه به این نوع انحراف فکری مبتلا می باشندکه این شعر در حقیقت ، زبان حال آنان می باشد :

    به هر شکلی که خواهی جامه می پوش
    که من آن روی زیبا می شناسم

4-در اینجا به ذکر دو حدیث معتبر از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام در باب ( انه عزوجل لیس بجسم و لا صورة ) ، اکتفاء می نمائیم :

قَال الصادق (ع) : سُبْحَانَ مَنْ لاَ يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ إِلاَّ هُوَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ اَلسَّمِيعُ اَلْبَصِيرُ لاَ يُحَدُّ وَ لاَ يُحَسُّ وَ لاَ يُدْرِكُهُ اَلْأَبْصَارُ وَ لاَ يُحِيطُ بِهِ شَيْءٌ وَ لاَ هُوَ جِسْمٌ وَ لاَ صُورَةٌ وَ لاَ بِذِي تَخْطِيطٍ وَ لاَ تَحْدِيدٍ .


( منزه باد كسى كه هيچ كس نداند او چگونه است چيزى مانندش نيست و او شنوا و بيناست. محدود نگردد، بحس در نيايد، سوده نشود، حواس دركش نكنند، چيزى بر او احاطه نكند نه جسم است و نه صورت و نه ترسيم  می گردد و نه محدود می شود . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

قال الباقر (ع) : کُلَّمَا مَيَّزْتُمُوهُ بِأَوْهَامِکُمْ في أَدَقِّ مَعَانيهِ فَهُوَ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مِثْلُکُمْ مَرْدُودٌ إِلَيْکُمْ .

( هر آنچه که شما آن را در اوهام خودتان در دقیق‌ترین معانی‌اش تصور می‌کنید ، مخلوق و مصنوعی است مثلِ خودتان که به خودتان باز می‌گردد . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

5- آقای موسوی مطلق ، در ادعایی متناقض و پارادوکسیکال ، از طرفی مدعی است که عطار شیعه ای بوده که برای حفظ جانش ، تقیه می کرده و در چند سطر بعد با کمال تعجب ادعا می کند که عطار به شهادت رسیده ⁉️😳 در صورتیکه اگر تقیه می کرده ، لزوماً نمی بایست به قتل برسد . مضافاً اینکه طبق نقل آقای موسوی مطلق ، سربازِ تُرک وقتی می بیند که عطار او را با خدا اشتباه گرفته ، با ضربات شمشیر ، به هذیان گویی های وی خاتمه می دهد . 🗡🩸

🔵ظاهر شدن خدا برای شمس تبریزی به صورت کیمیا خاتون :

افلاکی در مناقب العارفین ( ج 2 ، ص 368 ) و دکتر زرین کوب در کتاب پله پله تا ملاقات خدا ( ص 137) آورده اند که :

شمس تبریزی زنی داشت بنام کیمیا خاتون ، روزی مولانا نزد شمس می آید و می بیند که او با کیمیا خاتون در حال سخن و دست بازی و ملاعبه است ، مولانا در مدرسه طوافی می کند تا مزاحم ملاعبه آن دو نشود ، بعد از لحظاتی شمس آواز می دهد که اندرون آی ، مولانا وقتی وارد می شود غیر از شمس ، هیچ کسی را نمی بیند لذا با تعجب می پرسد پس کیمیا خاتون کجا رفت ⁉️

شمس تبریزی پاسخ می دهد که خداوند تعالی مرا چندان دوست می دارد که به هر صورتی که می خواهم نزد من می آید ، اکنون نیز به صورت کیمیا خاتون آمده بود و مصوّر شده بود 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

اقتضای دیدگاه وحدت وجودی صوفیه ، پانته ایسم و همه خدایی است که مطابقِ این دیدگاه ، ( معاذ الله ) از خدا به بُتِ عیّار ، یاد می کنند که به اشکالِ گوناگون ظاهر می شود ( هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار برآمد ... ) ، گاهی با قیافه ی سرباز تُرکستانی برای کُشتنِ عطار و گاهی نیز به شکلِ کیمیا خاتون برای اینکه شمس تبریزی با او هم آغوش شده و به ملاعبه و دست بازی مشغول شود .

✔️ در ادامه نیز خواهیم گفت که همین خدا برای بایزید نیز بصورت پسری نوجوان ( أَمْرَد ) ، تغییر قیافه می دهد . پناه بر خدا از این مزخرفات و کفریاتی که عده ای بنام عرفان به خوردِ مریدانِ بی چاره می دهند .


🔵 تغییر قیافه خداوند به صورتِ نوجوانِ أَمْرَد برای بایزید :

 افلاکی در مناقب العارفین ( ج 2 ، ص 637 ) می گوید :

 احوال با یزید چنین بوده که حق تعالى بصورت أَمْرَدى برای او مصوّر می ‏شده ، از حضرت سلطان ولد منقولست که روزى صوفیان اخیار ، از حضرت والدم خداوندگار( مولوی ) سؤال کردند که : با یزید رحمه اللّه علیه گفته است : 👈 رأیتُ رَبّى فِى صُورَة أَمْرَد 👉 این چون باشد ؟ فرمود : که این معنى دو حکم دارد : یا در صورتِ أَمْرَد ، خدا را می دید ، یا خودِ خدا پیشِ او بصورتِ أَمْرَد ، مُصوّر می ‏شده بسببِ میلِ با یزید .😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1- أَمْرَد : یعنی پسرِ نوجوان و زیبا رویی که هنوز ریش در نیاورده است . متأسفانه این نوع نگاه منحرفانه توسط اکابر صوفیه ، منشاء جمال پرستی و انحرافاتِ جنسی فراوانی در بین اهل خانقاه گردیده که زبان از بیانش قاصر و قلم را از نگارشِ آن شرم می آید .

2- عبارت ( رأیتُ رَبّى فِى صُورَة أَمْرَد ) که در بالا به بایزید نسبت داده شده ، در روایتی جعلی در منابع حدیث اهل سنت ، به رسول اکرم (ص) انتساب داده شده که ایشان فرموده :

    (  رَأَيْتُ رَبِّي فِي صُورَةِ شَابٍّ أَمْرَدَ ، لَهُ وَفْرَةٌ جَعْدٌ قَطَطٌ، فِي رَوْضَةٍ خَضْرَا )

یعنی : خداوند را به صورت نوجوانى دیدم که هنوز موى صورتش در نیامده ، سرش پُر مو ، پیچ پیچ (فِرفِرى) و داراى زیور آلاتِ سرخ بود .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ ابویعلی که لیدرِ وهابیت می باشد در کتاب  إبطال التأويلات ( ج 1 ص 145 ) می گوید :

فقال أَحْمَد بن حنبل : هَذَا حديث رواه الكبر عن الكبر عن الصحابة ، عن النبي ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ، فمن شك فِي ذَلِكَ أو فِي شيء منه فهو جهمي لا تقبل شهادته ، ولا يسلم عليه ، ولا يعاد فِي مرضه .

یعنی : این حدیث را بزرگان از قولِ بزرگان ، و آنها نیز آن را از صحابه روایت کرده اند و احمد بن حنبل گفته :

هر کس در صحتِ این روایت شک نماید او جهمى و شهادت او پذیرفته نیست ، نباید سلامِ او را پاسخ داد و به هنگام مریضى از وى نباید عیادت کرد .

✔️همچنین نامبرده در همان کتاب ( ج 1 ص 144 ) می گوید :

 إبن صدقه كه از حفاظ أهل سنت است ، مي‌گويد :

   ( من لم يؤمن بحديث عكرمة فهو زنديق )

یعنی : هر کس حدیث مزبور ( خدای أَمْرَد و مو فرفری ) ایمان نداشته باشد زندیق و بی دین است .😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید .👉

✔️شیخ صدوق ( ره ) در کتاب توحید ( ص 47 ) باب نفی تشبیه ، روایت نموده است که :

  قال الرضا (ع) عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: مَا عَرَفَ اَللَّهَ مَنْ شَبَّهَهُ بِخَلْقِهِ .

یعنی : امام رضا (ع) از قول رسول خدا (ص) می فرماید : كسى كه خداوند را به مخلوقاتش تشبيه كند ، او را نشناخته است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔵 خدای ابن عربی ، پس از اتمام خلقت به استراحت پرداخته :

🔘ابن عربی در فتوحات مکیه  ( ج 9 ص 326 و 327 ) می گوید :

خداوند خلقت جهان را از روز یکشنبه آغاز و در روز جمعه پایان داده و ( فإنه سبحانه نظر إلى ما خلق في يوم السبت ،فاستلقى و وضع إحدى رجليه على الأخرى و قال أنا الملك لظهور المُلك )

یعنی :  روز شنبه خداوند سبحان به آنچه از روز یکشنبه تا جمعه خلق کرده نظر می‌کند ، سپس دراز می‌کشد و یک پایش را روی پای دیگرش می‌اندازد و می‌گوید : أنا المَلِک ، من پادشاهم و این روز را شنبه نام می‌گذارم و زیرا شنبه (سبت) یعنی راحتی .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 1 ص 345 ) حدیث جعلی را که می گوید :

خداوند ( معاذالله ) در ایام حج به همراه حجاج ، هروله می کند را تصدیق نموده و در توجیه آن می گوید : فالهرولة معقولة ، وصورة النسبة مجهولة ، وكذلك جميع ما وصف الله به نفسه مما توصف به المحدثات .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

سخن فوق و توجیه ابن عربی ، عذر بدتر از گناه و عیناً همان اعتقاد و مرامِ حشویه از اهل سنت و وهابیون می باشد . آری این است توحید و معارفِ عمیقی که امثال ابن عربی برای مریدان و پیروانِ فرقه تصوف به ارمغان آورده و عده ای به اسم عرفان ناب ، در حال ترویج آن می باشند .

🔘ابن عربی روایت جعلی صحیح بخاری که می گوید :

خدا ساق پایش را روز قیامت به مردم نشان می دهد تا او را به شناسند را صحیح دانسته و آن را عیناً در فتوحات مکیه ( ج 2 ص 311) نقل کرده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


🔘پای خدا از نظر ابن عربی ، کاربردهای دیگری نیز دارد ، بعنوان نمونه او روایت جعلی دیگری که در صحیحین ( بخاری و مسلم ) آمده را عیناً در فتوحات مکیه ( ج 4 ، ص 400 ) آورده و می گوید :

    ( قوله (ص) : فيضع الجبار فيها قدمه ، فتقول: قط  قط ، أي حسبى ، حسبى . )

یعنی : خدا در روز قیامت یکسره مردم را به جهنم می اندازد ولی جهنم پیوسته می گوید : هل مِن مَزید ، و خداوند از این اشتهای بی پایان جهنم حوصله اش سر رفته و پای خود را داخل جهنم می گذارد 🔥🦵، اینجاست که جهنم می گوید : حالا بس است . 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا کلیک کنید . 👉

تبصره :

1-  سخن ابن عربی دقیقاً مطابق با نظریه ابن تیمیه است ، او نیز در منهاج السنه ( ج 5 ص 100 ) حدیث جعلی مزبور را صحیح انگاشته و با آب و تاب نقل کرده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- در وسائل الشیعه نیز از امام صادق (ع) روایت کرده که ایشان می فرماید :

عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: يَا يُونُسُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ وَجْهاً كَالْوُجُوهِ فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُ جَوَارِحَ كَجَوَارِحِ اَلْمَخْلُوقِينَ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ فَلاَ تَقْبَلُوا شَهَادَتَهُ وَ لاَ تَأْكُلُوا ذَبِيحَتَهُ.

یعنی : هر کس گمان کند که صورت خداوند همانند صورت های مردم است مشرک شده و همچنین هر کس بر این باور باشد خداوند همانند مخلوقات دارای اعضا و جوارح می باشد کافر است و شهادت او پذیرفته نیست .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑 تحلیل پایانی و نتیجه :

تأثیر پذیری اکابر صوفیه از اخبار جعلی موجود در منابعِ اهل سنت که مُوهِمِ تشبیه و تجسیم می باشد و از سوی دیگر اعتقاد به وحدتِ وجود ( پانته ایسم ، همه خدایی ) ، لزوماً موجبِ جسم انگاری خدای انسان وار ، توسط آنان گردیده است .

    آه از این صوفیانِ کج اندیش
    دل خود را چو بی صفا دیدند

    تو چه دانی که این دغل بازان
    دیده را بسته و چها دیدند

    جوهرِ فسق را عزیز و ثَمین
    گوهرِ عقل بی بها دیدند

    از توهّم چو خیره تر گشتند
    خویشتن را همان خدا دیدند

    هرچه  گفتند ، بی ثمر  گفتند
    هـرچـه دیدند ، ناروا دیدند

    مختصر گفتمت که اهلِ خرد
    مصلحت در سکوتِ ما دیدند

sticker برگرفته از دروسِ آسیب شناسی تصوفِ حوزوی سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

sticker*****sticker*****sticker

از ضعف به هر جا که نشستیم ، وطن شد
وز گریه به هر سو که گذشتیم ، چمن شد

جانِ دگرم بخش ، که آن جان که تو دادی
چندان ز غمت خاک به سر ریخت که تن شد

پیراهنی از تارِ وفا  دوخته بودم
چون تابِ جفای تو نیاورد ، کفن شد

هر سنگ که بر سینه زدم ، نقش تو بگرفت
آن هم صَنَمی بَهرِ پرستیدن من شد

عُشّاقِ تو هر یک به نوایی ز تو خوشنود
گر شد ستمی بر سَرِ کوی تو ، به من شد

sticker*****sticker*****sticker


امضاي حکيم

sticker*****sticker*****sticker

بگذار که از دردِ تو بیمار بمیرم
از آتشِ دل سوزم و تب دار بمیرم

بر گردنم آن زلف سیه حلقه کن ای سرو
در پای تو خواهم به سر دار بمیرم

بگذر نفسی از بَرِ بالینم و بگذار
از تاب و تبِ لحظه ی دیدار بمیرم

چون سایه ات ای گل ز سرم رفت عجب نیست
از جور خس و سرزنش خار بمیرم

سهل است ز تیرِ نگهت مردنم اما
ترسم نزنی بر دل و دشوار بمیرم

اغیار پی زندگی از مرگ گریزان
من زنده که در رهگذرِ یار بمیرم

مستم کن از آن لعلِ می آلوده که حیف است
مِی  باشد و من پیشِ تو هشیار بمیرم

گر دیدن رخسار تو ای ماه گناه است
بگذار نگه کرده ، گنهکار بمیرم

ای پرده نشین پرده ز رخ بفکن و برخیز
مگذار که در پرده ی  پندار بمیرم

تا چند صبا در پی عمرم بدوانی
بگذر ز من خسته و بگذار بمیرم

تا چند ز بی مهریت ای مادرِ ایام
یک بار شوم زاده و صد بار بمیرم

sticker*****sticker*****sticker


امضاي حکيم

🔴استعمال دخانیات در تصوف  🚬♨️💥

✍️از دیرباز تا کنون ، استعمالِ مواد مخدر و نیز مصرفِ دخانیات توسطِ صوفیانِ عارف نَما ، تصوف را با چالش بزرگی مواجه ساخته و بنیانِ ( أَوْهَنَ الْبُيُوتِ ) خانقاه را بیش از پیش متزلزل و آئینه مصفای صوفی را مُکدّر نموده است . لذا  اهمیت موضوع ، ما را برآن داشت تا به واکاوی و تحلیل انتقادی این دو معضل پرداخته و نتیجه را در قالبِ دو مقاله مجزا تقدیم نمائیم .

الف ) موضوع استعمال مواد مخدر در تصوف که مقاله ( استعمال حشیش توسط ابن عربی ) به آن اختصاص دارد .

👈برای مشاهده متن مقاله ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) استعمالِ دخانیات و مشتقات آن ( چپق ، سیگار ، قلیان ) توسط صوفیانِ عارفِ نما که مقاله حاضر به نقد و بررسی آن اختصاص یافته است .

تبصره :

عرفانِ حقیقی که خواستگاهِ اصیلِ آن ( قرآن و مکتبِ اهل بیت علیهم السلام ) می باشد ، قطعاً از این آلودگی ها پیراسته و منزه می باشد .

فلذا مخاطبِ ما در این تحلیلِ انتقادی ، اولاً : پارادایمِ تصوف و ثانیاً : سیره ی صوفیانِ عارف نَما می باشد .

🔴کاربرد چپق در عرفانِ مُصطلح :

🔘حجت الاسلام سید محسن طهرانی در کتاب نفحاتِ اُنس ( ص 66 - 67 ) ، کراماتِ مرحوم هادی ابهری را اینگونه بازگو می نماید :

این قضیه را من خودم از خودش شنیدم که می گفت :

وقتی که من در یک سفر به شام رفتم ، سؤال کردم : آن دروازه ای که اُسَراء وارد شدند کجاست ؟ من را راهنمایی کردند . بالأخره رفتم آنجا نشستم . 👈( خدا رحمتش کند، همیشه کیسۀ توتونی همراهش بود و چپق می کشید )👉 چپقم را درآوردم و کشیدم . یک مرتبه تمامِ جریانات را دیدم ؛ اوّل چه کسانی آمدند ، سرها را آوردند، ارتش و لشکری ها آمدند، اهل بیت آمدند، بچه ها روی زمین چطور... .

👈 خیلی عجیب ! و تمام آنچه را که گفت ، با آنچه ما خوانده بودیم تطبیق می کرد . 👉

🔘محسن طهرانی در ادامه تاکید می کند که مرحوم هادی ابهری ، ولایتِ مرحوم حداد را قبول نداشته ، لذا علامه طهرانی به او می گفت :

( شما که این حقیقت را در آقای حدّاد را قبول نداری ، باید بدانی جای خطرناکی دست گذاشتی ! زیرا واقعیّتِ یک ولیّ الهی ، متّحد با واقعیّتِ امام علیه السّلام و سیّدالشّهدا است. )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 1- نکته تامل برانگیز آنکه ، مرحوم هادی ابهری که اینگونه ملکوت عالم را با چشم برزخی و بصیرت باطنی مشاهده می کرده ، به تصریح محسن طهرانی ، از منکرانِ سرسختِ مرحوم حداد ( مقتدای فرقه لاله زاری ) بوده و اعجاب آور آنکه علامه طهرانی ، مرحوم حداد را متحد با امام معصوم دانسته و انکار ولایتِ مرحوم حداد را عیناً انکار ولایت امام (ع) می داند .

2- موضع علامه طهرانی و فرزندش ( محسن ) در مواجه با مرحوم هادی ابهری ، متناقض و پارادوکسیکال است ، این دو نفر ، از طرفی در مقابلِ مکاشفات اعجاب آور مرحوم ابهری ، مات و مبهوت مانده و صحت این مکاشفات را با عبارت👈 ( خیلی عجیب ! و تمام آنچه را که گفت ، با آنچه ما خوانده بودیم تطبیق می کرد . ) 👉 تایید می کنند ، اما این تایید مادامی است که ابهری پا در کفش آنها نکرده باشد ، زیرا آن قسمت از مکاشفات وی که مرحوم حداد را فردی گمراه می داند را  قبول نداشته و به مصداق ( نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَنَكفُرُ بِبَعضٍ ) با مکاشفات او رفتار می نمایند .


🔴آیا چپق مرحوم ابهری در حصول مکاشفات وی ، موضوعیت دارد ⁉️

از کراماتی که امثال مرحوم حاج اسماعیل دولابی درباره ی مرحوم هادی ابهری نقل می کند ، اینگونه استنباط می گردد که چپقِ نامبرده در حصول مکاشفات وی ، موضوعیت داشته و بعنوان مفتاح غیب ، کاربرد داشته ، بعنوان نمونه :

حاج هادی ابهری(ره) در حرم مولا امیرالمومنین (ع) نشسته بود و چپق می کشید ، طلبه ای از جلوی ایشان رد می شود و می گوید : ای  پیر مرد ،آیا خجالت نمی کشی که در حرم حضرت چپق می کشی ⁉️

 پیرمرد ( مرحوم ابهری ) وقتی این جمله را می شنود به طلبه می گوید : بالام جان گل بورا (بیا اینجا) یک پُک بزن . طلبه می گوید : من به تو اعتراض می کنم که چرا این جا چپق می کشی حالا می گویی من هم یک پک بزنم⁉️

بالاخره به اصرار ایشان ، طلبه مزبور ، چپق مرحوم ابهری را به لبش می گذارد ، یک مرتبه می بیند فرشتگان فوج فوج در حال صعود و نزول هستند . 😳

حاج هادی ابهری می گوید : چپق را به من بده ، می گیرد و دوباره به طلبه می دهد و می گوید : دوباره پُک بزن و طلبه دوباره همان صحنه را می بیند .

مرحوم ابهری (ره) می گوید : من اینجا دارم کیف می کنم و چپق می کشم . طلبه می گوید نوش جانت ! من فکر کردم مثل مردم عادی این جا نشسته ای و چپق می کشی .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1) مطابق حکایت فوق ، چپق مرحوم ابهری در حصول مکاشفات ایشان ، موضوعیت داشته و این امر مغایر با مبانی عرفان می باشد ، زیرا مطابق پارادایم عرفان ، صفای باطن و برخورداری عارف از مراتبِ ولایت برای حصول مکاشفه ، اگر چه شرط لازم می باشد ولی هیچگاه بعنوان شرطِ کافی تلقّی نمی گردد ، بلکه حصولِ مکاشفه ، منوط به اذن خداوند متعال می باشد ، ای بسا عارفی که علیرغم برخورداری از مقامات عالیه ی سلوک ، بنا به مصالحی از شهودِ عوالمِ غیب ، محجوب و مستور میباشد .

2 ) پیامبری مانند یعقوب که بوی یوسف را از فرسنگ های دور ، استشمام می نماید و ندای ( إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ ) سر می دهد ، از تشخیصِ اینکه یوسفش در چاهِ کنعان گرفتار است کاملا محجوب و بی خبر بوده و زبانِ حال و توضیحِ احوالاتِ  پارادوکسیکالِ او این است که :

    یکی پرسید از آن گُم کرده فرزند
    که ای روشن گُهَر پیرِ خردمند

    ز مصرش بوی پیراهن شنیدی
    چرا در چاهِ کنعانش ندیدی ؟

    بگفت احوال ما برقِ جَهان است
    دمی پیدا و دیگر دَم نهان است

    گهی بر طارمِ اعلی نشینیم
    گهی تا پشتِ پای خود نبینیم


3 ) بنابر این هرگز اینگونه نخواهد بود که چپقی را بعنوان کلید و مفتاحِ مکاشفه به شخصی بدهند و بگویند برای دیدنِ هر حقیقتی ، کافی است که پُک به آن بزنی .

البته دامنه کرامات بافی صوفیان به قدری گسترده است که نه تنها چپقِ عارف ، بلکه گربه ی زاهد نیز می تواند منشاء کرامت باشد ، مانند گربه ی خانقاه که نه تنها تعداد میهمانان وارده را تشخیص داده و به آشپز خانقاه خبر میدهد ، بلکه عارف و عامی بودنِ آنان را نیز خبر می داده .


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

4 ) مرحوم هادی ابهری همان کسی است که بنابه قول حاج اسماعیل دولابی ، در ایام عاشورا دستمال ابریشمی را از جیبش درمی آورده و می رقصیده ⁉️😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

شاید بخاطر همین خوش رقصی ها بوده که خازنانِ ملکوت ، بعنوانِ یک کرامتِ ویژه ، چپقِ مکاشفه را به وی عنایت فرموده اند .

🔴شایع بودن استعمالِ دخانیات ( سیگار و ... ) در بین متصوفه :

یکی از عرفای بزرگ معاصر که سرسلسله فرقه لاله زاری نیز محسوب می گردد ، مرحوم سید علی قاضی است . ایشان عیال وار بوده ( چهار زن دائم و یک زن صیغه ای و فرزندان زیادی داشته ) و علیرغم اینکه به شدت از نظر معیشت در مضیقه بوده ، تحت هیچ شرایطی حاضر به ترک سیگار نبوده :

( سید مهدی قاضی طباطبایی فرزند استاد العارفین و مراد السالکین مرحوم آیت الله آقا سید علی قاضی طباطبایی ... برای من تعریف کردند : .... پدرم مردی عیالوار بود و به خاطر شیوه سلوکی خود اعتنایی به زخارف دنیوی نداشت و لذا زندگی ما به سختی می گذشت و حتی برای امرار معاش روزانه خود غالبا با دشواری مواجه بودیم و غذای معمولی ما هنگام ناهار ترید نان خشک و دوغ بود .... مرحوم پدرم زیاد سیگار می کشیدند و از پستوی حجره خود برای ریختن آشغال های سیگار استفاده می کردند ... )

✔️حتی یک مرتبه فرزند ایشان ( سید مهدی ) از مرحوم قاضی برای خرید نان خالی درخواست پول می کند ولی ایشان می گوید بجز این چند سیگار هیچ چیز دیگر در جیبم نیست ، سید مهدی نیز به پدر اعتراض می کند که شما پول سیگار کشیدن دارید ولی پول برای خرید حداقل نان خالی برای ما ندارید که اینطور گرسنه نمانیم ⁉️

📚( کتاب در محضر لاهوتیان، محمد علی مجاهدی (پروانه) ، انتشارات مستجار، چاپ اول، تابستان 1386، ج1، ص425 )

🔴استعمالِ سیگار در خواب ، نشانه کمال و حصولِ مقام فناء فی الله :

کانال جامع الاسرار به آدرس ( JAMEOLASRAR110@) که یکی از مروجان آموزه های تصوف و عرفان در فضای مجازی است ، از قول حجت الاسلام حسن رمضانی نقل می کند که ایشان در ( جلسه 21 شرح تمهید القواعد ) می گوید :

در رویا دیدم که حضرت آقای جوادی آملی سیگار می‌کشند و به عده ای هم یاد میدادند که این جوری بکشید ؛ حضرت استاد حسن زادهٔ آملی را نیز ( در همان رویا ) دیدم که سه تا سیگار در لب داشتند و سه تا را با هم می‌کشیدند !

تعبیرم از این سه سیگار، فنای افعالی و صفاتی و ذاتی بود و این بر میگردد به تبیین مسائل عرفانی و افراد را سیر دادن و تعلیم بحثِ فنا .

تبصره :

✔️قطعاً خواب مزبور از مصادیق خواب های پریشان و ( أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ ۖ ) بوده و بیان اینگونه مسائل در جلسات تدریس عرفان نظری ، بی اساس بودن مبانی تصوف را اثبات می نماید .

✔️بی تردید انتشار این مطالب از سوی کانال جامع الاسرار در فضای مجازی نیز کاری نسنجیده و غیر قابل توجیه می باشد زیرا بازخورد منفی آن علاوه بر تخفیفِ عرفان ، خواسته یا ناخواسته ، سببِ وهنِ مقامِ شامخ آیاتِ عظام ( جوادی آملی و حسن زاده آملی ) در اذهان می گردد .


🔴نظر علامه طهرانی درباره استعمال دخانیات توسط اکابر تصوف :

🔘فرزند علامه طهرانی ( سید محمد صادق ) می گوید :

حضرت علامه والد ، سيگار و دخانيات را براى شاگردان خود منع و تحريم كرده و مى‌فرمودند :

      ( با توجّه به مضرّاتى كه براى آن ثابت‌شده‌است، جايى براى ترديد در حرمت آن نيست . )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘حجت الاسلام محمد شاهرخ همدانی که از شاگردان علامه طهرانی می باشد در وب سایت خود ( گوهر معرفت ) در پاسخ به این سئوال که چگونه بزرگان عرفان و متصوفه مانند مرحوم قاضی و مرحوم حداد علیرغم ادعای مقامات عالیه عرفان ، به شدت سیگار استعمال می کردند از قول علامه طهرانی پاسخ داده که ایشان فرموده :

    👈( آنها ضررش را مثل الآن نمی دانستند و گرنه حرام است )👉

✔️سپس آقای همدانی ، نظر علامه را اینگونه نقد و رد نموده :

( چون طریق علم و اطلاع اولیای الهی بر مفاسد و مصالح احکام صرفا طریق ظاهر و أدلّۀ ظاهری نیست که این امر از مبانی فقهی مرحوم علامه است بنابراین دیگر وجهی نمی ماند تا گفته شود آنها ضررش را نمی دانستند چون ندانستن یعنی جهل ، که آن با ولایت سازگار نیست . پس ندانستن آنها فقط جنبه ظاهری و فقهی قضیه را درست می کند نه باطنی آنان را و الا نباید دیگر فرقی بین عالِمِ عارف با عالِمِ غیرِ عارف باشد ! )


✔️ نامبرده در ادامه می گوید :

( چون واقعا ضرر داشتن دخانیات بر اولیای الهی در آن زمان به جهتِ عدم اشرافِ کامل و عدمِ جامعیت در ولایت ، مخفی بوده ، پس در استعمالِ دخانیات ، مرتکبِ حرام شرعی و گناه نشدند 👈 بلکه مرتکب خطای رتبی شده اند 👉 )

✔️مشارالیه سپس اینگونه نتیجه می گیرد :

 ( بنابراین استعمال دخانیات از ناحیه اولیاء الهی ، نقصی است که ما این نقص را در معصوم نمی بینیم 👈 حتی این نقص را در عرفای جامع تر نمی بینیم ، اصلا روی همین مبنا بود که مرحوم حداد نسبت به مرحوم سیدنا الاستاد می فرمودند : بعد از معصوم تا به امروز جامع تر از آسید محمد حسین نیامده 👉 . و جالب آنکه در همان موقعی که امثال علامه طباطبایی و مرحوم حداد مصرف سیگار داشتند ، مرحوم علامه طهرانی آن را ممنوع می دانستند که این منع ، از جامعیت و اشرافِ باطنی ایشان نشأت می گرفته است . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

اینکه آقای محمد شاهرخ همدانی استعمال دخانیات و سیگار را دال بر وجود نقصِ رُتبیِ مشایخِ عرفان می داند ، مطلب درستی است . لیکن تحریمِ سیگار و دخانیات توسط علامه طهرانی نیز هرگز دلیل برتری رتبه ایشان نسبت به سایر مشایخ عرفان نمی باشد ، تا چه رسد به آنکه نامبرده تالی تِلوِ معصوم ، محسوب شود . البته از امثالِ مرحوم حداد که مقام خودش را از جبرئیل برتر و هم ردیف پیامبر (ص) می داند ، استبعادی ندارد که شاگردش را تالی تِلوِ معصوم معرفی نماید .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴 لزوم رعایت آداب شرع و ترک شبهات برای مشایخ عرفان :

قاعده ی ( حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَیِّئَاتُ الْمُقَرَّبِین ) در عرفان ایجاب می نماید که :

اکابر عرفان و تصوف و کسانی که داعیه ی هادی طریق بودن را دارند ، بیش از دیگران نسبت به رعایتِ آداب شرعِ مقدس و اجتنابِ از محرمات ، ترک مکروهات و حتی پرهیز از شبهات ، التزام عملی داشته باشند . این مسئله به قدری حائز اهمیت است که علمای سلوک ، ترک ادب را نشانه ی عدم صلاحیت مُراد برای تصدی هدایتِ سالکانِ طریق می دانند .

بعنوان نمونه :

✔️ عطار نیشابوری در کتاب تذکرة الاولیاء و احوال بایزید بسطامی می گوید :

نقل است که بایزید بسطامی را نشان دادند که در فلان جا ، یکی از اکابر بزرگ صوفیه زندگی می کند .  بایزید از  راه دور به دیدن او رفت . چون نزدیک او رسید ، آن پیر را دید که آبِ دهان سوی قبله انداخت . در حال ، بایزید بازگشت و گفت : اگر او را در طریقت ، منزلتی بود ، کاری مخالفِ شریعت از او سر نمی زد .

 👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 در نقل دیگر اینگونه آمده که بایزید گفت :

چون آن شیخ آب دهان به صحنِ مسجد انداخت ، بخاطر این ترکِ ادب ، او را مُهتدی و شایسته پیروی نیافتم .

✔️ دلبستگی اغلب اکابر عرفان و تصوف به استعمال دخانیات و مشتقات آن به قدری است که یکی از اکابر عرفای معاصر ( که به دلایلی از بردن نام ایشان معذوریم ) می گوید :

👈 خداوندا از دنیای من به جز این قلیان و سیگار ، هر چه را می خواهی بگیر .😳👉 و همیچنین مدعی شده که در عالم مکاشفه ، ضرر استعمال دخانیات را از او برداشته اند .


نتیجه و جمع بندی :

✔️ استعمال دخانیات و مشتقات آن از نظر اغلب فقهای عظام ، حرام و حتی برخی از عرفای معاصر مانند : علامه طهرانی نیز استعمال دخانیات را حرام می داند . لیکن مشایخ عرفان و تصوف در این زمینه عملاً دچار رفتاری متناقض و پارادوکسیکال نسبت به قاعده ی ( حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَیِّئَاتُ الْمُقَرَّبِین ) گردیده اند . آنان مدعی هستند که بسیاری از امور مباح و یا شبهه انگیز را که برای عوام و حتی ابرار ، جایز است ، برای آنها بخاطر مقام شامخ عرفانی که دارند ، حکم گناه و سیّئه را دارد .

👈اما وقتی پای دخانیات به میان می آید به یکباره قاعده مزبور برای آنها حکم ثانویه یافته و استعمال دخانیات که برای عوام ، حکم سیّئه و یا شبهه ناک را داشت ، برای آنها حُکمِ ( حَسَناتُ الْمُقَرَّبِین ) را پیدا می کند و این خود از عجایبِ عرفان و تصوف می باشد .

✔️ بی چاره مریدانی که در این فضای وهم آلود و دوانگیز خانقاه ، دلخوش به شنیدن تُرَّهاتِ مشایخ خود نشسته و لابد از کیمیای نظر چنین اشخاصی ، توقعِ نشستن همای سعادت بر بامِ خویش را در سر می پرورانند .

✔️افسوس که عده ای با هدفِ جذب جوانان پاک طینت و دوستدار معنویت ، اقدام به ترویج کراماتِ ساختگی اکابر تصوف می نمایند و آنان را تابوئی دست نیافتنی و غیر قابلِ نقد معرفی نموده و اینگونه القاء می کنند که در مقابلِ آنها چاره ای جز تسلیم محض بودن ، وجود ندارد .

    قربانِ جهانی كه در آن جنگ نباشد
    پيوسته به پا خار و به سر ، سنگ نباشد

    باهم نه ستيزند سپيدان و سياهان
    دعوا سَرِ نام و نَسَب و  رنگ نباشد

     در باغِ وفا ، مرغِ بد آواز نيابيم
     در بزمِ صفا ، سازِ بد آهنگ نباشد

    ایام به دستِ دو سه گمراه نیفتد
    از دستِ دلی سنگ ، دلی تنگ نباشد


🔘برگرفته از دروس نقد تصوف سید رضا نوعی ( حکیم )


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 35

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 277
  • کل نظرات : 76
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 13
  • آی پی امروز : 93
  • آی پی دیروز : 99
  • بازدید امروز : 332
  • باردید دیروز : 1,772
  • گوگل امروز : 48
  • گوگل دیروز : 64
  • بازدید هفته : 8,219
  • بازدید ماه : 32,929
  • بازدید سال : 342,327
  • بازدید کلی : 878,459