loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی


✍️یکی از مهمترین چالش های مکتب ابن عربی ، انحرافات فکری ، تناقض گویی و رطب و یابس بافتن های او درباره مهدی موعود (عج) و ختم ولایت و از سوی دیگر برخورد دوگانه پیروان او با این موضوع می باشد .

🔘 عده ای از بزرگان عرصه عرفان و مروجانِ اندیشه های محی الدین عربی همانند : سید حیدر آملی از متقدمین و سید جلال الدین آشتیانی نیز از متأخیرین ، افکار وی را در مسئله مهدویت و ختم ولایت ، به شدت مورد نقد قرار داده و رویکرد ابن عربی را مغایر با آموزه های مکتب تشیع می دانند .

 🔘در مقابلِ گروهِ اول ، می توان از قلیل افرادی مانند آقای محمد حسن وکیلی نام برد که در کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( ص 196 ) ، دیدگاه انحرافی ابن عربی را درباره مهدی موعود (عج) ، نگاهی شیعی پنداشته و با کمال تعجب می گوید :


  ( ... چهره و قالب مهدویت در شیعه اینگونه است که جناب ابن عربی توصیف نموده است ... ) 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑در این مقاله که چهارمین نقد نگارنده بر کتاب (محی الدین عربی شیعه خالص) می باشد ، ضمن واکاوی و تحلیل انتقادی از آراء و نظرات ابن عربی در موضوع مهدویت و ختم ولایت ، خلاف واقع بودن نظریه آقای وکیلی را در این باره مشخص خواهیم نمود .

🔴مهترین آراء انحرافی ابن عربی درباره مهدی موعود (عج) و نیز خاتم الولایه به شرح ذیل می باشد :

1️⃣ - محی الدین عربی برخلاف اجماع شیعه و اهل سنت ، مدعی است که هنگام نزول حضرت عیسی (ع) ، مهدی موعود (عج) در نماز به مسیح اقتدا می کند . حال آنکه شیعه و سنی متفقاً براین باورند که حضرت عیسی در نماز به حضرت مهدی (عج) اقتدا می کند .

       او در فتوحات مکیه ( ج 6 ص 51 ) و ( ج 3 ص 327) می گوید :

( ... ينزل عليه عيسى ابن مريم بالمنارة البيضاء بشرقي دمشق بين مهرودتين متكئا على ملكين ملك عن يمينه و ملك عن يساره يقطر رأسه ماء مثل الجمان يتحدر كأنما خرج من ديماس و الناس في صلاة العصر فيتنحى له الإمام من مقامه فيتقدم فيصلي بالناس يؤم الناس بسنة محمد ص يكسر الصليب و يقتل الخنزير و يقبض اللّٰه المهدي إليه طاهرا مطهرا ...)

یعنی : عیسی بن مریم(ع) در هنگام نماز عصر فرود می آید ، امام ( مهدی موعود ) از مقام امامتِ خود در نماز براي عیسی کناره می گیرد و به عیسی اقتدا می کند و عیسی نیز بعنوان امام جماعت با مردم نماز می خواند و به سنت حضرت محمد(ص) بر مردم امامت می کند... و خدا مهدي(عج) را به سوي خود پاك و پاکیزه قبض روح می کند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید. 👉

تبصره :

نظر ابن عربی درباره اقتدای مهدی موعود (عج) در نماز به عیسی (ع) ، نه تنها در تضاد با مبانی مسلمِ مکتبِ تشیع می باشد بلکه مغایر با دیدگاه علمای اهل سنت نیز هست ، و از آنجا که نظر شیعه در این زمینه اظهر من الشمس می باشد لذا بمنظور اجتناب از اطاله کلام ، در این خصوص فقط به ذکرِ دو حدیث از رسول اکرم (ص ) و امام باقر (ع) بسنده نموده و سپس چند نمونه از آراء علمای مشهور اهل سنت را نقل می نمائیم :

🔵علامه مجلسی (ره ) در بحارالانوار ( ج 14 ص 348 و 349 ) روایت نموده :

🔘عن النبي (ص) قال : من ذريتي المهدي إذا خرج نزل عيسى بن مريم لنصرته فقدمه و صلى خلفه.

پیامبر (ص) فرمودند : مهدی از ذریه ی من است و هنگامیکه خروج نماید عیسی بن مریم برای یاری نمودن او نازل می گردد و در در نماز به مهدی اقتدا می کند .

🔘 أبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: يَا خَيْثَمَةُ سَيَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ لاَ يَعْرِفُونَ اَللَّهَ مَا هُوَ وَ اَلتَّوْحِيدَ حَتَّى يَكُونَ خُرُوجُ اَلدَّجَّالِ وَ حَتَّى يَنْزِلَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنَ اَلسَّمَاءِ وَ يَقْتُلَ اَللَّهُ اَلدَّجَّالَ عَلَى يَدَيْهِ وَ يُصَلِّيَ بِهِمْ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ أَلاَ تَرَى أَنَّ عِيسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ يُصَلِّي خَلْفَنَا وَ هُوَ نَبِيٌّ إِلاَّ وَ نَحْنُ أَفْضَلُ مِنْهُ .

امام باقر (ع) فرمودند : ای خیثمه  زمانی بر مردم فرا خواهد آمد که نمی دانند خدا و توحید چیست؛ تا این که دجال خروج کند و عیسی بن مریم(ع) نزول نماید و خداوند دجال را به دستان وی بکشد و مردی از بین ما اهل بیت بر آنان نماز گزارد. آیا نمی بینی عیسی بن مریم(ع) با این که پیامبر است، پشت سر ما اهل بیت نماز می خواند. پس ما اهل بیت افضل از او هستیم.

👈برای مشاهده ( اینجا
) و ( اینجاکلیک کنید .👉


🔵نظرات علمای اهل سنت درباره اقتدای عیسی در نماز به مهدی موعود (عج) :

(1) - سیوطی که از علما و محدثان برجسته اهل سنت است در کتاب الحاوی للفتاوی ( ج 2 ص202) می گوید :

          إِنَّ صَلَاةَ عِيسَى خَلْفَ المهدي ثَابِتَةٌ فِي عِدَّةِ أَحَادِيثَ صَحِيحَةٍ بِأَخْبَارِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ .

یعنی : بدرستکه نماز خواندن عیسی (ع) پشت سرِ مهدی (ع) با تعداد زیادی از اخبار صحیح منقول از رسول اکرم (ص) برای ما ثابت گردیده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - ابن حجر عسقلانی که از بزرگترین محدثان و علمای مشهور اهل سنت می باشد در کتاب فتح الباری که شرح صحیح بخاری است ( ج 6 ص 494 ) می گوید :

                     تَوَاتَرَتِ الْأَخْبَارُ بِأَنَّ الْمَهْدِيَّ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ أَنَّ عِيسَى يُصَلِّي خَلْفَهُ

  یعنی : اخبار متواتر حاکیست که مهدی (ع) از این امت است و عیسی (ع) پشت سر او نماز می خواند .

  همچنین در ادامه می گوید :

(... فِي صَلَاةِ عِيسَى خَلْفَ رَجُلٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ .... دَلَالَةٌ لِلصَّحِيحِ مِنَ الْأَقْوَالِ أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو عَنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ وَاللَّهُ أعلم ... )

یعنی : در نماز خواندن عیسی پشت سر مردی از این امت ( مهدی ) دلالت صحیحی است بر اینکه هیچ گاه زمین از حجت خدا خالی نیست .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(3) - ابوالحسن آبری سجستانی نیز که از محدثان و علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب مناقب شافعی ( ج 1 ص 95) می گوید :

قد تواترت الأخبار واستفاضت [بكثرة رواتها عن المصطفى صلى الله عليه وسلم -يعني] في المهدي- وأنه من أهل بيت النبي صلى الله عليه وسلم , وأنه يملك سبع سنين, ويملأ الأرض عدلاً وأنه يخرج مع عيسى بن مريم, ويساعده في قتل الدجال بباب لد بأرض فلسطين, 👈وأنه يؤم هذه الأمة و عيسى -صلى الله عليه- يصلي خلفه .👉

«قطعا احادیث مربوط به حضرت مهدی (علیه‌السّلام) متواتر و مستفیض است و این بخاطر راویان فراوانی است که این احادیث را از حضرت محمد (ص) نقل کرده‌اند. این احادیث متواتر و مستفیض درباره این است که حضرت مهدی (علیه‌السّلام) از اهل بیت پیامبر (ص) است و حکومت آن حضرت هفت سال است و آن حضرت زمین را پُر از عدالت می‌کند و حضرت عیسی بن مریم برای کمک به حضرت مهدی (علیه‌السّلام) و از بین بردن دجّال خروج می‌کند و حضرت مهدی (علیه‌السّلام) امامت می‌کند و حضرت عیسی پشت سر ایشان نماز می خواند »

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2️⃣ - محی الدین عربی ، مقام عیسی (ع) را برتر از حضرت مهدی (ع) می داند :

    ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 1 ص 281 )  می گوید :

و للولاية المحمدية المخصوصة بهذا الشرع المنزل على محمد صلى اللّٰه عليه و سلم ختم خاص 👈هو في الرتبة دون عيسى عليه السلام لكونه رسولا👉

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

این در حالی است که مطابق عقیده ی شیعه ، مقام امام مهدی (ع) افضل از همه ی انبیاء و رسولان اولوالعزم ( بجز پیامبر صل الله علیه و اله ) می باشد . در حدیثی قبلا از امام باقر (ع) نقل کردیم ایشان نماز خواندن عیسی پشت سر امام مهدی (ع) را دلیل بر افضلیت مقام امام علیه السلام نسبت به عیسی (ع) و انبیاء اوالعزم (ع) می داند .

(1) - علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ( ج 44 ص 226 ) می فرماید :

                فإن أئمتنا صلوات الله علیهم أشرف من أولی العزم ، فکیف من غیرهم

یعنی : بدرستیکه مقام ائمه ی ما ( صلوات الله علیم ) برتر است از مقام انبیاء اولو العزم (ع) تا چه رسد به غیر ایشان ( از انبیاء ) .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم ( ص 907 و 908 ) در افضلیت مقام مهدی (ع) نسبت به عیسی (ع) می گوید :

(( بنابر اصول امامیه « رضی الله تعالی عنهم » ، خلفای خاتم انبیاء و وارثان علم او « ائمه إثنی عشر » افضل از انبیاء اولوالعزم می باشند .... شیعه معتقد است که ائمه افضل از انبیاء اولوالعزم اند ، علت برتری آنها همانا سعه ی دایره ولایت آنها است ، هر پیغمبری برتر از اولیاء تابع خود می باشد حتی محققان از عرفای اهل سنت نیز اولیاء محمدیین « عترت » را افضل از انبیاء صاحب شریعت می دانند . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


(3) - مقدسی شافعی که از علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب عِقدُالدُّرر فی اخبار المنتظر ( ص 222) از ابن سیرین اینگونه نقل می کند :

      ( و عن محمدبن سیرین قیل له : المهدی خیر او أبوبکر و عمر رضی الله عنهما ؟ قال : هو خیرٌ منهما و یعدل بنبی )

به ابن سیرین گفته شد حضرت مهدی عجل الله تعالي فرجه الشريف برتر است یا ابوبکر و عمر ؟ گفت : مهدی برتر از آن دو و هم رتبه و معادل یک پیامبر است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️مولانا محمد ظفر اقبال که از علمای اهل سنت است در کتاب اعتقاد به امام مهدی در اسلام ( ص 53) در توضیح روایت منقول از ابن سیرین می گوید :

( ملاعلی قاری معتقد است که بر افضلیت امام مهدی « رضی الله عنه » این امر نیز دلالت دارد که حضرت پیامبر « ص » او را خلیفة الله لقب داده است در حالی که به حضرت ابوبکر صدیق « رضی الله عنه » خلیفه ی رسول گفته می شود . )

✔️مولانا محمد ظفر اقبال در ادامه می گوید : ( اما این سخن علامه ابن سیرین که مهدی همه رتبه پیامبر است ، مراد از این سخن آن است که چون عیسی پشت سر وی نماز اقتداء می کند ، قطعا امامِ نماز ، بر مُقتدی برتری دارد ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

توضیح اینکه :

الف ) در عبارات فوق ، دو ملاک برای افضلیت حضرت مهدی (علیه السلام) مطرح است : اولاً خلیفة الله بودن ایشان و ثانیاً برتری امام بر مقتدی که اقتدای عیسی در نماز به آن حضرت به آن دلالت دارد .

ب ) علاوه بر موارد مزبور ، این عالمان اهل سنت ، مقام مهدی موعود (ع) را از ابوبکر و عمر نیز بالاتر و او را هم رتبه ی یک پیامبر می دانند . در حالیکه ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 2 ص 25 ) ، ابوبکر را هم رتبه و مساوی با پیامبر (ص) دانسته و می گوید :

( فليس بين أبي بكر و رسول اللّٰه صلى اللّٰه عليه و سلم رجل لأنه صاحب صديقية و صاحب سر فهو من كونه صاحب سر بين الصديقية و نبوة التشريع و يشارك فيه فلا يفضل عليه من يشاركه فيه بل هو مساو له في حقيقته فافهم ذلك )😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ج ) از مقایسه اجمالی نظرات این عالمان اهل سنت با ابن عربی کاملا مشخص می گردد که دیدگاه او چقدر با مبانی اهل سنت فاصله دارد ، اینها می گویند : مهدی هم رتبه پیامبر و مقتدای عیسی است ، ابن عربی می گوید : مقام ابوبکر هم رتبه پیامبر و مقام مهدی از عیسی نیز پائین تر است و قس علیهذا سایر آراء او در مسئله مهدویت را که در ادامه اشاره خواهیم نمود .

3️⃣ - محی الدین عربی در فتوحات مکیه ( ج 6 ص 51 ) و ( ج 3 ص 327 ) ، حضرت مهدی (ع) را فقط از لحاظ خَلقی شبیه به پیامبر (ص) می داند و می گوید :

( يشبه رسول اللّٰه ص في خَلقه بفتح الخاء و ينزل عنه في الخُلق بضم الخاء لأنه لا يكون أحد مثل رسول اللّٰه ص في أخلاقه و اللّٰه يقول فيه وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ )

یعنی : مهدی فقط از لحاظ خَلقی و شکل و قیافه ی ظاهری شبیه پیامبر (ص) است نه از لحاظ خُلقی و اخلاقی ... 😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 الف ) سخن ابن عربی مغایر با آموزه های مکتب تشیع است زیرا در روایات متواتر و صحیح وارده ، حضرت مهدی (عج) اَشبَههُ النّاس برسول الله خَلقاً و خُلقاً معرفی گردیده :
 
✔️بعنوان نمونه : علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ( ج 51 ص 71 و 72 ) روایت کرده :

🔘قالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : اَلْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي اِسْمُهُ اِسْمِي وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتِي أَشْبَهُ اَلنَّاسِ بِي خَلْقاً وَ خُلْقاً تَكُونُ لَهُ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَةٌ حَتَّى يَضِلَّ اَلْخَلْقُ عَنْ أَدْيَانِهِمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ يُقْبِلُ كَالشِّهَابِ اَلثَّاقِبِ فَيَمْلَؤُهَا عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) ابراهیم حمویی جوینی نیز که از علمای اهل سنت (۶۴۴-۷۳۰) می باشد در کتاب فَرائدُ السِّمْطَیْن ( ج 2 ص 335) از رسول اکرم (ص) روایت نموده که ایشان فرمودند : مهدی خَلقاً و خُلقاً شبیه ترین مردم به ایشان است :

🔘قال رسول اللّه (ص) :

( المهديّ من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي أشبه الناس بي خَلقاً و خُلقاً ، تكون له غيبة ... يملؤها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما. )

✔️قندوزی حنفی ، عالم دیگر اهل سنت در کتاب یَنابیعُ المَوَدّة ( ج 3 ص 397 ) و در مختصر ینابع الموده ( ص 274 ) حدیث المهدی هو أشبه الناس بي خَلقاً و خُلقاً را از رسول اکرم (ص) و از طریق دیگر نقل نموده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


ج ) علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه قیصری ( ص 915 و 922) در رد سخن ابن عربی می گوید :

  ( در پاره ای از روایت تصریح شده است که مهدی علیه السلام « کان اشبه الناس برسول الله خَلقاً و خُلقاً و منطقاً ... » )

      ( مهدی موعود ، اَشبَهُ النّاس بحضرت رسول از حیثِ خَلق و خُلق است )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️همانطوریکه ملاحظه می فرمائید : در اینجا نیز سخن ابن عربی ، نه تنها مخالف با مبانی شیعه می باشد بلکه مغایر با روایات وارده از طریق اهل سنت نیز هست .

4️⃣ - ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 3 ص 76 ) و (ج 2 ص 50) خاتم ولایت مطلقه را عیسی (ع) و خودش را ختم اولیاء مقیده می داند :

او می گوید : و ما هو بالمهدي المسمى المعروف المنتظر فإن ذلك من سلالته و عترته و الختم ليس من سلالته الحسية و لكنه من سلالة أعراقه و أخلاقه

یعنی : مهدی از سلاله ی حسی و نسلِ پیامبر (ص) می باشد لذا نمی تواند خاتم الولایه مطلقه باشد زیرا خاتم الاولیاء مطلقه از سلاله حسی پیامبر (ص) نیست . 😳

✔️نامبرده در فتوحات مکیه (ج 1 ص 244 ) خودش را ختم اولیاء مقیده دانسته و می گوید :

       أنا ختم الولایه دون شک ( بدون شک من خاتم الاولیاء هستم )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

(1) - علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه قیصری ( ص915 و 922 ) در نقد و رد ادعای ابن عربی می گوید :

🔘ابن عربی در فتوحات گفته : در آخر الزمان حضرت عیسی نازل می شود و ولایت به او ختم می گردد و خاتم ولایت مطلقه مهدی نیست ( و ما هو بالمهدي .... ) در حالتی که بعد از رحلت خاتم الانبیاء (ص) دوره نبوت پایان می پذیرد و نوبت ظهور اولیاء می رسد بخاتم اولیاء دوره ی ولایت بکمال می رسد ... حضرت عیسی چون از ارثِ مهدی و ولایتِ مختص به حقیقتِ محمدیه که مظهریتِ تجلی ذاتی و مظهریتِ اسم اعظم است ، حظّی ندارد ، فلذا نمی تواند خاتم ولایت محمدیه ، ( چه خاصه ، چه عامه و چه مطلقه ) باشد .

 ✔️او در همان کتاب ( ص920 و 921) ادعای ختم اولیاء بودنِ ابن عربی را رد کرده می گوید :

( عجب از شیخ جندی و شیخ قیصری است که ابن عربی را خاتم ولایت مطلقه محمدیه دانسته اند و خاتم اولیاء در فص شیثی را حمل بر شخص ابن عربی کردنده اند نعوذ بالله من الحماقة البالغة حدّ الغوایة ) .

( محی الدین خود را خاتم ولایت مقیده می داند که اشتباه کرده زیرا کسی که بدین مقام رسیده باشد می بایست به مقام عصمت نائل گردد و سهو و نسیان و خطاء در بیان حقایق ننماید حال آنکه ابن عربی کلمات متناقض زیاد از او صادر شده ، بلکه آنچان دچار هفواتی شده که ذکر آن هفوات و تناقض گویی ها در این رساله موجب هتک مقام علمی و مرتبه کشفی او می گردد مانند اباطیلی که درباره مقام قطبیت متوکل و غیره گفته ... )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - سید حیدر آملی که از اکابر عرفای شیعه و از پیروان و مروجان مکتب ابن عربی است در کتاب المقدمات من نص النصوص ( ص 182 ) می گوید :

و ذهب الشیخ ابن العربی الی 👈 انّ خاتم الأولیاء مطلقاً هو عیسی بن مریم علیه السلام، و خاتم الأولیاء مقیّدا هو نفسه. 👉و قد وجدنا هذا القول و الرأی، به‌ اتفاق اکثر المشایخ و العلماء –  بعد الأنبیاء و الأولیاء – انّه خلاف العقل و النقل و الکشف.

یعنی : محیی الدین عربی اعتقاد دارد که حضرت عیسی بن مریم علیه السلام خاتم الاولیاء مطلقه است و خودش را خاتم الاولیاء مقید می‌داند . که ما و مشهور مشایخ و علماء بعد از پیامبران و اولیاء این سخن ابن عربی را مخالف عقل و نقل و کشف می دانیم .

✔️سید حیدر آملی ، این بی ادبی و گستاخی محی الدین عربی را برنتابیده و مردانه و غیورانه خطاب به او می گوید :
 
           ( لیکون حاله فی ذلک کحال من قال یداک أوکتا و فُوک نَفَخَ )  

یعنی :👈 خیلی دستت را بالا گرفته و حرف بزرگتر از دهانت زده ای .👉


✔️ایشان در ادامه می گوید : الکمّل ایضاً ذهبوا الی انّ خاتم الأولیاء مطلقاً هو علیّ بن ابی طالب علیه السلام، و خاتم الأولیاء مقیّدا هو المهدی علیه السلام الذی هو سبطه و ذریته من اهل بیته.

یعنی : کملین معتقدند که علی بن ابیطالب علیه السلام خاتم الاولیاء مطلق است و حضرت مهدی علیه السلام خاتم الاولیاء مقید و از اهل بیت و نیز فرزندان امام علی (علیه السلام] می باشد .

📚( المقدمات من نص النصوص ص 182)

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


🛑ابن عربی بخاطر اینکه ولایت را از محوریتِ اهلِ بیت (ع) خارج کند ، خاتم الاولیاء بودنِ عیسی را مطرح نموده ⁉️😳🔥

علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه فصوص ( ص 916 ) پرده از حقیقتی بزرگ و در عین حال تأسف باری که حاکی از مظلومیتِ اهل بیت (ع) است ، برداشته و می گوید :

(( علمای اهل سنت و از جمله عرفای آنها ( مانند ابن عربی ) همواره سعی داشته اند که در مقابل اهل بیت عصمت و طهارت ، یکی را بتراشند . حال فرقی نمی کند آن شخص حسن بصری باشد یا یکی دیگر از ذوی الاذناب ، وجود ولی مطلق بعد از پیغمبر (ص) از مسلمات است . اما در مسلک عرفان این همه رطب یابس بافتن راجع به عیسی (ع) برای آن است که خلافت مطلقه را از ائمه (ع) بگیرند . وگرنه عیسی دوران نبوتش تمام شد و رفت به عالم دیگر ، والسلام . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

5️⃣ - محی الدین عربی در فتوحات مکیه (ج 6 ص 54 ) و ( ج 3 ص 329  ) خاتم ولایت محمدیه را برادر قرآن و مهدی(ع) را برادر شمشیر خوانده و می گوید :

( و أما ختم الولایه المحمدیه فهو أعلم الخلق بالله لا یکون فی زمانه ولا بعد زمانه أعلم بالله وبمواقع الحکم منه فهو والقرآن إخوان کما أن المهدی والسیف إخوان . )

یعنی : و اما ختم کننده ولایت محمدی (خاتم الاولیاء) داناترین مردم به خداست و احدی نه در زمان او و نه بعد از او داناتر از او به خداوند و جایگاه احکام الهی نخواهد بود. و خاتم الاولیاء برادر قرآن است و مهدی و شمشیر نیز با هم برادرند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

توضیح اینکه :

✔️محی الدین عربی در عبارات فوق بین خاتم اولیاء و مهدی (عج) ، صراحتاً قائل به تقابل گردیده و آن دو را ، دو شخصِ متمایز معرفی کرده و تصریح می کند : ( خاتم الاولیاء برادر قرآن است ، اما مهدی (عج) و شمشیر با هم برادرند . ) 😳

✔️قبلا متذکر شدیم که ابن عربی ، عیسی (ع) را خاتم الاولیاء مطلقه و خودش را خاتم الاولیاء مقیده می داند . در نتیجه ، خودش را اولاً خاتم اولیاء محمدیه و ثانیاً عالم ترین فرد در این امت و برادر قرآن می داند که در مقابل او تنها ویژه گی که حضرت مهدی (ع) دارد ، برادر شمشیر بودنِ او است . ( معاذالله )😳🔥

🛑تذکر :

1- دأب آقای وکیلی و اغلب پیروان مکتب ابن عربی آن است که نقدهایی که از سوی مراجع عظام و سایر مخالفین تصوف به آنها وارد می گردد را افتای بغیر علم ، قلمداد نمایند . لذا در این مقاله تعمداً نقدهای سید حیدر آملی و علامه سید جلال الدین آشتیانی را آوردیم تا بنحوی ، قافیه را بر بهانه جویی نامبردگان تنگ تر نمائیم .

2- لازم بذکر است که تسلط علامه سید جلال الدین آشتیانی به مبانی عرفان نظری و علوم عقلی آنچنان است که او را ملاصدرای زمان ، لقب داده اند و سید حیدر آملی نیز توسط آقای وکیلی در کتاب شهید عارف از مقام شامخ او در راستای ترویجِ مبانی مکتبِ ابن عربی تجلیل نموده و او را از قول برخی اعاظم ، ( زین العابدین ثانی ) لقب داده است .


🔴نتیجه :

با توجه به مستندات مطروحه فوق در این مقاله ، مشخص گردید که برخلافِ ادعای آقای محمد حسن وکیلی که می گوید : ( چهره و قالب مهدویت در شیعه اینگونه است که جناب ابن عربی توصیف نموده است ) ، آراء و نظریات ابن عربی در مسئله مهدویت و نیز موضوع خاتم الاولیاء ، نه تنها در تضاد با آموزه های مکتبِ حقه تشیع است بلکه مغایر با مبانی اهل سنت نیز می باشد.

👈جمله مزبور آقای وکیلی را تنها می توان بعنوان یکی از شیطحیاتِ عارفانه تلقی نمود ، وگرنه چگونه می توان قبول کرد که چهره و قالبِ مهدویت در شیعه با افکار انحرافی ابن عربی ، یکی باشد .⁉️ 😳

stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف حوزوی سید رضا نوعی ( حکیم )sticker

 

🛑برای مطالعه مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص (بخش سوم ) ( اینجا ) کلیک کنید .

    برای مطالعه مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( بخش دوم ) ( اینجا ) کلیک کنید .

    برای مطالعه مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( بخش یکم ) ( اینجا ) کلیک کنید .


امضاي حکيم

🔴مراسم دیگ جوش یا آبگوشتِ عارفانه ( بخش یکم )

✍️یکی از بدعت های متصوفه ، انجام مراسم دیگ جوش است که از دیرباز تاکنون بین اغلبِ فِرَقِ دراویش ( مولویه ، خاکساریه ، گنابادیه  ، اهل حق و ... ) بعنوان یکی از آدابِ خانقاه ، مرسوم می باشد .

🔴مناسبت و کیفیت تهیه دیگ جوش :

دیگ جوش معمولا در مواقعی که مُریدی جدید به جمع صوفیان پذیرفته شود و یا سالِکی ارتقاء رتبه ( به مقام شیخی و قطبیت ) یابد و نیز بعنوان نذر سلامتی قطب و یا حاجت روائی مرید و امثال آن ، تهیه می گردد و کیفیت آن بدین نحو است که گوسفندی را ذبح و گوشت آن را بدون این که استخوان هایش شکسته و یا مفاصل آن جدا شود ، درون دیگ بزرگی می پزند و پس از اینکه مورد قبول قطب قرار گرفت ، آبگوشتی طبخ و از مریدان در خانقاه پذیرایی می گردد .

🔴شعر در توصفِ دیگ جوشِ خانقاه ( آبگوشتِ عارفان ) :

مراسم دیگ جوش و غذای آبگوشت آنقدر برای صوفیان ارزشمند است که در وصف آن شعرها نیز سروده اند ، از جمله :

      آن عقب آتش به سانِ تَلِّ گُل

                       دیگ جوشِ شمسِ حق درقُلّ و قُلّ

     آبش از طبعِ روانِ مولوی

                          گوشت از عرفانِ شـمسِ معنوی

     غلغل از چنگ و چَغورِ لولیان

                       جوشش از رقص و سَماعِ صوفیان

     سبزه اش از خطِّ سبزِ شاهدان

                            دَم در  او  داده  ، دعای زاهدان

     ادویه در وی نظامی بیخته

                         مِلحش از تک بـیتِ صائب ریخـته

     شیخ ، آلو از بخارا داده است

                          لیمویـش ملای صدرا داده است

     سوزِ عشتش ، پُخته و پرداخته

                     کاسه اش از چشمِ عاشق ساخته

     سُفره را شیخِ شبستر ، میزبان

                         گُلشنِ رازش دعای سُفره خوان


🔴ریشه و منشاء دیگ جوش :

دربارۀ چگونگی رواج دیگ‌ جوش نقل می‌کنند که در شبی که پیامبر اکرم (ص) به معراج رفت ، آدم ، نوح ، ابراهیم ، اسماعیل ، خضر ، الیاس ، عیسى ، هاجر ، مریم و حوا (ع) نیز حضور داشتند . جبرئیلِ امین از آهوانِ بهشتی ،گوشت آماده ساخت ، اسرافیل از درخت طوبى هیزم تهیه کرد ، عزرائیل از دوزخ آتش ، و علی (ع) نیز از حوض کوثر آب آوردند و همگی غذایی (آبگوشت) طبخ نمودند و رسول خدا (ص) را مهمان کردند . از آن روز ، رسم دیگ‌ جوش برقرار گردید .

📚( کتاب خاکسار و اهل حق تالیف مدرسی چهار دهی ، ص 113 )

تبصره :

1) - اقطابِ صوفیه با جعلِ حدیث فوق ، قصد دارند برای مراسم دیگ جوش ( طبخ آبگوشت ) در خانقاه ، مستند شرعی نیز دست و پا نمایند . حال آنکه حدیث فوق علاوه بر اینکه از اساس جعلی و ساختگی است ، از لحاظ متن نیز حماقت و بی سوادی جاعلین آن را به منصه ظهور می گذارد . اینکه بگویند در معراج آبگوشتی برای پیامبر (ص) طبخ شده که گوشت آن از آهوان بهشتی و هیزمش از شاخه طوبی و آتش آن از دوزخ و آب آن از حوض کوثر تهیه شده ، آنقدر مزخرف و مسخره است که فقط درباره ی آن می توان گفت ، هر کس چنین پنداری داشته باشد ( بر عقلِ او بخندد از مرغ تا به ماهی ) 😁

2) - در برخی از خانقاه ها آبگوشتِ مزبور را با حشیش و بَنگ و یا ترکیباتِ آمفتامین آغشته می کنند تا مریدانِ بی چاره ، نشئه ی حاصله از آن را از تأثیرات معنوی حضور در خانقاه و فیوضاتِ عرشی قُطبِ فرقه ، تصور نمایند .


🔴دیگ جوش و آبگوشت در فرقه لاله زاری :

در فرقه ی لاله زاری ، نه از مراسمِ دیگ جوش به آن شکلِ مخصوصِ خانقاهی خبری است و نه از آلودگی هایی که در بالا بدان اشاره رفت ، لیکن سنّتِ طبخِ آبگوشت به گونه ای دیگر مرسوم است که آن را نیز به شرح ذیل مورد واکاوی ، نقد و بررسی قرار می دهیم :

🔴مرحوم سید هاشم حداد که از مشایخ فرقه لاله زاری می باشد ، برای طبخ آبگوشت ، روشی منحصر به فرد دارد که نوه ی ایشان آقای  سيد علي موسوی حداد در کتاب ( عارف فی الرحاب القدسیه ، ص 216 ) آن را اینگونه گزارش نموده است :

  ( مَن قَرَأ علی کُلِّ حُمُّصَةٍ سورةَ التَّوحید وَ نفخَ فِیها ، ثُمَّ جمع الحُمُّص وَ طبخه مَعَ ماء اللَّحم ، فَإنَّه جیَّدٌ وَ مُفیدٌ )

یعنی : هر کس بر هر نخود ( بطور مجزا ) یک مرتبه سوره توحید بخواند و در آن بدَمَد ، سپس نخودها را جمع کرده و با آبگوشت طبخ نماید ، ( در سلوک الی الله ) بسیار مفید و خوب است . 🔥🍯

✔️ حاج محمد علی خلف زاده طائی که از مریدانِ برجسته مرحوم حداد است ، فیوضاتِ عرشی آبگوشت مزبور و اثراتِ شگرفِ آن را اینگونه توضیح داده است :

( کُنّا نَفعل بِهذه الطَّریقة ، فبعد أکل ماء اللَّحم نَحُسُّ بانزارع شجرة التوحید فینا ، و نحسُّ أیضاً بخفَّة بدنٍ وَ إشتیاقٍ کاملٍ وَ التَّفَرٌّغ لذکر الله وَ التَّبَتُّل له)

یعنی : ما بارها به این طریقه عمل می کردیم و بعد از خوردنِ آبگوشتِ موصوف ، با کمال شگفتی احساس می کردیم درختِ توحید در نهادِ ما به ثمر نشسته و در بدنِ خود ، احساس سَبُکی می نموده و در قلبمان نیز احساسِ آرامش و اشتیاقِ زائدالوصفی نسبت به ذکر و انقطاع الی الله ، ایجاد می گردید . 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

روش فوق در طبخ آبگوشت ، هیچگونه مستند شرعی ندارد . ضمنا خواصی که برای آن ذکر شده نیز صرفاً ادعایی بیش نیست ، چگونه می توان باور کرد که هر کس چنین آبگوشتی میل نماید ، بی درنگ ز مُلک تا مَلکوتش حجاب بردارند ؟ !

🔴آقای محمد حسن وکیلی در وب سایت ( صبح توحید ) ، خاطره ی مرحوم علامه سید محمد حسین طهرانی را درباره طبخ آبگوشت ، اینگونه نقل قول نموده :

شاگردان مرحوم قاضی بسیار باهم همدل بودند . روزی یکی از آنها که هیچ پولی در خانه نداشت بقیه به خانه‌اش رفته بودند برای مهمانان آبگوشت گذاشته بود . آن شب برای آبگوشتِ رفقا هیزم نبود . این شخص رفت و بچه‌اش را از گهواره‌ی چوبی برداشت و گهواره را شکست و گذاشت زیر آبگوشت ؛ بدون هیچ فکر و خیالی . خب این سلوک می‌کند و پیش می‌رود ولی ما فقط خودمان را مسخره می‌کنیم .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴نقد و بررسی سخن علامه طهرانی :

 شخص مورد نظر علامه طهرانی ( که نام او را ذکر ننموده ) قطعاً در پذیرایی از میهمان ، می بایست مطابق آموزه های سنت نبوی (ص) و سیره اهل بیت (ص) از هرگونه تکلّف ، پرهیز می کرد و اینطور خود و اهل خانه اش را برای طبخ آبگوشتی که هیزم اجاقش را ندارد ، دچار رنج و عسرت نمی ساخت . آیا او نمی توانست برای پذیرایی از میهمان ، آنهم میهمانانی وارسته که یکی از ارکان پنج گانه سلوک را جوع و گرسنگی می دانند ، به جای طبخ آبگوشت ، به تهیه غذایی در حد میسور و مقدورات خویش بسنده نماید ؟

تبصره : برای روشن شدن قبح عمل شخص مزبور به دو تذکر ، اکتفاء می نمائیم :

الف ) - رفتار شخص مزبور ، قطعا تکلف آمیز بوده و مغایر با نص صریح قرآن کریم (وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ ) می باشد و از سویی دیگر بفرموده امام صادق (ع) ، شخصِ متکلّف ، خطا کار است و تکلّف ، نه از اخلاق صالحین است و نه شعار متقین :

قال الصادق عليه السّلام: المتكلّف مخطىء ... لَیْسَ فِی الْجُمْلَهًْ مِنْ أَخْلَاقِ الصَّالِحِینَ وَ لَا مِنْ شِعَارِ الْمُتَّقِینَ التَّکَلُّفِ ... قَالَ اللَّهُ عزّوجلّ لِنَبِیِّهِ (صلی الله علیه و آله) قُلْ ما أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَکَلِّفِینَ وَ قَالَ (صلی الله علیه و آله) نَحْنُ مَعَاشِرَ الْأَنْبِیَاءِ (علیهم السلام) وَ الْأَوْلِیَاءِ بَرَاءٌ مِنَ التَّکَلُّفِ فَاتَّقِ اللَّهَ وَ اسْتَقِمْ نَفْسَکَ یُغْنِکَ عَنِ التَّکَلُّفِ وَ یَطْبَعُکَ بِطِبَاعِ الْإِیمَانِ وَ لَا تَشْتَغِلْ بِطَعَامٍ آخِرُهُ الْخَلَاءُ ...

📚( سفینة البحار ج 7 ص 515 ) و ( بحارالانوار ج 70 ص 394)

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


ب ) علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ( ج 22 ص 384 ) و ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ( ج 3 ص 155 ) نقل کرده :

ابووائل می گوید : روزی با دوستم ( جناب ابوذر غفاری ) به منزل جناب سلمان فارسی رفتیم ، سلمان هنگام  پذیرایی از ما گفت : اگر نهی پیامبر (ص) از تکلّف نبود ، برای پذیرایی از شما خودم را به رنج می انداختم . آنگاه سلمان ، سفره ای انداخت و برای اطعام من و ابوذر ، مقداری نان و نمک به میان گذارد ، دوستم ( ابوذر ) با مشاهده این وضع ، گفت :

( لو كان لنا في ملحنا هذا سعتر )

یعنی : ای کاش در کنار این نان و نمک ، کمی سعتر ( یک نوع سبزی خوراکی است ) نیز می بود . سلمان با شنیدن این سخن ، چون پولی نداشت ، ظرف آب ( کوزه ) را برداشت و آن را دربازار گرو گذاشت و در قبال آن مقداری سبزی تهیه و کنار سفره گذاشت . وقتی غذا تمام شد .

ابوذر گفت : (  الحمد لله الذي قنعنا بما رزقنا )

یعنی : خدا را شکر که ما به همین روزی خدا دادی قانع هستیم .

سلمان با شنیدن سخن وی ، گفت : (  لو قنعت بما رزقك لم تكن مطهرتي مرهونة )

یعنی : اگر قانع بودی ، اکنون ظرف آبِ من در گِرو نبود !

تبصره :

مطابق آنچه در بالا گفته شد ، آن شخص که علامه طهرانی از او با تجلیل یاد نموده ، اگر از تکلف پرهیز می کرد و یا او و دوستانِ عارف مآبش اهلِ قناعت بودند ، به قولِ سلمان فارسی (س ) نه کوزه ای به گِرو می رفت و نه گهواره ی آن طفلِ معصوم ، هیمه ی اجاقِ آبگوشت می گردید . 🧺🔥🍯

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴موضع گیری پارادوکسیکال و متناقض علامه طهرانی و مریدانش :

1) - از علامه طهرانی در کتاب نور مجرد ( ج 1 ، ص 696 و ص 698 ) نقل شده  :

( بنده خودم شخصا از چنگال استفاده نمى‌كنم و به كسى هم نمى‌گويم كه استفاده نكن . ولى رفقاى ما كه با ما هستند چون ديده‌اند كه ما از چنگال استفاده نمى‌كنيم ايشان نيز استفاده نمى‌كنند . اما بنده كه استفاده نمى‌كنم بدين‌جهت است كه پيغمبر خدا و أئمّه عليهم‌السّلام استفاده نمى‌كردند. )😳

 ( نعمت خدا را بين دو آهن قرار دادن و خوردن خلاف ادب است . اگر انسان از سنّت‌هاى رسول‌خدا صلّى‌اللـه عليه‌وآله‌ و سلّم دور شد ؛ روى صندلى نشست و پشت ميز غذا خورد و چنگال در دست گرفت ، آرام آرام از آن اصل و مبدأ فاصله مى‌گيرد و اين امور دست به دست هم داده او را از آن حقيقت دور ميكند . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2) - همچنین علامه طهرانی در همان کتاب نور مجرد ( ج 1 ، ص 691 و 696 و 697 ) با استناد به دو روایت ذیل ، اینگونه نتیجه می گیرد که سالک الی الله باید در مورد غذا از هرگونه روشی که تاکنون از پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) وارد نشده پرهیز و احتیاط کامل را لحاظ نماید .

الف ) ( سالك در باره غذا قاعده : خُذْ بالاِحتياطِ فى جَميعِ ما تَجِدُ إلَيهِ سَبيلاً را شعار خود سازد . )

ب ) امتناع أميرالمؤمنين عليه‌السّلام از خوردن حلوا ، علیرغم اینکه حلال بوده بخاطر آنکه حضرتش فرموده :

إنّى ذَكَرتُ أنَّ رَسولَ‌اللَـهِ صلّى‌اللـه‌عليه‌وءَاله‌وسلّم لَم يَأْكُلهُ فَكَرِهتُ أَكلَهُ

( به يادم آمد كه رسول‌خدا صلّى‌اللـه‌عليه‌وآله‌وسلّم در تمام مدّت عمرش از اين حلوا تناول ننموده بود و دوست نداشتم از حلوايى كه رسول‌خدا نخورده است بخورم ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

علامه طهرانی که تا بدان حد احتیاط می کند که استفاده از چنگال یا نشستن روی صندلی و پشت میز غذا خوردن را بخاطر آنکه احکامش را در سیره ی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) نیافته ، ترک می نماید و انجام این اعمال را موجب دور شدن از مبدأ و حقیقت می داند و همچنین شاگردانش نیز بقول وی در عدم استفاده از چنگال و غیره به ایشان تأسی می نمایند و حتی فرزند علامه ( سید محمد صادق طهرانی ) در همان کتاب نور مجرد (ج 1 ، پاورقی ص 698 ) استفاده از چنگال را تشبُّه به کُفّار می داند . 😳

✔️ اما با کمال شگفتی مشاهده می شود که آنان یک باره از این اصول ، عدول نموده و به دستورِ پُختِ آبگوشت توسط مرحوم حداد ، مقید گردیده و آن را مفتاح غیب و شهود می دانند ، در صورتیکه برای این کار هیچگونه مستند شرعی ندارند . ⁉️😳

👈 علامه طهرانی و شاگردان ایشان چگونه می توانند ثابت نمایند که مطابق مبانی خودشان ، پیامبر (ص) و یا یکی از اهل بیت (ع) ، همانند مرحوم حداد ، آبگوشت طبخ نموده و یا این روش را به دیگران توصیه فرموده باشند . ⁉️


✔️در کتاب ( عارف فی الرحاب القدسیه ) نمونه های فراوانی از این دست به چشم می خورد که در این مقاله به مناسبت موضوع و از باب مشت نمونه ی خروار ، فقط به مورد فوق ، اکتفاء نمودیم .


🔴 نقد دیگری نیز به سخن علامه طهرانی ( درباره عدم استفاده از چنگال و میز غذا خوری و تشبٌّه به کُفّار دانستن آن ) وارد است که پاسخ به آن را می توان از فرمایش رهبر فقید انقلاب (ره) استنباط نمود ،  امام خمینی (ره) در صحیفه نور ( ج 21 ص 150 و 151 ) در پاسخ به فردی که گمان کرده ( ... «رِهان» در «سَبْق» و «رِمايه» ، مختص است به تير و كمان و اسب دوانى و امثال آن ، كه در جنگهاى سابق به كار گرفته مى‌شده است و امروز هم تنها در همان موارد است و .... ) می فرماید :

( ... آن گونه كه جنابعالى از اخبار و روايات برداشت داريد ، تمدن جديد بكلى بايد از بين برود و مردم كوخ‌ نشين بوده و يا براى هميشه در صحراها زندگى نمايند . ) 👏👏

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجاکلیک کنید . 👉
sticker برگرفته از دروس آسیب شناسی تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

🔴خدای مو فرفری ابن عربی

✍️ پارادایم مکتب محی الدین عربی و شالوده ی آن بر اساس مبانی پانته ایسم ( همه خدا انگاری ) یا همان وحدت وجود بنا گردیده است که لازمه این دیدگاه ، اعتقاد به خدای نامتشخص  می باشد ، در این دیدگاه که فصل مشترک تصوف تلقی می گردد خداوند (معاذ الله) به تعداد آحاد مخلوقات ، اعم از حیوان ، انسان ، درخت و ... ظاهر می شود و او در حقیقت ، بُت عیّاری است که هر لحظه به شکلی در می آید .

 ✔️در این دیدگاه ، موجودات به منزله ی آیت و نشانه خداوند نیستند ، بلکه این خداست که به صورت و اشکال مختلف ظاهر می گردد . گاهی برای شمس تبریزی به صورت کیمیا خاتون و زمانی برای عطار نیشابوری به شکل سرباز تاتار و به گمان ابن عربی نیز همین خدا به صورتِ جوانی با موهای فرفری ظاهر می گردد .

✔️ در این مقاله به واکاوی و تحلیل انتقادی از رویکرد جسم انگارانه ابن عربی به خداوند که به منزله پاشنه آشیل مکتب تصوف نیز هست ، می پردازیم .

تذکر : نقد و بررسی اعتقاد محی الدین عربی به 👈 خدای مو فرفری 👉 ، اختصاص به مقاله حاضر داشته و تاکنون توسط سایر ناقدینِ ابن عربی مطرح نگردیده است .

🛑ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 1 ص 151 ) چهره خدا را به صورت جوانی مو فرفری دانسته و می گوید :

تطلق على الأمر و على المعلوم عند الناس و على غير ذلك ورد في الحديث إضافة الصورة إلى اللّٰه في الصحيح و غيره مثل 👈حديث عكرمة قال ع رأيت ربي في صورة شاب 👉الحديث هذا حال من النبي صلى اللّٰه عليه و سلم .

یعنی : در احادیث وارده اضافه صورت برای خدا ، امری جایز است مانند حدیث عکرمه که پیامبر (ص) فرمود : پروردگار خود را به صورت پسری جوان ( مو فرفری ) ، دیدار نموده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴حدیث عکرمه که مورد استناد ابن عربی قرار گرفته از احادیث بسیار مشهور در منابع اهل سنت می باشد که بنام راوی آن ( عِكْرِمَه ) و نیز حدیثِ ( شَابٍّ أَمْرَد ) شهرت دارد ، متن کامل آن به شرح ذیل می باشد :

عَنْ عِكْرِمَةَ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ( آله ) و سَلَّمَ : " رَأَيْتُ رَبِّي فِي صُورَةِ شَابٍّ أَمْرَدَ ، لَهُ وَفْرَةٌ جَعْدٌ قَطَطٌ، فِي رَوْضَةٍ خَضْرَاءَ "

یعنی : عکرمه از قول ابن عباس روایت نموده که پیامبر (ص ) فرمود : من خدا را به صورت پسری جوان با موهای فرفری مشاهده نمودم که داخل یک سبزه زار بود .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴بررسی آراء علمای اهل سنت در مواجه با حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) :

sticker- موافقان حدیث عکرمه از علمای اهل سنت :

الف ) ابن تیمیه که از مروجان مبانی حشویه و معتقد به تجسیم خداوند است ، طرفدار سرسخت حدیثِ عکرمه ( خدای مو فرفری ) می باشد و در کتاب بیان تلبیس الجهمیه ( ج 7 ص 290 ) به صحیح بودنِ حدیث عکرمه تصریح نموده و می گوید : ( فيقتضي أنها رؤية عين )

یعنی : پیامبر (ص) طبق حدیثِ صحیحِ مزبور ، خدای مو فرفری را با همین چشمِ ظاهری و جسمانی مشاهده نموده است . 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) ابویعلی نیز که از دکترینِ وهابیت و اهل تجسیم است ، در کتاب إبطال التأويلات ( ج 1 ص 143 ) حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) را آورده و سپس در ( ص  144 ) همان کتاب می گوید : ( من لم يؤمن بحديث عكرمة فهو زنديق )

یعنی : هر کس به حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) ایمان نداشته باشد زندیق و کافر است .


👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) مورد قبول حشویه مانند احمد بن حنبل ، ابن تیمیه ، ابن عربی و از متاخران مانند محمد بن عبدالوهاب ،  ابویعلی ، بن باز ، ابن عثیمین و ... قرار گرفته که همگی آنان ، مبانی جسم انگاری خود را به حدیث مزبور مستند نموده اند .

sticker - مخالفانِ حدیث عکرمه از علمای اهل سنت :

(1) - ابن عساکر دمشقی در کتاب ( مجلس فی نفی التشبیه ص 56 - 57 ) در بیان توحید حق تعالی می گوید : ( کُلُّ ما تُصُوِّرُ فی وَهمِکَ فَاللّهُ بِخلافِ ذلک )

او سپس از قول عالم و حافظ بزرگ اهل سنت  ابواسحاق ابراهیم بن حمزه بن عماره می گوید :

 ( اعتقادی انَّ مَن شَبَّهَ الله بشیء مِن خلقه اوِ اعتَقَدَ فی قَلبه أنَّهُ فی صورة شابٍّ أمرَدٍ فَهُوَ عِندی کافِرٌ )

اعتقاد من به عنوان یک عالِمِ سُنّی این است که هر کس خدا را به یکی از مخلوقاتش تشبیه کند ، یا این که کسی قلباٌ بپذیرد که خدا یک جوان ( مو فرفری ) است ، چنین شخصی از نظر من کافر است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


(2) - عبد الرحمن شیبانی شافعی که از علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب ( تمييز الطيب من الخبيث فيما يدور على ألسنة الناس من الحديث ) ( ص 83 ) می گوید :

( قلت حَدِيثُ رَأَيْتُ رَبِّي فِي صُورَةِ شَابٍّ أَمْرَدَ دَائِرٌ عَلَى أَلْسِنَةِ عَوَامِّ الصُّوفِيَّةِ وَ هُوَ الْمَوْضُوعُ مُفْتَرًى عَلَى رَسُولِ اللَّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ -، كَمَا قَالَهُ التَّاجُ السُّبْكِيُّ وَغَيْرُهُ )

یعنی : نظر من همانند تاج الدین السبکی و سایر علمای اهل سنت این است که حدیث ( خدای مو فرفری ) که بین عوام صوفیه رواج یافته ، قطعاً حدیثی جعلی و ساختگی است که به دروغ به رسول اکرم (ص) نسبت می دهند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

تاج الدین السبکی در کتاب طبقات الشافیة الکبری ( ج 2 ص 312) حدیث مزبور را جعلی می داند که به دروغ به پیامبر (ص) انتساب یافته است .

( وَحَدِيث فى صُورَة شَاب أَمْرَد مَوْضُوع مَكْذُوب على رَسُول الله صلى الله عَلَيْهِ وَ سلم )

(3) - عبدالعزیز ابن الصدیق الغماری که از دانشمندان و محدثان برجسته اهل سنت است در اثبات جعلی بودن سند و باطل بودن متن حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) ، کتابی مستقل با عنوان ( القول الأسَدّ فی بیان حال حدیث  رَأَيْتُ رَبِّي فِي صُورَةِ شَابٍّ أَمْرَدَ ) تألیف نموده و در آن کتاب ، طُرُقِ مختلف حدیثِ مزبور را از لحاظ سند و متن مورد نقد و بررسی قرار داده و بطور بسیار محققانه و مستدل ، جعلی بودنِ اسناد و باطل بودنِ متن آن را اثبات نموده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉

(4) - حسن بن علی السقاف نیز که از محققان و محدثان بزرگ معاصر اهل سنت است کتابی با عنوان ( مسألة الرُّؤیة ) تالیف کرده و در آن کلیه احادیث مربوط به رؤیت خدا در دنیا ، خواب و یا در آخرت را جمع آوری و جعلی بودن اسناد و باطل بودن متن همه آنها را اثبات نموده است . او در (ص 112) کتاب مذکور به جعلی بودن حدیث عکرمه تصریح و در پاورقی نیز به رساله استادش الصدیق الغماری ( القول الدسد ) که بدین منظور تالیف شده و خودش بر آن مقدمه و تعلیقه نوشته ، اشاره نموده است .

شایان ذکر است که نامبرده در آخر کتاب ( مسألة الرُّؤیة ) آرای ابن فارض و قونوی را در مسئله رؤیت مورد نقد قرار داده و تاکید می کند که این احادیث جعلی به مذاق متصوفه خوش آمده فلذا آنان همواره اینگونه جعلیات را در آثار خود ترویج می دهند .


👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑دیدگاه شیعه درباره حدیث عکرمه ( خدای مو فرفری ) :

از نگاه شیعه ، حدیث مزبور که ( معاذ الله ) مُوهِمِ تجسیم و جسم انگاری خداوند است ،  در تضاد با نص صریح قرآن کریم ( لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ ۖ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ ، لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ) و مغایر با مبانی عقلی و نیز در تعارض با آموزه های توحیدی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) می باشد .

(1) - شیخ صدوق ( ره ) در کتاب توحید ( ج 1 ص 101 ) روایت نموده :

يعقوب سرّاج مى‌گويد : به امام صادق عليه السّلام عرض كردم ، بعضى گمان مى‌كنند كه صورتِ خداوند مانند صورتِ انسان است و برخی دیگر نیز مى‌گويند : صورتِ خدا مانند صورت پسری جوان با موهای فرفری است . امام صادق عليه السّلام با شنیدن سخنان من ، به سجده افتاد و سپس سر مباركش را بلند كرده و فرمود :

 
پاك و منزه است خدائى كه چيزى مثل او نيست و ديدها او را در نيابد و دانشى باو احاطه نكند ... هيچ‌ يك از مخلوقاتش ،همتاى او نيستند و برتر از آن است که به او صفات مخلوقات مانند :( شکل ، قیافه ، صورت ) نسبت داده شود .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - در وسائل الشیعه ( ج 24 ص 69) و نیز در بحارالانوار ( ج 36 ص 529) روایت کرده :

یونس بن ظبیان می گوید به امام صادق (ع) عرض کردم ، نظر مبارک شما درباره کسانی که معتقدند خداوند ، صورتی مانند صورت انسان دارد و یا اینکه او دو دست دارد و یا اینکه مانند جوانی حدواً سی ساله می باشد ، چیست ؟

امام صادق (ع) فرمود :

يَا يُونُسُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ وَجْهاً كَالْوُجُوهِ فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُ جَوَارِحَ كَجَوَارِحِ اَلْمَخْلُوقِينَ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ فَلاَ تَقْبَلُوا شَهَادَتَهُ وَ لاَ تَأْكُلُوا ذَبِيحَتَهُ. )

یعنی : هر کس گمان کند که صورت خداوند همانند صورت های مردم است ، مشرک شده و همچنین هر کس بر این باور باشد که خداوند همانند مخلوقات ، دارای اعضا و جوارح می باشد ، کافر است و شهادت او نیز  پذیرفته نیست .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑در منابع اهل سنت نیز احادیثی در نفی تشبیه و نفی رویت وجود دارد ، بعنوان نمونه :

(1) - در صحیح مسلم ( ج 1 ص 524 ) از جناب عایشه روایت ذیل را در نفی رویت آورده :

      ( قَالَتْ : مَنْ زَعَمَ أَنّ مُحَمّداً صلى الله عليه و سلم رَأَى رَبّهُ فَقَدْ أَعْظَمَ عَلَى الله الْفِرْيَةَ )

یعنی : عایشه می گوید هر کس گمان کند که رسول اکرم (ص) خدایش را دیده ، چنین شخصی  بزرگترین تهمت و افترا را  به خدا نسبت داده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - متقی هندی که یکی از محدثان بزرگ اهل سنت است در کتاب کنزالعمال ( ج 1 ص 99)  روایت کرده :

     "من شبه الله بشيء أو ظن أن الله يشبهه شيء فهو من المشركين"

یعنی : هر کس خداوند را به چیزی تشبیه نماید و یا گمان کند که خدا شبیه به چیزی می باشد ، چنین شخصی از مشرکین است  .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴محی الدین عربی در فتوحات مکیه ( ج 4 ص 12 ) مجدداً به حدیث ( رَأْيَتُ رَبِّي فِي صُورَةِ شَابٍّ ) اشاره نموده و تصریح می نماید که چنین مشاهده ای از باب مشاهده معانی در صورت محسوسات برای نائم می باشد . او با چنین توجیهی ، مشاهده خدای مو فرفری را برای همگان در حالت خواب ، امکان پذیر می داند و با همین طرز فکر است که در فتوحات مکیه ( ج 1 ص 504 ) مدعی است که دو مرتبه خدا را در خواب دیده و خدا به او فرموده :

     هو يقول لي أنصح عبادي و هذا من أكبر نصيحة نصحتك بها ... یعنی :  ( برو بندگانم را نصحیت کن ... )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴دیدگاه شیعه درباره دیدن خدا در خواب :

(1) - شیخ صدوق (ره) در کتاب امالی ( ص 546 ) روایت کرده :

 عَنْ إِبْرَاهِيمَ اَلْكَرْخِيِّ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ إِنَّ رَجُلاً رَأَى رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي مَنَامِهِ فَمَا يَكُونُ ذَلِكَ فَقَالَ ذَلِكَ رَجُلٌ لاَ دِينَ لَهُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لاَ يُرَى فِي اَلْيَقَظَةِ وَ لاَ فِي اَلْمَنَامِ وَ لاَ فِي اَلدُّنْيَا وَ لاَ فِي اَلْآخِرَةِ .

یعنی : ابراهیم کرخی می گوید به امام صادق(علیه السلام) گفتم : شخصی ادعا می کند که خداوند را در خواب دیده است ، این چگونه قضیه ای است؟!

امام (ع) فرمودند : آن مرد شخصی است که دین ندارد ؛ زیرا خداوند تبارک و تعالی نه در بیداری دیده می شود و نه در خواب ، و نه در دنیا و نه در آخرت .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - علامه جوادی آملی نیز در خصوص عدم رویت حق تعالی در خواب ، در تفسیر آیات 51 تا 53 سوره مبارکه شوری ( مورخه 94/9/25 ) می فرماید :

سخن جناب فخر رازي در «رؤيت حق » سخنِ ناصوابي است ، چون به حکم آیه ﴿لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ﴾ ؛ خدا ديده نمي‌شود ، نه در دنيا ، نه در برزخ ، نه در قيامت ، 👈نه در خواب 👉و نه در بيداري ، چون مجرّدِ محض جهت ندارد ، صورت ندارد ، وجود مثالي و تمثّل ندارد ؛ فلذا به هيچ وجه ديده نمي‌شود .


👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴دیدگاه علمای اهل سنت درباره دیدن خدا در خواب :

الف ) آن دسته از اهل سنت که گرایشات فکری آنها تجسیم و مبانی حشویه می باشد مثل : ( ابن تیمیه ، احمد بن حنبل ، غزالی ، آلوسی ، محمد بن عبدالوهاب ، بن باز ) همانند ابن عربی معتقد هستند که خدا را می توان در خواب دید .

ب ) معتزله و حتی گروهی از علمای اهل سنت علیرغم آنکه جزو اشاعره می باشند ، مانند : حسن بن علی السقاف ، امکان رویت خدا در خواب را مستحیل می دانند . حسن بن علی السقاف که یک سنی اشعری است در کتاب ( مسألة الرُّؤیة ) ( ص 119 ) فصلی را تحتِ عنوان ( رؤیة الله تعالی مستحیلة فی النوم ) به این موضوع اختصاص داده و می فرماید :

إن عقیدة اهل الاسلام الحقه المنصوص علیها فی الکتاب و السنة الصحیحة المطهرة أن الله تعالی ( لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ ۖ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ) و انه سبحانه ( لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوًا أَحَدٌ )
و بناء علی ذلک فالله تعالی لیست له صورة و لا شکل و لا هیئة ، و لا یتشکل و لا یتبدّل و لا یتغیّر من صورة الی صورة ، و لا من شکل الی شکل ، ( سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ) .
و بناء علی ذلک نجزم و نقطع بأن الله تعالی👈 لایُری یقظة و لامناماً 👉و أنه سبحانه ( لَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصَارَ ۖ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ )


ماحصل عبارت السقاف این است :

بر اساس مبانی اسلام حقیقی که برگرفته از کتاب و سنت صحیح و مطهر می باشد ، خدای تعالی منزه از صورت ، شکل و قیافه می باشد و هرگز تغییر و تبدیلی از صورتی به صورت دیگر و از شکلی به شکل دیگر ندارد ، فلذا قطعاً خداوند متعال را نه در خواب و نه در بیداری نمی توان دید .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

 تبصره :

1) اگر کسی عبارات فوق را بخواند و گوینده آن را نشناسد ، قطعاً تصور می کند که این سخنان از یک عالم شیعی صادر شده ، حال آنکه حسن السقاف یک عالم اشعری سنی و آزاد اندیش است که علیرغم اینکه در فضای اهل سنت رشد یافته ، لیکن در مواجهه با حدیثِ عکرمه ( خدای مو فرفری ) و یا سایر احادیث رویت ، مطابق مبانی قرآن و آموزه های توحیدی سنت نبوی (ص) ، نسبت به رد این اباطیل اقدام نموده است .

2) این درحالی است که ابن عربی علیرغم آن همه ادعاهای گزاف ، پارادایم مکتب خود را بر مبنای احادیثِ جعلی مزبور بنا نهاده و با آب و تاب نسبت به شرح عرفانی آنها پرداخته و از این بدتر آنکه نامبرده این مزخرفات و سموم فکری را به اسم عرفان و فیوضات عرشی به خورد مریدان و پیروان خویش می دهد .

3)  ابن عربی قائل به خدای مو فرفری است که دو بار نیز او را در خواب دیدار کرده و همانند یهود می پندارد که خدا در روز یکشنبه خلقت را تمام کرده و یک پایش را روی پای دیگرش انداخته و به استراحت پرداخته است ، و یا اینکه معتقد است ساق پای خدا همانند علامت حاکمِ بزرگ عمل می کند و در قیامت گروهی از مردم ، خدا را از روی ساق پایش می شناسند 😁و یا در موسم حج به همراه سایر حجاج ، و پای به پای آنها می دود و هروله می نماید . 😳

👈برای مطالعه مقالات مرتبط ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ اما علیرغم انحرافات فوق ، با کمال تعجب مشاهده می گردد که آقای محمد حسن وکیلی در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ص 15) می گوید :

( محی الدین حق بزرگی بر گردن عالمان شیعی دارد و فقط به برکت آراء و آثار او بود که توفیق معرفت اجمالی آیات و روایات معارفی شیعی فراهم شده است و مخالفان وی اعم از مجلسی ثانی و میرزا مهدی اصفهانی و غیره خواسته یا ناخواسته بر سر سفره وی نشسته اند ) ⁉️ 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑نتیجه

ابن عربی متاثر از اخبار ساختگی موسوم به ( اسرائلیات ) که برگرفته از آموزه های یهود و موهِمِ تجسیم می باشد قرار گرفته و به ورطه ی جسم انگاری خداوند دچار شده است . او با همین رویکرد ، خدای خویش را به صورت پسری جوان با موهای فرفری می پندارد و همچنین معتقد است که همین خدا را دو مرتبه در خواب دیده است .

✔️در این مقاله ثابت گردید که عقاید جسم انگارانه ابن عربی دقیقا منطبق با مرام حشویه و منویّات اشخاصی مانند ابن تیمیه و احمد بن حنبل  می باشد که مصداق بارز این نوع نگاه انحرافی در روزگار ما نیز از سوی وهابیون ، بن باز ، ابن عثیمین و امثالهم ترویج می گردد .

✔️بدیهی است اعتقاد مزبور ( خدای مو فرفری و خواب دیدن خدا ) به اذعان شیعه و حتی برخی از عالمانِ اهل سنت ( که در این مقاله به آرای آنان اشاره گردید ) ، مخالف با نَصِّ صریحِ قرآن و سنت و متضاد با آموزه های توحیدی اهل بیت (ع) می باشد .

✔️ اقطاب صوفیه اینگونه انحرافات فکری محی الدین عربی که در فتوحات مکیه و سایر آثار او فراوان به چشم می خورد را از مریدانِ بی چاره خویش ، پنهان می نمایند ، زیرا بخوبی می دانند که محال است شخصی از عقل سلیم برخوردار باشد و در عین حال زیر بار اعتقاد به خدای مو فرفری برود .

🛑سخن آخر خطاب به صوفیان بی صفا و لولیان دغا اینکه :

     ساقی شوکرانِ من نشوید
     شهدِ ناب از شما نمی‌خواهم

     به سرابم رهِ گمان نزنید
     سَرِ آب از شما نمی‌خواهم

     زشت و زیبایِ چهره‌ام ، خوش باد
     من نقاب از شما نمی‌خواهم

     من نپرسیدم از شما چیزی
     پس جواب از شما نمی‌خواهم

     جانِ بیدارِ من نیاشوبید
     خانقاه از شما نمی‌خواهم

     شعله را در چراغ من نکُشید
     آفتاب از شما نمی‌خواهم

  sticker برگرفته از دروس نقد تصوف حوزوی سید رضا نوعی (حکیم)sticker

 

مقاله مرتبط :

👈برای مشاهده مقاله ( جسم انگاری خدا در پارادایم تصوف ) ( اینجا ) کلیک کنید .👉

 


امضاي حکيم


✍️رویکرد تشبیهی و تلقّی انسان وار انگارانه از خدا ، ثمره ی شناختِ ناقص و خیالی از خداوند می باشد که رسوخِ این انحراف و نقیصه ی معرفتی در پارادایمِ تصوف در اثر دوری اکابر و اقطاب صوفیه از آموزه های مکتب اهل بیت (ع) می باشد . در این مقاله ضمنِ واکاوی و تحلیلِ انتقادی از جسم انگاری خدا در پارادایم تصوف ، عللِ اصلی انحرافِ مزبور نیز از دیدگاه آسیب شناسی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است .

🔵ظاهر شدنِ خدا بصورتِ سربازِ تُرکستانی برای عطار نیشابوری :

آقای سید عباس موسوی مطلق در کتاب قبول اهل دل ( ص 282 ) جریانِ به قتل رسیدنِ عطار را اینگونه گزارش نموده :

این مرد بزرگ ، یک موحد کامل بوده ، هنگام شهادتش یکی از تُرک های ترکستان شمشیر به دست وارد اتاق عطار شد ، تا چشمِ عطار به او افتاد گفت :

کُلاهِ تتر ( تاتار ) بر سر می گذاری ، شمشیر هندی به دست می گیری و به قصد ریختنِ خونم می آیی ، فکر می کنی که من تو را نمی شناسم ، بزن که تو را می شناسم ، فدای خودت و شمشیرت . 😳

✔️آقای موسوی مطلق در تأیید ماجرای فوق می گوید :

    (( بر اهلِ توحید پوشیده نیست که این حقیقت ، نشان دهنده ی کمالِ توحیدِ افعالی ( عطار ) می باشد ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑 واکاوی جریان قتلِ عطار و نقد دیدگاه آقای موسوی مطلق :

الف ) بررسی ماجرای به قتل رسیدن عطار از لحاظ سند :

1- دانش‌پژوه ، ادیب و تاریخ‌نگار معاصر آقای سعید نفیسی در کتاب تحقیقی و ارزشمند زندگینامه عطار نیشابوری ( ص 77 ) می گوید :

( سخت آشکار است که این افسانه ها به هیچ وجه ، بیخ و بُن ندارد و از این گوش باید شنید و از آن گوش بیرون کرد ، بهترین دلیل آن این است که سال 627 که عطار در آن سال درگذشته نه با آن وقایع زمان چنگیز می چسبد که مدتی پیش از آن بوده و نه به وقایع زمان هلاگو که مدتی پس از آن روی داده و به هیچ وجه در نیشابور کشتاری نکرده است . )

✔️ایشان در ادامه و در ( ص 78 ) همان کتاب می گوید :

( شهر شادیاخ نیز در طول تاریخ چهار بار مورد هجمه قرار گرفته که هیچ کدام از این تاریخ ها اندک ربطی به سال مرگ عطار ندارد ) ( نقل نفحات الانس جامی نیز که گفته به دست کُفّارِ تاتار شهادت یافته نیز گفته ی ضعیفی است که دلیلی همراه ندارد . فرزانگان خود می توانند حُکم کنند که این گفته تا چه اندازه سخیف و کودکانه است ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- علامه محقق بدیع الزمان فروزانفر در کتاب شرح احوال و نقد و تحلیل آثار عطار ( ص 92 ) می گوید :

( مأخذ همه اقوالی که مدعی هستند عطار در سال 627 به دست ترکان تاتار به قتل رسیده ، نفحات الانس جامی است که نادرست است و تکرار این غلط توسط دیگران ، لباس صحت به آن نمی پوشاند . )

فروزانفر در ادامه ، اقوال تذکره نویسان در چگونگی به شهادت رسیدن عطار را به افسانه های الف لیلة و لیلة ( افسانه های هزار و یک شب ) تشبیه کرده و به دلیل بی اساس بودن ، از ذکر تفصیلی آن ها صرف نظر نموده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

به استناد تحقیقات و مستندات فوق ، ماجرای به قتل رسیدن عطار توسط ترکان تاتار و یا مغول ، به هیچ وجه پایه و اساسی نداشته و افسانه ای بیش نیست .

ب ) بررسی ماجرای به قتل رسیدن عطار از لحاظ محتوا :

 1- جسم انگاری خدا و تصور خدای انسان وار در شکل و شمایل سرباز تاتار ، کُفرِ محض و مغایر با آموزه های توحیدی قرآن و مکتب اهل بیت (ع) می باشد . اما متاسفانه آقای موسوی مطلق این موضوع را نشانه کمال توحید افعالی عطار نیشابوری می داند . ⁉️😳

2- مولوی در مثنوی ، ابن ملجم را در به شهادت رساندن امیرالمومنین (ع) ، بی تقصیر و آلتِ حق می داند ، اما عطار از این هم پا را فراتر گذاشته و سرباز تُرک را نه آلتِ حق ، بلکه می پندارد او خودِ خداست که ( معاذالله ) کلاه تاتاری بر سر گذاشته و تغییرِ قیافه داده تا عطار او را نشناسد ، ولی عطار ، خدا را علیرغم تغییر قیافه ، با زیرکی هر چه تمامتر می شناسد . 😳

3- البته این نوع نگاه فقط مختص عطار نیست بلکه اغلب متصوفه به این نوع انحراف فکری مبتلا می باشند که ابیاتِ ذیل در حقیقت ، زبانِ حال آنان می باشد :

    به هر شکلی که خواهی جامه می پوش
    که من آن روی زیبا می شناسم

    ---------------------------------------

   دیده ای خواهم که باشد شَه شناس
    تا شناسد شاه را در هر لباس

4-در اینجا به ذکر دو حدیث معتبر از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام در باب ( انه عزوجل لیس بجسم و لا صورة ) ، اکتفاء می نمائیم :

قَال الصادق (ع) : سُبْحَانَ مَنْ لاَ يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ إِلاَّ هُوَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ اَلسَّمِيعُ اَلْبَصِيرُ لاَ يُحَدُّ وَ لاَ يُحَسُّ وَ لاَ يُدْرِكُهُ اَلْأَبْصَارُ وَ لاَ يُحِيطُ بِهِ شَيْءٌ وَ لاَ هُوَ جِسْمٌ وَ لاَ صُورَةٌ وَ لاَ بِذِي تَخْطِيطٍ وَ لاَ تَحْدِيدٍ .


( منزه باد كسى كه هيچ كس نداند او چگونه است چيزى مانندش نيست و او شنوا و بيناست. محدود نگردد، بحس در نيايد، سوده نشود، حواس دركش نكنند، چيزى بر او احاطه نكند نه جسم است و نه صورت و نه ترسيم  می گردد و نه محدود می شود . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

قال الباقر (ع) : کُلَّمَا مَيَّزْتُمُوهُ بِأَوْهَامِکُمْ في أَدَقِّ مَعَانيهِ فَهُوَ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مِثْلُکُمْ مَرْدُودٌ إِلَيْکُمْ .

( هر آنچه که شما آن را در اوهام خودتان در دقیق‌ترین معانی‌اش تصور می‌کنید ، مخلوق و مصنوعی است مثلِ خودتان که به خودتان باز می‌گردد . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

5- آقای موسوی مطلق ، در ادعایی متناقض و پارادوکسیکال ، از طرفی مدعی است که عطار شیعه ای بوده که برای حفظ جانش ، تقیه می کرده ، اما در چند سطر بعد با کمال تعجب ادعا می کند که عطار به شهادت رسیده ⁉️😳 در صورتیکه اگر تقیه می کرده ، لزوماً نمی بایست به قتل برسد . مضافاً اینکه طبق نقل آقای موسوی مطلق ، سربازِ تُرک وقتی می بیند که عطار او را با خدا اشتباه گرفته ، با ضربات شمشیر ، به هذیان گویی های وی خاتمه می دهد . 🗡🩸

🔵ظاهر شدن خدا برای شمس تبریزی به صورت کیمیا خاتون :

افلاکی در مناقب العارفین ( ج 2 ، ص 368 ) و دکتر زرین کوب در کتاب پله پله تا ملاقات خدا ( ص 137) آورده اند که :

شمس تبریزی زنی داشت بنام کیمیا خاتون ، روزی مولانا نزد شمس می آید و می بیند که او با کیمیا خاتون در حال سخن و دست بازی و ملاعبه است ، مولانا در مدرسه طوافی می کند تا مزاحم ملاعبه آن دو نشود ، بعد از لحظاتی شمس آواز می دهد که اندرون آی ، مولانا وقتی وارد می شود غیر از شمس ، هیچ کسی را نمی بیند لذا با تعجب می پرسد پس کیمیا خاتون کجا رفت ⁉️

شمس تبریزی پاسخ می دهد که خداوند تعالی مرا چندان دوست می دارد که به هر صورتی که می خواهم نزد من می آید ، اکنون نیز به صورت کیمیا خاتون آمده بود و مصوّر شده بود 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

اقتضای دیدگاه وحدت وجود در تصوف ، پانته ایسم و همه خدایی است که مطابقِ این دیدگاه ، ( معاذ الله ) از خدا به بُتِ عیّار ، یاد می کنند که به اشکالِ گوناگون ظاهر می شود ( هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار برآمد ... ) ، گاهی با قیافه ی سرباز تُرکستانی برای کُشتنِ عطار و گاهی نیز به شکلِ کیمیا خاتون برای اینکه شمس تبریزی با او هم آغوش شده و به ملاعبه و دست بازی مشغول شود .😳

✔️ در ادامه نیز خواهیم گفت که همین خدا برای بایزید نیز بصورت پسری نوجوان ( أَمْرَد ) ، تغییر قیافه می دهد . پناه بر خدا از این مزخرفات و کفریاتی که عده ای بنام عرفان به خوردِ مریدانِ بی چاره می دهند . 😔


🔵 تغییر قیافه خداوند به صورتِ نوجوانِ أَمْرَد برای بایزید :

 افلاکی در مناقب العارفین ( ج 2 ، ص 637 ) می گوید :

 احوال با یزید چنین بوده که حق تعالى بصورت أَمْرَدى برای او مصوّر می ‏شده ، از حضرت سلطان ولد منقولست که روزى صوفیان اخیار ، از حضرت والدم خداوندگار( مولوی ) سؤال کردند که : با یزید رحمه اللّه علیه گفته است : 👈 رأیتُ رَبّى فِى صُورَة أَمْرَد 👉 این چون باشد ؟ فرمود : که این معنى دو حکم دارد : یا در صورتِ أَمْرَد ، خدا را می دید ، یا خودِ خدا پیشِ او بصورتِ أَمْرَد ، مُصوّر می ‏شده بسببِ میلِ با یزید .😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1- أَمْرَد : یعنی پسرِ نوجوان و زیبا رویی که هنوز ریش در نیاورده است . متأسفانه این نوع نگاه منحرفانه توسط اکابر صوفیه ، منشاء جمال پرستی و انحرافاتِ جنسی فراوانی در بین اهل خانقاه گردیده که زبان از بیانش قاصر و قلم را از نگارشِ آن شرم می آید .

2- عبارت ( رأیتُ رَبّى فِى صُورَة أَمْرَد ) که در بالا به بایزید نسبت داده شده ، در روایتی جعلی در منابع حدیث اهل سنت ، به رسول اکرم (ص) انتساب داده شده که ایشان فرموده :

    (  رَأَيْتُ رَبِّي فِي صُورَةِ شَابٍّ أَمْرَدَ ، لَهُ وَفْرَةٌ جَعْدٌ قَطَطٌ، فِي رَوْضَةٍ خَضْرَا )

یعنی : خداوند را به صورت نوجوانى دیدم که هنوز موى صورتش در نیامده ، سرش پُر مو ، پیچ پیچ (فِرفِرى) و داراى زیور آلاتِ سرخ بود .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ ابویعلی که لیدرِ وهابیت می باشد در کتاب  إبطال التأويلات ( ج 1 ص 145 ) می گوید :

فقال أَحْمَد بن حنبل : هَذَا حديث رواه الكبر عن الكبر عن الصحابة ، عن النبي ، صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ ( وَ آلِهِ ) وَ سَلَّمَ، فمن شك فِي ذَلِكَ أو فِي شيء منه فهو جهمي لا تقبل شهادته ، ولا يسلم عليه ، ولا يعاد فِي مرضه .

یعنی : این حدیث را بزرگان از قولِ بزرگان ، و آنها نیز آن را از صحابه روایت کرده اند و احمد بن حنبل گفته :

هر کس در صحتِ این روایت شک نماید او جهمى و شهادت او پذیرفته نیست ، نباید سلامِ او را پاسخ داد و به هنگام مریضى از وى نباید عیادت کرد .

✔️همچنین نامبرده در همان کتاب ( ج 1 ص 144 ) می گوید :

 إبن صدقه كه از حفاظ أهل سنت است ، مي‌گويد :

   ( من لم يؤمن بحديث عكرمة فهو زنديق )

یعنی : هر کس به حدیث مزبور ( خدای أَمْرَد و مو فرفری ) ایمان نداشته باشد زندیق و بی دین است .😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید .👉

✔️شیخ صدوق ( ره ) در کتاب توحید ( ص 47 ) باب نفی تشبیه ، روایت نموده است که :

  قال الرضا (ع) عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ: مَا عَرَفَ اَللَّهَ مَنْ شَبَّهَهُ بِخَلْقِهِ .

یعنی : امام رضا (ع) از قول رسول خدا (ص) می فرماید : كسى كه خداوند را به مخلوقاتش تشبيه كند ، او را نشناخته است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔵 خدای ابن عربی ، پس از اتمام خلقت به استراحت پرداخته :

🔘ابن عربی در فتوحات مکیه  ( ج 9 ص 326 و 327 ) می گوید :

خداوند خلقت جهان را از روز یکشنبه آغاز و در روز جمعه پایان داده و ( فإنه سبحانه نظر إلى ما خلق في يوم السبت ،فاستلقى و وضع إحدى رجليه على الأخرى و قال أنا الملك لظهور المُلك )

یعنی :  روز شنبه خداوند سبحان به آنچه از روز یکشنبه تا جمعه خلق کرده نظر می‌کند ، سپس دراز می‌کشد و یک پایش را روی پای دیگرش می‌اندازد و می‌گوید : أنا المَلِک ، من پادشاهم و این روز را شنبه نام می‌گذارم و زیرا شنبه (سبت) یعنی راحتی .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 1 ص 345 ) حدیث جعلی را که می گوید :

خداوند ( معاذالله ) در ایام حج به همراه حجاج ، هروله می کند را تصدیق نموده و در توجیه آن می گوید : فالهرولة معقولة ، وصورة النسبة مجهولة ، وكذلك جميع ما وصف الله به نفسه مما توصف به المحدثات .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

سخن فوق و توجیه ابن عربی ، عذر بدتر از گناه و عیناً همان اعتقاد و مرامِ حشویه از اهل سنت و وهابیون می باشد . آری این است توحید و معارفِ عمیقی که امثال ابن عربی برای مریدان و پیروانِ فرقه تصوف به ارمغان آورده و عده ای به اسم عرفان ناب ، در حال ترویج آن می باشند .

🔘ابن عربی روایت جعلی صحیح بخاری که می گوید :

خدا ساق پایش را روز قیامت به مردم نشان می دهد تا او را به شناسند را صحیح دانسته و آن را عیناً در فتوحات مکیه ( ج 2 ص 311) نقل کرده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


🔘پای خدا از نظر ابن عربی ، کاربردهای دیگری نیز دارد ، بعنوان نمونه او روایت جعلی دیگری که در صحیحین ( بخاری و مسلم ) آمده را عیناً در فتوحات مکیه ( ج 4 ، ص 400 ) آورده و می گوید :

    ( قوله (ص) : فيضع الجبار فيها قدمه ، فتقول: قط  قط ، أي حسبى ، حسبى . )

یعنی : خدا در روز قیامت یکسره مردم را به جهنم می اندازد ولی جهنم پیوسته می گوید : هل مِن مَزید ، و خداوند از این اشتهای بی پایان جهنم حوصله اش سر رفته و پای خود را داخل جهنم می گذارد 🔥🦵، اینجاست که جهنم می گوید : حالا بس است . 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا کلیک کنید . 👉

تبصره :

1-  سخن ابن عربی دقیقاً مطابق با نظریه ابن تیمیه است ، او نیز در منهاج السنه ( ج 5 ص 100 ) حدیث جعلی مزبور را صحیح انگاشته و با آب و تاب نقل کرده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- در وسائل الشیعه نیز از امام صادق (ع) روایت کرده که ایشان می فرماید :

عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: يَا يُونُسُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ وَجْهاً كَالْوُجُوهِ فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُ جَوَارِحَ كَجَوَارِحِ اَلْمَخْلُوقِينَ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ فَلاَ تَقْبَلُوا شَهَادَتَهُ وَ لاَ تَأْكُلُوا ذَبِيحَتَهُ.

یعنی : هر کس گمان کند که صورت خداوند همانند صورت های مردم است مشرک شده و همچنین هر کس بر این باور باشد که خداوند همانند مخلوقات دارای اعضا و جوارح می باشد کافر است و شهادت او پذیرفته نیست .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑 تحلیل پایانی و نتیجه :

تأثیر پذیری اکابر صوفیه از اخبار جعلی موجود در منابعِ اهل سنت که مُوهِمِ تشبیه و تجسیم می باشد و از سوی دیگر اعتقاد به وحدتِ وجود ( پانته ایسم ، همه خدایی ) ، لزوماً موجبِ جسم انگاری خدای انسان وار ، توسط آنان گردیده است .

    آه از این صوفیانِ کج اندیش
    دل خود را چو بی صفا دیدند

    تو چه دانی که این دغل بازان
    دیده را بسته و چها دیدند

    جوهرِ فسق را عزیز و ثَمین
    گوهرِ عقل بی بها دیدند

    از توهّم چو خیره تر گشتند
    خویشتن را همان خدا دیدند

    هرچه  گفتند ، بی ثمر  گفتند
    هـرچـه دیدند ، ناروا دیدند

    مختصر گفتمت که اهلِ خرد
    مصلحت در سکوتِ ما دیدند

sticker برگرفته از دروسِ آسیب شناسی تصوفِ حوزوی سید رضا نوعی ( حکیم )sticker

 

  مقاله مرتبط :

 👈برای مشاهده مقاله ( خدای مو فرفری در پارادایم جسم انگارانه ابن عربی ) ( اینجا ) کلیک کنید .👉


امضاي حکيم

🔴استعمال دخانیات در تصوف  🚬♨️💥

✍️از دیرباز تا کنون ، استعمالِ مواد مخدر و نیز مصرفِ دخانیات توسطِ صوفیانِ عارف نَما ، تصوف را با چالش بزرگی مواجه ساخته و بنیانِ ( أَوْهَنَ الْبُيُوتِ ) خانقاه را بیش از پیش متزلزل و آئینه مصفای صوفی را مُکدّر نموده است . لذا  اهمیت موضوع ، ما را برآن داشت تا به واکاوی و تحلیل انتقادی این دو معضل پرداخته و نتیجه را در قالبِ دو مقاله مجزا تقدیم نمائیم .

الف ) موضوع استعمال مواد مخدر در تصوف که مقاله ( استعمال حشیش توسط ابن عربی ) به آن اختصاص دارد .

👈برای مشاهده متن مقاله ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) استعمالِ دخانیات و مشتقات آن ( چپق ، سیگار ، قلیان ) توسط صوفیانِ عارفِ نما که مقاله حاضر به نقد و بررسی آن اختصاص یافته است .

تبصره :

عرفانِ حقیقی که خواستگاهِ اصیلِ آن ( قرآن و مکتبِ اهل بیت علیهم السلام ) می باشد ، قطعاً از این آلودگی ها پیراسته و منزه می باشد .

فلذا مخاطبِ ما در این تحلیلِ انتقادی ، اولاً : پارادایمِ تصوف و ثانیاً : سیره ی صوفیانِ عارف نَما می باشد .

🔴کاربرد چپق در عرفانِ مُصطلح :

🔘حجت الاسلام سید محسن طهرانی در کتاب نفحاتِ اُنس ( ص 66 - 67 ) ، کراماتِ مرحوم هادی ابهری را اینگونه بازگو می نماید :

این قضیه را من خودم از خودش شنیدم که می گفت :

وقتی که من در یک سفر به شام رفتم ، سؤال کردم : آن دروازه ای که اُسَراء وارد شدند کجاست ؟ من را راهنمایی کردند . بالأخره رفتم آنجا نشستم . 👈( خدا رحمتش کند، همیشه کیسۀ توتونی همراهش بود و چپق می کشید )👉 چپقم را درآوردم و کشیدم . یک مرتبه تمامِ جریانات را دیدم ؛ اوّل چه کسانی آمدند ، سرها را آوردند، ارتش و لشکری ها آمدند، اهل بیت آمدند، بچه ها روی زمین چطور... .

👈 خیلی عجیب ! و تمام آنچه را که گفت ، با آنچه ما خوانده بودیم تطبیق می کرد . 👉

🔘محسن طهرانی در ادامه تاکید می کند که مرحوم هادی ابهری ، ولایتِ مرحوم حداد را قبول نداشته ، لذا علامه طهرانی به او می گفت :

( شما که این حقیقت را در آقای حدّاد را قبول نداری ، باید بدانی جای خطرناکی دست گذاشتی ! زیرا واقعیّتِ یک ولیّ الهی ، متّحد با واقعیّتِ امام علیه السّلام و سیّدالشّهدا است. )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 1- نکته تامل برانگیز آنکه ، مرحوم هادی ابهری که اینگونه ملکوت عالم را با چشم برزخی و بصیرت باطنی مشاهده می کرده ، به تصریح محسن طهرانی ، از منکرانِ سرسختِ مرحوم حداد ( مقتدای فرقه لاله زاری ) بوده و اعجاب آور آنکه علامه طهرانی ، مرحوم حداد را متحد با امام معصوم دانسته و انکار ولایتِ مرحوم حداد را عیناً انکار ولایت امام (ع) می داند .

2- موضع علامه طهرانی و فرزندش ( محسن ) در مواجه با مرحوم هادی ابهری ، متناقض و پارادوکسیکال است ، این دو نفر ، از طرفی در مقابلِ مکاشفات اعجاب آور مرحوم ابهری ، مات و مبهوت مانده و صحت این مکاشفات را با عبارت👈 ( خیلی عجیب ! و تمام آنچه را که گفت ، با آنچه ما خوانده بودیم تطبیق می کرد . ) 👉 تایید می کنند ، اما این تایید مادامی است که ابهری پا در کفش آنها نکرده باشد ، زیرا آن قسمت از مکاشفات وی که مرحوم حداد را فردی گمراه می داند را  قبول نداشته و به مصداق ( نُؤمِنُ بِبَعضٍ وَنَكفُرُ بِبَعضٍ ) با مکاشفات او رفتار می نمایند .


🔴آیا چپق مرحوم ابهری در حصول مکاشفات وی ، موضوعیت دارد ⁉️

از کراماتی که امثال مرحوم حاج اسماعیل دولابی درباره ی مرحوم هادی ابهری نقل می کند ، اینگونه استنباط می گردد که چپقِ نامبرده در حصول مکاشفات وی ، موضوعیت داشته و بعنوان مفتاح غیب ، کاربرد داشته ، بعنوان نمونه :

حاج هادی ابهری(ره) در حرم مولا امیرالمومنین (ع) نشسته بود و چپق می کشید ، طلبه ای از جلوی ایشان رد می شود و می گوید : ای  پیر مرد ،آیا خجالت نمی کشی که در حرم حضرت چپق می کشی ⁉️

 پیرمرد ( مرحوم ابهری ) وقتی این جمله را می شنود به طلبه می گوید : بالام جان گل بورا (بیا اینجا) یک پُک بزن . طلبه می گوید : من به تو اعتراض می کنم که چرا این جا چپق می کشی حالا می گویی من هم یک پک بزنم⁉️

بالاخره به اصرار ایشان ، طلبه مزبور ، چپق مرحوم ابهری را به لبش می گذارد ، یک مرتبه می بیند فرشتگان فوج فوج در حال صعود و نزول هستند . 😳

حاج هادی ابهری می گوید : چپق را به من بده ، می گیرد و دوباره به طلبه می دهد و می گوید : دوباره پُک بزن و طلبه دوباره همان صحنه را می بیند .

مرحوم ابهری (ره) می گوید : من اینجا دارم کیف می کنم و چپق می کشم . طلبه می گوید نوش جانت ! من فکر کردم مثل مردم عادی این جا نشسته ای و چپق می کشی .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1) مطابق حکایت فوق ، چپق مرحوم ابهری در حصول مکاشفات ایشان ، موضوعیت داشته و این امر مغایر با مبانی عرفان می باشد ، زیرا مطابق پارادایم عرفان ، صفای باطن و برخورداری عارف از مراتبِ ولایت برای حصول مکاشفه ، اگر چه شرط لازم می باشد ولی هیچگاه بعنوان شرطِ کافی تلقّی نمی گردد ، بلکه حصولِ مکاشفه ، منوط به اذن خداوند متعال می باشد ، ای بسا عارفی که علیرغم برخورداری از مقامات عالیه ی سلوک ، بنا به مصالحی از شهودِ عوالمِ غیب ، محجوب و مستور میباشد .

2 ) پیامبری مانند یعقوب که بوی یوسف را از فرسنگ های دور ، استشمام می نماید و ندای ( إِنِّي لَأَجِدُ رِيحَ يُوسُفَ ) سر می دهد ، از تشخیصِ اینکه یوسفش در چاهِ کنعان گرفتار است کاملا محجوب و بی خبر بوده و زبانِ حال و توضیحِ احوالاتِ  پارادوکسیکالِ او این است که :

    یکی پرسید از آن گُم کرده فرزند
    که ای روشن گُهَر پیرِ خردمند

    ز مصرش بوی پیراهن شنیدی
    چرا در چاهِ کنعانش ندیدی ؟

    بگفت احوال ما برقِ جَهان است
    دمی پیدا و دیگر دَم نهان است

    گهی بر طارمِ اعلی نشینیم
    گهی تا پشتِ پای خود نبینیم


3 ) بنابر این هرگز اینگونه نخواهد بود که چپقی را بعنوان کلید و مفتاحِ مکاشفه به شخصی بدهند و بگویند برای دیدنِ هر حقیقتی ، کافی است که پُک به آن بزنی .

البته دامنه کرامات بافی صوفیان به قدری گسترده است که نه تنها چپقِ عارف ، بلکه گربه ی زاهد نیز می تواند منشاء کرامت باشد ، مانند گربه ی خانقاه که نه تنها تعداد میهمانان وارده را تشخیص داده و به آشپز خانقاه خبر میدهد ، بلکه عارف و عامی بودنِ آنان را نیز خبر می داده .


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

4 ) مرحوم هادی ابهری همان کسی است که بنابه قول حاج اسماعیل دولابی ، در ایام عاشورا دستمال ابریشمی را از جیبش درمی آورده و می رقصیده ⁉️😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

شاید بخاطر همین خوش رقصی ها بوده که خازنانِ ملکوت ، بعنوانِ یک کرامتِ ویژه ، چپقِ مکاشفه را به وی عنایت فرموده اند .

🔴شایع بودن استعمالِ دخانیات ( سیگار و ... ) در بین متصوفه :

یکی از عرفای بزرگ معاصر که سرسلسله فرقه لاله زاری نیز محسوب می گردد ، مرحوم سید علی قاضی است . ایشان عیال وار بوده ( چهار زن دائم و یک زن صیغه ای و فرزندان زیادی داشته ) و علیرغم اینکه به شدت از نظر معیشت در مضیقه بوده ، تحت هیچ شرایطی حاضر به ترک سیگار نبوده :

( سید مهدی قاضی طباطبایی فرزند استاد العارفین و مراد السالکین مرحوم آیت الله آقا سید علی قاضی طباطبایی ... برای من تعریف کردند : .... پدرم مردی عیالوار بود و به خاطر شیوه سلوکی خود اعتنایی به زخارف دنیوی نداشت و لذا زندگی ما به سختی می گذشت و حتی برای امرار معاش روزانه خود غالبا با دشواری مواجه بودیم و غذای معمولی ما هنگام ناهار ترید نان خشک و دوغ بود .... مرحوم پدرم زیاد سیگار می کشیدند و از پستوی حجره خود برای ریختن آشغال های سیگار استفاده می کردند ... )

✔️حتی یک مرتبه فرزند ایشان ( سید مهدی ) از مرحوم قاضی برای خرید نان خالی درخواست پول می کند ولی ایشان می گوید بجز این چند سیگار هیچ چیز دیگر در جیبم نیست ، سید مهدی نیز به پدر اعتراض می کند که شما پول سیگار کشیدن دارید ولی پول برای خرید حداقل نان خالی برای ما ندارید که اینطور گرسنه نمانیم ⁉️

📚( کتاب در محضر لاهوتیان، محمد علی مجاهدی (پروانه) ، انتشارات مستجار، چاپ اول، تابستان 1386، ج1، ص425 )

🔴استعمالِ سیگار در خواب ، نشانه کمال و حصولِ مقام فناء فی الله :

کانال جامع الاسرار به آدرس ( JAMEOLASRAR110@) که یکی از مروجان آموزه های تصوف و عرفان در فضای مجازی است ، از قول حجت الاسلام حسن رمضانی نقل می کند که ایشان در ( جلسه 21 شرح تمهید القواعد ) می گوید :

در رویا دیدم که حضرت آقای جوادی آملی سیگار می‌کشند و به عده ای هم یاد میدادند که این جوری بکشید ؛ حضرت استاد حسن زادهٔ آملی را نیز ( در همان رویا ) دیدم که سه تا سیگار در لب داشتند و سه تا را با هم می‌کشیدند !

تعبیرم از این سه سیگار، فنای افعالی و صفاتی و ذاتی بود و این بر میگردد به تبیین مسائل عرفانی و افراد را سیر دادن و تعلیم بحثِ فنا .

تبصره :

✔️قطعاً خواب مزبور از مصادیق خواب های پریشان و ( أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ ۖ ) بوده و بیان اینگونه مسائل در جلسات تدریس عرفان نظری ، بی اساس بودن مبانی تصوف را اثبات می نماید .

✔️بی تردید انتشار این مطالب از سوی کانال جامع الاسرار در فضای مجازی نیز کاری نسنجیده و غیر قابل توجیه می باشد زیرا بازخورد منفی آن علاوه بر تخفیفِ عرفان ، خواسته یا ناخواسته ، سببِ وهنِ مقامِ شامخ آیاتِ عظام ( جوادی آملی و حسن زاده آملی ) در اذهان می گردد .


🔴نظر علامه طهرانی درباره استعمال دخانیات توسط اکابر تصوف :

🔘فرزند علامه طهرانی ( سید محمد صادق ) می گوید :

حضرت علامه والد ، سيگار و دخانيات را براى شاگردان خود منع و تحريم كرده و مى‌فرمودند :

      ( با توجّه به مضرّاتى كه براى آن ثابت‌شده‌است، جايى براى ترديد در حرمت آن نيست . )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘حجت الاسلام محمد شاهرخ همدانی که از شاگردان علامه طهرانی می باشد در وب سایت خود ( گوهر معرفت ) در پاسخ به این سئوال که چگونه بزرگان عرفان و متصوفه مانند مرحوم قاضی و مرحوم حداد علیرغم ادعای مقامات عالیه عرفان ، به شدت سیگار استعمال می کردند از قول علامه طهرانی پاسخ داده که ایشان فرموده :

    👈( آنها ضررش را مثل الآن نمی دانستند و گرنه حرام است )👉

✔️سپس آقای همدانی ، نظر علامه را اینگونه نقد و رد نموده :

( چون طریق علم و اطلاع اولیای الهی بر مفاسد و مصالح احکام صرفا طریق ظاهر و أدلّۀ ظاهری نیست که این امر از مبانی فقهی مرحوم علامه است بنابراین دیگر وجهی نمی ماند تا گفته شود آنها ضررش را نمی دانستند چون ندانستن یعنی جهل ، که آن با ولایت سازگار نیست . پس ندانستن آنها فقط جنبه ظاهری و فقهی قضیه را درست می کند نه باطنی آنان را و الا نباید دیگر فرقی بین عالِمِ عارف با عالِمِ غیرِ عارف باشد ! )


✔️ نامبرده در ادامه می گوید :

( چون واقعا ضرر داشتن دخانیات بر اولیای الهی در آن زمان به جهتِ عدم اشرافِ کامل و عدمِ جامعیت در ولایت ، مخفی بوده ، پس در استعمالِ دخانیات ، مرتکبِ حرام شرعی و گناه نشدند 👈 بلکه مرتکب خطای رتبی شده اند 👉 )

✔️مشارالیه سپس اینگونه نتیجه می گیرد :

 ( بنابراین استعمال دخانیات از ناحیه اولیاء الهی ، نقصی است که ما این نقص را در معصوم نمی بینیم 👈 حتی این نقص را در عرفای جامع تر نمی بینیم ، اصلا روی همین مبنا بود که مرحوم حداد نسبت به مرحوم سیدنا الاستاد می فرمودند : بعد از معصوم تا به امروز جامع تر از آسید محمد حسین نیامده 👉 . و جالب آنکه در همان موقعی که امثال علامه طباطبایی و مرحوم حداد مصرف سیگار داشتند ، مرحوم علامه طهرانی آن را ممنوع می دانستند که این منع ، از جامعیت و اشرافِ باطنی ایشان نشأت می گرفته است . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

اینکه آقای محمد شاهرخ همدانی استعمال دخانیات و سیگار را دال بر وجود نقصِ رُتبیِ مشایخِ عرفان می داند ، مطلب درستی است . لیکن تحریمِ سیگار و دخانیات توسط علامه طهرانی نیز هرگز دلیل برتری رتبه ایشان نسبت به سایر مشایخ عرفان نمی باشد ، تا چه رسد به آنکه نامبرده تالی تِلوِ معصوم ، محسوب شود . البته از امثالِ مرحوم حداد که مقام خودش را از جبرئیل برتر و هم ردیف پیامبر (ص) می داند ، استبعادی ندارد که شاگردش را تالی تِلوِ معصوم معرفی نماید .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴 لزوم رعایت آداب شرع و ترک شبهات برای مشایخ عرفان :

قاعده ی ( حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَیِّئَاتُ الْمُقَرَّبِین ) در عرفان ایجاب می نماید که :

اکابر عرفان و تصوف و کسانی که داعیه ی هادی طریق بودن را دارند ، بیش از دیگران نسبت به رعایتِ آداب شرعِ مقدس و اجتنابِ از محرمات ، ترک مکروهات و حتی پرهیز از شبهات ، التزام عملی داشته باشند . این مسئله به قدری حائز اهمیت است که علمای سلوک ، ترک ادب را نشانه ی عدم صلاحیت مُراد برای تصدی هدایتِ سالکانِ طریق می دانند .

بعنوان نمونه :

✔️ عطار نیشابوری در کتاب تذکرة الاولیاء و احوال بایزید بسطامی می گوید :

نقل است که بایزید بسطامی را نشان دادند که در فلان جا ، یکی از اکابر بزرگ صوفیه زندگی می کند .  بایزید از  راه دور به دیدن او رفت . چون نزدیک او رسید ، آن پیر را دید که آبِ دهان سوی قبله انداخت . در حال ، بایزید بازگشت و گفت : اگر او را در طریقت ، منزلتی بود ، کاری مخالفِ شریعت از او سر نمی زد .

 👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 در نقل دیگر اینگونه آمده که بایزید گفت :

چون آن شیخ آب دهان به صحنِ مسجد انداخت ، بخاطر این ترکِ ادب ، او را مُهتدی و شایسته پیروی نیافتم .

✔️ دلبستگی اغلب اکابر عرفان و تصوف به استعمال دخانیات و مشتقات آن به قدری است که یکی از اکابر عرفای معاصر ( که به دلایلی از بردن نام ایشان معذوریم ) می گوید :

👈 خداوندا از دنیای من به جز این قلیان و سیگار ، هر چه را می خواهی بگیر .😳👉 و همیچنین مدعی شده که در عالم مکاشفه ، ضرر استعمال دخانیات را از او برداشته اند .


نتیجه و جمع بندی :

✔️ استعمال دخانیات و مشتقات آن از نظر اغلب فقهای عظام ، حرام و حتی برخی از عرفای معاصر مانند : علامه طهرانی نیز استعمال دخانیات را حرام می داند . لیکن مشایخ عرفان و تصوف در این زمینه عملاً دچار رفتاری متناقض و پارادوکسیکال نسبت به قاعده ی ( حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَیِّئَاتُ الْمُقَرَّبِین ) گردیده اند . آنان مدعی هستند که بسیاری از امور مباح و یا شبهه انگیز را که برای عوام و حتی ابرار ، جایز است ، برای آنها بخاطر مقام شامخ عرفانی که دارند ، حکم گناه و سیّئه را دارد .

👈اما وقتی پای دخانیات به میان می آید به یکباره قاعده مزبور برای آنها حکم ثانویه یافته و استعمال دخانیات که برای عوام ، حکم سیّئه و یا شبهه ناک را داشت ، برای آنها حُکمِ ( حَسَناتُ الْمُقَرَّبِین ) را پیدا می کند و این خود از عجایبِ عرفان و تصوف می باشد .

✔️ بی چاره مریدانی که در این فضای وهم آلود و دوانگیز خانقاه ، دلخوش به شنیدن تُرَّهاتِ مشایخ خود نشسته و لابد از کیمیای نظر چنین اشخاصی ، توقعِ نشستن همای سعادت بر بامِ خویش را در سر می پرورانند .

✔️افسوس که عده ای با هدفِ جذب جوانان پاک طینت و دوستدار معنویت ، اقدام به ترویج کراماتِ ساختگی اکابر تصوف می نمایند و آنان را تابوئی دست نیافتنی و غیر قابلِ نقد معرفی نموده و اینگونه القاء می کنند که در مقابلِ آنها چاره ای جز تسلیم محض بودن ، وجود ندارد .

    قربانِ جهانی كه در آن جنگ نباشد
    پيوسته به پا خار و به سر ، سنگ نباشد

    باهم نه ستيزند سپيدان و سياهان
    دعوا سَرِ نام و نَسَب و  رنگ نباشد

     در باغِ وفا ، مرغِ بد آواز نيابيم
     در بزمِ صفا ، سازِ بد آهنگ نباشد

    ایام به دستِ دو سه گمراه نیفتد
    از دستِ دلی سنگ ، دلی تنگ نباشد


🔘برگرفته از دروس نقد تصوف سید رضا نوعی ( حکیم )


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 7

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 284
  • کل نظرات : 74
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 14
  • آی پی امروز : 74
  • آی پی دیروز : 126
  • بازدید امروز : 1,133
  • باردید دیروز : 1,060
  • گوگل امروز : 411
  • گوگل دیروز : 93
  • بازدید هفته : 2,193
  • بازدید ماه : 16,063
  • بازدید سال : 16,063
  • بازدید کلی : 980,158