close
تبلیغات در اینترنت
شرح حدیث سلسلة الذهب

پیام شیعه | Shia

شرح حدیث سلسلة الذهب


امروز : دوشنبه 31 اردیبهشت 1397

Translate Website to ArabicTranslate Website to EnglishTranslate Website to GermanTranslate Website to TurkishTranslate Website to SpanishTranslate Website to KoreanTranslate Website

کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )

کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )

شرح حدیث سلسلة الذهب

شرح حدیث سلسلة الذهب

stickerحدیث سِلسِلَةُ الذَّهَب از نظر شیعه و اهل سنت :

stickerحدیث سِلسِلَةُ الذَّهَب از احادیثِ قُدسی است که از طریق شیعه و اهل سنت ، متواتراً ، روایت شده است .

با توجه به اهمیت این حدیث و اتفاق نظر شیعه و سنی نسبت به آن ، ابتدا اصل حدیث را از طریق شیعه و سپس ، آنرا از طریق اهل سنت ، نقل نموده و نهایتاً به شرح و تفسیر آن خواهیم پرداخته و نظریه ی اختصاصی خود را که برگرفته از آموزه های عمیق مکتب ولائی و معرفتی اهل بیت (ع) را مطرح می نمائیم :

stickerحدیث سِلسِلَةُ الذَّهَب ،حدیثِ قُدسی منقول از امام رضا(ع) در باب توحید و شروط آن می باشد که امام رضا(ع) این حدیث را هنگام عبور از نیشابور به طرفِ مَرو بیان فرموده اند. راویان این حدیث ،همگی امامانِ معصوم‌اند تا به پیامبر(ص) و سرانجام به خداوند می‌رسد. به همین دلیل این حدیث را «سِلسِلَةُ الذَّهب» به معنای «زنجیره ی زَرّین» توصیف کرده‌اند.

طبق برخی گزارش‌ها، همزمان با نقل این حدیث، بیش از بیست هزار نفر آن را مکتوب کرده اند.

الف : دو حدیث تحت عنوانِ سِلسِلَةُ الذَّهَب وارد شده که قبل از شروع به بحث تفسیری خود ، آن دو حدیث را نقل می نمائیم :

1-حدیث اول :

إسحاق بن راهوَیه گوید:

لمّا وافی أبُو الحَسَنِ الرِّضا(ع) بِنَیشابورَ و أرادَ أن یخرُجَ مِنها إلَی المَأمونِ اجتَمَعَ إلَیهِ أصحابُ الحَدیثِ، فَقالوا لَهُ: یابنَ رَسولِ اللّهِ، تَرحَلُ عَنّا و لا تُحَدِّثُنابِحَدیثٍ فَنَستَفیدَهُ مِنک؟! و کانَ قَد قَعَدَ فِی العُمارِیةِ، فَأَطلَعَ رَأسَهُ و قالَ: سَمِعتُ أبی موسَی بنَ جَعفَرٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی جَعفَرَ ابنَ مُحَمَّدٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی مُحَمَّدَ بنَ عَلِی یقولُ: سَمِعتُ أبی عَلِی بنَ الحُسَینِ یقولُ: سَمِعتُ أبِی الحُسَینَ بنَ عَلِی بنِ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ أبی أمیرَ المُؤمِنینَ عَلِی بنَ أبی طالِبٍ یقولُ: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ(ص) یقولُ: سَمِعتُ جَبرَئیلَ یقولُ: سَمِعتُ اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ یقولُ:

(( کلمة لا إلهَ إلَّا اللّهُ حِصنِی، فَمَن دَخَلَ حِصنِی أَمِنَ مِن عَذابی. قالَ: فَلَمّا مَرَّتِ الرّاحِلَةُ نادانا : بِشُروطِهَا، وَ أنَا مِن شُروطِهَا ))

ترجمه : هنگامی که ابوالحسن الرضا(ع) به نیشابور رسید و خواست که آن جا را به قصد رفتن نزد مأمون ترک گوید، راویان حدیث، گردش را گرفتند و عرض کردند: ای پسر پیامبر خدا، از پیش ما می روی و برایمان حدیثی که از محضرتان فیضی بریم، نمی گویی؟! حضرت که در کجاوه نشسته بود سرش را بیرون آورد و فرمود: از پدرم، موسی بن جعفر شنیدم که می فرماید: از پدرم، جعفر بن محمّد شنیدم که می فرماید: از پدرم، محمّد بن علی شنیدم که می فرماید: از پدرم، علی بن الحسین شنیدم که می فرماید: از پدرم، حسین بن علی بن ابی طالب شنیدم که می فرماید: از پدرم، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب شنیدم که می فرماید: از رسول خدا(ص) شنیدم که می فرماید: از جبرئیل شنیدم که می فرماید: از خداوند جلّ جلاله شنیدم که می فرماید:

(( لا اله الا اللّه حصار من است و هرکس وارد حصار من شود از عذابم در امان است. ))

اسحاق می گوید: چون شتر به راه افتاد sticker... ، آن حضرت با صدای بلند به ما فرمود:

sticker(( اما این شرطهایی دارد و من از شرطهای آن هستم.))sticker

(( توحید صدوق ( ص 25 ) ، عیون اخبار الرضا ( ص 135 ) ، بحارالانوار( جلد ۴۹، ص ۱۲۶، ح ۳ ) . ))

2-حدیث دوم:

شرح حدیث سلسلة الذهب

sticker(( يقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي. ( اَمِنَ مِن عَذابِی ) . ))

ترجمه : خداوند جل جلاله می‌فرماید: ولایت علی ابن ابیطالب دژ و قلعه ی محکمِ من است، پس هرکس که در دژ و قلعه ی من وارد شود از عذابم در امان است.

(( امالی صدوق ، ص۲۳۵))

روایت اخیر را نیز اغلب محدثان اهل سنت از جمله حاکم حسکانی در کتاب شواهد التنزيل لقواعد التفضيل‏[ص 170] و شعیری در کتاب جامع الأخبار[ چاپ نجف ص 14] نیز نقل کرده‌اند .

اغلب محدثان اهل سنت ، هر دو روایتِ سِلسِلَةُ الذَّهَب را که نقل کردیم ، روایت نموده اند ، اما متأسفانه بخش پایانی حدیث «... اَلا بشروطها و أنا مِنْ شروطها»؛ را نقل نکرده اند ️ ...

لیکن برخی از محدثان و علمای مُنصف ، از برادران اهل سنت ، حدیث اول را با جمله ی پایانی آن نقل نموده اند  ،که از جمله ی آنها ، قاضى بهجت اَفندى شافعى (1350 ه . ق . ) و محمّد خواجه پارساى بخارى حنفى (822 ق ) می باشند .

stickerاکنون حدیث مزبور را بنا به نقل خواجه ، ذیلاً می آوریم :

عن أبی الصلت عبدالسلام بن صالح بن سلیمان الهروی قال: كنت مع علی الرضا(رض) حین خرج مِنْ نیشابور و هو راكب بغلته الشهباء، ... قال: « لقد حدّثنی أبی موسى، عن أبیه جعفر، عن أبیه محمّد، عن أبیه علی، عن أبیه الحسین، عن أبیه علی بن أبی طالب(رض)، عن رسول‏الله صلی الله علیه وآله وسلم أنّه قال: سمعت جبرائیل علیه السلام یقول: سمعت الله جل جلاله یقول: «إنّی أنا الله‏ لا إله إلاّ أنا فاعبدونی؛ مَن جاء بشهاده اَنْ لا إله إلاّ الله‏ بالإخلاص دَخَلَ حصنی، فمن دخل حصنی اَمِنَ من عذابی». و فی روایه، فلمّا مرّت الراحله نادانا: (( اَلا بشروطها وأنا من شروطها)) .

sticker قیل: مِنْ شروطها الإقرار بأنّهُ إمام مُفتَرضُ الطّاعَه .

ترجمه : از اباصلت نقل است كه گفت: هنگامى كه على [بن موسی] الرضا سوار بر استرى خاكسترى مایل به سیاه، از نیشابور خارج مى‏شد همراهش بودم كه در این هنگام احمد بن حرب و یحیى بن یحیى و اسحاق بن راهویه و تعدادى دانشمند، لگام استرش را گرفتند و عرضه داشتند: اى فرزند رسول خدا! به حق پدران پاكت، حدیثى براى ما روایت كن كه آن را از پدرت [و او] از پدرانش شنیده‏اى. پس سر مباركش را از کجاوه بیرون آورد و فرمود: پدرم موسى، از پدرش جعفر، از پدرش محمّد، از پدرش على، از پدرش حسین، از پدرش على بن ابى‏طالب، از رسول خدا روایت كرد كه فرمود: از جبرئیل شنیدم كه مى‏گفت: از خداوند شنیدم كه مى‏فرمود: به راستى كه من خداوندم؛ خدایى جز من نیست؛ پس مرا بپرستید. هركه با شهادت و گواهى مخلصانه به لا اله الاّ الله‏ بیاید، در دِژ و قلعه ی من وارد مى‏شود و هركه در دِژ و قلعه ی من ،  داخل شود از عذابم در امان مى‏ماند.

stickerو در روایتى چون كاروان حركت كرد، به ما فرمود: «آگاه باشید، شروطى دارد و من از شروط آن هستم». گفته شده است: از شروطِ كلمه ی اخلاص، اقرارِ به واجب بودن اطاعت از امام  است .

 (( قندوزی، ینابیع الموده، 3/168 - سبط بن جوزى، تذکره الخواص،ص 315 - محمد بن سلامه قضاعی، مسند الشهاب ج 2، ص 323، - مُناوی ، فیض القدیر ج4، ص 489))

stickerتبصره :

(1) - از احمد بن حنبل که یکی از رؤسای اربعه ی فقه اهل سنت است درباره اثرات شفا بخش این روایت نقل شده است؛: لو قُرئ هذا الإسناد على مجنون لأفاق. 

یعنی : اگر این اسناد بر دیوانه ‏اى خوانده شود، هرآینه عاقل مى‏شود.

))ابن حجر هیثمی، الصواعق المحرقه، 2/594 و 595 )) ((شبلنجی، نورالأبصار، 236 ))

stickerدر این خصوص باید گفت :

stickerیا علی :

آنکس که ترا شناخت ، جان را چه کند

فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی

دیوانه ی تو  ، هر دو جهان را چه کند

(2) - سیوطى شافعى ،حدیثِ حِصن را صحیح دانسته و مى‏گوید: «حدیثٌ صحیح» (سیوطی، الجامع الصغیر، 376)

stickerب : (( شرح حدیث سلسلة الذهب توسط حیکم )):

حِصن : در لغت به معنای دِژ، قلعه و جای محکم است؛ یعنی جایی که در اثرِ ارتفاع و مستحکم بودنش، نمی‌توان به آن دست یافت.

کلمه : در قرآن به معانی مختلفی بکار رفته که یکی از موارد استعمال آن ، ( انسانِ کامل ) است .

stickerبعنوان نمونه :

((1)) : در آیه ی ذیل به حضرت مسیح ، کلمةُ الله ، اطلاق شده :

إنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ (171 النساء)

((2)): در مواردی هم ، از ائمه ی اطهار (ع ) ، به کلمات ، کَلِمَةً التقوی ، كَلِمَةً بَاقِيَةً ، كَلِمَةُ اللَّه ، كَلِمَةً طَيِّبَةً  و... یاد شده که به آیات مربوطه ذیلاً اشاره می گردد :

) وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٤٠ التوبة)

در آیه ی فوق ، نمی گوید الله دارای عُلُوّ و برتری است بلکه می فرماید : کلمه ی خدا ، یعنی حضرت رسول(  ص ) ، والا و برتر است ، چرا ؟ چون ( وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ) .

) وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (٢٨زخرف)

در این آیه نیز منظور از كَلِمَةً بَاقِيَةً ، زهرا ( س ) و امامان معصوم می باشند که در مباحث گذشته ( در همین کانال) با ذکر دلایل علمی و نقلی ، توضیح داده شد.

کلمةً باقیةً ، با ابجد کبیر می شود (213) که برابر است با ( زهرا ) یعنی امامان معصوم که کلمه ی باقیه ای پس از ابراهیم هستند همگی از نسلِ زهرای مرضیه (س) می باشند .

) فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا (26 فتح)

کلمه ی تقوائیکه خداوند ، مومنین را به التزام و پیروی از آن امر نموده ، امامان معصوم (ع ) می باشند . کما اینکه در يکي از خطبه هاي پيامبر مي خوانيم نَحنُ کلِمَةُ التَّقوي و سَبيلَ الهُدي  .

(( نور الثقلين ج5 ص73  ، تفسير نمونه ج22 ص96))

) فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (٣٧ بقره)

در آیه ی فوق نیز منظور از ( کلمات ) که آدم (ع) بوسیله ی آن توبه کرد ، پنج تن آل عبا (ع) می باشند که البته فقط اعتقاد شیعه این نیست بلکه بعضاً از طریق اهل سنت نیز به آن اذعان گردیده :

stickerبعنوان مثال :

جلال الدّین سیوطی در تفسیر «الدّر المنثور – التفسیر بالمأثور، ص 324» در این باره آورده است که :

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

حضرت آدم خدا را صدا زد بحقِّ محمد، و علی، و فاطمه، و حسن، و حسین که توبه مرا بپذیر ، پس بعد از آن خداوند توبه حضرت آدم علیه السلام را پذیرفت.

stickerنکته ی معرفتی : کلمه ،بر اساسِ ابجدِ کبیر ،برابر است با عدد( 95 ) که اگر عدد 5 را با 9 جمع کنیم می شود (14) .

) أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ (٢٤ ابراهيم)

انسان کامل، انبیاء ،بالاخص پیامبر (ص) ، امامان معصوم  و نیز شیعیانِ علی (ع) می باشند که به شجره ی طیّبه ( تنه ، ساقه ، برگ و میوه ی) آن ، تشبیه گردیده اند.

سوگند که درگاهِ علی ،حِصنِ حَصین است

تا بوده همین بوده و تا هست همین است

stickerج : جمع بندی و تفسیر نهائی حکیم از حدیث :            

(1)- عمدتاً حدیث را اینگونه معنا کرده اند که ( لا اله الا الله ) و بعبارت دیگر، اعتقاد به توحید ، قلعه ی مُحکمِ خداست  و شرطِ  تَشَرُّف به این دژ و قلعه ی توحید ، امامت و ولایت می باشد .

(2)- علیرغم اینکه تفسیر فوق را صحیح می دانم ، لیکن حدیث مزبور ، معنای دقیقتری دارد که با عنایت به مقدمات مطروحه ی فوق ، آن معنی و تفسیر عمیق تر این است که :

منظور از لا اله الا الله ( توحید است ) ، ولی مقصود از ( کلمه ی لا اله الا الله ) انسانِ توحیدی و مُوَحِّد ( یعنی امامِ معصوم ) می باشد ، در حدیثِ قُدسی و شریفِ سلسلة الذهب نیز، خداوند سبحان نفرموده : لا اله الا الله ( توحید ) ، قلعه ی مُحکم من است ، بلکه فرموده :( کلمه ی ) لا اله الا الله ، ( که انسان توحیدی و امامِ معصوم است) ، قلعه ی مُحکم و حِصنِ حَصینِ من است .

(( بنابراین نه تنها ، شرطِ ورود به قلعه ی توحید ، امامِ معصوم است ، بلکه ، کلمه ی لا اله الا الله و ( قلعه ی توحید ) نیز امام می باشد . یا بعبارت دیگر، اولاً  امام ، خودش کلمه ی لا اله الا الله و قلعه ی توحید بوده و ثانیاً چون واسطه ی فیض است ، لذا ورودِ به این قلعه ی توحید  نیز مشروط به  ولایتِ او  می باشد. ))

stickerبا توجه به صعبِ مُستصعب بودن موضوع ، در مقام توضیح بیشتر آن برآمده و می گوئیم :

(الف) : ( لا اله الا الله ) نمادی برای توحید می باشد .

( ب ): ( کلمه ی لا اله الا الله) کنایه از انسانِ توحیدی و مُوَحِّد ( یعنی امامِ معصوم ) می باشد که در این حدیث بعنوان قلعه ی مُستحکمِ خدا و ملاکِ امان از عذابِ الهی  معرفی گردیده است .

( ج ) : امامِ معصوم دو نقشِ اساسی را ایفاء می کند ، اولاً خودش قلعه ی مُستحکم توحید و پناهگاهِ اَمن( کهفَ الوَری ) بوده و ثانیاً ورودِ به این دژِ محکم نیز مَشروط به قبولِ ولایتِ آنها و بمنزله ی اِذنِ دخول در این حَرَم و حَریمِ اَمن می باشد.

اینکه در قرآن دستور داده شده که : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاَ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاَّ أَنْ يُؤْذَنَ لَکُمْ ...﴿الأحزاب‏، 53﴾

تأکید به رعایتِ همین ادبِ ولائی است ، یعنی تنها با قبول ولایت است که به انسانِ مومن ، اجازه ی ورود به حریم ولایت داده می شود . نه اینکه بی اجازه هم می توان وارد شد ولی بهتر است اجازه بگیرید ،بلکه منظور این است که بدون اجازه ( قبول ولایت) ، اصلاً نمی توانید واردِ حَرَمِ امنِ الهی که حریمِ ولایتِ آنهاست ، بشوید .

( د ) : استبعادی ندارد که انسانِ کامل و امامِ معصوم را بعنوان قلعه ، دژ و حِصنِ حَصین (مستحکم ) معنا کنیم ، کما اینکه امیرالمومنین ( ع ) در مورد سربازانِ دلیرِ اسلام نیز، در نامه 53 نهج البلاغه تعبیر به ( حُصونُ الرَّعیِّه ) نموده اند:

الجُنُوُد بِإذنِ اللَّهِ حُصُونُ الرَّعيَّةِ وَ زَينُ الوُلاةِ وَ عِزُّالدِّينِ وَ سُبُلُ الأَمنِ وَ لَيسَ تَقُومُ الرَّعِيِّةُ إلّا بِهِم .

طبق آنچه توضیح داده شد ، بین دو حدیثِ سِلسِلَةُ الذَّهَب که اولی ، کلمه ی لا اله الا الله را قلعه ی محکم و حدیثِ دوم  ، ولایتِ علی (ع) را بعنوان قلعه ی مُستحکمِ خدا معرفی می کرد ، بنحو شایسته ای جمع نمودیم ، بدین نحو که کلمه ی لا اله الا الله ، اشاره به ولایت کلی ائمه ی اطهار (ع) دارد و ولایت علی (ع) نیز نمونه ی بارزِ آن و مصداقِ اعلای آن می باشد.

مطلبِ دیگر اینکه : امام ، واسطه ی فیض به همه ی عوالم هستی است که به همین دلیل ، برخورداری از هر خیر و کمالی ، مشروط به ولایت ایشان و از رهگذر خاکِ سَرِ کوی آنان می باشد .

stickerبه قول حافظ :

از رهگذر خاکِ سَرِ کوی شما بود

هر نافه که در دست نسیمِ سحر افتاد

sticker(( بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری‌ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرضُ و السَّماء  ))

stickerیا صاحب الزمان (عج) :

چون چشمِ تو دل می‌بَرَد از گوشه نشینان

دنبالِ تو بودن گُنَه از جانبِ ما نیست

روی تو مگر آینه ی لطفِ الهیست

حقا که چنین است و در این روی و ریا  نیست

باز آی که بی روی تو ای شمعِ دل افروز

در بزمِ حریفان اثرِ نور و صَفا  نیست

sticker(( برگرفته از دروس شرح الحدیث توسط سید رضا نوعی ، متخلص به حکیم ))sticker

امضاي حکيم

دسته بندي: شرح احادیث و ادعیه,شرح احادیث,

برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,

ارسال نظر

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:):(;):D;)):X:?:P:*=((:O@};-:B/:):S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟[حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

به دليل بروز بودن سايت لطفا از صفحات ديگر هم ديدن کنيد

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد

فان بروز متفاوت ترین سایت تفریحی آموزشی
پرسش از حکیم در تلگرام