loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

نقدی بر یگانه انگاری هفت خوان رستم با هفت شهر عشق

سید رضا نوعی پنجشنبه 16 اردیبهشت 1400 تعداد بازدید : 6375 نظرات ( 0 )

🔴تحلیلی انتقادی از رویکرد عرفانی به هفت خوان رستم

✍️رویکرد عرفانی به هفت خوان رستم و یگانه انگاری آن با هفت شهر عشق ، ناشی از خلط میان میدانِ حماسه ( جهاد اصغر ) با میادین و منازلِ سلوک الی الله  ( جهاد اکبر ) در عرفان می باشد . در این مقاله ، دیدگاه مزبور با تحلیلی انتقادی به چالش کشیده شده است .

🔴تحلیل انتقادی از هفت خوان رستم :

خان اول :

هیچ اقدام پهلوان منشانه ای از رستم مشاهده نمی شود ، بلکه گور خری را خورده و با خیال راحت می خوابد و این رخشِ بی چاره است که شیر را به تنهایی از پا در می آورد .

خان دوم :

رستم از بیابانی گرم و خشک عبور نموده و باز هم  گور خری را خورده و سپس دوباره می خوابد . 

خان سوم :

رستم که گویا کسر خواب داشته ، در حال خواب است که اژدهایی ظاهر می شود ، رخش رستم را بیدار می کند و رستم ، رخش را تهدید می کند که اگر دوباره او را بیدار کند ، سرش را از تن جدا می سازد . نهایتا رخش با دیدن اژدها بی اعتنا به تهدید رستم ، او را از خواب بیدار می کند و این بار رستم متوجه اژدها شده و با کمک رخش او را می کشد .

تبصره : 

علامه حسن زاده آملی در کتاب نامه ها و برنامه ها (  ص 120 و 121 ) می فرماید :

(( ديدى كه در خوانِ سوم ، اژدها را كُشت ، بدانكه به قول عارف رومى : ( نفس اژدرهاست او كِى مُرده است  /  از غمِ بى آلتى افسرده است ) آرى بايد رستم بود زیرا جهادِ با نفس ، جهادِ اكبر است ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

نقد و بررسی :

1- کشتن اژدها در شاهنامه فقط مختص به رستم نیست ، بلکه منفورترین شخصیت های شاهنامه مانند گشتاسب و نیز اسفندیار ( در خوانِ سوم از هفت خوانش ) ، مبادرت به کُشتن اژدها نموده اند . آیا می توان کُشتنِ اژدها توسط شخصیت های منفی شاهنامه را نیز به عنوان کُشتنِ نفسِ اماره و پیروزی در میدانِ جهاد اکبر تلقّی نمود . ⁉️😳

2- اگر کشتن اژدها نشانه پیروزی در جهاد اکبر و غلبه بر هوای نفس می بود ، هرگز رستم در خوان بعدی ( خوان چهارم ) مبادرت به باده گساری و نوازندگی نمی کرد و از آن بدتر در مقابل زن از خود ضعف نشان نمی داد ، در خوان پنجم نیز گوش های دشتبان را به ناحق نمی برید و کشاورزانی که به یاری دشتبان آمده بودند را بی رحمانه به قتل نمی رساند .

3- در شعر مولانا ، نفس اماره به اژدها تشبیه شده زیرا منشاء همه صفات و اخلاق رذیله و اعمال زشت می باشد . لیکن اژدها در شاهنامه منشاء همه پلیدی ها نیست بلکه مظهر و نماد یکی از نیروهای اهریمنی است که موجب خشکسالی و قحطی می گردد . ناگفته نماند که اژدها در شاهنامه ، کاربرد مثبت نیز دارد کمااینکه این موجود مقدس بعنوان توتمِ اجداد کابلی رستم و نماد قدرتمندی است و بدین جهت درفش رستم با نقش اژدها آذین یافته است . 

خوان چهارم :

رستم به باده گساری و نواختن تنبور و آواز خواندن می پردازد که ناگهان چشمش به زنی زیبا افتاده و عنان از کف می دهد ، اما هنگامی که نام خداوند را بخاطر فراهم شدن بساط عیش و نوش ، به زبان می آورد ، روی آن زن ( جادوگر ) سیاه می گردد و رستم نیز متوجه می شود که این زنی که می خواسته از وی کامجویی کند ، جادوگر است ، لذا او را بی درنگ می کشد .   

تبصره :

علامه حسن زاده آملی در کتاب نامه ها و برنامه ها ( ص 120) درباره خوان چهارم می فرماید :

(( ديدى كه در خوان چهارم همين كه زن جادو ، نام خدا را شنيد روى او سياه شد با اينكه در آغاز براى فريفتن با رخسارى آراسته هويدا شد . ديدى كه چگونه نام خدا را شنيد رو برگردانيد . در تفسير سوره مباركه قل اعوذ برب الناس به عرض رساندم كه خناس صفت ديو وسواس است كه تا ياد خداوند متعال در بيت المعمور قلب ذاكر نزول اجلال فرمود و نام شريفش به زبان آمد ديو وسواس بازپس شود و خود را كنار مى كشد و روبر مى گرداند ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

نقد و برررسی

1- یکی از نقاط ضعف رستم در شاهنامه ، وادادن در برابر زنان زیبا می باشد ، رستم در سمنگان وقتی رخش را گم می کند ، تا پاسی از شب به می‌گساری پرداخته و مست لایعقل در بستر می افتد که تهمینه زیبا رو بصورت پنهانی به بالین او رفته و خودش را به او عرضه می کند ، مشروط به اینکه جای رخش را نشان دهد ، رستم نیز دست رد به سینه او نمی زند و زمینه تولد سهراب را فراهم می نماید .

✔️البته عده ای برای آنکه این نقطه ضعف رستم را ماست مالی کنند چند بیت را به شاهنامه الحاق نموده اند از جمله بیت زیر :

  بفرمود تا موبدی پرهنر
                   بیاید ، بخواهد وِرا از پدر

👈چگونه ممکن است رستمی که مست و لایعقل در بستر افتاده و زنی با زیبایی و دلفریبی تهمینه آنهم بصورت پنهانی بر بالین او حاضر شده و خودش را برای کامجویی در اختیار او بگذارد ، اما رستم با آن حالتِ مستی و در آن شرایط خاص ، بفکر خواستگاری و انجام عقد و ازدواج بیافتد و جالب تر آنکه این شب ، آنقدر طولانی است که رستم علیرغم همه ی این اتفاقات ، فرصت کافی داشته  تا تهمینه را به آرزویش برساند .😳

2-  شگفتا که نورانیت ذکر ( نام خدا ) ، فقط موجبِ روی گردانی دیو و روسیاهی زنِ جادوگر می گردد ، ولی این ذکر ، در نهادِ ذاکر ( رستم ) هیچگونه نورانیتی به همراه ندارد ، نه زشتی شرابخواری و نوازندگی و نه پلیدی کامجویی از یک زنِ زیبا در بیابان را برای رستم نمایان نمی سازد .😳

✔️ذکر نام خدا و شکر گذاری رستم نیز واقعی نیست ، بلکه برای فراهم شدن شراب و تنبور و زن زیبا برای کامجویی می باشد . این موضوع مثل آن است که شخصِ جنایتکاری وقتی شرایطِ ارتکاب به عملِ ناپسندی  آنهم برخلاف انتظار و به راحتی برایش فراهم شود و او خدا را برای این موهبت شکر کند 😳😁

✔️چگونه می توان باور نمود کسی که در خوان سوم ( اژدهای نفسِ اماره ) را کُشته و در میدان جهاد اکبر پیروز  گردیده ، در خوانِ بعدی براحتی مبادرت به شرابخواری و نوازندگی کرده و به محض اینکه چشمش به زنی زیبا می افتد ، خودش را آماده کامجویی از او نماید ⁉️💥😳

 ( در ادامه همین مقاله ، افراط در شرابخواری ،  شکم بارگی و سایر ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری او را بیشتر توضیح می دهیم ) 

خوان پنجم :

رستم به مزرعه ای سرسبز رسیده و رخش را برای چریدن در آن رهاکرده و خودش نیز می خوابد ، دشتبان بی چاره ای رستم را از خواب بیدار می کند که چرا رخش را رهاکرده ای که اینگونه مزرعه را نابود کند ؟ رستم نیز بی رحمانه ، هر دو گوش آن دشتبان را کنده و در کف دستش می گذارد . سپس یه کسانی که به عدالت خواهی و حمایت از دشتبان آمده اند حمله ور شده و آنها را نیز وحشیانه از دَمِ تیغ گذرانده و نهایتا اولاد را به اسارت می گیرد .

تبصره :

آیا به رستمی که نه تنها از دشتبان بخاطر از بین بردن مزرعه اش توسط رخش ، عذرخواهی نمی کند ، بلکه طلبکارانه و گستاخانه ، گوش های او را نیز می بُرَد ، می توان به دیده ی عارفی وارسته و یا انسان کاملی که پیروز میدان جهاد اکبر است نگریست ⁉️

خوان ششم :

مبارزه رستم با ارژنگ دیو است که بدون چالش خاصی این خوان را نیز پشت سر می گذارد .

خوان هفتم :

این خوان در هیچکدام از دست نوشته های معتبر شاهنامه بعنوان ( خوان ) نیامده بلکه تحت عنوان ( رزم رستم با دیو سپید ) از آن یاد شده ، در این خوان ، رستم با کُشتنِ دیوِ سپید و ریختنِ خونابه ی جگرِ او به چشمانِ کی کاووس و یارانش ، موجباتِ بینائی دیدگانِ کی کاووس و رهایی او از بند را فراهم می سازد . 

تبصره : 

علامه حسن زاده آملی در کتاب نامه ها و برنامه ها (  ص 121 ) می فرماید

بايد رستم بود ( زیرا جهاد با نفس ، جهاد اكبر است ) و با ديوان و جادوان جنگيد و از هفت خوان درگذشت تا نفس ، مطمئنه گردد و به خطابِ ( يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ) اِرْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً ، مُشرّف شود . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

نقد و بررسی : 

1- یگانه انگاری هفت خوان رستم با هفت شهر عشق و نیز پیروزی بر دیوان و جادوگران را عینا به منزله پیروزی بر نفس اماره تلقی کردن ، به دلایل پیش گفته با پارادایم شاهنامه ، غیر قابل انطباق می باشد . ضمن اینکه هفت خوان فقط به رستم اختصاص نداشته بلکه اسفندیار نیز که شخصیتی منفی است ، بسیار هوشمندانه تر و جسورانه تر از رستم ، موفق به گذر از هفت خوان می گردد . بدیهی است که بنحو اولی نمی توان او را صاحبِ نفس مطمئنه و پیروز در میدانِ جهادِ اکبر دانست . 

2- خصوصیات رستمِ شاهنامه و ضعف های او در حینِ عبور از هفت خوان و نیز ناهنجاری های اخلاقی و رفتاری او پس از آن ( که در ادامه به آنها اشاره می گردد ) با ویژگی های عارفی وارسته و یا انسان کاملی که صاحبِ نفس مطمئنه باشد ، از زمین تا آسمان تفاوت دارد . 

3- کی کاووس را نیز نمی توان به منزله نفس ناطقه ی دربندِ دیوِ هوا ، تلقی کرد که به دستِ رستم از چنگِ دیو هوای نفس رها شده و به نورانیت و بینائی رسیده باشد ، زیرا او نیز بعد از رهایی ، نه تنها دست از رفتار ناشاست خویش برنداشت ، بلکه ضمن شدت بخشی به خودکامگی و ظلم و جنایاتِ خویش ، بزرگترین ناسپاسی را نیز نسبت به ناجی خود یعنی رستم ، روا می دارد و تعمّداً نوش دارو را با تاخیر برای او ارسال می کند تا مبادا در آتی این پدر و پسر ( رستم و سهراب ) برای حکومتِ وی خطر ساز شوند .

4- عده ای کی کاووس را نماد عقل اسیر هوا ( دیو سپید ) دانسته اند ، که البته این نیز خطا است . زیرا رفتار کی کاووس چه قبل از اسارت به دست دیو سپید و چه بعد از آن ، همواره از روی بی خردی و بی تدبیری است ، آنچنان که گودرز او را شاه بی مغز و دیوانه توصیف نموده است :

 تو دانی که کاووس را مغز نیست
                به تندی سخن گفتنش نغز نیست

 به نزدیک آن شاه دیوانه شو 
                      وزین در سخن یاد کن نو به نو

 5- انسانِ کامل ، مظهرِ عدالت خواهی و عدالت پیشه گی است ، لیکن رستمِ شاهنامه در طول عمرش فقط جاده صاف کُنِ حاکمانِ ظالم و جور پیشه بوده و برای سلاطینِ سفاک و بی لیاقتی مانند کی کاووس و امثال او نقشِ (تاج بخش) را ایفاء می کند . آیا بهتر نبود که رستم به موازات نبرد با دشمنان خارجی ایران ، کمی از زور و بازو و مجاهدت های خویش را نیز صرفِ مبارزه ی عدالت خواهانه در مقابل اشخاصِ بی لیاقت و جنایتکاری همانند کی کاووس می نمود ⁉️

🔴می گُساری و شکم بارگی رستم در شاهنامه : 

در جای جای شاهنامه ، سخن از شرابخواری و باده گساری رستم به میان آمده ، همچنین او فردی شکم باره توصیف شده است . او هر بار یک گور خر را کباب کرده و یکجا می خورده و شراب را نیز نه با باده و جام ، بلکه با خُم می نوشیده که از باب نمونه ، به ذکر ملاقات رستم با بهمن می پردازیم :

رستم یک گورخر را کباب کرده و به بهمن تعارف می کند ، بهمن بسیار اندک از آن میل می کند ، رستم خودش تمامی آن گورخر را می خورد ، رستم از کم خوراکی بهمن تعجب کرده و زبان به تمسخر و طعن گشوده و می گوید تو با این خوراک اندک ، چگونه به هفت خوان رفتی و چطور توان جنگیدن داری ؟

بهمن در پاسخ به رستم می گوید : 

 بدو گفت بهمن که خسرو نژاد
 سخن‌گوی و بسیار خواره مباد

 خورش کم بود کوشش و جنگ بیش
 به کف بر نهیم آن زمان جان خویش

یعنی یاوه گویی و شکم بارگی ، در خور شأنِ شهریاران نیست ، ما کمتر می خوریم و تا سر حد جان می جنگیم .

رستم نیز باز با تمسخر خندیده و جام شرابی به بهمن تعارف می کند و می گوید :

 خندید رستم به آواز گفت
 که مردی نشاید ز مردان نهفت

 یکی جام زرین پر از باده کرد
 وزو یاد مردان آزاده کرد

 دگر جام بر دست بهمن نهاد
 که برگیر ازان کس که خواهی تو یاد

✔️ شراب در شاهنامه به همان مایه ی سُکر آور و مست کننده اطلاق می گردد ، لذا حتی اگر برخی بخواهند هم نمی توانند آن را به شرابِ عرفانی تأویل نمایند . اسفندیار در هفت خوانِ خویش با همین شراب ، گرگسار را مَست نموده و در حالِ مستی از او اطلاعات مورد نیاز خود را کسب می کند . بهرام گور نیز بخاطر همین مضراتِ شرابخواری ، خوردنِ آن را اینگونه تحریم می کند :

 رخ شهریار جهان زرد شد 
                                ز تیمار کبروی پر درد شد

 همان گه بر آمد ز درگه خروش
                          که‌ ای نامدارانِ با فَرّ و هوش

 حرام است مِی‌ در جهان سر به سر
                        اگر زیر دست است ، اگر نامور

🔴تفاوت سیمرغ در شاهنامه با سیمرغ در هفت شهر عشق :

1- در نگاه عرفا ، سیمرغ رمز جاودانگی و همانِ فرامن سالِک الی الله می باشد که تنها با عبور از من و نیل به مقام ( فنا ) می توان به آن رسید ، آن هم با این توجیه که همانند داستانِ مرغان در منطق الطیر عطار ، سی مرغِ نائل به مقام فنا ، متوجه می شوند که در حقیقت ، خودشان سیمرغ هستند . به عبارت دیگر سیمرغ ، نماد انسان کامل است که در نگاه وحدت وجودی ، مشخصه انسان کامل و یا حداقل عارف وارسته است . لیکن از این نکته نیز نباید غفلت ورزید که در پارادایم  پانتئیسم افراطی ، منظور از انسان کامل و در نگاه دیگر ( سیمرغ ) در حقیقت همان خداوند می باشد .

شهید مطهری در کتاب انسان کامل ( ص 126 ) می فرماید :

(( در این مکتب (عرفان و تصوف ) انسانِ کامل در آخر ، عینِ خدا می‌شود ، 👈اصلا انسانِ کاملِ حقیقی ، خودِ خداست 👉))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- سیمرغ در شاهنامه بر خلافِ نگاه عرفا ، به دست اسفندیار در خوان پنجم از هفت خوان ، کشته می شود . اگر چه در جریان شکست رستم  در جنگ با اسفندیار ، دوباره برای راهنمایی رستم نقش آفرینی می کند و فردوسی برای حل این پارادوکس ، ناچار از زبان سیمرغ به رستم می گوید که آن سیمرغی که قبلا به دست اسفندیار کشته شده ، جُفتِ او بوده است . 

🔴جنایات جنگی و ناهنجاری های رفتاری رستم در شاهنامه :

1- آنجا که اسفندیار شکست خورده و فرار می کند ، رستم به خرابی توران زمین پرداخته و سپاه او ،  پیران و جوانان را به قتل می‌رسانند و حتی زنان و کودکان را اسیر می‌گیرند :

 همه غارت و کشتن اندر گرفت
           همه بوم و بر دست بر سر گرفت

 ز توران زمین تا به سقلاب و روم 
                           ندیدند یک مرز آباد بوم

 همه سر بریدند بُرنا و پیر 
                  زن و کودکِ خُرد کردند اسیر

👈چگونه می توان عاملِ چنین جنایات و بیدادگری هایی را شایسته عنوانِ جهان پهلوانی دانست تا چه رسد به عارفی وارسته و انسانِ کامل پیروز در میدانِ جهاد اکبر و صاحبِ نفس مطمئنه .

2- رستم آنگاه که برای خون خواهی سیاووش نمی تواند به اسفندیار دست یابد ، فرزند بی گناه او بنام ( سرخه ) را به جای پدرش ، بی رحمانه سر بریده و سرنگون به دار می آویزد ، تنها با این توجیه که با نهادنِ داغِ او بر دلِ اسفندیار ، موجباتِ تشفی خاطرِ خود را فراهم سازد .

  گُنَه کرد در بَلخ آهنگری 
               به شوشتر زدند گردنِ مِسگری

3- فردوسی علاوه بر ضعف های فوق ، صفاتِ ناپسند دیگری را برای رستم ذکر نموده مانند : آز ، بی تدبیری ، دروغگویی ، پیمان شکنی و ... که بمنظور اجتناب از تطویل کلام ، پرداختن تفصیلی به آنها را به مجالی دیگر موکول می نمائیم .

🔴رستم در زبان عرفا و متصوفه :

همانطوریکه توضیح دادیم رستمِ شاهنامه و نیز هفت خوانِ او ، هرگز با انسانِ کامل و هفت شهر عشق ، قابل انطباق نیست ، اما قطع نظر از پارادایم شاهنامه ، اینکه نام عارف وارسته و یا انسان کامل را کسی بخواهد ( رستم ) بگذارد ، این تسمیه و کاربردِ استعاره ای با رستمِ شاهنامه صرفا اشترکِ لفظی خواهد داشت ، مانند :

1- سنایی که دیو سپید را استعاره و نمادِ نفسِ امّاره و رستم را نماد و استعاره مَردِ میدان جهاد اکبر دانسته :

 چون ولایتها گرفت اندر تَنَت دیوِ سپید
                     رستمِ راهی گر او را ضربتِ رستم زنی

2- مولانا نیز می گوید :

 طبلِ غَزا برآمد ، وز عشق لشگر آمد
                   كـو رستمِ سرآمد ؟ تا دست بـرگـشـايـد

3- حافظ می فرماید : 

 سوختم در چاهِ صبر از بهرِ آن ماهِ چگل 
                شاهِ تركان فارغ است از ما خدايا رستمی

4- سعدی می گوید : 

 رستمی باید که پیشانی کند با دیوِ نفس
                        گر بر او غالب شویم افراسیاب افکنده‌ایم

🔴نتیجه :

🔘انگیزه اصلی فردوسی از هفت خوان ، نائل آمدنِ رستم به افتخارِ جهان پهلوانی است ، نه عارف یا انسانِ کامل نشان دادنِ او ، کما اینکه در پایان هفت خوان ، می گوید :

  جهان پهلوانی به رستم سِپُرد 
                      همه روزگارِ بِهی زو شِمُرد

🔘حکیم طوس با تسلطی که به آموزه های قرآن و مبانی اسلام داشته ، به راحتی می توانست رستم را بعنوان یک عارفِ وارسته و یا انسانِ کامل ، معرفی نماید لیکن او در کنار صفاتِ برجسته و مثبتی که برای جهان پهلوان شاهنامه آورده ، از نقطه ضعف پهلوانان خویش و پاشنه ی آشیل آنان نیز غفلت نورزیده و بر این مبنا نه تنها برای رستم در تمامی دوران زندگی اش نقاطِ ضعف و ناهنجاری های رفتاری و اخلاقی ذکر نموده ، بلکه بعضا از زبانِ شخصیت های داستان ، زبان به نقد و تعریضِ او نیز گشوده است . 

🔘فردوسی هیچ گاه حقیقت را در پای احساساتِ ناسیونالیستی ذبح نکرده و فقط ایرانیان را واجد صفات نیک معرفی ننموده است ، بلکه در سپاه تورانیان نیز شخصیت های مثبتی را مانند ( اغریرث ) معرفی کرده ، لذا واقع نگری و نگاه منصفانه این بزرگ مرد ، شایسته و سزاوارِ هزاران آفرین می باشد .

🔵برگرفته از دروس نقد متون ادبی سید رضا نوعی ( حکیم )


امضاي حکيم

پروین اعتصامی مدافع کشف حجاب و طرفدار فمینیسم

سید رضا نوعی پنجشنبه 05 تیر 1399 تعداد بازدید : 11784 نظرات ( 1 )

sticker( پروین اعتصامی مدافعِ کشفِ حجاب و طرفدار فمینیسمِ سکولار ) ⁉️

✍️ فرمان کشف حجاب از سوی رضا خان به صورت رسمی در ( ۱۷ دی ۱۳۱۴ ) ابلاغ گردید ، این موضوع از سوی علمای اسلام و قاطبه مردم با مخالفت های جدی روبرو شد ، لیکن از همان ابتدا زنان روشنفکر مآبی مانند : صدیقه دولت آبادی ، زندخت شیرازی و خصوصاً پروین اعتصامی در جبهه ی موافقان سرسخت قانون بی حجابی از سوی رضا خان که نقشِ پدری با اقتدار را برای آنها ایفاء می کرد ، ظاهر شدند .


sticker پروین اعتصامی در اسفند 1314 و در حمایت از قانون کشف حجاب ، چکامه ای را با عنوان ( گنجِ عفت ) سرود که پاره ای از ابیات آن به شرح ذیل می باشد :

     زن در ایران ، پیش از این گویی که ایرانی نبود
     پیشه‌اش ، جز تیره‌روزی و پریشانی نبود

     زندگی و مرگش اندر کُنجِ عزلت می‌گذشت
     زن چه بود آن روزها ، گر زآن که زندانی نبود

     کس چو زن اندر سیاهی ، قرنها منزل نکرد
     کس چو زن در معبدِ سالوس ، قربانی نبود

     در عدالتخانه ی انصاف ، زن شاهد نداشت
     در دبستانِ فضیلت زن دبستانی نبود

     در قفس می‌آرمید و در قفس می‌داد جان
     در گلستان نام از این مرغِ گلستانی نبود

     عیبها را جامهٔ پرهیز پوشانده‌ است و بس
     جامهٔ عجب و هوی ، بهتر ز عریانی نبود

     چشم و دل را پرده می بایست ، اما از عفاف
     چادرِ پوسیده ، بنیادِ مسلمانی نبود

     خسروا ، دست توانای تو ، آسان کرد کار
     ورنه در این کارِ سخت ، امّیدِ آسانی نبود

     شَه نمی‌شد گر‌در این گمگشته کشتی ناخدای
     ساحلی پیدا از این دریای طوفانی نبود

👈 برای مشاهده مدرک ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

الف ) شعر فوق در اولین چاپ دیوان پروین و در زمان حیات خودش بطور کامل آمده لیکن توسط برادرش ( ابو الفتح اعتصامی ) در چاپ های بعدی دیوان او ، سه بیت آخر قصیده حذف و نام قصیده نیز به ( زن در ایران ) تغییر یافت .

ب ) پروین در چکامه مزبور و در بیت ( چشم و دل را پرده می بایست ، اما از عفاف / چادرِ پوسیده ، بنیادِ مسلمانی نبود ) به دو مسئله اشاره می کند :

(1) - حجاب بزرگترین عامل عقب ماندگی زنان و محرومیت آنها از علم و دانش و مانع اصلی در راه حضور آنان در عرصه های فرهنگی و اجتماعی می باشد فلذا از نظر او با پاینندی به عنصر ( عفاف ) ، نیازی به حجاب نیست . در صورتیکه مطابق آموزه های اسلام ، حجاب هرگز مانع علم آموزی و حضور زن در عرصه های اجتماعی نبوده بلکه آن را ثمره ی عفاف و بعنوان عاملِ مصونیت معرفی می کند نه محدودیت .

(2) - پروین با عبارت ( چادر پوسیده ، بنیاد مسلمانی نبود) ، چادر را بعنوان نماد حجاب و عفاف ، مورد تخطئه قرار داده است .

(3) - این شاعره شهیر در ابیات پایانی قصیده خود ، رضا خان را خسروئی می داند که حجاب بعنوان بزرگترین عامل عقب ماندگی زنان ایرانی ، به دست توانای او برداشته شده و در در بیت بعد نیز تصریح می کند که رضا خان بعنوان یک ناخدا ، کشتی طوفان زده ملت ایران را به ساحل رشد و تعالی رسانده است .

ج ) البته حمایت پروین از فرمان کشف حجابِ رضا خان ، محدود به سرودن قصیده مزبور نبوده بلکه او حمایت عمیق تر و بیشتر خود از این فرمان ننگین را با کنار گذاشتن حجابِ خویش ، عملاً به اثبات رساند و از آن پس فعالیت های علمی و اجتماعی خود را بدون حجاب ادامه داد . فلذا نگاه او به مسئله حجاب را می توان برگرفته از مبانی فمینیسم سکولار تلقی و ارزیابی نمود .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

sticker رویکرد افراطی پروین به آزادی زنان ، برگرفته از افکار انحرافی قاسم امین مصری است که توسط پدرش ( اعتصام الملک ) با آراء او آشنا شد . پدر پروین به شدت متاثر از دیدگاه قاسم امین بود ، بنحوی که کتاب ( تحریر المرأة ) او را با عنوانِ ( تربیت نسوان ) ترجمه و منتشر کرد .

sticker قاسم امین ، متفکری سکولار و طرفدار لیبرالیسم فرانسوی است و او را می توان از نخستین منادیان فمینیسم سکولار دانست ، نامبرده علم آموزی و حضور اجتماعی زنان را با حجاب ، دو موضوع کاملاً متضاد نشان می دهد لیکن ابتدا فقط رفع حجاب افراطی و نشان دادن دست و صورت و حضور زنان در اجتماع را کافی می داند ولی در ادامه ، به برداشتنِ کامل حجاب تاکید می کند . کما اینکه نوه اش در تجدید چاپ کتاب ( تحریر المرأة ) تصاویر زنانِ بی حجاب را بعنوان الگوی برگرفته از افکار قاسم امین ، ضمیمه کتاب مزبور نموده است .

👈 شاخصه­ هایی را که به نظر قاسم امین مصری ، بر تغییر وضعیتِ فرودستی زن تأثیر دارد ، عبارتند از :

1ـ الگو گرفتن از پیشرفت علمی

2ـ نگاه علمی داشتن به مسائل و مخالفت با سلطۀ مذهب (سکولاریسم)

3ـ مخالفت باطبقۀسرمایه­ دار

4ـ از­­بین­­رفتن حکومت استبدادی.

( بنابراین او مبارزه با نابرابری جنسیتی و فمینیسم را با سه عامل : سکولاریسم ، مبارزه با استبداد و رفع نابرابری اقتصادی ، تلفیق کرده است . )

📚(  تحریرالمرأة ، ص56-350 ، ص64-361 و ص367)

sticker عناصر فوق به وضوح در اشعار پروین اعتصامی ظهور یافته ، پروین از لحاظ تئوری و نیز در عمل ، کاملا پایبند به مبانی فکری قاسم امین و فمینیسم سکولار می باشد .

sticker پروین اعتصامی از لحاظ فکری به حزب رنجبران ایران نیز تا حدودی گرایش دارد وحتی تحت تاثیر مبانی فکری آنها ، قصیده ( ای رنجبر ) را سروده که برخی از ابیات آن به شرح ذیل می باشد :

     تا به کی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر
     ریختن از بهر نان از چهره آب ای رنجبر

     از حقوقِ پایمالِ خویشتن کن پرسشی
     چند می ترسی ز هر خان و جناب ای رنجبر

     مردم آنانند کز حکم و سیاست آگهند
     کارگر کارش غم است و اضطراب ای رنجبر


👈 برای مشاهده قصیده کامل ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

حزب رنجبران ایران یکی از احزاب چپ می باشد که از حزب رادیکال کمونیستی توده انشعاب داده و نماینده سیاسی طبقه کارگر ایران است .

sticker پروین اعتصامی در اواخر عمرش از سوی پهلوی اول با بی مهری مواجه شد ، ابتدا نشان سوم علمی که از سوی وزارت فرهنگ برای او ارسال شده بود را نوعی توهین به خویش تلقی کرده و آن را نپذیرفت و در ادامه نیز بنحوی از قبول مسئولیت تعلیم خاندان دربار پهلوی ، استنکاف ورزید . 

sticker نتیجه و تجزیه و تحلیل :

در مواجهه با افکار پروین اعتصامی ، عمدتاً سه رویکرد وجود دارد :

1- عده ای پروین را تا سر حد یک قدیسه و نمادی تمام عیار از زن مسلمان ، بالا برده اند ، بعنوان نمونه اخیرا در مراسم سالروز بزرگداشت وی ، یکی از شخصیت های ادبی ، در تجلیل از مقام پروین و توصیف او گفته :

( پروین اعتصامی نماد کاملِ زنِ مسلمانِ ایرانی است که در تنگنای روزگارِ خویش و در عصرِ هجمه ی دین‌زدایی هیچگاه روی از معنویت و باورهای انسانی و اسلامی برنتافت و چون دیگران تن به لباسِ تفکر غربی نپوشاند ) 😳

2- گروه دوم ، در مواجهه با آراء و نظرات پروین اعتصامی ، راه بی انصافی و تفریط را پیشه کرده و نبوغِ او در شعر تعلیمی و موضوعاتِ بسیار دلپذیر و آموزنده ی مواعظ ، نقدهای اجتماعی و تجلیل از کرامت زن ، عدالت اجتماعی و ... را در اشعار او نادیده گرفته و با کمال ناسپاسی این بانوی شهیر در عرصه ادبیات ایران را ( شاعرِ نخود و لوبیا ) نامیده و متقابلاً به تجلیل از شاعره ی دیگر بنام ( فروغ فرخ زاد )  پرداخته اند .

3 - گروه سوم ( که نگارنده نیز با آن ها هم عقیده است ) بر این باورند که گرایش به فمینیسمِ سکولار توسط پروین در مسائل مربوط به زنان و خصوصاً دفاع او از فرمان ننگینِ کشفِ حجابِ رضاخان و نیز به یک سو نهادنِ حجاب و پذیرش بی حجابی توسط مشارالیها ، به شدت مورد نقد و مغایر با آموزه های اسلام می باشد .

فلذا شایسته نیست که با فتوشاپ تصاویر وی و گذاشتن روسری بر سر او ، نامبرده را بعنوان شخصیتی تمام عیار و الگو و نمادی کامل برای یک زن مسلمان معرفی کرد ، نماد کامل و بی پیرایه برای زنان فقط حضرت زهرا ، حضرت خدیجه ، زینب کبری ، مریم ، آسیه ، فاطمه معصومه  ( سلام خدا بر ایشان باد ) می باشند .

👈در عین حال ، نبوع پروین اعتصامی در عرصه شعر تعلیمی و آموزه های ( اخلاقی ، حکمی ، مواعظ دلپذیر ، تکریم از مقام زن و مقام مادر ، لزوم ظلم ستیزی ) در اشعار او را نیز هرگز نباید نادیده انگاشت و در یک کلام می بایست نظر خود را بیشتر معطوف به نقاطِ مثبتِ شخصیتِ این شاعره ی مُکرّمه ، معطوف نموده و به ایشان بعنوان یکی از مفاخر و مشاهیر بزرگِ ایرانِ عزیزمان ، ارج نهاد .

stickerبرگرفته از دروس آسیب شناسی ادبیات معاصر سید رضا نوعی (حکیم )sticker


امضاي حکيم

قصیده ای که سعدی به خاطر سرودن آن شلاق خورد

سید رضا نوعی سه شنبه 26 آذر 1398 تعداد بازدید : 3463 نظرات ( 1 )

stickerقصیده ای که سعدی بخاطر سرودن آن شلاق خورد stickersticker

stickerهلاگو خان ( در سال 656 هجری قمری ) با فتح بغداد ، فرمانِ قتلِ حاکمِ عباسی ( مُستعصم ) را صادر نمود ، لیکن عده ای به او گفتند اگر خونِ حاکم اسلامی ریخته شود ، بلایی نازل خواهد شد . هلاگو نیز دستور داد مُستعصم را درونِ نَمَدِ بزرگی پیچانده و سپس آنقدر او را لگد مال کردند تا به هلاکت رسید . stickersticker

stickerاما این موضوع ظاهراً برای سعدی آنچنان ناخوشایند بود که در ماتمِ مرگِ خلیفه ی سفّاکِ عباسی ( مستعصم ) همانند طفلی مادر مُرده شیون نموده و در رثای او قصیده ای را با مَطلَعِ  زیر می سُراید که در تمام نسخه های دیوان او موجود است .

    آسمان را حق بُوَد گر خون ببارد بر زمین
    در عزای مُلکِ مُستعصم امیرالمؤمنین

   خونِ فرزندانِ عَمِّ مصطفی شد ریخته
   هم بر آن خاکی که سلطانان نهادندی جَبین

👈برای مشاهده ی تمام قصیده ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerدکتر ابراهیم باستانی پاریزی در ( گذر سعدی از آبادان ) می نویسد :

در اینکه قصیده ی مزبور را سعدی بعنوان مرثیه در رثای مستعصم سروده ، هیچ کس تردید ندارد لیکن مورخان گفته اند که خواجه نصیر بخاطر سرودن این قصیده ، دستور داد سعدی را شلاق زدند ، که بنظر من اصل ماجرا صحیح است کما اینکه مرحوم  جابری انصاری تصریح نموده که خواجه نصیر پس از شنیدن این قصیده ، سعدی را با زدنِ چوب ، تنبیه کرد . البته میرزا محمد تُنکابنی در کتابِ ( قصص العلماء ) شلاق خوردنِ سعدی را با اغراق ذکر نموده و گفته سعدی در اثر ضرباتِ شلاق و چوب از دنیا رفت ، که صحیح نیست زیرا سعدی در سال 692 هجری یعنی تقریباً 20سال پس از خواجه نصیر از دنیا رفته است .

📚(( آگهی شهان از جهان ج 2 ص 26)) ، (( قصص العلماء ص 924-925)) .

stickerمرحوم دکتر علی شریعتی در کتاب هبوط در کویر ( ص 765 ) ، از شاعران بی غیرتی که از راه مدیحه سُرایی درباریان ، ارتزاق می کنند انتقاد کرده و در ادامه سعدی را نیز به شدت مورد توبیخ و سرزنش قرار داده و می نویسد :

stickerخدا مرگت بدهد که مثلاً تو شاعر بزرگِ قرنِ هفتم هستی ، قرنی که مُغول از شرق و صلیبی ها از غرب ، این سرزمین را حمام خون کرده اند ، آنوقت تو با کمال بی دردی به توصیفِ فصلِ بهار پرداخته و سروده ای :

   درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
   جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید .

stickerمولوی نیز در مثنوی به استناد یک حدیثِ جعلی ، مدعی است که سلسله ی خلافت در خاندانِ عباس تا قیام قیامت مُستدام و پاینده است :

   آمده عبّاسِ حَرب از بهرِ کین                       
   بهرِ قَمعِ احمد و اِستیزِ  دین
                       
   گشته دین را تا قیامت پُشت و  رو                 
   در خلافت او و فرزندانِ او 
 

stickerدکتر زرین کوب ضمن تصریح به جعلی بودنِ حدیثی که مولانا در ابیات فوق بدان استناد نموده ، می گوید :

قطعاً مولوی نوشتن مثنوی را دو سال بعد از انقراضِ دولتِ بنی عباس یعنی در سال ( 658 هجری قمری ) آغاز نموده و ابیات مذکور بهترین گواه بر بی خبری او از انقراضِ سلسله ی بنی عباس می باشد .

📚((  زرین کوب ، سِرّ نی ، ج 1 فصل 18 ص 41  ))

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerبیش از 90% احادیثِ منقول در مثنوی جعلی و ساختگی است که حدیثِ فوق نیز نمونه ای بارز از آن است و جالب اینکه پارادیمِ فکری و سنگِ زیربنای جهان بینی مولوی و بطور کلی ( تصوف ) بر پایه ی همین احادیثِ جعلی می باشد .

👈 برای اطلاع بیشتر از احادیث جعلی مثنوی ، به بخش ( نقد عرفان و تصوف) همین وب سایت مراجعه نمائید.👉

stickerمولوی که مدعی است که فراتر از الهام ، همانند انبیاء به او نیز وحی می شود stickersticker، چگونه با گذشت دو سال از انقراض دولت بنی عباس ، فرشته ی وحی او را بی خبر گذاشته stickerو جالب تر اینکه چندین سال بعد نیز هیچگونه تجدید نظری در سروده ی خود که بی اساس بودنش به اثبات رسیده ، ننموده است .sticker

stickerسلسله ی ننگینِ بنی عباس بیش از چهار قرن ، بدترین ظلم ها را به مسلمانان و خصوصاً اهل بیت (ع) و شیعیان روا داشتند و جنایات آنها به مراتب بیشتر از خلفای بنی امیه می باشد کما اینکه تعداد زیادی از امامان معصوم (ع) به دستِ خلفای بنی عباس به شهادت رسیده اند و مسلماً منظور از شجره ی ملعونه در قرآن ، بنی امیه و مراد از شجره ی خبیثه ، خلفای عباسی می باشند .

stickerبرگرفته از تاریخ تحلیلی ادبیات ایران سید رضا نوعی ( حکیم )sticker
 


امضاي حکيم

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 292
  • کل نظرات : 96
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 39
  • آی پی امروز : 270
  • آی پی دیروز : 268
  • بازدید امروز : 1,507
  • باردید دیروز : 1,439
  • گوگل امروز : 75
  • گوگل دیروز : 95
  • بازدید هفته : 15,863
  • بازدید ماه : 55,720
  • بازدید سال : 424,906
  • بازدید کلی : 2,406,655