close
تبلیغات در اینترنت
نقد تصوف
loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

stickerمولوی در مثنوی می گوید ، رسول اکرم (ص) چند مرتبه قصد داشت با پائین انداختنِ خود از کوه ، خودکشی کند اما هر بار جبرئیل مانع می شدsticker sticker

    مصطفی را هجر چون بفراختی
    خویش را از کوه می‌انداختی

    تا بگفتی جبرئیلش هین مَکُن
    که ترا بس دولتست از اَمرِ کُن


stickerبدیع الزمان فروزانفر در کتاب شرح احادیث مثنوی ، آدرس حدیثی را که مولانا در ابیات فوق به آن استناد نموده را از کتاب دلائل النبوه آورده که طبق آن ، پیامبر (ص) در اوائل بعثت ، چون مدتی از نزول وحی خبری نشد ، دچار اندوه شد و چندین مرتبه قصد داشت خودش را از کوه پائین افکنده و خودکشی کند ولی هر بار جبرئیل ، سَرِ بِزنگاه می رسید و مانع می شد .

👈برای مشاهده ی اسناد ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘مولانا در اشعار فوق به قسمت آخر از حدیثی طولانی استناد کرده که بصورت واحد در منابع اهل سنت آمده و در صحیح بخاری نیز نقل شده است .

👈برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerاکنون به نظرات برخی از علماء و محدثان بزرگ اهل سنت ، در خصوص سند و محتوای حدیث مذکور می پردازیم :

🔘ابن حجر عسقلانی در شرحِ خود بر صحیح بخاری بنام ( فتح الباری ) ، می نویسد :
 
قسمت پایانی حدیثِ مذکور که به خودکشی پیامبر (ص) اشاره دارد ، جعلی و ساختگی است و آنرا یکی از راویان که از جاعلان حدیث می باشد به اصل روایت افزوده است .

👈برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘محمد ناصر الدین آلبانی که از بزرگترین محدثان اهل سنت و حتی مورد قبول وهابیون نیز می باشد در کتاب ( سلسه الاحادیث الضعیفه و الموضوعه ) در مورد سند حدیث مزبور می گوید :

این حدیث ، باطل و اسناد آن نیز جعلی است و راویان آن مانند : ( واقدی ، ابراهیم بن محمد و معمر ) از جاعلان حدیث و اهل تدلیس و کذب می باشند .

stickerآلبانی در کتاب دیگرش بنام ( فقه السیرة ) می گوید :

حدیث مذکور هم از نظر سند باطل و جعلی است و هم از لحاظ معنا با مقام شامخِ پیامبر (ص) و عصمتِ ایشان سازگار نیست که بخواهد خودکشی کند ؛ کما اینکه آن حضرت فرموده : هر کس با انداختن خود از کوه ، خودکشی کند ، به جهنم می افتد و دچار عذاب و خذلان ابدی می گردد .
sticker

👈 برای مشاهده ی اسناد ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘شربینی که از محقّقان اهل سنت و دشمنان سرسخت شیعه است در کتاب ( رَدِّ شبهات حول عصمة النبی ص ) می گوید :

قسمتِ الحاقی حدیث که خودکشی پیامبر (ص) را بیان کرده ، از لحاظ سند و متن ، صحیح نیست و با عصمت انبیاء نیز در تضاد است .

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘امام ابی محمد بن عاشور در تعلیقه ی خود بر حدیثِ مزبور در کتاب تفسیر ( الکشف و البیان )، از نسبت های ناروایی که در حدیث مزبور ( مانند شک در نبوت و اقدام به خودکشی ) ، ابراز شگفتی و تأسف نموده و از این اباطیل و گمراهی به خداوند پناه برده است .

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerحدیث مزبور به دلیلِ مغایرت با مبانی تشیّع ، در منابعِ شیعه نیامده و علامه طباطبایی (ره) نیز در تفسیر المیزان ( ج 20 ) می فرماید :

به این حدیث ، اشکال هائی وارد است ، چگونه ممکن است پایه ی نبوت آنقدر سست باشد که نیاز به شهادتِ یک مسیحی بنام ( ورقه ) باشد و اقدام به خودکشی پیامبر (ص) و تردید در نبوتش نیز با عصمت و مقام رفیع ایشان در تضاد است  .
 
👈برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerمولوی حدیثِ مزبور را علیرغم اینکه جعلی و مغایر با مبانی اهل سنت و شیعه بوده و موجبِ وهنِ مقامِ شامخِ پیامبر (ص) و خدشه به عصمت ایشان است را با دیده ی قبول نگریسته و با آب و تاب و عبارت پردازی شاعرانه به آن پرداخته است ، در صورتیکه درباره ی شمس تبریزی آن چنان اغراق می کند که مقام او را از انبیاء نیز بالاتر دانسته و گفته : ( اولیا و انبیا حیران شده در حضرتش ) و نیز می گوید با بردنِ نام شمس تبریزی می بایست سجده کردsticker sticker

 👈برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerآیا کتاب مثنوی را که مشتمل بر احادیثِ جعلی و مُهمَلاتِ فوق است را می توان ( اُصولُ اصولِ اصولِ الدّین ) دانستstickersticker

stickerبرگرفته از دروسِ نقدِ تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

sticker مثنوی مولوی یا کُلِکسیونِ احادیث جعلیsticker

stickerمولوی در ابیاتِ ذیل به حدیثِ ( کَلِّمِينِي يَا حُمَيْرَاء ) ، استناد نموده :

       مصطفی آمد که سازد همدمی

       کَلِّمِينی يَا حُمَيْرا ، کَلِّمی

          ***********

      آنک عالم مَستِ گفتش آمدی

      کَلِّمِينی يَا حُمَيْرا  می‌زدی

👈برای مشاهده ی تمام اشعار ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerبدیع الزمان فروزانفر در کتابِ ( شرح احادیث مثنوی ، ص 92 ، ردیف 155) تصریح نموده که حدیثِ مورد استنادِ مولانا در ابیاتِ فوق ، نه تنها هیچ سندی ندارد ، بلکه جعلی و ساختگی است . sticker

👈برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘علامه سید مرتضی عسگری نیز در کتاب ( احادیثِ اُمّ المؤمنین عایشه ، ج 2 ص 25-26) می فرماید : حدیثِ مزبور که بصورتِ (  کَلِّمِينِي يَا عایشه ) نیز آمده ، هیچ اصل و سندی ندارد و بی تردید از احادیثِ مجعول و کذب می باشد .

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا )  کلیک کنید . 👉

🔘محقّق و محدّثِ معاصر ، علی اکبر غفاری در تعلیقه ی کتابِ اَلْمَحَجَّةُ الْبَیْضاء ، نوشته :

 حدیثِ ( کَلِّمِينِی یَا عایشه ) بیشتر بصورتِ ( کَلِّمِينِی يَا حُمَيْرَاء ) نقل شده که نه تنها مأخذی ندارد ، بلکه جعلی و ساختگی است .

👈 برای مشاهده سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘علامه مولی علی قاری ( در کتاب المصنوع ) ، ابن قیّم جوزی ( در کتاب المنار المنیف ) و علامه محمد القاوقجی طرابلسی ( در کتاب اللؤلؤ المرصوع ) به جعلی بودنِ حدیثِ مذکور تصریح نموده اند .

👈 برای مشاهده ی ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) و ( سند 3 ) کلیک کنید . 👉

🔘علامه محمد طاهر الفتنی در ( تذکرة الموضوعات ) ، زین الدین عراقی در ( تخریج احیاء العلوم ) ، علامه محمد زبیدی در ( اتحاف الساده ) و علامه ملا علی القاری نیز در ( الاسرار المرفوعه ) تصریح نموده اند که خبر مزبور هیچگونه اصل و مبنائی ندارد .

👈برای مشاهده یسند 1 ) ، (  سند 2  ) ، ( سند 3  ) و ( سند  4 ) کلیک کنید . 👉


stickerاگر چه با اثباتِ جعلی و ساختگی بودنِ حدیثِ ( کَلِّمِينِي يَا حُمَيْرَاء ) ، نیاز به نقد و بررسی متنِ آن نیست ، لیکن برای تَنویرِ اذهان ، به توضیح و نقدِ اجمالی آن می پردازیم :

stickerمتأسفانه حدیثِ مذکور ، متأثّر از امثالِ مولوی و غزالی ، به کتاب های شیعه مانند : ( محجة البیضاء فیض کاشانی ، جامع السعاده و معراج السعاده نراقی ) و عرفای معاصر مانند : ( اسرار الصلاة میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ) و حتی آثار شهید مطهری نیز ، تسرّی یافته است

👈 برای مشاهده ی ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) و ( سند 3 ) کلیک کنید . 👉

🔘منظور از ( حمیرا ) ، عایشه است و ماحَصَلِ حدیثِ مزبور از نگاهِ مولوی این چنین است که :

گاهی قلبِ مبارکِ پیامبر (ص) از مکاشفاتِ عالم بالا ، آن چنان شعله ور می شد که نزدیک بود این آتش به بدنش نیز سرایت کند ، لذا دست به رانِ عایشه می زد و می فرمود : «کَلِّمِينِي يَا حُمَيْرَاء » ای عایشه ،  با من سخن بگو  و مرا مشغول کن تا شدّتِ این حالات ، مُنجر به مُفارقتِ روحِ من از این دنیا نشود .

🔘حدیثِ ( کَلِّمِينِي يَا حُمَيْرَاء ) و نیز تحلیلِ امثالِ مولوی از آن ، مغایر با مقامِ شامخِ پیامبر (ص) می باشد .

👈 اگر چه آن حضرت ، حالاتِ گوناگونی داشته ، اما سِعِه ی وجودی ایشان بقدری است که حتی در همان احوال نیز از سایرِ شئونِ زندگی ، غفلت نورزیده و هرگز دچارِ غلق ، اضطراب و ذیق نمی گردید .👉


stickerمراتبِ قُرب به چهار مرتبه تقسیم می گردد :

(1) : مرتبه قُرب نوافل .   (2) : مرتبه قُربِ فرائض .

(3) : مرتبه ی جمعِ بين القُربَيْن ، بی تقيّد به أحدهما و بي مُناوبه ، كه گاهی يكی باشد و گاهی ديگری ، بلكه معاً معاً به هر دو قُرب و احكامِ آن مُتحقّق باشد. اين مرتبه را جمع الجمع و قَابَ قَوْسَینْ‌ و مقامِ كمال می نماند .

(4) : در این مرتبه ، شخص به هيچ يك از احوالِ سه گانه ی فوق ، مقيّد نبوده و بلكه در هر سه مقامِ قبلی ( بدونِ هيچ تقيّدي به هريك از آنها ) گردش دارد . اين را مقامِ احديّتِ جمع و مقامِ ( أَوْ أَدْنیَ‌ ) خوانند که بالإصاله به پيامبر (ص) و ائمه ی اطهار (ع) که كُمَّلِ وارثانِ ایشان می باشند ، اختصاص دارد .

🔘اما مولوی با گستاخی ، پیامبر (ص) را در چنان ذیق و تنگنایی نشان داده که اگر عایشه به دادش نرسد ، تاب نیاورده و جان به جان آفرین تسلیم می کند
sticker، لیکن مقامِ شمس تبریزی را از انبیاء نیز بالاتر دانسته و در توصیفِ او می گوید :

با شنیدن نام او ، باید سجده کرد !؟ در جای دیگر نیز موسی (ع) را آنچنان ، حقیر می انگارد که با مشاهده ی نور شمس تبریزی در طور سینا ، بی هوش شد و شمس تبریزی همان نوری است که در آنجا می گفت :

 
stickerخدایم من ، خدایم من ، خدایم stickersticker

👈برای مشاهده ی اسناد ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

stickerمولوی در مجالس سبعه از قول پیامبر (ص) روایت کرده که ایشان خطاب به خلیفه ی دوم فرمودند :

( لَوْلَمْ اُبْعَثْ لَبُعِثْتَ یَا عُمَر ) یعنی : ای عُمَر ، اگر من مبعوث نمی گردیدم ، قطعاً تو از جانبِ خداوند به رسالت برانگیخته می شدیsticker

👈برای مشاهده یسند 1 )  (  سند 2 ) کیلک کنید . 👉

stickerسعدی نیز همانند مولوی با اشاره به همین حدیث ، عُمَر بن خطّاب را مَدح و ستایش نموده :

دیگر عُمَر که لایقِ پیغمبری بُدی

گر خواجه ی  رُسُل نَبُدی خَتمِ انبیا

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کیلک کنید . 👉

stickerجالب است بدانیم که محدثان و علمای بزرگ اهل سنت ، حدیثِ فوق را ساختگی ( جعلی ) می دانند ، که ذیلاً به نقلِ آراء برخی از آنها می پردازیم :

stickerابن جوزی در ( کتاب الموضوعات ج 1 ص 320 ) می گوید : این حدیث ، جعلی و ساخته و پرداخته ی جاعلینِ حدیث می باشد .

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerشوکانی در کتاب ( الفوائد المجموعه فی الاحادیث الموضوعه ، ص 336) تصریح می کند که راویانِ حدیثِ مذکور ، از جاعلینِ حدیث می باشند که قطعاً این روایت نیز جعلی و کذب است .

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerاسماعیل عجلونی در کتاب ( کشف الخفاء ج 2 ، ص 190 حدیث 2120) می گوید : حدیث مذکور ( موضوع ) است ، یعنی جعلی است .

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerابو جعفر اسکافی معتزلی در کتاب ( المعیار و الموازنه ص 222) ، حدیثِ مزبور را باطل خوانده و با تعبیری عجیب گفته :

 
stickerخداوند منزّه است از اینکه شخصِ مُشرک و کافری را به رسالت مبعوث نماید .sticker

 ( منظور وی این است که اگر پیامبر (ص) مبعوث نمی شد ، کماکان عُمَر در حالِ شرک بسر می برد و خداوند هیچ گاه ، کسی که دچارِ شرک می باشد را به پیامبری برنمی گزیند) .

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerالبته تمام ماجرا به اینجا ختم نمی شود ، بلکه مولوی در بکار بردنِ احادیث جعلی و حتی تحریفِ احادیثِ صحیح نیز یَدِ طولایی دارد ، بعنوان نمونه :

stickerحدیثِ سَفینه که مُتواتر و مورد اتفاقِ فریقین بوده و در مجامعِ روائی اهل سنت نیز با این تعبیر آمده : ( إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ بَیتِی فِیکُمْ کَمَثَلِ سَفِینَةِ نُوحٍ، مَنْ دَخَلَهَا نَجَی، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ ) را تحریف نموده و در مثنوی به جای عبارتِ ( اهل بیت ) ، 👈 اصحاب 👉 را قرار داده ، در صورتیکه در منابعِ اهل سنت ، با عبارتِ ( اهل بیت ) آمده است . stickersticker

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerهمچنین مولوی در کتاب مثنوی ، بارها حدیثِ ( اصحابی کالنُّجُوم ) را آورده ، در صورتیکه محدثان و علمای اهل سنت به جعلی بودنِ حدیث مزبور تصریح نموده اند و جالب است که اهل سنت حدیثِ ( اهل بیتی اَمانٌ لِاُمَّتی ) را صجیح می دانند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerچگونه می توان کتاب مثنوی را که حاوی احادیثِ جعلی ، تحریف احادیث مورد اتفاق شیعه و اهل سنت و نیز سخنانِ سخیف مولوی و عقاید انحرافی او می باشد را با دیده ی قبول نگریسته و آنرا ( اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّین ) دانست . stickersticker

👈برای مشاهده ی سخنانِ سخیفِ مولوی ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerبرخی مولوی را شخصیتی مُقدّس و غیر قابلِ نقد ، تلقّی نموده و حتی سعی دارند او را از اکابرِ شیعه معرفی کنند که تقیّه می کرده .حال آنکه اشتباهاتِ فوق ، شیعه و سنی ندارد ، از طرفی اقتضای تقیّه آن است که او همانند اهلِ سنت سخن بگوید ، در صورتیکه مولوی مخالفِ آنان گام برداشته و احادیثی را آورده که خودِ اهلِ سنت نیز آنها را جعلی می دانند .

stickerمولوی در عناد با اهل بیت (ع) و فضیلت تراشی برای صحابه و خُلفاء به امثالِ ابنِ تیمیه ، تأسّی نموده که بعنوان نمونه می توان به حدیثِ ( اگر من به رسالت مبعوث نمی گردیدم ، عُمَر به پیامبری برانگیخته می شد ) ، اشاره نمود ، زیرا ابنِ تیمیه در کتابِ ( منهاج السنه ج 6 ص 55) همین حدیث را آورده و به دروغ مُدّعی شده که این حدیث ، معتبر بوده و در کتابِ ( صحیحِ ترمذی ) نیز آمده است .

stickerجالب اینکه محققِ کتابِ مزبور ( دکتر محمد رشاد سالم ) که خودش نیز سنی مذهب است ، در پاورقی همان صفحه ، تصریح نموده که اولاً این حدیث در کتابِ صحیحِ ترمذی نیامده و ثانیاً جعلی و ساختگی است . sticker

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉
stickerبرگرفته از دروسِ نقدِ تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم ) sticker


امضاي حکيم

stickerپارادوکسِ مولانا ، مهمترین دست مایه ی رسوایی او sticker
stickerمولانا در قالبِ داستانِ مسافرِ شهرِ حلب ، عزاداری شیعیان را تمسخر کرده و مدعی است چون اولیاء خدا با شهادت ( و یا مرگ ) قفس را شکسته و غرقِ ابتهاج و سرور می باشند ، نباید برای آنها نوحه و عزاداری کرد ، بلکه می بایست به شادمانی و جشن و سُرور پرداخت sticker

👈برای مشاهده ی ( سند 1 ) و ( سند 2  ) ، کلیک کنید . 👉

stickerاکنون به پارادوکسِ مُفتضحانه ی مولانا که مهمترین دست مایه ی رُسوایی او و پیروانش می باشد ، می پردازیم :

stickerمولوی در رثای صلاح الدین زرکوب و  مصیبت درگذشتِ او ، با نگاهی وهم آلود و اغراق آمیز ، نه تنها زمین و آسمان و جبرئیل و ساکنانِ قُدس ، بلکه تمامی انبیاء و اولیاء را گریان می بیند و در این سوگِ جانکاه ؛ اینگونه مرثیه سُرایی می کند :

ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته
دل میانِ خون نشسته ، عقل و جان بگریسته

جبرئیل و قدسیان را بال و پر ازرق شده
انبیا و اولیا را دیدگان بگریسته

چون ز دیده دور گشتی ، رفت دیده در پی ات
جان پیِ دیده بمانده ،خون چکان بگریسته

بر صلاح الدین چه داند هر کسی بگریستن
هم کسی باید که داند بر کسان بگریسته

👈برای مشاهده ی تمامی مرثیه ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerمولوی در فراق شمس تبریزی نیز ، چشمانِ اشکبار خود را به جیحون تشبیه کرده و اینگونه مرثیه سُرایی می کند :

چهره ی زرد مرا بین و مرا هیچ مگو
هر چه بینی بگذر چون و چرا هیچ مگو

دلِ پُر خون بنگر ، چشمِ چو جیحون بنگر
دردِ بی‌حد بنگر ، بهرِ خدا هیچ مگو

👈برای مشاهده ی تمامی مرثیه ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerاکنون از زبانِ مسافرِ شهرِ حلب که شیعیان را بخاطر عزاداری در روز عاشورا تمسخر می کرد ، مولانا را مخاطب قرار داده و می گوئیم :

stickerاین اشک و آهِ تو در فراقِ شمس و مرگِ صلاح الدین زرکوب ، نگاهی سطحی و مُتحجّرانه است ، پس برو و ...

بر دل و دین خرابت نوحه کن
که نمی‌بینی جز این خاک کهن


stickerو از آن مهمتر اینکه ، اولیاء خدا با مرگ ، از زندانِ دنیا رهایی یافته و غرقِ ابتهاج و سُرور می باشند :

روح سلطانی ز زندانی بجست
جامه چه درانیم و چون خاییم دست

چونک ایشان خسرو دین بوده‌اند
وقت شادی شد چو بشکستند بند


stickerبنابراین گریستن و مرثیه سُرایی تو ،کاری بیهوده است و گویا تو که این حقایق را نمی دانی ، دچار خواب غفلت شده ای :

پس عزا بر خویشتن کن بی امان
زانک بد مرگیست این خواب گران


stickerامیدوار هستیم که طرفداران و سرسپردگانِ مکتبِ مولوی به نقدِ فوق ، با دیده ی انصاف نگریسته و نگران باشند که مبادا خودشان مصداق این شعر مولوی باشند :

چشم باز و گوش باز و این عَما ! ؟
خیره‌ام در چشم ‌بندی خدا

stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

stickerآیت الله سید عزُّ الدّین حسینی زنجانی که در محضرِ امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی (ره) دروسِ اسفار و عرفانِ نظری را تَلمُّذ نموده ، می فرماید :

👈 فخر رازی ، محی الدین عربی ، غزالی ، مولوی و امثال او ،بقدری گمراهند که ضلالتشان از عمیق ترین ضلالت هاست . انسان بر اثر ریاضت و بدون شناختِ امام ، نهایتاً  مانند طلحه ، زبیر و معاویه می شود . بنابراین غیر از تمسّک به امامِ معصوم ، هیچ گاه به صراطِ مستقیم راه نخواهیم یافت .

👈(( در تصویر بالا 👆 عینِ عبارت معظّم له را مشاهده فرمائید ))

📚(( تفسیر سوره حمد آیت الله حسینی زنجانی ، ص 139))


sticker اینک به دو مورد از  الفاظِ زشت ، موهن و شرم آورِ مولوی که به زعمِ طرفداران وی ، از فیوضاتِ معنوی و رَشَحاتِ قُدسی ایشان است ، اشاره می نمائیم :

🔘( غزل 2137 ) دیوانِ شمس که بیتِ آغازینِ آن با حذفِ کلماتِ رکیک ، بشرح ذیل می باشد :

آن ( فلانِ) خر ، کز حاسدی ، عیسی بُوَد تشویشِ او
صد ( فلانِ )خر در (فلانِ) او ، صد (فلانِ ) سگ در ریشِ او

👈 لینک مشاهده ی غزلِ کامل و الفاظ رکیکِ آن ((http://yon.ir/GUizD))

🔘نمونه دوم ( دفتر پنجم مثنوی )

او اگر دیوانه است و فتنه کاو
داروی دیوانه باشد ( فلانِ ) گاو

👈  لینک مشاهده ی ابیات و الفاظ رکیکِ آن ((http://yon.ir/j6JXf))        


sticker شمسِ تبریزی که مولوی او را نه تنها مُرادِ خویش ، بلکه خدای خود می داند و در وصفِ او سروده 👈( فاش بگویم این سخن ، شمسِ من و خدای من ) 👉 نیز در گستاخی و بد زبانی ، دستِ کمی از مولوی ندارد ، اکنون به دو نمونه از افاضاتِ عرشی ایشان ، توجه فرمائید :

👈 نمونه اول از سخنان رکیک شمس تبریزی ((http://yon.ir/KXtWC))
👈 نمونه دوم از سخنان رکیک شمس تبریزی ((http://yon.ir/7FcQL))


stickerمرحوم علامه محمد تقی جعفری (ره) که در 14 جلد کتاب بطور مبسوط به نقد و شرح مثنوی پرداخته ، در مورد کلمات رکیک مولوی می فرماید :

البته باید بگویم ، من مثال های رکیک مولوی را قبول ندارم و از این جهت متأسفم ، اگر چه عده ای از فُضَلاء سعی دارند این اشتباه مولوی را توجیه کنند که البته آن اشتباهات ، قابل اغماض نیست ( مانند داستان جوحی و یا خاتون و کدو ) .


stickerبدیهی است ارزشیابی ما در مورد مولوی ، وقتی ارزشمند است که اشتباهاتش را واقعاً اشتباه بنامیم ، اما اگر چشم پوشی کرده و بگوئیم همه چیزش خوب است ، مسلماً دروغ است .sticker

👈 لینک مشاهده ی عین عبارت معظم له ((http://yon.ir/g7tA2))

📚(( عوامل جذابیت سخنان مولوی ، ص 24 ))


stickerیکی از توجیهات وقیحانه و خنده داری که طرفدارانِ مولوی در توجیه سخنانِ رکیکِ وی بیان می کنند این است که این الفاظِ زشت در زمانِ مولوی و در محیط اجتماعی آن روزگار هیچگونه قباحتی نداشته ، بلکه از مُستحسنات بشمار می رفتهstickersticker

👈پاسخ اجمالی :

مقبولیتِ یک عملِ مُنکر و زشت توسط اکثریتِ جامعه ، به هیچ عنوان موجبِ مشروعیتِ آن برای سایر آحادِ اجتماع نمی گردد ،بعنوان مثال اگر کسی حتی در میانِ قوم لوط زندگی کند ، نمی تواند بگوید چون عملِ شَنیعِ لواط ، مورد قبولِ اکثریتِ مردم می باشد و آن را زشت و قبیح نمی دانند ، پس من هم مجاز هستم مرتکب شوم .
sticker

sticker برگرفته از دروس نقد تصوف سید رضا نوعی (حکیم)sticker


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 2

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 222
  • کل نظرات : 72
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 12
  • آی پی امروز : 52
  • آی پی دیروز : 73
  • بازدید امروز : 273
  • باردید دیروز : 334
  • گوگل امروز : 77
  • گوگل دیروز : 106
  • بازدید هفته : 607
  • بازدید ماه : 7,155
  • بازدید سال : 246,675
  • بازدید کلی : 508,607