loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی


✍️دکتر علی شریعتی از پروتستانیسم اسلامی بعنوان افضل الجهاد یاد کرده و طلحه را بعنوان مصداقِ بارز یک شهید زنده و سخنِ ابوبکر را نیز معیاری صحیح ، برای دست یافتن به مدینه فاضله ی خویش می پندارد . 😳

ما در این مقاله ابتدا به طور مجزا به نقد و بررسی ، دو فراز مزبور از دست نوشته ی شریعتی پرداخته و سپس بطور اجمال اندیشه پروتستانیسم اسلامی ، مارکسیسم اسلامی ، سنکرتیک ( التقاط ) را در پارادایم فکری نامبرده مورد تحلیل انتقادی قرار می دهیم .

🔴شریعتی در کتاب نامه ها ( ص 107 ) خطاب به شخصی به نام ( علی اصغر سید جوادی ) می گوید :

(( چنین شخصی چه بمیرد و چه زنده بماند ، شهید است . من امروز معنای شگفت و شکوهمند این توصیفِ پیامبر را از یک صحابی اش ، دانستم که گفت : هر کس دوست دارد در چهره ی شهیدی زنده که در خاک گام برمی دارد بنگرد ، در چهره ی او بنگرد ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1- صحابی مورد نظر دکتر شریعتی که به دلایلی از اشاره صریح به نام او طفره رفته ، کسی نیست جز 👈 ( طلحه ) 👉 ، و در اغلبِ کتبِ حدیث یا تاریخِ اهلِ سنت ، حدیث جعلی مورد استناد شریعتی را درباره طلحه از دروغ به پیامبر (ص) نسبت داده اند :

بعنوان نمونه :

الف ) ابن عساکر در کتاب تاریخ مدینه دمشق ( ج 25 ص 86 ) حدیث مزبور را اینگونه نقل کرده :

قال رسول الله : ( من أَرَادَ أَنْ يَنْظُرَ إِلَى شَهِيْدٍ يَمْشِي عَلَى وجه الارض فَلْيَنْظُرْ إِلَى طَلْحَةَ بنِ عُبَيْدِ اللهِ )

یعنی پیامبر (ص) فرمود : هر کس می خواهد شهید ( زنده ای ) که بر روی زمین راه می رود را مشاهده کند ، به چهره ی طلحه بنگرد .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) در کتاب سیره ابن هشام ( ج 2 ص 455 ) حدیث مذکور را اینگونه نقل کرده :

پیامبر اکرم (ص) فرمود : هر کس دوست دارد در چهره شهیدی درنگرد که روی زمین راه می رود ، باید به طلحة بن عبدالله بنگرد .

✔️حدیث مزبور را ابن اثیر جزری در کتاب اسد الغابة ( ج 3 ص 86 ) و سیوطی نیز در کتاب الخصائص الکبری ( ج 2 ص 211 ) نقل کرده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2 - این در حالی است که امیرالمومنین (ع) ، طلحه را فریب خورده شیطان ، اهل دوزخ ، پیمان شکن ،اولین بانی و برپاکننده فتنه ی جنگِ جمل در بین امت اسلام ، معرفی نموده است .

الف )  در خطبه سی و یکم نهج البلاغه آمده ، امیرالمومنین (ع) قبل از شروعِ جنگِ جَمَل ، وقتی عبدالله بن عباس را برای مذاکره و پیشگیری از وقوع جنگ به نزد زبیر فرستاد ، فرمود :

( لاتَلْقَیَنَّ طَلْحَةَ، فَاِنَّکَ اِنْ تَلْقَهُ تَجِدْهُ کَالثَّوْرِ عاقِصاً قَرْنَهُ، یَرْکَبُ الصَّعْبَ وَ یَقُولُ هُوَ الذَّلُولُ. )

یعنی : با طلحه مذاکره مکن ، که اگر ملاقاتش کنى ، وى را همچون گاوى خواهى‏ یافت که شاخ هایش اطراف گوشهایش پیچ خورده باشد ، او بر مرکب سرکشِ هوا و هوس ‏سوار گردیده ( تشبیه طلحه به گاوى که شاخش پیچ خورده است ، اشاره به طغیان و سرکشى او است ، یا عبارت دیگرى از جمله اخیر است که او به خاطر هواپرستى ، گوش شنوا در برابر حق ندارد . )

ب )  همچنین علامه طبرسی (ره) در کتاب الاحتجاج ( ج 2 ص 381-382) از امیرالمومنین (ع) درباره طلحه نقل کرده :

الشيطان دخل في منخريك فأوردك النار )

یعنی : ( شیطان بر تو مسلط شده 👽و تو را به دوزخ سرنگون ساخته است 🔥)

همچنین در ادامه از علی (ع) روایت نموده که ایشان پس از پایان جنگ جمل ، وقتی جسد طلحه را مشاهده نمود ، فرمود :

( هذا ناكث بيعتي، والمنشئ للفتنة في الأمة والمجلب علي الداعي إلى قتلي وقتل عترتي ... )

یعنی : این همان کسى است که بیعتِ مرا شکست و آتشِ فتنه را در امّت اسلامى روشن ساخت و مردم را براى کشتنِ من و خاندانم دعوت کرد .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑با توضیحات فوق مشخص گردید که با کمال شگفتی ، شخصی مانند دکتر شریعتی که خود را احیاگر تشیع علوی می داند ، خبیث ترین شخصیت تاریخ که کمر به براندازی خلافت علی (ع) و نابودی مکتب تشیع داشته و تا بدین حد از نظر امیرالمومنین (ع) ، فردی منفور و گمراه تلقی می گردد را بعنوان شهید زنده و نمادی برای پروتستانیسم اسلامی مطرح می نماید و تأسف بارتر از آن ، اعتماد نامبرده به منابع نامعتبر تاریخی و عدم برخورداری وی از قدرت تحلیل و تفکیک سَره از ناسره می باشد .


🔴شریعتی در فراز دوم از نامه خود در همان کتاب نامه ها ( ص 107 ) می گوید :

(( راست گفت ابوبگر ، تا وقتی که در میانِ این امت کسانی باشند که خلیفه را هنگامی که کج می رود با شمشیرِ خویش راستش کنند ، امتِ محمد به ذلت و ضلات نخواهد افتاد ، نخواهد مُرد ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 اولاً سخنِ فوق از ابوبکر نیست ، بلکه مربوط به اوائل خلافت عمر بن خطاب می باشد . ثانیاً جمله ی ( اگر خلیفه کج رفت با شمشیر راستش می کنیم ) نیز از یکنفر اعرابی است که این سخن را در پاسخ به عمر بیان نموده که جریانِ ماوقع  به شرح ذیل می باشد :

در تفسیر القرآن الحکیم معروف به المنار ( ج 11 ص 266 ) مطلب را اینگونه نقل کرده :

( وَقَالَ الْخَلِيفَةُ الثَّانِي عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ - رَضِيَ اللهُ عَنْهُ - مَنْ رَأَى مِنْكُمْ فِيَّ عِوَجًا فَلْيُقَوِّمْهُ فَقَالَ لَهُ أَعْرَابِيٌّ : لَوْ رَأَيْنَا فِيكَ عِوَجًا لَقَوَّمْنَاهُ بِسُيُوفِنَا. فَقَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ فِي الْمُسْلِمِينَ مَنْ يُقَوِّمُ عِوَجَ عُمَرَ بِسَيْفِهِ )

یعنی : عمر در سخنرانی خود خطاب به مردم گفت : اگر کسی در من کجی دید ، باید آن را راست کند . یک نفر اعرابی که در آنجا حضور داشت در پاسخ به او گفت : اگر در تو کجی پدیدار شود با شمشیرهای خود راستش می کنیم ، عمر نیز با شنیدن این سخن ، خداوند را شُکر کرد که در امت کسی هست که با شمشیر ، کجروی های او را راست می کند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️موضوع فوق در اغلب منابع اهل سنت مانند : تاریخ طبری ، طبقات الکبری و نیز شرح نهج البلاغ ابن ابی الحدید نقل گردیده و علیرغم اینکه یکی از قضایای مشهور تاریخ محسوب می گردد اما با کمال تعجب مشاهده می گردد که این قضیه را دکتر شریعتی به ابوبکر نسبت داده است . 😳

🛑دکتر شریعتی موضوع فوق را بعنوان یک رویداد مثبت و ایده آل مطرح نموده و آن را نشانه ی بالندگی یک جامعه می داند که در بین آحاد آن ، روحیه ی پروتستانیسم آنچنان سرشار از غلیان است که اگر کوچکترین کج روی از حاکم وقت مشاهده شود ، مردم آزاداندیش بلافاصله آن کج رفتاری ها را با شمشیرهای خویش ، راست می نمایند . در صورتیکه قضیه درست برعکس آن چیزی است که شریعتی با آب و تاب  آن را برای تهییج احساسات مخاطبان خویش ، تبیین می کند .

توضیح اینکه :

1- اینکه عمر می گوید : ( اگر در من کج روی دیدید ، آن را راست کنید . ) ، در حقیقت یک نوع ژستِ پوپولیستی و حرکتی دماگوژی و عوام فریبی زیرکانه می باشد . بهترین شاهد بر این مدعا ، عدم پایبندی عمر به این سخنی است که در اوائل خلافت بر زبان رانده ، زیرا به گواه تاریخ نامبرده آنقدر تند خو و بد رفتار بود که هیچ کس جرأتِ مطرح نمودن یک سئوال ساده را نیز از او نداشت تا چه رسد به اینکه بخواهد کج روی های او را نقد کند ( دست به قبضه ی شمشیر بردن ، پیش کش )

2 - آن مرد اعرابی که جمله مزبور را در پاسخ به عمر به زبان آورد نیز نه تنها نمادِ یک انسان آزاداندیش و پروتستانیسم مآب نیست بلکه مظهر یک انسان احمق و بی بصیرتی است که حماقت ها و بی وفایی های امثال او آن چنان قلب امیرالمومنین (ع) را آزرد که در طول 25 سال ، مظلومانه و غریبانه در چاه می گریست .

✔️معلوم نیست که آن اعرابی نادان ، منتظر مشاهده کدام کج رفتاری از عمر بن خطاب است تا دست به قبضه شمشیر ببرد ⁉️

👈 حال آنکه بزرگترین کج روی و ظلم نسبت به علی (ع) در جهتِ غصبِ خلافت و نسبت به حضرت زهرای مرضیه (س) در ارتباط با حمله ی به خانه ایشان و همچنین غصب فدک ، از سوی همین عمر و رفیقش ( ابوبکر ) در پیش چشمان همین مردمانِ بی بصیرت و نادان ، واقع گردیده . 🔥🚪

3 - اینکه عمر با شنیدنِ سخن آن اعرابی ، خدا را شکر می کند ، بخاطر آن است که می داند مادامی که سر و کارش با چنین مردمانی نادان است هرگز برای استثمار آنها نیاز به شمشیر ندارد بلکه بدین منظور ، همان چوب دستی معروف او موسوم به (درّه ) ، به تنهایی کافی است .

4 - در اینجا فقط به ذکر چند نمونه از مستندات تاریخ اهل سنت در رابطه با چوب دستی خلیفه دوم ( عمر بن خطاب ) را ذیلا خاطر نشان می نمائیم :

الف ) ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ( ج 1 ص 181 ) می گوید :

( أول من ضرب عمر بالدرة أم فروة بنت أبي قحافة  ) ( كان يقال درة عمر أهيب من سيف الحجاج )

یعنی : اولین کسی را که عمر با چوب دستی اش ، کتک زد ، امّ فروه دختر ابوبکر بود .... عمر چوب دستی داشت که گفته می شد از شمشیرِ حجّاج نیز ترسناکتر است . 😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


ب ) شیخ محمد الخضیری در کتاب محاضرات تاریخ الامم الاسلامیه ( ج 1 ص 322) می گوید :

( لعل درتّه لم‌ یسلم من خفقتها الاّ القلائل من کبار الصحابه ، و کانت الدرّهّ فی یده علی الدوام انّی سار، و کان الناس یهابونها اکثر ممّا تخیفهم السیوف)

 یعنی : کمتر کسی است که از ضربه‌ ی چوب دستی و شلاق عمر درامان مانده باشد مگر افراد کمی از بزرگان صحابه ، و این چوب دستی ( تازیانه ) همیشه و هر کجا می‌رفت در دستش بود ، و مردم از این چوب دستی ، بیشتر از شمشیرهای بُرّان می‌ترسیدند . 🏌️‍♀️😳🗡

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ج ) ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق ( ج 44 ص 315 ) می گوید :

عمر می گفت : ( اصبحت اضرب الناس لیس فوقی احد الاّ ربّ العالمین )

یعنی : صبح کردم در حالی که مردم را می‌زنم و کسی مافوق من نیست مگر پروردگار عالمیان .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ از اسلام شناسی مارکسیستی دکتر شریعتی که تنها دست مایه ی آن تکیه بر منابع نامعتبر تاریخ است چندان دور از انتظار نیست که حقایقی بدین روشنی را نادیده انگاشته و از آن بدتر اینکه ، به مخاطب القاء می کند که تنها راهِ نجاتِ امتِ محمد (ص) از ذلت و ضلالت ، نهادینه شدنِ همان طرز فکرِ ( راست نمودن کج روی ها با شمشیر ) است .

👈گویا از نظر ایشان امر به معروف و نهی از منکر تنها یک مرحله دارد و آنهم مشابه پارادایم فکری خوارج ، فقط دست به قبضه شمشیر بردن است . 🗡 😳

🛑شریعتی برای تکمیل پروژه پروتستانیسم اسلامی خود ، با الهام از مسیحیت ، تِزِ خود کِشیشی را مطرح نموده و در این راستا به علمای اسلام گستاخانه می تازد ، او در کتاب با مخاطب های آشنا ( ص 14 ) می گوید :

( من گاندی آتش پرست را بیشتر لایق شیعه بودن می‌دانم تا آیت‌الله بهبهانی و بدتر از او ، علامه مجلسی را ، مجلسی سنی است و امام احمد حنبل از او شیعی تر است ... ) 😳😔

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑دکتر شریعتی با الگو گرفتن از پروتستانیسم مارتین لوتر ، پروژه پروتستانیسم اسلامی خود را مطرح می کند . حال آنکه مارتین لوتر اولاً خودش یک کشیش آگاه به مبانی مسیحیت بود و ثانیاً رویکرد اصلاحی و اعتراض او به تحریفاتی بود که توسط کلیسا رواج یافته بود ، اما اسلام و خصوصا مکتب تشیع ، هرگز دچار چنین تحریف و انحطاطی نبوده تا بخواهد با پروتستانیسم ، اصلاح شود .

✔️شریعتی حتی از بدیهی ترین مبانی تشیع نیز بی خبر است تا آنجا که در کتاب اسلام شناسی خود ( ص 462 چاپ طوس مشهد ) ، ابوطالب ، عبدالمطلب ( علیهما السلام ) و پدر ابراهیم (ع) را مشرک می داند . حال آنکه یکی از مسلمات مکتب تشیع ، اعتقاد به موحد بودن آباء و اجداد انبیاء و خصوصاً اجداد بزرگوار پیامبر اکرم (ص) و امیرالمومنین (ع) می باشد .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ اگر دکتر شریعتی قبل از هرگونه برگزاری کلاس اسلام شناسی و پیش از کلید زدن پروژه پروتستانیسم اسلامی خود ، مبانی اسلام و تشیع را از منابع معتبر و نزد علمای دین فرا می گرفت ، هرگز اینگونه دچار لغزش های فکری نمی گردید .

🛑نتیجه :

اسلام شناسی دکتر شریعتی صرفاً برگرفته از برداشتی سطحی و آنهم از منابع نامعتبر اهل سنت می باشد ، او با تاثیر پذیری از افکار مارکسیسم و از سوی دیگر افکار مارتین لوتر و رویکردی التقاطی از همه این گزاره ها ، تصمیم به انقلابِ پرتستانیسم برای اصلاحِ اسلام و تشیّعی می گیرد که تنها ساخته و پرداخته ذهنیت های غلط و اشتباه او بوده و هرگز با حقایقِ اسلام و مکتبِ تشیع  ، منطبق نیست .

stickerدروس نقد جریان روشنفکری در ایران ، سید رضا نوعی ( حکیم ) sticker

🛑برای مشاهده مقاله دیگر نگارنده در نقد افکار دکتر شریعتی ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

 


امضاي حکيم


✍️یکی از مهمترین چالش های مکتب ابن عربی ، انحرافات فکری ، تناقض گویی و رطب و یابس بافتن های او درباره مهدی موعود (عج) و ختم ولایت و از سوی دیگر برخورد دوگانه پیروان او با این موضوع می باشد .

🔘 عده ای از بزرگان عرصه عرفان و مروجانِ اندیشه های محی الدین عربی همانند : سید حیدر آملی از متقدمین و سید جلال الدین آشتیانی نیز از متأخیرین ، افکار وی را در مسئله مهدویت و ختم ولایت ، به شدت مورد نقد قرار داده و رویکرد ابن عربی را مغایر با آموزه های مکتب تشیع می دانند .

 🔘در مقابلِ گروهِ اول ، می توان از قلیل افرادی مانند آقای محمد حسن وکیلی نام برد که در کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( ص 196 ) ، دیدگاه انحرافی ابن عربی را درباره مهدی موعود (عج) ، نگاهی شیعی پنداشته و با کمال تعجب می گوید :


  ( ... چهره و قالب مهدویت در شیعه اینگونه است که جناب ابن عربی توصیف نموده است ... ) 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🛑در این مقاله که چهارمین نقد نگارنده بر کتاب (محی الدین عربی شیعه خالص) می باشد ، ضمن واکاوی و تحلیل انتقادی از آراء و نظرات ابن عربی در موضوع مهدویت و ختم ولایت ، خلاف واقع بودن نظریه آقای وکیلی را در این باره مشخص خواهیم نمود .

🔴مهترین آراء انحرافی ابن عربی درباره مهدی موعود (عج) و نیز خاتم الولایه به شرح ذیل می باشد :

1️⃣ - محی الدین عربی برخلاف اجماع شیعه و اهل سنت ، مدعی است که هنگام نزول حضرت عیسی (ع) ، مهدی موعود (عج) در نماز به مسیح اقتدا می کند . حال آنکه شیعه و سنی متفقاً براین باورند که حضرت عیسی در نماز به حضرت مهدی (عج) اقتدا می کند .

       او در فتوحات مکیه ( ج 6 ص 51 ) و ( ج 3 ص 327) می گوید :

( ... ينزل عليه عيسى ابن مريم بالمنارة البيضاء بشرقي دمشق بين مهرودتين متكئا على ملكين ملك عن يمينه و ملك عن يساره يقطر رأسه ماء مثل الجمان يتحدر كأنما خرج من ديماس و الناس في صلاة العصر فيتنحى له الإمام من مقامه فيتقدم فيصلي بالناس يؤم الناس بسنة محمد ص يكسر الصليب و يقتل الخنزير و يقبض اللّٰه المهدي إليه طاهرا مطهرا ...)

یعنی : عیسی بن مریم(ع) در هنگام نماز عصر فرود می آید ، امام ( مهدی موعود ) از مقام امامتِ خود در نماز براي عیسی کناره می گیرد و به عیسی اقتدا می کند و عیسی نیز بعنوان امام جماعت با مردم نماز می خواند و به سنت حضرت محمد(ص) بر مردم امامت می کند... و خدا مهدي(عج) را به سوي خود پاك و پاکیزه قبض روح می کند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید. 👉

تبصره :

نظر ابن عربی درباره اقتدای مهدی موعود (عج) در نماز به عیسی (ع) ، نه تنها در تضاد با مبانی مسلمِ مکتبِ تشیع می باشد بلکه مغایر با دیدگاه علمای اهل سنت نیز هست ، و از آنجا که نظر شیعه در این زمینه اظهر من الشمس می باشد لذا بمنظور اجتناب از اطاله کلام ، در این خصوص فقط به ذکرِ دو حدیث از رسول اکرم (ص ) و امام باقر (ع) بسنده نموده و سپس چند نمونه از آراء علمای مشهور اهل سنت را نقل می نمائیم :

🔵علامه مجلسی (ره ) در بحارالانوار ( ج 14 ص 348 و 349 ) روایت نموده :

🔘عن النبي (ص) قال : من ذريتي المهدي إذا خرج نزل عيسى بن مريم لنصرته فقدمه و صلى خلفه.

پیامبر (ص) فرمودند : مهدی از ذریه ی من است و هنگامیکه خروج نماید عیسی بن مریم برای یاری نمودن او نازل می گردد و در در نماز به مهدی اقتدا می کند .

🔘 أبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: يَا خَيْثَمَةُ سَيَأْتِي عَلَى اَلنَّاسِ زَمَانٌ لاَ يَعْرِفُونَ اَللَّهَ مَا هُوَ وَ اَلتَّوْحِيدَ حَتَّى يَكُونَ خُرُوجُ اَلدَّجَّالِ وَ حَتَّى يَنْزِلَ عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ مِنَ اَلسَّمَاءِ وَ يَقْتُلَ اَللَّهُ اَلدَّجَّالَ عَلَى يَدَيْهِ وَ يُصَلِّيَ بِهِمْ رَجُلٌ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ أَلاَ تَرَى أَنَّ عِيسَى عَلَيْهِ السَّلاَمُ يُصَلِّي خَلْفَنَا وَ هُوَ نَبِيٌّ إِلاَّ وَ نَحْنُ أَفْضَلُ مِنْهُ .

امام باقر (ع) فرمودند : ای خیثمه  زمانی بر مردم فرا خواهد آمد که نمی دانند خدا و توحید چیست؛ تا این که دجال خروج کند و عیسی بن مریم(ع) نزول نماید و خداوند دجال را به دستان وی بکشد و مردی از بین ما اهل بیت بر آنان نماز گزارد. آیا نمی بینی عیسی بن مریم(ع) با این که پیامبر است، پشت سر ما اهل بیت نماز می خواند. پس ما اهل بیت افضل از او هستیم.

👈برای مشاهده ( اینجا
) و ( اینجاکلیک کنید .👉


🔵نظرات علمای اهل سنت درباره اقتدای عیسی در نماز به مهدی موعود (عج) :

(1) - سیوطی که از علما و محدثان برجسته اهل سنت است در کتاب الحاوی للفتاوی ( ج 2 ص202) می گوید :

          إِنَّ صَلَاةَ عِيسَى خَلْفَ المهدي ثَابِتَةٌ فِي عِدَّةِ أَحَادِيثَ صَحِيحَةٍ بِأَخْبَارِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ .

یعنی : بدرستکه نماز خواندن عیسی (ع) پشت سرِ مهدی (ع) با تعداد زیادی از اخبار صحیح منقول از رسول اکرم (ص) برای ما ثابت گردیده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - ابن حجر عسقلانی که از بزرگترین محدثان و علمای مشهور اهل سنت می باشد در کتاب فتح الباری که شرح صحیح بخاری است ( ج 6 ص 494 ) می گوید :

                     تَوَاتَرَتِ الْأَخْبَارُ بِأَنَّ الْمَهْدِيَّ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ أَنَّ عِيسَى يُصَلِّي خَلْفَهُ

  یعنی : اخبار متواتر حاکیست که مهدی (ع) از این امت است و عیسی (ع) پشت سر او نماز می خواند .

  همچنین در ادامه می گوید :

(... فِي صَلَاةِ عِيسَى خَلْفَ رَجُلٍ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ .... دَلَالَةٌ لِلصَّحِيحِ مِنَ الْأَقْوَالِ أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو عَنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ وَاللَّهُ أعلم ... )

یعنی : در نماز خواندن عیسی پشت سر مردی از این امت ( مهدی ) دلالت صحیحی است بر اینکه هیچ گاه زمین از حجت خدا خالی نیست .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(3) - ابوالحسن آبری سجستانی نیز که از محدثان و علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب مناقب شافعی ( ج 1 ص 95) می گوید :

قد تواترت الأخبار واستفاضت [بكثرة رواتها عن المصطفى صلى الله عليه وسلم -يعني] في المهدي- وأنه من أهل بيت النبي صلى الله عليه وسلم , وأنه يملك سبع سنين, ويملأ الأرض عدلاً وأنه يخرج مع عيسى بن مريم, ويساعده في قتل الدجال بباب لد بأرض فلسطين, 👈وأنه يؤم هذه الأمة و عيسى -صلى الله عليه- يصلي خلفه .👉

«قطعا احادیث مربوط به حضرت مهدی (علیه‌السّلام) متواتر و مستفیض است و این بخاطر راویان فراوانی است که این احادیث را از حضرت محمد (ص) نقل کرده‌اند. این احادیث متواتر و مستفیض درباره این است که حضرت مهدی (علیه‌السّلام) از اهل بیت پیامبر (ص) است و حکومت آن حضرت هفت سال است و آن حضرت زمین را پُر از عدالت می‌کند و حضرت عیسی بن مریم برای کمک به حضرت مهدی (علیه‌السّلام) و از بین بردن دجّال خروج می‌کند و حضرت مهدی (علیه‌السّلام) امامت می‌کند و حضرت عیسی پشت سر ایشان نماز می خواند »

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2️⃣ - محی الدین عربی ، مقام عیسی (ع) را برتر از حضرت مهدی (ع) می داند :

    ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 1 ص 281 )  می گوید :

و للولاية المحمدية المخصوصة بهذا الشرع المنزل على محمد صلى اللّٰه عليه و سلم ختم خاص 👈هو في الرتبة دون عيسى عليه السلام لكونه رسولا👉

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

این در حالی است که مطابق عقیده ی شیعه ، مقام امام مهدی (ع) افضل از همه ی انبیاء و رسولان اولوالعزم ( بجز پیامبر صل الله علیه و اله ) می باشد . در حدیثی قبلا از امام باقر (ع) نقل کردیم ایشان نماز خواندن عیسی پشت سر امام مهدی (ع) را دلیل بر افضلیت مقام امام علیه السلام نسبت به عیسی (ع) و انبیاء اوالعزم (ع) می داند .

(1) - علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ( ج 44 ص 226 ) می فرماید :

                فإن أئمتنا صلوات الله علیهم أشرف من أولی العزم ، فکیف من غیرهم

یعنی : بدرستیکه مقام ائمه ی ما ( صلوات الله علیم ) برتر است از مقام انبیاء اولو العزم (ع) تا چه رسد به غیر ایشان ( از انبیاء ) .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم ( ص 907 و 908 ) در افضلیت مقام مهدی (ع) نسبت به عیسی (ع) می گوید :

(( بنابر اصول امامیه « رضی الله تعالی عنهم » ، خلفای خاتم انبیاء و وارثان علم او « ائمه إثنی عشر » افضل از انبیاء اولوالعزم می باشند .... شیعه معتقد است که ائمه افضل از انبیاء اولوالعزم اند ، علت برتری آنها همانا سعه ی دایره ولایت آنها است ، هر پیغمبری برتر از اولیاء تابع خود می باشد حتی محققان از عرفای اهل سنت نیز اولیاء محمدیین « عترت » را افضل از انبیاء صاحب شریعت می دانند . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


(3) - مقدسی شافعی که از علمای بزرگ اهل سنت است در کتاب عِقدُالدُّرر فی اخبار المنتظر ( ص 222) از ابن سیرین اینگونه نقل می کند :

      ( و عن محمدبن سیرین قیل له : المهدی خیر او أبوبکر و عمر رضی الله عنهما ؟ قال : هو خیرٌ منهما و یعدل بنبی )

به ابن سیرین گفته شد حضرت مهدی عجل الله تعالي فرجه الشريف برتر است یا ابوبکر و عمر ؟ گفت : مهدی برتر از آن دو و هم رتبه و معادل یک پیامبر است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️مولانا محمد ظفر اقبال که از علمای اهل سنت است در کتاب اعتقاد به امام مهدی در اسلام ( ص 53) در توضیح روایت منقول از ابن سیرین می گوید :

( ملاعلی قاری معتقد است که بر افضلیت امام مهدی « رضی الله عنه » این امر نیز دلالت دارد که حضرت پیامبر « ص » او را خلیفة الله لقب داده است در حالی که به حضرت ابوبکر صدیق « رضی الله عنه » خلیفه ی رسول گفته می شود . )

✔️مولانا محمد ظفر اقبال در ادامه می گوید : ( اما این سخن علامه ابن سیرین که مهدی همه رتبه پیامبر است ، مراد از این سخن آن است که چون عیسی پشت سر وی نماز اقتداء می کند ، قطعا امامِ نماز ، بر مُقتدی برتری دارد ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

توضیح اینکه :

الف ) در عبارات فوق ، دو ملاک برای افضلیت حضرت مهدی (علیه السلام) مطرح است : اولاً خلیفة الله بودن ایشان و ثانیاً برتری امام بر مقتدی که اقتدای عیسی در نماز به آن حضرت به آن دلالت دارد .

ب ) علاوه بر موارد مزبور ، این عالمان اهل سنت ، مقام مهدی موعود (ع) را از ابوبکر و عمر نیز بالاتر و او را هم رتبه ی یک پیامبر می دانند . در حالیکه ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 2 ص 25 ) ، ابوبکر را هم رتبه و مساوی با پیامبر (ص) دانسته و می گوید :

( فليس بين أبي بكر و رسول اللّٰه صلى اللّٰه عليه و سلم رجل لأنه صاحب صديقية و صاحب سر فهو من كونه صاحب سر بين الصديقية و نبوة التشريع و يشارك فيه فلا يفضل عليه من يشاركه فيه بل هو مساو له في حقيقته فافهم ذلك )😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ج ) از مقایسه اجمالی نظرات این عالمان اهل سنت با ابن عربی کاملا مشخص می گردد که دیدگاه او چقدر با مبانی اهل سنت فاصله دارد ، اینها می گویند : مهدی هم رتبه پیامبر و مقتدای عیسی است ، ابن عربی می گوید : مقام ابوبکر هم رتبه پیامبر و مقام مهدی از عیسی نیز پائین تر است و قس علیهذا سایر آراء او در مسئله مهدویت را که در ادامه اشاره خواهیم نمود .

3️⃣ - محی الدین عربی در فتوحات مکیه ( ج 6 ص 51 ) و ( ج 3 ص 327 ) ، حضرت مهدی (ع) را فقط از لحاظ خَلقی شبیه به پیامبر (ص) می داند و می گوید :

( يشبه رسول اللّٰه ص في خَلقه بفتح الخاء و ينزل عنه في الخُلق بضم الخاء لأنه لا يكون أحد مثل رسول اللّٰه ص في أخلاقه و اللّٰه يقول فيه وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ )

یعنی : مهدی فقط از لحاظ خَلقی و شکل و قیافه ی ظاهری شبیه پیامبر (ص) است نه از لحاظ خُلقی و اخلاقی ... 😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

 الف ) سخن ابن عربی مغایر با آموزه های مکتب تشیع است زیرا در روایات متواتر و صحیح وارده ، حضرت مهدی (عج) اَشبَههُ النّاس برسول الله خَلقاً و خُلقاً معرفی گردیده :
 
✔️بعنوان نمونه : علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ( ج 51 ص 71 و 72 ) روایت کرده :

🔘قالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : اَلْمَهْدِيُّ مِنْ وُلْدِي اِسْمُهُ اِسْمِي وَ كُنْيَتُهُ كُنْيَتِي أَشْبَهُ اَلنَّاسِ بِي خَلْقاً وَ خُلْقاً تَكُونُ لَهُ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَةٌ حَتَّى يَضِلَّ اَلْخَلْقُ عَنْ أَدْيَانِهِمْ فَعِنْدَ ذَلِكَ يُقْبِلُ كَالشِّهَابِ اَلثَّاقِبِ فَيَمْلَؤُهَا عَدْلاً وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) ابراهیم حمویی جوینی نیز که از علمای اهل سنت (۶۴۴-۷۳۰) می باشد در کتاب فَرائدُ السِّمْطَیْن ( ج 2 ص 335) از رسول اکرم (ص) روایت نموده که ایشان فرمودند : مهدی خَلقاً و خُلقاً شبیه ترین مردم به ایشان است :

🔘قال رسول اللّه (ص) :

( المهديّ من ولدي اسمه اسمي و كنيته كنيتي أشبه الناس بي خَلقاً و خُلقاً ، تكون له غيبة ... يملؤها عدلا و قسطا كما ملئت جورا و ظلما. )

✔️قندوزی حنفی ، عالم دیگر اهل سنت در کتاب یَنابیعُ المَوَدّة ( ج 3 ص 397 ) و در مختصر ینابع الموده ( ص 274 ) حدیث المهدی هو أشبه الناس بي خَلقاً و خُلقاً را از رسول اکرم (ص) و از طریق دیگر نقل نموده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


ج ) علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه قیصری ( ص 915 و 922) در رد سخن ابن عربی می گوید :

  ( در پاره ای از روایت تصریح شده است که مهدی علیه السلام « کان اشبه الناس برسول الله خَلقاً و خُلقاً و منطقاً ... » )

      ( مهدی موعود ، اَشبَهُ النّاس بحضرت رسول از حیثِ خَلق و خُلق است )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️همانطوریکه ملاحظه می فرمائید : در اینجا نیز سخن ابن عربی ، نه تنها مخالف با مبانی شیعه می باشد بلکه مغایر با روایات وارده از طریق اهل سنت نیز هست .

4️⃣ - ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 3 ص 76 ) و (ج 2 ص 50) خاتم ولایت مطلقه را عیسی (ع) و خودش را ختم اولیاء مقیده می داند :

او می گوید : و ما هو بالمهدي المسمى المعروف المنتظر فإن ذلك من سلالته و عترته و الختم ليس من سلالته الحسية و لكنه من سلالة أعراقه و أخلاقه

یعنی : مهدی از سلاله ی حسی و نسلِ پیامبر (ص) می باشد لذا نمی تواند خاتم الولایه مطلقه باشد زیرا خاتم الاولیاء مطلقه از سلاله حسی پیامبر (ص) نیست . 😳

✔️نامبرده در فتوحات مکیه (ج 1 ص 244 ) خودش را ختم اولیاء مقیده دانسته و می گوید :

       أنا ختم الولایه دون شک ( بدون شک من خاتم الاولیاء هستم )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

(1) - علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه قیصری ( ص915 و 922 ) در نقد و رد ادعای ابن عربی می گوید :

🔘ابن عربی در فتوحات گفته : در آخر الزمان حضرت عیسی نازل می شود و ولایت به او ختم می گردد و خاتم ولایت مطلقه مهدی نیست ( و ما هو بالمهدي .... ) در حالتی که بعد از رحلت خاتم الانبیاء (ص) دوره نبوت پایان می پذیرد و نوبت ظهور اولیاء می رسد بخاتم اولیاء دوره ی ولایت بکمال می رسد ... حضرت عیسی چون از ارثِ مهدی و ولایتِ مختص به حقیقتِ محمدیه که مظهریتِ تجلی ذاتی و مظهریتِ اسم اعظم است ، حظّی ندارد ، فلذا نمی تواند خاتم ولایت محمدیه ، ( چه خاصه ، چه عامه و چه مطلقه ) باشد .

 ✔️او در همان کتاب ( ص920 و 921) ادعای ختم اولیاء بودنِ ابن عربی را رد کرده می گوید :

( عجب از شیخ جندی و شیخ قیصری است که ابن عربی را خاتم ولایت مطلقه محمدیه دانسته اند و خاتم اولیاء در فص شیثی را حمل بر شخص ابن عربی کردنده اند نعوذ بالله من الحماقة البالغة حدّ الغوایة ) .

( محی الدین خود را خاتم ولایت مقیده می داند که اشتباه کرده زیرا کسی که بدین مقام رسیده باشد می بایست به مقام عصمت نائل گردد و سهو و نسیان و خطاء در بیان حقایق ننماید حال آنکه ابن عربی کلمات متناقض زیاد از او صادر شده ، بلکه آنچان دچار هفواتی شده که ذکر آن هفوات و تناقض گویی ها در این رساله موجب هتک مقام علمی و مرتبه کشفی او می گردد مانند اباطیلی که درباره مقام قطبیت متوکل و غیره گفته ... )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - سید حیدر آملی که از اکابر عرفای شیعه و از پیروان و مروجان مکتب ابن عربی است در کتاب المقدمات من نص النصوص ( ص 182 ) می گوید :

و ذهب الشیخ ابن العربی الی 👈 انّ خاتم الأولیاء مطلقاً هو عیسی بن مریم علیه السلام، و خاتم الأولیاء مقیّدا هو نفسه. 👉و قد وجدنا هذا القول و الرأی، به‌ اتفاق اکثر المشایخ و العلماء –  بعد الأنبیاء و الأولیاء – انّه خلاف العقل و النقل و الکشف.

یعنی : محیی الدین عربی اعتقاد دارد که حضرت عیسی بن مریم علیه السلام خاتم الاولیاء مطلقه است و خودش را خاتم الاولیاء مقید می‌داند . که ما و مشهور مشایخ و علماء بعد از پیامبران و اولیاء این سخن ابن عربی را مخالف عقل و نقل و کشف می دانیم .

✔️سید حیدر آملی ، این بی ادبی و گستاخی محی الدین عربی را برنتابیده و مردانه و غیورانه خطاب به او می گوید :
 
           ( لیکون حاله فی ذلک کحال من قال یداک أوکتا و فُوک نَفَخَ )  

یعنی :👈 خیلی دستت را بالا گرفته و حرف بزرگتر از دهانت زده ای .👉


✔️ایشان در ادامه می گوید : الکمّل ایضاً ذهبوا الی انّ خاتم الأولیاء مطلقاً هو علیّ بن ابی طالب علیه السلام، و خاتم الأولیاء مقیّدا هو المهدی علیه السلام الذی هو سبطه و ذریته من اهل بیته.

یعنی : کملین معتقدند که علی بن ابیطالب علیه السلام خاتم الاولیاء مطلق است و حضرت مهدی علیه السلام خاتم الاولیاء مقید و از اهل بیت و نیز فرزندان امام علی (علیه السلام] می باشد .

📚( المقدمات من نص النصوص ص 182)

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


🛑ابن عربی بخاطر اینکه ولایت را از محوریتِ اهلِ بیت (ع) خارج کند ، خاتم الاولیاء بودنِ عیسی را مطرح نموده ⁉️😳🔥

علامه سید جلال الدین آشتیانی در شرح مقدمه فصوص ( ص 916 ) پرده از حقیقتی بزرگ و در عین حال تأسف باری که حاکی از مظلومیتِ اهل بیت (ع) است ، برداشته و می گوید :

(( علمای اهل سنت و از جمله عرفای آنها ( مانند ابن عربی ) همواره سعی داشته اند که در مقابل اهل بیت عصمت و طهارت ، یکی را بتراشند . حال فرقی نمی کند آن شخص حسن بصری باشد یا یکی دیگر از ذوی الاذناب ، وجود ولی مطلق بعد از پیغمبر (ص) از مسلمات است . اما در مسلک عرفان این همه رطب یابس بافتن راجع به عیسی (ع) برای آن است که خلافت مطلقه را از ائمه (ع) بگیرند . وگرنه عیسی دوران نبوتش تمام شد و رفت به عالم دیگر ، والسلام . ))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

5️⃣ - محی الدین عربی در فتوحات مکیه (ج 6 ص 54 ) و ( ج 3 ص 329  ) خاتم ولایت محمدیه را برادر قرآن و مهدی(ع) را برادر شمشیر خوانده و می گوید :

( و أما ختم الولایه المحمدیه فهو أعلم الخلق بالله لا یکون فی زمانه ولا بعد زمانه أعلم بالله وبمواقع الحکم منه فهو والقرآن إخوان کما أن المهدی والسیف إخوان . )

یعنی : و اما ختم کننده ولایت محمدی (خاتم الاولیاء) داناترین مردم به خداست و احدی نه در زمان او و نه بعد از او داناتر از او به خداوند و جایگاه احکام الهی نخواهد بود. و خاتم الاولیاء برادر قرآن است و مهدی و شمشیر نیز با هم برادرند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

توضیح اینکه :

✔️محی الدین عربی در عبارات فوق بین خاتم اولیاء و مهدی (عج) ، صراحتاً قائل به تقابل گردیده و آن دو را ، دو شخصِ متمایز معرفی کرده و تصریح می کند : ( خاتم الاولیاء برادر قرآن است ، اما مهدی (عج) و شمشیر با هم برادرند . ) 😳

✔️قبلا متذکر شدیم که ابن عربی ، عیسی (ع) را خاتم الاولیاء مطلقه و خودش را خاتم الاولیاء مقیده می داند . در نتیجه ، خودش را اولاً خاتم اولیاء محمدیه و ثانیاً عالم ترین فرد در این امت و برادر قرآن می داند که در مقابل او تنها ویژه گی که حضرت مهدی (ع) دارد ، برادر شمشیر بودنِ او است . ( معاذالله )😳🔥

🛑تذکر :

1- دأب آقای وکیلی و اغلب پیروان مکتب ابن عربی آن است که نقدهایی که از سوی مراجع عظام و سایر مخالفین تصوف به آنها وارد می گردد را افتای بغیر علم ، قلمداد نمایند . لذا در این مقاله تعمداً نقدهای سید حیدر آملی و علامه سید جلال الدین آشتیانی را آوردیم تا بنحوی ، قافیه را بر بهانه جویی نامبردگان تنگ تر نمائیم .

2- لازم بذکر است که تسلط علامه سید جلال الدین آشتیانی به مبانی عرفان نظری و علوم عقلی آنچنان است که او را ملاصدرای زمان ، لقب داده اند و سید حیدر آملی نیز توسط آقای وکیلی در کتاب شهید عارف از مقام شامخ او در راستای ترویجِ مبانی مکتبِ ابن عربی تجلیل نموده و او را از قول برخی اعاظم ، ( زین العابدین ثانی ) لقب داده است .


🔴نتیجه :

با توجه به مستندات مطروحه فوق در این مقاله ، مشخص گردید که برخلافِ ادعای آقای محمد حسن وکیلی که می گوید : ( چهره و قالب مهدویت در شیعه اینگونه است که جناب ابن عربی توصیف نموده است ) ، آراء و نظریات ابن عربی در مسئله مهدویت و نیز موضوع خاتم الاولیاء ، نه تنها در تضاد با آموزه های مکتبِ حقه تشیع است بلکه مغایر با مبانی اهل سنت نیز می باشد.

👈جمله مزبور آقای وکیلی را تنها می توان بعنوان یکی از شیطحیاتِ عارفانه تلقی نمود ، وگرنه چگونه می توان قبول کرد که چهره و قالبِ مهدویت در شیعه با افکار انحرافی ابن عربی ، یکی باشد .⁉️ 😳

stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف حوزوی سید رضا نوعی ( حکیم )sticker

 

🛑برای مطالعه مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص (بخش سوم ) ( اینجا ) کلیک کنید .

    برای مطالعه مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( بخش دوم ) ( اینجا ) کلیک کنید .

    برای مطالعه مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( بخش یکم ) ( اینجا ) کلیک کنید .


امضاي حکيم

stickerشأن نزول عبرت آمیز آیه ( سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ) از نگاه اهل سنت ⁉️

✍️ اغلب مفسران و محدثان مشهور اهل سنت ( همانند شیعه ) بر این باورند که آیه یکم سوره معارج ( سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ) درباره نُعمان بن حارث و به هلاکت رسیدنِ او به خاطرِ مخالفتِ وی با ولایتِ امیرالمومنین (ع) ، نازل شده است ، لذا ذیلا به بررسی اجمالی و واکاوی این موضوع در منابع معتبر اهل سنت می پردازیم :


sticker ثُعلبی که از محدثان و مفسرانِ مشهورِ اهل سنت است ، در تفسیر الکشف و البیان ( ج 10 ص 35) روایت زیر را از امام صادق (ع) و بنا به نقلِ سفیان بن عیینه ، اینگونه گزارش نموده :

 پس از آنکه پیامبر(ص) مسئله ولایت علی (ع) را در غدیر ِخُم با عبارت ( مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ) به مردم ابلاغ فرمود ، شخصی به نام نُعمان بن حارثِ فِهری نزد ایشان آمد و با حالت اعتراض به پیامبر (ص) گفت :

ما را به توحید و قبول رسالتِ خود و انجام جهاد و حج و روزه و نماز و زکات امر کردی . ما هم قبول کردیم . اما تو به این مقدار راضی نشدی و کار را بدانجا رساندی که اکنون پسر عمویت علی (ع) را  را به ولایت برگزیده ای ، آیا این ابلاغِ ولایتِ علی (ع) را خودسرانه انجام داده ای یا به دستور خدا  ؟

پیامبر (ص) فرمودند : بخدا سوگند این کار را به فرمان خداوند انجام دادم .

 نعمان با شنیدن سخن پیامبر (ص) با حالتِ انکار و از روی تمسخر گفت :

 ( اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَٰذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ )

یعنی : خداوندا ، اگر این حُکم از جانبِ توست ، سنگی از آسمان بر سرِ من فرود آر .


💥در این هنگام سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و او به هلاکت رسید و آیه ( سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ) نازل شد.


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

sticker سایر علمای اهل سنت نیز موضوع فوق را روایت نموده اند که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می نمائیم :


الف ) حاکم حسکانی نیشابوری در شواهد التنزیل ( ج 2 ص 286تا 289 ) روایتِ مزبور را با شش طریق نقل کرده که همه آن ها مرتبط با واقعه غدیر و فردی بنام ( نعمان فِهری ) می باشد .


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


ب )  قرطبی نیز در تفسیر الجامع لاحکام القرآن ( ج 21 ص 219 ) ، ابراهیم جوینی حنفی در فرائد السمطین ( ج 1 ص 83 ) ، علی بن محمد المالکی در الفصول المهمه ( ص 55) ، عبدالرئوف مناوی در فیض القدیر ( ج 6 ص 217 ) ، نووی در مراح لبید لکشف معنی القرآن المجید ( ج 2 ص 561) ، سبط بن جوزی در تذکرة الخواص ( ج 1 ص 37) ، شربینی در کتاب السراج المنیر ( ج 4 ص 380 ) ، أبی السعود در تفسیر ارشاد العقل السلیم ( ج 9 ص 29 ) ، آلوسی در تفسیر روح المعانی ( ج 15 ص 62 ) موضوع فوق را نقل کرده اند .


👈 برای مشاهده اسناد ( 1 ) ، ( 2 ) ، ( 3  ) ، ( 4 ) ، ( 5 ) ، ( 6 ) ، ( 7 ) ، ( 8 ) و ( 9 )  ، کلیک کنید . 👉


ج ) علامه امینی (ره) در کتاب الغدیر ، روایت مذکور را از طریقِ 30 نفر از علمای بزرگ اهل سنت نقل کرده که به منظور اجتناب از تطویلِ کلام ، مخاطبان گرامی را ذیلاً به مطالعه فصلِ مزبور از کتاب شریفِ الغدیر ارجاع می دهیم .


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


sticker جمع بندی و تجزیه تحلیل :

sticker در برخی از روایاتِ شأنِ نزولِ آیه یکم سوره معارج ، نام سئوال کننده و مخالفِ واقعه غدیر ( نُعمان بن حارث ) و در سایر نقل ها ( نَضر بن حارث ) ذکر شده ، لیکن  اگر چه اسامی مختلفی برای سائل در این روایات ذکر شده ولی همه آن ها سائل را از خاندانِ قریش و با پسوند ( فِهری ) می دانند . فلذا این اشتراک در نسب و قبیله ی سائل ، مبین آن است که قطعاً در ضبطِ نامِ سائل ، تصحیف صورت گرفته و سائل همان نعمان بن حارث فِهری است که در غدیر حضور داشته ولی عده ای به عمد نام سائل را نضر بن حارث ( برادر نعمان) ذکر کرده اند تا اینگونه القاء شُبهه نمایند که ، نضر در جنگ بدر کشته شده و در زمان غدیر حضور نداشته .

sticker با امعان نظر در قضیه نُعمان بن حارث که مورد اتفاق اغلبِ علمای اهل سنت است ، به وضوح درمی یابیم که منظور از ابلاغ ولایت علی (ع) در روز غدیر ، ولایت به معنای ( زعامت ، امامت و رهبری ) ایشان می باشد نه دوستی و محبت نسبت به آن حضرت ، زیرا اگر کلمه ( مولا ) در عبارتِ ( مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاه ) به معنای محبت و دوستی بود هرگز نُعمان بن حارث اینگونه با آن مخالفت نمی ورزید .


    در جهان مردِ عمل باش و علی را بشناس
    که ترازوی عمل ، کفّه ی میزانِ علیست

    ای کج اندیش ، مکن غصبِ خلافت ، زیرا
    به خدا بعدِ نبی ، سلطنت از آنِ علیست

    روزِ محشر که گذرنامه ی جنّت طلبی
    آن گذرنامه به امضاء و به فرمانِ علیست

    این حسینی که رئیسُ الشُّهَدایش خوانند
    با خبر باش که شاگردِ دبستانِ علیست

stickerبرگرفته از دروسِ تفسیر تطبیقی قرآن سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم


sticker حدیث سِلسِلَةُ الذَّهَب از احادیثِ قُدسی است که شیعه و سنی آن را از قول امام رضا (ع) روایت نموده اند و چون تمام سلسله راویان این حدیثِ قدسی ، امامِ معصوم (ع) می باشند لذا آن را «سِلسِلَةُ الذَّهب» به معنای «زنجیره ی زَرّین» توصیف کرده‌اند.

stickerحدیث مزبور که به ( حِصن ) نیز شهرت دارد با دو تقریر ذیل روایت شده :


sticker- امام رضا (ع) هنگام عبور از نیشابور فرمودند :


کلمة لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ عَذَابِي ، قَالَ فَلَمَّا مَرَّتِ اَلرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا .

یعنی : کلمه لا اله الا اللّه قلعه ی من است و هرکس وارد آن دژ و قلعه مستحکم شود از عذابم در امان است .


راوی ( إسحاق بن راهوَیه ) می گوید : چون شتر به راه افتاد ، آن حضرت با صدای بلند به ما فرمود :

 اما این امر ، شرط هایی دارد و من از شرط های آن هستم .


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

الف ) اغلب محدثان اهل سنت ، حدیث سلسله الذهب را بدون بخش پایانی آن یعنی عبارت « اَلا بشروطها و أنا مِنْ شروطها» نقل کرده اند ⁉️

لیکن برخی از محدثان و علمای مُنصفِ از برادران اهل سنت مانند :  (  قاضى بهجت اَفندى شافعى ،خواجه پارساى بخارى حنفى و قندوزی حنفی ) حدیث فوق الذکر را با جمله ی پایانی آن نقل نموده اند .

ب ) جالب است بدانید که اغلب علمای اهل سنت از قول احمد بن حنبل در ذیل حدیث مزبور آورده اند که : لو قرى‌ء هذا الاسناد على مجنون لبرء من جنونه‌ ( اگر این اسناد بر دیوانه ‏اى خوانده شود ، هر آینه عاقل مى ‏شود )


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

sticker - تقریر دوم از حدیث سلسلة الذّهب :

 يَقُولُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَلاَيَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي

یعنی : خداوند متعال می فرماید : ولایت علی ابن ابی طالب (ع) قلعه و دژ مستحکم من است ، بدرستیکه هر کس وارد آن شود قطعاً از عذاب من در امان خواهد بود .


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


تبصره :

حدیث فوق را نیز برخی از علمای اهل سنت مانند حاکم حسکانی حنفی نیشابوری در شواهد التنزیل ( ج 1 ص 170) نقل کرده است .


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجاکلیک کنید . 👉


حصن : در لغت به معنای دِژ ، قلعه و جای محکم است؛ یعنی جایی که در اثرِ ارتفاع و مستحکم بودنش ، نمی‌توان به آن دست یافت.

کلمه : در قرآن به معانی مختلفی بکار رفته که یکی از موارد استعمال آن ، ( انسانِ برگزیده ) است .


بعنوان نمونه :


الف : در آیه ی ذیل به حضرت مسیح ، کلمةُ الله ، اطلاق شده :

إنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَكَلِمَتُهُ أَلْقَاهَا إِلَى مَرْيَمَ وَرُوحٌ مِنْهُ(171 النساء)


ب : در مواردی هم ، از ائمه ی اطهار (ع ) ، به کلمات ، کَلِمَةً التقوی ، كَلِمَةً بَاقِيَةً ، كَلِمَةُ اللَّه ، كَلِمَةً طَيِّبَةً  و... یاد شده که به آیات مربوطه ذیلاً اشاره می گردد :


(1)- وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَى وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٤٠ التوبة)


 در آیه ی فوق ، نمی گوید ( الله هِيَ الْعُلْيَا )  بلکه می فرماید : ( كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا ) کلمه ی خدا ، یعنی انسان برگزیده ( که حضرت رسول(  ص ) و حضرات معصومین علیهم السلام از کامل ترین مصادیق آن هستند ) ، والا و برتر می باشند ، و این عزت را برای این انسان های وارسته به سه نام از اسماء حُسنای خود تعلیل فرموده : ( وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ) .


(2)- وَجَعَلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (٢٨زخرف)

در این آیه نیز طبق روایات وارده ، منظور از كَلِمَةً بَاقِيَةً ، امیر المومنین (ع) ، زهرا (س ) و امامان معصوم ( ع ) می باشند  .


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


sticker کلمةً باقیةً ، با ابجد کبیر می شود ( 213) که برابر است با عدد ابجدی ( زهرا ) سلام الله علیها ، بنابر این امامان معصوم (ع) که کلمه ی باقیه ای پس از ابراهیم هستند همگی از نسلِ زهرای مرضیه (س) می باشند .


(3)- فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى وَكَانُوا أَحَقَّ بِهَا (26 فتح)

کلمه ی تقوائیکه خداوند ، مومنین را به التزام و پیروی از آن امر نموده ، امیرالمومنین (ع ) و ولایت خاصه ایشان می باشد . کما اینکه در يکي از خطبه هاي پيامبر مي خوانيم نَحنُ کلِمَةُ التَّقوي و سَبيلَ الهُدي  .


👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجامی باشد . 👉


(4)- فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (٣٧ بقره)


در آیه ی فوق نیز منظور از ( کلمات ) که آدم (ع) بوسیله ی آن توبه کرد ، پنج تن آل عبا (ع) می باشند ، که البته این فقط اعتقاد شیعه این نیست بلکه علمای بزرگ اهل سنت نیز به آن اذعان نموده اند ، بعنوان نمونه :

sticker جلال الدّین سیوطی در تفسیر «الدّر المنثور – التفسیر بالمأثور، ج 1 ص147» در این باره آورده است که :

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

حضرت آدم خدا را بحقِّ محمد ، و علی ، و فاطمه ، و حسن ، و حسین خواند تا توبه او را بپذیر ، خداوند نیز ( به حرمت پنج تن آل عبا )  توبه حضرت آدم علیه السلام را پذیرفت.


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

sticker کلمه  : بر اساسِ ابجدِ کبیر ، برابر است با عدد( 95 ) که اگر عدد 5 را با 9 جمع کنیم می شود (14 ) یعنی برابر با 14 معصوم (ع) .


(5)- أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ (٢٤ ابراهيم)
 

منظور از کلمه طیبه ، انبیاء ، بالاخص پیامبر (ص) ، امامان معصوم (ع)  می باشند و شیعیانِ امیرالمومنین (ع) نیز به نسبت به این شجره ی طیّبه ی ولایت به ( تنه ، ساقه ، برگ و میوه ی) آن تشبیه گردیده اند.

sticker دیگران عمدتاً حدیث را اینگونه معنا کرده اند که :

 توحید که ( لا اله الا الله ) کنایه از آن است ، قلعه ی مُحکمِ خداست و شرطِ ورود و تَشَرُّف به این دژ و قلعه ی توحید نیز امامت و ولایت می باشد .

stickerعلیرغم اینکه تفسیر فوق صحیح است ، لیکن معنی دقیقتری نیز برای آن می توان در نظر گرفت و آن این است که :

منظور از لا اله الا الله ( توحید است ) ، ولی مقصود از ( کلمه ی لا اله الا الله ) که در حدیث سلسله الذهب بدان تصریح شده ، انسانِ توحیدی و مُوَحِّد ( یعنی امامِ معصوم ) می باشد که خودش ( قلعه ی توحید ) و ( حِصنِ حَصین ) و شرطِ تحققِ آن است ، نه شرط ورود به آن .

بنابر این منظور از ( کلمة لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ ) ، انسان توحیدی ( امام معصوم ) خاصه امیرالمومنین (ع) می باشد که ولایت او حصنِ حصین و موجبِ امان از عذاب الهی است . کما اینکه در تقریر دوم از حدیث حصن فرموده : ( وَلاَيَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي ) و به این ترتیب می توان بین دو حدیث ( حصن ) با محوریتِ ولایتِ اهل بیت (ع) ، جمع سالم برقرار نمود . فلذا توحیدی که در اینجا مطرح است توحید ولایت است .


stickerدر تفسیر قمی ج 2 ص 154 امام رضا (ع) از قولِ امام باقر در تفسیر آیه  «فِطْرَتَ اَللّٰهِ اَلَّتِي فَطَرَ اَلنّٰاسَ عَلَيْهٰا» فرمودند :

فِي قَوْلِهِ «فِطْرَتَ اَللّٰهِ اَلَّتِي فَطَرَ اَلنّٰاسَ عَلَيْهٰا» قَالَ :

هُوَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَلِيُّ اَللَّهِ إِلَى هَاهُنَا اَلتَّوْحِيدُ .

یعنی : توحیدی که فطرت بر آن سرشته شده عبارت است از اعتقاد به سه اصل ( لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ ) ، ( مُحَمَّدٌ رَسُولُ اَللَّهِ ) ، ( عَلِيٌّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَلِيُّ اَللَّهِ ) و  توحید تا اینجا است ( یعنی نبوت و ولایت نیز جزو توحید است ) .


👈 برای مشاهده سند ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

مردم معمولاً بین توحید ، نبوت و امامت ، سه مرز قائل می شوند ، لیکن در حدیث فوق امام باقر (ع) بعد از ذکرِ ( توحید ، نبوت و امامت ) می فرمایند :

 👈 ( إِلَى هَاهُنَا اَلتَّوْحِيدُ ) یعنی نبوت و امامت و ولایت امام معصوم (ع) نیز جزو توحید است که می توان از آن به توحید در ولایت ، نام برد .

sticker طبق آنچه توضیح داده شد ، بین دو حدیثِ سِلسِلَةُ الذَّهَب که اولی ، کلمه ی لا اله الا الله را قلعه ی محکم و حدیثِ دوم  ،که ولایتِ علی (ع) را بعنوان قلعه ی مُستحکمِ خدا معرفی می کرد ، بنحو شایسته ای جمع نمودیم ، بدین نحو که ولایتِ علی ، همانا قلعه ی مستحکمِ توحید و نیز موجبِ امانِ از عذابِ خدا می باشد .


     سوگند که درگاهِ علی ، حِصنِ حَصین است
     تا بوده همین بوده و تا هست همین است


stickerنکته پایانی اینکه ، امامت و ولایت نه تنها شرطِ تحققِ قَلعه ی توحید بلکه شرطِ ظهورِ فیضِ هستی و تجلی اسماء و صفات خدا و تبلور آن در عوالمِ هستی است . بعبارت دیگر ظهورِ هستی و همچنین اظهارِ کمالاتِ آن ، مشروط به وجودِ امام است :

     (( بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری‌ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرضُ و السَّماء ))


    یا صاحب الزمان (عج) :


     چون چشمِ تو دل می‌بَرَد از گوشه نشینان
     دنبالِ تو بودن گُنَه از جانبِ ما نیست

     روی تو مگر آینه ی لطفِ الهیست
     حقا که چنین است و در این روی و ریا نیست

     باز آی که بی روی تو ای شمعِ دل افروز
     در بزمِ حریفان اثرِ نور و صَفا  نیست

stickerبرگرفته از دروس شرح حدیث سلسله الذهب سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

🔴شبهه خاتم بخشی علی (ع) و تضادِ آن با حضورِ قلب در نماز ⁉️

sticker مخالفین شیعه سعی دارند تا با القاءِ شُبهه درباره ی آیه ی ولایت ( 55 مائده ) ، بزرگترین دلیلِ قرآن بر امامتِ علی (ع) را انکار نمایند .😳

شبهه ای که ابتدا از طریق فخر رازی و سپس وهابیونِ معاصر مطرح می گردد عبارت است از ( پارادوکس و تضادِ خاتم بخشی علی (ع) در نماز ، با حضور قلبِ او  در عبادت ) ، البته اغلب به داستان بیرون کشیدن تیر از پای ایشان نیز استناد می کنند .


🔵 اکنون به شبهات مزبور براساس منابع معتبر اهل سنت پاسخی مستدل داده و قضاوت را به مخاطبینِ فهیم و منصف ارجاع می دهیم :


sticker داستان جعلی کشیدن تیر از پای علی (ع) در حال نماز ، برای اولین بار در قرن هفتم توسط فخر رازی مطرح شده و متأسفانه به تَبَعِ او ، ابتدا در کتاب کشف الیقین علامه حلی ( متوفای 726 ق) و سپس در ( ارشاد القلوب ، انوار نعمانیه ، المناقب المرتضویه ، منهاج البراعة ) آمده ، اما بدلیل اینکه در هیچ کدام از منابع مزبور سندی برای آن ذکر نشده ، فلذا قابلِ استناد و احتجاج نیست .

sticker در صحیح بُخاری و صحیح مُسلِم که از معتبرترین منابعِ اهل سنت می باشند ، روایت شده که ابو قتاده می گوید :

پیامبر (ص) را مشغول نماز خواندن دیدم ، در حالیکه اُمامه ( فرزند خردسال زینب ) بر دوش ایشان بود و هنگامیکه به سجده می رفت او را به زمین می گذاشت و وقتی می خواست برای قیام بلند شود ، دوباره او را بر روی شانه ی مبارکش می گذاشت .

📚(( صحیح بخاری حدیث 516 )) (( صحیح مسلم  حدیث 543))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerحاکم نیشابوری نیز که از محدثان بزرگ اهل سنت است ، روایت کرده که پیامبر (ص) در حالِ نماز ، یک مرتبه حسن (ع) و بار دیگر حسین (ع) را بر شانه ی مبارکش می گذاشت . و در روایت دیگر نیز نقل کرده که سجده ی نمازِ ایشان ( در نماز جماعت ) طولانی تر از حد معمول شد ، لذا وقتی علتِ آن را از محضرش سئوال کردند ، پیامبر (ص) فرمودند : فرزندم حسین (ع) در حال سجده بر پشت من قرار گرفت و من برای اینکه حالِ خوشِ کودکانه اش را بهم نزنم ، سجده ام را طولانی کردم .

💥حاکم نیشابوری در ادامه به صحیح بودن هر دو حدیث ، تصریح کرده .


📚(( المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 181-183))
 

👈برای مشاهده سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


کسانی که خاتم بخشی علی (ع) در رکوع نماز مستحبی را در تضاد با مقاماتِ عالیه ی بندگی و حضور قلب در نماز ، قلمداد می کنند ، احادیثِ صحیحِ فوق که از معتبرترین منابع حدیثِ آنها در خصوصِ پیامبر (ص) نقل شد را چگونه توجیه خواهند کرد❓

آیا درباره ی رسول اکرم (ص) نیز می توانند ( معاذ الله ) بگویند که در نمازهایش حضور قلب نداشته ⁉️😳


sticker در صحیح مُسلم که از معتبرترین منابع اهل سنت است روایت شده که پیامبر (ص) در نماز جماعت ، خطاب به مأمومین فرمودند :

أَيُّهَا النَّاسُ ، إِنِّي إِمَامُكُمْ ، فَلَا تَسْبِقُونِي بِالرُّكُوعِ وَلَا بِالسُّجُودِ ، وَلَا بِالْقِيَامِ وَلَا بِالِانْصِرَافِ ، فَإِنِّي أَرَاكُمْ أَمَامِي وَمِنْ خَلْفِي ثُمَّ قَالَ : وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ ، لَوْ رَأَيْتُمْ مَا رَأَيْتُ لَضَحِكْتُمْ قَلِيلًا وَلَبَكَيْتُمْ كَثِيرًا

💥 یعنی : ای مردم ، در رکوع و سجده بر من پیشی نگیرید ، زیرا من شما را نه تنها از جلو ، بلکه از پشتِ سَر نیز می بینم 😳


📚(( ترجمه صحیح مسلم ج 1 ص 430 ))


👈برای مشاهده سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


✔️ این سخن پیامبر (ص) ، کنایه از چشمِ ملکوتی و سعه ی وجودی ایشان است که نماز ، مانع از احاطه ی ولائی حضرتش به مُلک و ملکوت و توجه به حالِ مأمومین ، نخواهد شد و همین مقام نیز برای علی (ع) به حکم اتحاد ولائی و نوری با رسول اکرم (ص) ، ثابت است💞 .

👈 اما این معارفِ عالیه را چه داند آنکه اُشتُر می چراند .


✔️از طریق شیعه نیز روایت شده که امیرالمومنین (ع) ،خطاب به یکی از اصحابِ خود بنام ( رُمَیله ) فرمودند :

    ( يَا رُمَيْلَةُ لَيْسَ يَغِيبُ عَنَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا مُؤْمِنَةٌ فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا إِلَّا وَ هُوَ مَعَنَا وَ نَحْنُ مَعَهُ كَذَا )

👈یعنی : هيچ مؤمنى در شرق و غربِ عالم از نظرِ ما پنهان نيست .👉


📚(( بحار الانوارج26 ص 140 و ارشاد القلوب ج 2 ص 282))


sticker آلوسی که از مفسران مشهور اهل سنت است شعر زیبائی را از قول ابن جوزی در مورد عدمِ تزاحمِ خاتم بخشی علی (ع) با حضور قلبِ ایشان در نماز ، نقل کرده که ترجمه ی آن بشرح ذیل می باشد :

نوشيد و به دیگران نیز می نوشاند ، و این مَستی ، هرگز او را از توجّه به ساقی و از مردم ، غافل نمي سازد . زیرا مَستیِ او در اختيارِ اوست ، تا جايي كه توانسته همانند انسان هاي هوشيار عمل كند ؛ پس او در تجمیعِ حالاتِ مختلف با یکدیگر و جمعِ صفاتِ أضداد ، يگانه و مُنحصر به فرد است .

📚(( تفسیر روح المعانی ج 6 ص 169))

👈برای مشاهده سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉           

🛑سخن آخر آنکه سیوطی در ( حامع الاحادیث ج 28 ص 120 حدیث 30798) و ابن ابی شیبه در ( مصنف ج 2 ص 144 حدیث 7478) و نیز کنز العمال حدیث ( 22627) روایت نموده اند که :

            «كَانَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ يَقْتُلُ الْقَمْلَةَ فِي الصَّلَاةِ حَتَّى يَظْهَرَ دَمُهَا عَلَى يَدِهِ»

یعنی : عمر بن خطاب در نماز طوری شپش های بدنش را می کُشت که دستش آغشته به خونِ شپش ها می شد . 😳🤨


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


✔️ اکنون سئوال جدی ما از وهابیون و دشمنانِ امیرالمومنین (ع) این است :

شما که بدنبالِ شبهه افکنی درباره آیه ولایت و  تشکیک در خاتم بخشی علی (ع)  به بهانه واهی تضادِ آن با حضورِ قلب در نماز می باشید ، حضورُ قلبِ جنابِ عُمَر را  چگونه با روایاتِ فوق که در منابعِ معتبر خودتان آمده ، می توانید توجیه نمائید  ! ؟

👈چگونه کُشتن شپش در نماز با آیه ( الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ) قابل جمع می باشد ؟

 

      حق روز ازل كُلِّ نِعَم را به علی داد
     بینِ حكما ، حُكمِ حِكم را به علی داد

     معنای یدالله همین است و جز این نیست
     كاتب كه خدا بود ، قلم را به علی داد

     می‌خواست به تصویر كشد قدرت خود را
     در معركه شمشیرِ دو دَم را به علی داد

     یارانِ ولایت ، به خدا اهلِ بهشتند
     گو حیدری‌ام ، یار دلم را به علی داد


stickerبرگرفته از دروس امام شناسی سید رضا نوعی (حکیم ) sticker
 


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 16

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 293
  • کل نظرات : 77
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 15
  • آی پی امروز : 28
  • آی پی دیروز : 163
  • بازدید امروز : 100
  • باردید دیروز : 433
  • گوگل امروز : 18
  • گوگل دیروز : 204
  • بازدید هفته : 3,972
  • بازدید ماه : 18,852
  • بازدید سال : 286,061
  • بازدید کلی : 1,250,156