loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

🔴شبهه خاتم بخشی علی (ع) و تضادِ آن با حضورِ قلب در نماز ⁉️

sticker مخالفین شیعه سعی دارند تا با القاءِ شُبهه درباره ی آیه ی ولایت ( 55 مائده ) ، بزرگترین دلیلِ قرآن بر امامتِ علی (ع) را انکار نمایند .😳

شبهه ای که ابتدا از طریق فخر رازی و سپس وهابیونِ معاصر مطرح می گردد عبارت است از ( پارادوکس و تضادِ خاتم بخشی علی (ع) در نماز ، با حضور قلبِ او  در عبادت ) ، البته اغلب به داستان بیرون کشیدن تیر از پای ایشان نیز استناد می کنند .


🔵 اکنون به شبهات مزبور براساس منابع معتبر اهل سنت پاسخی مستدل داده و قضاوت را به مخاطبینِ فهیم و منصف ارجاع می دهیم :


sticker داستان جعلی کشیدن تیر از پای علی (ع) در حال نماز ، برای اولین بار در قرن هفتم توسط فخر رازی مطرح شده و متأسفانه به تَبَعِ او ، ابتدا در کتاب کشف الیقین علامه حلی ( متوفای 726 ق) و سپس در ( ارشاد القلوب ، انوار نعمانیه ، المناقب المرتضویه ، منهاج البراعة ) آمده ، اما بدلیل اینکه در هیچ کدام از منابع مزبور سندی برای آن ذکر نشده ، فلذا قابلِ استناد و احتجاج نیست .

sticker در صحیح بُخاری و صحیح مُسلِم که از معتبرترین منابعِ اهل سنت می باشند ، روایت شده که ابو قتاده می گوید :

پیامبر (ص) را مشغول نماز خواندن دیدم ، در حالیکه اُمامه ( فرزند خردسال زینب ) بر دوش ایشان بود و هنگامیکه به سجده می رفت او را به زمین می گذاشت و وقتی می خواست برای قیام بلند شود ، دوباره او را بر روی شانه ی مبارکش می گذاشت .

📚(( صحیح بخاری حدیث 516 )) (( صحیح مسلم  حدیث 543))

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerحاکم نیشابوری نیز که از محدثان بزرگ اهل سنت است ، روایت کرده که پیامبر (ص) در حالِ نماز ، یک مرتبه حسن (ع) و بار دیگر حسین (ع) را بر شانه ی مبارکش می گذاشت . و در روایت دیگر نیز نقل کرده که سجده ی نمازِ ایشان ( در نماز جماعت ) طولانی تر از حد معمول شد ، لذا وقتی علتِ آن را از محضرش سئوال کردند ، پیامبر (ص) فرمودند : فرزندم حسین (ع) در حال سجده بر پشت من قرار گرفت و من برای اینکه حالِ خوشِ کودکانه اش را بهم نزنم ، سجده ام را طولانی کردم .

💥حاکم نیشابوری در ادامه به صحیح بودن هر دو حدیث ، تصریح کرده .


📚(( المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 181-183))
 

👈برای مشاهده سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


کسانی که خاتم بخشی علی (ع) در رکوع نماز مستحبی را در تضاد با مقاماتِ عالیه ی بندگی و حضور قلب در نماز ، قلمداد می کنند ، احادیثِ صحیحِ فوق که از معتبرترین منابع حدیثِ آنها در خصوصِ پیامبر (ص) نقل شد را چگونه توجیه خواهند کرد❓

آیا درباره ی رسول اکرم (ص) نیز می توانند ( معاذ الله ) بگویند که در نمازهایش حضور قلب نداشته ⁉️😳


sticker در صحیح مُسلم که از معتبرترین منابع اهل سنت است روایت شده که پیامبر (ص) در نماز جماعت ، خطاب به مأمومین فرمودند :

أَيُّهَا النَّاسُ ، إِنِّي إِمَامُكُمْ ، فَلَا تَسْبِقُونِي بِالرُّكُوعِ وَلَا بِالسُّجُودِ ، وَلَا بِالْقِيَامِ وَلَا بِالِانْصِرَافِ ، فَإِنِّي أَرَاكُمْ أَمَامِي وَمِنْ خَلْفِي ثُمَّ قَالَ : وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ ، لَوْ رَأَيْتُمْ مَا رَأَيْتُ لَضَحِكْتُمْ قَلِيلًا وَلَبَكَيْتُمْ كَثِيرًا

💥 یعنی : ای مردم ، در رکوع و سجده بر من پیشی نگیرید ، زیرا من شما را نه تنها از جلو ، بلکه از پشتِ سَر نیز می بینم 😳


📚(( ترجمه صحیح مسلم ج 1 ص 430 ))


👈برای مشاهده سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


✔️ این سخن پیامبر (ص) ، کنایه از چشمِ ملکوتی و سعه ی وجودی ایشان است که نماز ، مانع از احاطه ی ولائی حضرتش به مُلک و ملکوت و توجه به حالِ مأمومین ، نخواهد شد و همین مقام نیز برای علی (ع) به حکم اتحاد ولائی و نوری با رسول اکرم (ص) ، ثابت است💞 .

👈 اما این معارفِ عالیه را چه داند آنکه اُشتُر می چراند .


✔️از طریق شیعه نیز روایت شده که امیرالمومنین (ع) ،خطاب به یکی از اصحابِ خود بنام ( رُمَیله ) فرمودند :

    ( يَا رُمَيْلَةُ لَيْسَ يَغِيبُ عَنَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا مُؤْمِنَةٌ فِي مَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا إِلَّا وَ هُوَ مَعَنَا وَ نَحْنُ مَعَهُ كَذَا )

👈یعنی : هيچ مؤمنى در شرق و غربِ عالم از نظرِ ما پنهان نيست .👉


📚(( بحار الانوارج26 ص 140 و ارشاد القلوب ج 2 ص 282))


sticker آلوسی که از مفسران مشهور اهل سنت است شعر زیبائی را از قول ابن جوزی در مورد عدمِ تزاحمِ خاتم بخشی علی (ع) با حضور قلبِ ایشان در نماز ، نقل کرده که ترجمه ی آن بشرح ذیل می باشد :

نوشيد و به دیگران نیز می نوشاند ، و این مَستی ، هرگز او را از توجّه به ساقی و از مردم ، غافل نمي سازد . زیرا مَستیِ او در اختيارِ اوست ، تا جايي كه توانسته همانند انسان هاي هوشيار عمل كند ؛ پس او در تجمیعِ حالاتِ مختلف با یکدیگر و جمعِ صفاتِ أضداد ، يگانه و مُنحصر به فرد است .

📚(( تفسیر روح المعانی ج 6 ص 169))

👈برای مشاهده سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉           

🛑سخن آخر آنکه سیوطی در ( حامع الاحادیث ج 28 ص 120 حدیث 30798) و ابن ابی شیبه در ( مصنف ج 2 ص 144 حدیث 7478) و نیز کنز العمال حدیث ( 22627) روایت نموده اند که :

            «كَانَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ يَقْتُلُ الْقَمْلَةَ فِي الصَّلَاةِ حَتَّى يَظْهَرَ دَمُهَا عَلَى يَدِهِ»

یعنی : عمر بن خطاب در نماز طوری شپش های بدنش را می کُشت که دستش آغشته به خونِ شپش ها می شد . 😳🤨


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


✔️ اکنون سئوال جدی ما از وهابیون و دشمنانِ امیرالمومنین (ع) این است :

شما که بدنبالِ شبهه افکنی درباره آیه ولایت و  تشکیک در خاتم بخشی علی (ع)  به بهانه واهی تضادِ آن با حضورِ قلب در نماز می باشید ، حضورُ قلبِ جنابِ عُمَر را  چگونه با روایاتِ فوق که در منابعِ معتبر خودتان آمده ، می توانید توجیه نمائید  ! ؟

👈چگونه کُشتن شپش در نماز با آیه ( الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ ) قابل جمع می باشد ؟

 

      حق روز ازل كُلِّ نِعَم را به علی داد
     بینِ حكما ، حُكمِ حِكم را به علی داد

     معنای یدالله همین است و جز این نیست
     كاتب كه خدا بود ، قلم را به علی داد

     می‌خواست به تصویر كشد قدرت خود را
     در معركه شمشیرِ دو دَم را به علی داد

     یارانِ ولایت ، به خدا اهلِ بهشتند
     گو حیدری‌ام ، یار دلم را به علی داد


stickerبرگرفته از دروس امام شناسی سید رضا نوعی (حکیم ) sticker
 


امضاي حکيم

sticker محيى الدّين در « فَصّ داودى از کتاب فُصوص الحكم» ، ادعای واهی خود مبنی بر عدم تنصيصِ رسول الله (ص) به خلافتِ أحدى بعد از ایشان را اینگونه بیان نموده :

( وَ لِهَذا ماتَ رَسولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ وَ ما نَصَّ بِخِلافَتِهِ عَنهُ إلَى أحَدٍ وَ لا عَيَّنَهُ  ...)

رسول خدا صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم از دنيا رفت و نصّى از خود براى خلافتِ پس از خودش براى كسى بجاى نگذاشت ، و خليفه‏ اى را تعيين نكرد ... 😳

✅تمامی شارحان فصوص الحکم که عمدتاً از ارادتمندان ابن عربی نیز بوده اند ، عبارات فوق را منطبق با مرام اهل سنت می دانند ، بعنوان مثال : علامه سید حسین حسینی طهرانی در کتاب روح مجرد  تصریح نموده که ابن عربی در فص داودی بر اساس مرام اهل سنت سخن گفته و علامه حسن زاده آملی نیز در کتاب ممد الهمم ، فرموده :

شیخ چون معصوم نیست ، لذا کشف او را بحسب معتقَد و سوابق انس و الفت ، اشتباهی روی آورده است .

📚(( کتاب روح مجرد ، ص 338)) و (( ممدالهمم در شرح فصوص الحکم ص 409 - 410))

🔴اما حجت الاسلام محمد حسن وکیلی در نظریه ای  شاذ و شگفت انگیز مدعی شده 👈(( نکته چهارم : حق اینست که اصلاً این عبارت دلالتی بر سنی بودن ابن عربی ندارد تا حمل بر تقیه و امثال آن شود ؛ بلکه اشاره‌ای به مکتب تشیع است ))😳

👈برای مشاهده متن کامل عبارات و توجیهات آقای وکیلی ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

اینک برای تنویر اذهان ، ذیلاً به نقد و بررسی توجیهات مغالطه آمیز آقای وکیلی می پردازیم :

(1) - آقای وکیلی می گوید : (( مقدمه اول : از دید محیی‌الدین دو نوع خلیفه وجود دارد: خلیفة الله و خلیفة رسول الله )) ، (( مقدمه دوم: اهل تسنن در اعتقاد مشهور خود می‌گویند خلفاء راشدین ، خلفای رسول الله هستند ... و خلاصه ، اهل تسنن هیچگاه نمی‌گویند که عمر و ابوبکر خلیفه الله می باشند ، ولی شیعه معتقد است که پس از حضرت رسول اکرم  (ص) باید به اهل بیت علیهم السلام مراجعه نمود که ایشان خلیفة‌الله هستند ... ))

🔘وکیلی با عبارات مغالطه آمیز خود سعی دارد به مخاطب القاء نماید که از نظر شیعه ، جانشین پیامبر (ص) فقط بعنوان خلیفة الله ، تلقی می گردد و اهل سنت نیز جانشینان پیامبر (ص) را صرفاً خلیفة الرسول می دانند . حال آنکه چنین تقسیم و تخصیصی هرگز مورد وفاق و قبول فریقین نمی باشد ، زیرا لقب خلیفة الله و خلیفة الرسول در بین هر دو طایفه ی شیعه و سنی به یک نسبت بکار رفته است .

✔️توضیح اینکه :

(الف ) - در مکتب تشیع ، امامان معصوم و جانشینان برحق پیامبر (ص) ، هم بعنوان (خلیفة الله) و هم با لقب(خلیفه رسول الله) معرفی شده اند که بعنوان نمونه بذکر جند روایت بسنده می نمائیم :

⚡️عن اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : ... إِنَّ الْإِمَامَةَ خِلَافَةُ اللهِ وَخِلَافَةُ الرَّسُولِ (ص)  ...

⚡️قالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : ... أَنَا خَلِيفَةُ رَسُولِ اَللَّهِ وَ وَزِيرُهُ وَ وَارِثُهُ ....

⚡️امیرالمؤمنین (ع) قال : أَنَا خَلِيفَةُ رَسُولِ اَللَّهِ فِيكُمْ ....

⚡️و عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ:  عَلِيٌّ وَلِيُّ اَللَّهِ وَ خَلِيفَةُ رَسُولِ اَللَّهِ ...

⚡️عنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ خَلِيفَةُ اَللَّهِ وَ خَلِيفَتِي ...

👈 برای مشاهده ی ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) ، ( سند 3 ) ، ( سند 4 ) ، ( سند 5 ) ، ( سند 6 ) ، ( سند 7 ) و ( سند 8 ) کلیک کنید . 👉

💥تبصره : با توجه به احادیث فوق ، روشن شد که در مکتب تشیع ، هر دو واژه ی ( خلیفة الله ) و ( خلیفة الرسول ) هیچ گاه از یکدیگر جدا و منفک نبوده و ادعای آقای وکیلی مبنی بر اینکه شیعه فقط قائل به خلیفة الله است ، سخنی نادرست و مغایر با آموزه های اهل بیت (ع) می باشد .

( ب ) : همچنین برخلاف ادعای آقای وکیلی که می گوید : (( اهل سنت صرفاً قائل به (خلیفة الرسول ) است و ابوبکر و عمر را خلیفة الله نمی دانند )). 😳

👈باید دانست که بر اساس شواهد مستند ذیل ، اهل سنت قائل به ( خلیفة الله ) نیز بوده و این مقام و لقب را از صدر اسلام تا کنون به خلفاء راشدین و حتی خلفای اموی و عباسی نیز نسبت داده و می دهند ، بعنوان نمونه :

🔘عن عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: « وَلِيّنَا أَبُو بَكْرٍ فَكَانَ خَيْرَ خَلِيفَةِ اللَّهِ، وَأَرْحَمَهُ بِنَا، وَأَحْنَاهُ عَلَيْنَا»

یعنی : عبدالله بن جعفر می گوید : مولای ما ابوبکر بهترین خلیفة الله است ...

⚡️حاکم نیشابوری در المستدرک ( ج 3 ص 84 ) ذیل روایت فوق می گوید : هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ الْإِسْنَادِ ، ذهبی نیز در تعلیقه ی خود ، به صحیح بودن روایت تصریح نموده  .

⚡️ضمناً أبو إبراهيم المزنی در السنن المأثوره همین روایت را با سند دیگر آورده است .

👈برای مشاهده ( سند 1 ) و ( سند 2 کلیک کنید . 👉

🔘ابوبکر در نخستین خطبه‌اى که پس از احراز کرسى خلافت ایراد کرد، خودش را خلیفة الله برگزیده نامید و چنین گفت :

«و قد استخلف الله علیکم خلیفة لیجمع به الفتکم ... ».

 یعنی : همانا من خلیفة اللهی برگزیده هستم تا شما را متفق نمایم ...

👈برای مشاهده ( سند 1  ) و ( سند 2 ) کلیک کنید . 👉

🔴آقای وکیلی به روایتی استناد نموده که طبق آن گروهی ، ابوبکر را خلیفة الله خواندند ، اما ابوبکر گفت من خلیفة الرسول هستم . در صورتیکه :

 اولاً : محدثان اهل سنت روایت مزبور را غیر معتبر و ضعیف می دانند بعنوان مثال در مسند احمد بن حنبل در ذیل آن آمده : إسناده ضعيف لانقطاعه، , فانها من رواية إبن أبي مُلَيْكَة و هو لم يُدرك الصديق قطعاً .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ثانیاً : چنین روایتی ، درست بر خلاف مدعای آقای وکیلی است زیرا بخوبی بیانگر آن است که همواره  در بین قاطبه ی اهل سنت دیدگاه خلیفة اللهی نسبت به ابوبکر وجود داشته است .

ثالثاً : ابن اثیر در ( النهایه فی غریب الحدیث ) مشابه روایت آقای وکیلی را نقل کرده که طبق آن در پاسخ به اینکه آیا او خلیفة رسول الله (ص) است گفته :  فقال لَا. قَالَ فَمَا أنتَ؟ قَالَ: أَنَا الْخَالِفَةُ بَعْدَه ( یعنی من جامانده ای بیش نیستم ) .

⚡️ابن اثیر در ادامه و بعنوان توجیهی بر سخن ابوبکر گفته : ( إِنَّمَا قَالَ ذَلِكَ تَواضُعاً وهَضْماً مِنْ نَفْسِهِ حِينَ قَالَ لَهُ أَنْتَ خَلِيفَةُ رَسُولِ اللَّهِ )

یعنی : ابوبکر حرف دلش را نزده بلکه این سخن را از روی تواضع و فروتنی بیان نموده .

🔘تبصره : تضاد و پارادوکسی آشکار در سخنان ریاکارانه ی ابوبکر کاملا مشهود است ، زیرا او در ابتدای خلافت ، خود را خلیفة الله نامید و از سوی دیگر طبق آن روایت ضعیف و غیر معتبر آقای وکیلی ، می گوید به من خلیفة الرسول بگوئید و سپس در جایی دیگر و طبق خبر ابن اثیر می گوید : بمن خلیفة الرسول نیز نگوئید زیرا من پس مانده ای بیش نیستم .⁉️ 😳

👈این روش مُزوّرانه ی ابوبکر آنجایی به اوج می رسد که علیرغم تظاهر به عدم تمایل به خلافت ، می گوید : اقیلونی و لست بخیرکم و علیٌّ فیکم ، در صورتیکه همین شخص با کمک عمر بن خطاب ، با زور و تزویر و خیانت ، خلافت را که حق مسلّم علی (ع) می باشد ، غصب نمود .

🔘 اما علیرغم همه ی این مسائل ، دیدگاه عموم اهل سنت به خلافت ، بعنوان ( خلیفة الله ) بود نه خلیفة الرسول ، چنانکه مردم  پس از این‌که از بیمارى ابوبکر اطلاع یافتند، باز هم او را خلیفة الله نامیده و می گفتند :

(( فقالوا : إنا لنخاف أن يكون خليفة الله قد مات و ولي بعده عُمَر ))

یعنی : ما مى‌ترسیم که خلیفه  ی خدا (ابوبکر ) از دنیا برود و پس از او عمر خلافت را بر عهده گیرد . ( زیرا عمر فردی تند خو و بسیار خشن بود )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - عمر نیز هرگز در دوران خلافتش خود را بعنوان خلیفة الرسول نخواند بلکه ابتدا لقب خلیفه ی خلیفة الرسول را برگزید و پس از اندکی به بهانه ی طولانی بودن آن ، لقبِ امیرالمومنین را رسماً انتخاب نمود و علیرغم این ، مردم از او نیز بعنوان خلیفة الله یاد می کردند ،بعنوان نمونه طبق روایت ابن عساکر ، عوف بن مالک درباره او می گوید :

 قال لأنه خليفة مِن خلفاء الله تعالى في الأرض وأنه لا يخاف في الله لومة لائم ...

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(3) - عثمان نیز طبق نقل ( مِنقری ) از سوی عمرو عاص بعنوان (خلیفة الله علی تبیان ) یاد می شد و  بُسْر بن أرطاة ( فرمانده سپاه شام ) در شبیخونی که به مدینه زد ، عثمان را خلیفه الله خواند و سایر مورخان نیز اطلاق لقب ( خلیفة الله ) برای عثمان را از سوی مردم تایید نموده اند .

📚( طبقات کبری ، محمد بن سعد ج 3 ص 66) ( الغارات ثقفی کوفی ص 603) و ( تاریخ طبری ج 3 ص 176) .

(4) - معاویه نیز صراحتاً خود را خلیفة الله لقب داده و این جمله ی معروفش را همه مورخان نقل کرده اند که می گفت :

( الأَرْضُ للَّهِ وَ أَنَا خَلِيفَةُ اللَّهِ فَمَا أَخَذْتُ فَلِي ، وَمَا تَرَكْتُهُ لِلنَّاسِ فَبِالْفَضْلِ مِنِّي ...)

⚡️یعنی : زمین از آن خداست و من خلیفه ی خدا هستم ...

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

📚سایر منابع ( تاریخ طبرى، طبرى، ج4، ص 283) ( مروج  الذهب مسعودی ج 3 ص53) ( الغدیر ج 8 ص 349)

(5) - اهل سنت حتی یزید علیه العنه را نیز خلیفة الله می دانند نه خلیفة الرسول و طبق نقل مورخانِ اهل سنت و از جمله مسعودی ، در آغاز خلافتش به او گفتند :

السّلام عليك يا اميرالمؤمنين ... اَصْبحتَ قد رزئتَ خليفةاللّه و اَعْطيتَ خلافةاللّه ...

⚡️و همچنین عبد الملک بن مروان را نه تنها خلیفة الله بلکه برتر از همه ی پیامبران دانسته و به او می گفتند :  إن عَبْد الْمَلِكِ خليفة اللَّه و هو أكرم عَلَى اللَّه من رسله .

📚 ( مسعودى  ج 3 ص 75) ( انساب الاشراف بلاذری ج 7 ص 397)

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(6) - خلفای عباسی نیز همانند خلفای اموی ، خود را خلیفة الله می دانستند نه خلیفة الرسول ، بعنوان نمونه :

معتضد در توجیه قتل احمد بن طیب سرخسی گفت : من با توجه باینکه پسر عموی پیامبر (ص) و خلیفة الله بر روی زمین هستم چنین فرمانی را صادر کردم ، منصور عباسی نیز خطاب به محمد بن ابی ذئب خودش را خلیفة الله می خواند .

📚( زركلى، الاعلام، ج1: ص145 ) (  المنتظم فى تاريخ الأمم والملوك ابن جوزی ، ج8 : 233 و 234.)

🔴آقای وکیلی در اواخر مقدمه دوم می گوید : ( سخن در آنست که در عامه اعتقاد به خلیفه الله نبوده و آنانکه این اعتقاد را داشته اند فاجر محسوب می شدند ... )

👈بخش اندکی از روایات مستند اهل سنت که در بالا نقل شد ، برای اثبات واهی بودن ادعای  آقای وکیلی کافی است ، مضافاً اینکه اهل سنت هیچ گاه کسانی مانند عبدالله بن جعفر ، ابوبکر و معاویه و نیز مردمانی که در ماجرای اعتراض به انتصاب عمر ، ابوبکر را خلیفة الله خواندند و نیز سایر خلفای اموی و عباسی که صراحتاً خود را خلیفة الله می دانستند را نه تنها فاجر نمی دانند بلکه نسبت به آنها نهایت تعظیم و تکریم نیز دارند .

🔘ابن عربی در موضوع ما نحن فیه می گوید :  فنقول فيه بلسان الكشف خليفة اللَّه و بلسان الظاهر خليفة رسول اللَّه ....

 از این سخن کاملا مشخص می شود که محی الدین عربی ، خلیفة الله را همان خلیفة رسول الله می داند و تفکیکی که آقای وکیلی بین این دو قائل شده از باب توجیه ما لا یرضی صاحبه می باشد زیرا ابن عربی به وضوح می گوید :

👈 خلیفه کسی است که ما از نظر کشف و عرفان به او خلیفة الله می گوئیم و اهل ظاهر از همان شخص با لفظ خلیفة الرسول یاد می کنند .

🔘آقای وکیلی در توضیح سخن ابن عربی بیانی دارد که عین عبارت او  این است :

⚡️(  محیی‌الدین می‌گوید علت معین نکردن خلیفه آن نبود که مردم با شوری مسأله را حل و فصل کنند بلکه آن بود که خلیفةاللهی در امت وجود داشت که باید همه به دنبال وی می‌رفتند و آن را شناخته و از او تبعیت می‌نمودند .... )

⚡️سپس تحت عنوان نکته ششم می گوید :

( از مجموع این عبارات مسلم می‌شود که محیی‌الدین معتقد است پس از حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، خلیفةاللهی در امت هست ... که مردم باید آن خلیفةالله را پیدا کرده و از وی تبعیت کنند ... )

✔️اگر سخنان فوق را ابن عربی به زبان می آورد جای هیچ تعجب و استبعادی نبود لیکن صادر شدن چنین عباراتی آنهم از قلم یک روحانی شیعه ، موجب شگفتی و عذری بدتر از گناه محسوب می گردد .

💥زیرا ادعای آقای وکیلی مبنی بر اینکه پیامبر (ص) صرفاً به همین اندازه که می داند در جامعه خلیفة الله وجود دارد ، اکتفاء نموده و آنگاه از مردم انتظار داشته باشد که : 👈 ( خودشان بدنبال خلیفة الله رفته و آن را شناخته و از وی تبعیت کنند ) 👉  هم مخالف نص قرآن کریم و هم مغایر با سیره و سنت رسول اکرم ( ص ) می باشد :

⚡️اولاً مخالف سنت و سیره است زیرا :

پیامبر (ص) در طول بیست و سه سال دوره ی رسالت ، به روش های گوناگون و فرصت های مناسب ، اقدام به معرفی امیر المومنین (ع) بعنوان ولی ّ ، وصی و خلیفه ی بعد از خود در میان امت نموده است که احادیث متواتر و مورد اتفاق فریقین مانند : ( حدیث وصایت ، احادیث مواخات ، حدیث منزلت ، حدیث غدیر و ... ) شاهدی صادق بر آن می باشد .

⚡️ثانیاً مخالف قرآن است به این دلیل که :

قرآن کریم در آیه 67 سوره مبارکه مائده که بعنوان ( آیه تبلیغ ) شهرت دارد ، صراحتاً به پیامبر اکرم (ص) در واقعه ی غدیر دستور مؤکّد داده و می فرماید :

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

یعنی : ای رسول من اگر علی (ع) را برای مردم به عنوان امام و خلیفة الله ، معرفی نکنی ، چنان است که اصلاً رسالتِ مرا  بجای نیاورده ای .

🔘لذا با توجه به چنین حقیقتی است که رهبر فقید انقلاب امام خمینی رحمة الله علیه در تعلیقه بر فصوص ، سخنان ابن عربی در فص داودی را برنتابیده و در رد آن می فرماید :

فَكَذا الْخِلافَةُ الظّاهِرَةُ؛ وَ المَنْصَبُ الإلَهىُّ أمْرٌ خَفىٌّ عَلَى الْخَلْقِ لابُدَّ مِن إظْهارِهِ بالتَّنْصيصِ وَ لَعَمْرُ الْحَبيبِ يكونُ التَّنْصيصُ عَلَى الْخِلافَةِ مِن أعْظَمِ الْفَرآئِضِ عَلَى رَسولِ اللَهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ. فَإنَّ تَضْييعَ هذا الامْرِ الْخَطيرِ الَّذى بِتَضْييعِهِ يَتَشَتَّتُ أمْرُ الامَّةِ وَ يَخْتَلُّ أساسُ النُّبُوَّةِ وَ يَضْمَحِلُّ ءَاثارُ الشَّريعَةِ، مِن أقْبَحِ الْقَبآئِحِ الَّتى لا يَرْضَى أحَدٌ أنْ يَنْسِبَها إلَى أوْسَطِ النّاسِ فَضْلًا عَن نَبىٍّ مُكَرَّمٍ وَ رَسولٍ مُعَظَّمٍ.

 👈خلافت ظاهريّه. و منصب الهى امرى است پنهان از افكار و انديشه مردم، و چاره ای نيست مگر آنكه با تصريح و تنصيص آنرا اظهار و تعريف نمود .

💥و سوگند به جان دوست كه تنصيصِ بر خلافت از عظيم‏ترين فرائض و واجبات است بر رسول اكرم (ص) ، و تضييع و إهمال در آن ، امر امّت را متشتّت و متفرّق نموده و اساس نبوّت و شریعت را مختل و مضمحلّ نموده و از زشت‏ترين أعمال زشتى است كه هيچكس راضى نيست آنرا به يكى از مردمان عامّى و متوسّط الدِّراية نسبت دهد، تا چه رسد آنرا به پيامبر عظیم الشأن اسلام (ص) نسبت داد .

👈 برای مشاهده ( سند 1 ) و ( سند 2 ) کلیک کنید . 👉

🔴 آقای وکیلی در همان نکته ششم می گوید :

آن خلیفة اللهی را که باید مردم او را پیدا کرده و از وی تبعیت کنند .... دارای مقام امامت حقیقی و بی‌واسطه است و اشرف مردم است و آن کس ابوبکر و عمر نیستند 👈و هر کس که هست یا از اهل بیت است یا از موالیان خاص ایشان که در جرگه اقطاب سلمانیین داخل شده و به برکت اهل بیت علیهم السلام به منبع احکام راه یافته است👉  ، 👈 و آن کس همان خاتم الاولیاء است  که مصداق این خاتم الاولیاء در آخر الزمان حضرت مهدی سلام الله علیه می‌باشد 👉

✔️از نظر شیعه مصداق منحصر بفردِ خلیفة الله و امام حقیقی فقط امیر المومنین و سایر امامان از اهل بیت (ع) می باشند که آن هم منوط به تعیین و تنصیص الهی و ابلاغ نبوی (ص) می باشد و هرگز سلمان و اقطاب سلمانیین را در آن جایگاه منیع ، محلی از اعراب نخواهد بود .

✔️اما اینکه می گوید : (  آن شخص همان خاتم الاولیاء است .. ) ، هرگز مورد قبول ابن عربی نیست زیرا او امیر المومنین (ع) و سایر امامان معصوم (ع) و حتی امام زمان (عج) را مصداق خاتم الاولیاء نمی داند بلکه تصریح نموده که ( عیسی خاتم الاولیاء مطلقه و خودش نیز ختم الاولیاء می باشد ) .

توضیح اینکه :

سید حیدر آملی که از اکابر عرفای شیعه و از پیروان و مروجان مکتب ابن عربی است ، در کتاب مقدمات شرح خود بر فصوص الحکم ( المقدمات من نص النصوص ص 182) می گوید :

و ذهب الشیخ ابن العربی الی 👈 انّ خاتم الأولیاء مطلقاً هو عیسی بن مریم علیه السلام، و خاتم الأولیاء مقیّدا هو نفسه. 👉و قد وجدنا هذا القول و الرأی، به‌اتفاق اکثر المشایخ و العلماء –  بعد الأنبیاء و الأولیاء – انّه خلاف العقل و النقل و الکشف.

یعنی : محیی الدین عربی اعتقاد دارد که حضرت عیسی بن مریم علیه السلام خاتم الاولیاء مطلقه است و خودش را خاتم الاولیاء مقید می‌داند .

⚡️سید حیدر نیز این بی ادبی و گستاخی محی الدین عربی را برنتابیده و مردانه و غیورانه خطاب به او می گوید :
 
( لیکون حاله فی ذلک کحال من قال یداک أوکتا و فُوک نَفَخَ ) بعنی : خیلی دستت را بالا گرفته و حرف بزرگتر از دهانت می زنی ! ؟

آنگاه سید حیدر در رد نظریه ابن عربی می فرماید : ما و مشهور مشایخ و علماء بعد از پیامبران و اولیاء این سخن ابن عربی را مخالف عقل و نقل و کشف می دانیم .

سید حیدر آملی در ادامه می گوید : الکمّل ایضاً ذهبوا الی انّ خاتم الأولیاء مطلقاً هو علیّ بن ابی طالب علیه السلام، و خاتم الأولیاء مقیّدا هو المهدی علیه السلام الذی هو سبطه و ذریته من اهل بیته.

یعنی : کُمَّلین معتقدند که علی بن ابیطالب علیه السلام خاتم الاولیاء مطلقه است و حضرت مهدی علیه السلام خاتم الاولیاء مقید و از اهل بیت و نیز فرزندان امام علی (علیه السلام) می باشد .

📚( المقدمات من نص النصوص ص 182)

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘ابن عربی خود را خاتم الولایه می داند و می گوید : (  أنا ختم الولایه دون شک ) و در جای دیگر نیز می گوید :  «عسی أن أکون ممن ختم الله الولایة بی و ما ذلک علی الله بعزیز»

👈برای مشاهده ( سند 1 ) و  ( سند 2 ) کلیک کنید . 👉

🔘محی الدین ،  ابوبکر را صاحب سرّ پیامبر (ص ) و در رتبه و مقام ، با ایشان برابر دانسته و می گوید :

فلیس بین ابی بکر و رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم رجل لانه صاحبُ صدّیقیّه و صاحبُ سرّ . فهو من کونه صاحِبَ سرٍّ ، بین الصدّیقیّه و نبوّه التّشریع و یُشارکُ فیه ، فلا یَفضُلُ علیه مَن یشارکُهُ فیه بل هو مساوٍ له فی حقیقته فافهم ذلک .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

⚡️همچنین او ابوبکر را از همه ی خلق برتر و شایسته احراز مقام امامت می داند و می گوید : ( و عرف الناس حینئذ فضل ابی بکر علی الجماعة فاستحق الامامة والتقدیم )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘محی الدین عربی در توضیح صفات و ویژگی های قطب می گوید :

( در هر زمان فقط یک قطب وجود دارد و او از مقربین و برترین مردمان عصر خود می باشد ) و در ادامه می گوید :

( و منهم من يكون ظاهر الحكم، و يجوز الخلافة الظاهرة كما حاز الخلافة الباطنة من جهة المقام : كأبي بكر ، و عمر ، و عثمان ...)

یعنی : برخی از این اقطاب بطور هم زمان و توأماً از خلافت ظاهری و باطنی برخوردار می باشند مانند ابوبکر ، عمر و عثمان ...

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

⚡️تبصره : آقای وکیلی در نکته پنجم خود ، ابن عبارت را از فص هارونی نقل کرده ( و مثل ما قيل في حق ابى بكر انه خليفة رسول اللَّه صل الله علیه و آله ) و سپس درباره ی فلسفه ی بکار بردن لفظ ( قیل ) در عبارت مزبور توسط ابن عربی می گوید : ( محی الدین نسبت خلافت از رسول الله را هم درباره ابوبکر با قیل بیان می‌کند تا بطلان آن را هم اشاره کرده باشد)

💥جای سئوال است که آقای وکیلی چگونه محکمات سخنان ابن عربی که در بالا تنها به گوشه ای از آنها درباره ی فضائل ابوبکر و عمر و عثمان و شایسته خلافت ظاهری و باطنی بودن آنان اشاره نمودیم را نادیده می گیرد اما با کمال شگفتی و تعجب ، لفظ ( قیل ) را در سخن محی الدین قرینه ای محکم دال بر شیعه بودن او  می داند .  

💥 آیا با تشبث به چنین دلایل سست و أَوْهَنَ مِن بَيْتِ الْعَنْكَبُوت می توان یک سنی متعصب را بعنوان یک شیعه ی اثنی عشری ،  معرفی نمود . ⁉️

💥روش آقای وکیلی در شیعه تراشی به زبان عامیانه آن چنان است که اگر بفرض ابن عربی زنده شود و بگوید ( به پیر و پیغمیر سوگند که من سنی مذهب هستم ) ، جناب وکیلی طبق مبانی خود ، آنرا رد نموده و لابد خواهد گفت : اتفاقاً از همین نحوه ی بیان وی کاملاً واضح است که او شیعه ی خالص می باشد . ⁉️😳😄

💥و اگر از ایشان سئوال کنیم که حالا شیعه بودنش هیچ ، چگونه خالص بودنش را استنباط کردید ، لابد پای مکاشفات عرشی خود را به میان می آورد .

👈 پناه بر خدا از این جریان فکری و تبعات سوء آن . 🙏

🔘 از نظر ابن عربی ( برخلاف ادعای آقای وکیلی ) ، خاتم اولیاء در آخر الزمان ؛ شخص دیگری غیر از امام زمان (عج) می باشد ، کما اینکه در توضیح مقام خاتم الاولیاء و تقابل آن با مقامِ مهدی (عج) می گوید :

 و أما ختم الولایه المحمدیه فهو أعلم الخلق بالله لا یکون فی زمانه ولا بعد زمانه أعلم بالله وبمواقع الحکم منه فهو و القرآن إخوان کما أن المهدی و السیف .

یعنی : و اما ختم کننده ولایت محمدی (خاتم الاولیاء) داناترین مردم به خداست و احدی نه در زمان او و نه بعد از او داناتر از او به خداوند و جایگاه احکام الهی نخواهد بود. و خاتم الاولیاء برادر قرآن است همانطوری که مهدی و شمشیر با هم برادرند .

⚡️توضیح اینکه : محی الدین عربی در عبارات فوق بین خاتم اولیاء و مهدی (عج) ، قائل به تقابل بوده و آن دو را ، دو شخصِ متمایز معرفی کرده و تصریح می کند : ( خاتم الاولیاء برادر قرآن است ، اما مهدی (عج) و شمشیر با هم برادرند . ) 😳

⚡️در مطالب بالا متذکر شدیم که ابن عربی ، عیسی (ع) را خاتم الاولیاء مطلقه و خودش را خاتم الاولیاء مقید می داند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

حجت الاسلام و المسلمین دکتر احمد بهشتی در مقاله ای تحت عنوان وحیانیت و عقلانیت عرفان از نظر امام خمینی (ره) ، انحرافات فکری ابن عربی را مورد نقد قرار داده که اصل مقاله در پرتال رهبر فقید انقلاب امام خمینی (ره) موجود است ، ایشان سخن محی الدین در فص داودی مبنی بر عدم تنصیص به خلافت و تقسیم خلیفة الله و خلیفة الرسول او را بسیار محققانه و  عالمانه به چالش کشیده و مورد نقد قرار داده که بعنوان حسن ختام ، فرازی از فرمایشات ایشان را نقل نموده و مطالعه اصل مقاله را به عزیزان توصیه می نمایم :

📝ایشان در مقاله مزبور می نویسد :

ابن عربی که خود را کشّاف حقایق می شناسد و به کشّافیت خود بسیار مغرور است ، معتقد است که عارف کامل، به جز در مسألۀ زیادت و نقصان، فرقی با پیامبر ندارد ، از این رو به زبان کشف ، باید او را «خلیفة الله » و به زبان ظاهر ، «خلیفۀ پیامبر خدا» نامید.

نتیجۀ سخن این است که تمام خلفای ظاهری ، خلفای خدایند و فرقی میان علی بن ابی طالب علیه السلام و معاویه بن یزید و هارون و مأمون و حتی متوکل نیست ! زبان کشف ، آن ها را خلفاء الله  و زبان ظاهر، آن ها را خلفای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می نامد.

از نظر او پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله نیازی نداشت که خلیفه تعیین کند و به همین جهت، کسی را تعیین نکرد و به نصّ خویش، مقام خلافت را به کسی نسپرد؛ چرا که او می دانست که در میان امت کسانی هستند که مقام خلافت را بدون واسطه از خداوند می گیرند و نیازی به پا در میانی آن حضرت ندارند ! و اگر کسی را تعیین می کرد ، افراد دیگر را از آن محروم می نمود ؛ ولی چنین نکرد تا سفرۀ خلافت برای همگان گسترده  باشد.

💥بسیار دشوار است که مسلمان منصف چنین مطلبی را پذیرا گردد ؛ تا چه رسد به عارف وارسته ای که مراحلی از سیر و سلوک را پشت سر گذاشته باشد .

👈برای مشاهده اصل مقاله ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴جمع بندی و نتیجه :

🔘روش پسندیده در توجیه سخنان اشخاص ، ارجاع متشابهات به محکماتِ آراء و نظرات آنهاست ، حال آنکه آقای وکیلی که از طرفی شیعه ی خالص بودن محی الدین را بعنوان یک پیش فرض ذهنی پذیرفته  و از سوی دیگر با تناقضات و نصوصی مغایر با مدعای خود در کلام او مواجه است ناگزیر برای رهایی خود از تنگی قافیه ، معمولا محکمات سخنان ابن عربی که عند التحقیق دال بر سنی بودن او است را با تشبث به مغالطه لفظی و معنوی و بالاخص تمسک به سخنان متشابه و دو پهلوی وی ، توجیه می کند .

🔘اینجانب به حکم ( الباطل یموت بترکه ) ، بنای پاسخ به اظهارات آقای وکیلی را نداشتم لیکن پس از چاپ کتاب ایشان تحت عنوان ( محی الدین عربی شیعه خالص ) ، بنابه تقاضای برخی دوستان برآن شدم که موضوع فوق را که از بزنگاه های عرفان است نقد نمایم ، تا ان شاء الله موجب تنویر اذهان و تسلی قلوب ارادتمندان اهل بیت (ع) باشد .

🔘اما سخن پایانی ما خطاب به آقای وکیلی این است که :

     در بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست

     یا سخن دانسته گو ای مرد دانا یا خموش

sticker برگرفته از دروس نقد تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker

 

👈برای مشاهده بخش دوم نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( اینجا ) کلیک کنید .👉


امضاي حکيم

stickerاخیراً در کانال 👈 (  @Ostad_vakilie ) 👉 فایل صوتی با عنوان ( بخش کوتاهی از جلسه پرسش و پاسخ با منتقدین ) بارگذاری شده که حجت الاسلام محمد حسن وکیلی در توضیح این شعر مولانا :

     پس امام حیِّ قائم آن ولی است
     خواه از نسلِ عُمَر خواه از علی است

🔘می گوید : اعتقاد به امامِ حیِّ قائم از مختصّاتِ شیعه است و اهل سنت اعتقاد به امام حیِّ قائم ندارند ، آن هم امامی که نور است و به قندیل و سپس به مشکات می تابد تا برسد به مردم ... ایشان در ادامه تصریح می نماید که : در زمان مولوی اهل سنت چنین اعتقادی نداشتند فلذا کسانی که در آن زمان بودند می گفتند ، شیعی است ، ولی با گذشت زمان که اعتقاد به امام حیِّ قائم در بین اهل سنت رواج یافته ، عده ای می گویند مولانا از سنی هایی است که اعتقاد به زنده بودن امام زمان (عج) دارد .

🔘آقای وکیلی در ادامه می گوید :


سخنان فوق گرایش شیعی مولانا را بیان می کند ، اما در اثبات شیعه اثنی عشری او در مثنوی چیزی ندارد ، ولی در دیوان شمس ، غزلی دارد که ختم به ( الله مولانا علی ) می شود ، در آن غزل تک تکِ ائمه اثنی عشر را نام برده ( که دلالت بر شیعه اثنی عشری بودن مولانا دارد ) ...

👈 ( که در اینجا یکی از حاضرین جلسه ، الحاقی بودن غزل مزبور و تضاد آن با ادعای تقیه را به نامبرده تذکر می دهد )

                                                                                                   

پخش آنلاین فایل صوتی :

 

 

دانلود فایل صوتی


stickerاکنون نظر مخاطبان فهیم و ارجمند را به نقد و بررسی سخنان آقای وکیلی ، جلب می نمائیم :

sticker- این ادعا که اعتقاد به امام حیِّ قائم در زمان مولوی ، به شیعه اختصاص داشته و در اعصار بعد از مولانا در بین اهل سنت رواج یافته ، کاملا غلط و غیر علمی است . زیرا به گواهی تاریخ ، اعتقاد مزبور همواره از قرون گذشته تا عصر حاضر ، کم و بیش در بین اهل سنت وجود داشته و از طرفی به دلیل طرفدران قلیل این نوع نگرش ، هیچ گاه نمی توان از آن بعنوان نظریه ی غالب و رایج  در بین اهل سنت در قرون اخیر یاد نمود .

👈برای مشاهده اسامی علمای اهل سنت که از قرن سوم تا عصر حاضر چنین اعتقادی داشته اند ، (اینجا ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


sticker- اعتقاد به امام حیِّ قائم ، هرگز در زمان مولانا به او اختصاص نداشته ، کما اینکه بعنوان نمونه :


الف ) - گنجی شافعی ( متوفی 658 ) که معاصر مولانا بوده و اتفاقاً در دمشق یعنی همانجایی که آقای وکیلی ، فضای تعصب بار آنجا را علتِ تقیه ی ابن عربی می داند ، با کمال شجاعت و انصاف مبادرت به تألیف کتاب (كفاية الطالب في مناقب علي بن أبي طالب ) نموده و سپس کتاب دیگرش را با عنوان ( البیان فی اخبار صاحب الزمان ) نوشته که در ذیل کفایة الطالب به چاپ رسیده است .

stickerنامبرده در کتاب البیان، یکی از ابواب آن را « فی الدلالة علی 👈کون المهدی(ع) حیا باقیا 👉مذ غيبته الى الآن‌ » نامیده و سپس می گوید : و لا امتناع في بقائه بدليل بقاء عيسى و الياس و الخضر و  هؤلاء قد ثبت بقاؤهم بالكتاب و السنة و نهایتاً فرموده : و ها أنا ابين بقاء كل واحد منهم، فلا يسمع بعد هذا لعاقل إنكار جواز بقاء المهدي .

stickerیعنی ایشان امام زمان (عج) را امام حیّ باقی می داند و با استناد به دلایل قرآن و سنت مبنی بر حیات عیسی ، الیاس و خضر ( علیهم السلام ) آنرا اثبات می نماید . و در فصول دیگر کتاب مزبور نیز به استناد آیات و روایات متواتر ، به موضوع قیام ایشان پرداخته است .


👈 برای مشاهده ی سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) - این خلکان (سال 608-681) نیز که از علما و مورخان معروف اهل سنت و معاصر مولانا می باشد نیز در کتابش بنام  ( وفیات الآعیان ) می گوید :

ابو القاسم منتظر محمد پسر حسن عسکری معروف به حجت است که میلاد او در روز جمعه نیمه شعبان سال 255 بوده و هنگام درگذشت پدرش ، پنج ساله داشته و نام مادرش نیز نرجس می باشد . ابن خلکان سپس در این خصوص اقوالی را از المفارقي (ت/ ۵۹۰ ه) معروف بابن الازرق نقل و یکی از آنها را ترجیح داده است .

👈 برای مشاهده ی سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


sticker- آقای وکیلی ظاهراً عبارت ( ولی و امام ) را در لسان مولانا و متصوفه با معنای کلامی شیعه ، خلط نموده است ، کما اینکه دکتر جعفر شهیدی در شرح مثنوی خود ، این تفاوت را اینگونه توضیح داده :

 👈ولی يا قطب يا امام در اصطلاح صوفيان به معنی امام يا حجّت كه در علم كلام شيعه شناسانده شده نيست . ولی نزد صوفيه منصوب از جانبِ ولیِّ پيشين است و نَسَب ، شرط ِ آن نيست . 👉

✔️صوفيان ولیِّ كامل را قطبِ اعظم و امام دانند که او بر ديگر اوليا ، رياست دارد و اوليا را نیز مراتبی است که از آن به قندیل و مشکات یاد می شود ، چنانكه مولانا مرتبه ی خودش را در بیتِ ذیل به «مشكات» تشبیه نموده  :

     هر كجا تابم ز مِشكات دَمی
     حل شد آن جا مشكلات عالَمی

✔️مولانا ، شمس تبریزی را قطب الاقطاب ، امام و ولیّ کامل می داند که نور ولایت او به سایر اولیاء که به حسب درجاتهم حکم قندیل و مشکات را دارند ، متجلی می گردد . مولوی مرتبه نورانیتِ شمس را حتی از انبیاء اولوالعزم مانند موسی (ع) نیز بالاتر می داند ، کما اینکه در دیوان شمس در توصیف شمس تبریزی می گوید :

     تو آن نوری که با موسی همی گفت
     خدایم من ، خدایم من ، خدایم

✔️مولانا با چنین نگاهی ، حتی حسام الدین را نیز ( امام الهدی ) می داند :

     ضیاء حق و امام الهدی حسام الدین
     مجیر خلق به بالای روح از این پستی

👈برای مشاهده ی ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) و ( سند 3 ) کلیک کنید . 👉


sticker- ادعای دیگر آقای وکیلی مبنی بر تشیع اثنی عشری مولانا ، آنهم به استناد غزل ( الله مولانا علی ) ،کاملاً مردود است ، زیرا در شعر مزبور مولوی خود را با لقبِ ( مولای رومی ) مخاطب قرار داده و حال آنکه به اذعان قاطبه اساتید فن و مولوی شناسان معروف مانند جلال الدین همایی و استاد کریم زمانی ( که شرح جامع ایشان در هشت جلد بر مثنوی از بهترین شروح معاصر است ) ، مولانا هرگز شعری را با تخلص ( رومی و یا مولای رومی ) نسروده و این دو لقب از قرن هشتم به بعد به او انتساب یافته است . علامه همایی نیز غزل مزبور را در دیوان های چاپی اخیر از ملحقات و مجعول می داند .

👈 برای مشاهده ( سند 1 ) ، ( سند 2  ) ، ( سند 3 )  ، ( سند 4 ) و ( سند 5 ) کلیک کنید . 👉


stickerآقای وکیلی که همواره سایرین را به عدم تخصص در علوم عقلی و عرفان متهم می نماید و حتی فتاوی فقهای عظام بر علیه متصوفه را ( افتی بغیر علم ) می نامد ، خودش علیرغم اینکه در فایل صوتی مذکور صراحتاً اذعان می نماید که تخصصی در مثنوی نداشته و صرفاً در حد گشت و گذر آن را تورّق نموده ، یکباره دچار پارادوکس رفتاری شده و حکم به تشیع اثنی عشری بودنِ مولانا می دهد که آن مصداق بارز ( افتی بغیر علم ) می باشد . sticker

sticker آیا با تشبث به ادله ی سست و أَوْهَنَ مِن بَيْتِ الْعَنْكَبُوت می توان یک سنی متعصب را بعنوان یک شیعه ی اثنی عشری معرفی نمود . sticker

stickerبراستی این همه تلاش آقای وکیلی برای اثبات تشیع اقطابِ صوفیه و دراویش ( مانند ابن عربی ، مولانا و ... ) با چه انگیزه و هدفی انجام می شود .sticker

stickerبدیهی است پارادایم ترویج افکار صوفیه و دراویش ، آنهم به اسم عرفان و خصوصاً القاء یگانگی و پیوند معنوی آن با مذهب شیعه ، عملاً موجبِ تخدیر و استحاله نظام فکری تشیع خواهد شد .sticker

stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker
 


امضاي حکيم

stickerآیا عمر از علی (ع) عاقل تر بودstickersticker
stickerابن سینا در کتاب ( شفا ) ، عُمَر را عاقل تر و سیاستمدارتر از علی (ع) دانسته و می نویسد :

« برای تصدّی خلافت ، عُمَر بن خَطّاب که عاقل تر از ( علی علیه السلام ) است شایسته تر می باشد و ( علی علیه السلام ) که اعلم است می بایست از ( عُمَر ) پیروی کرده و او را در مسائل علمی کمک نماید ، کما اینکه عملاً نیز رابطه ی علی (ع) با عُمَر ، اینچنین بود  »
sticker

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

sticker ابن ابی الحدید ، علیرغم اینکه سنی مذهب ( از نظر فقهی شافعی و از لحاظ فکری معتزلی ) می باشد ، جسارت و گستاخی ابن سینا را برنتابیده و می گوید :

گروهی که فضیلتِ علی(ع) را نشناخته اند ، می پندارند که عُمَر ، سَیّاس و سیاستمدارتر از علی(ع) بوده است ، کما اینکه ابوعلی سینا در کتاب شفا ، به آن تصریح کرده و دشمنانِ علی(ع) نیز قبلاً می پنداشتند که معاویه ، سیاستمدارتر از علی(ع) بوده ، اما من در مباحث قبلی خود ، حُسنِ سیاستِ امیر المومنین(ع) و درستی برنامه ریزی و تدبیر او را اثبات نموده ام .


stickerایشان در ادامه می نویسد :

برای سیاستمدار ، هدف توجیه کننده ی وسیله است  ، هر چند آن وسیله ، غیر مشروع باشد . ولی علی (ع) فقط پیرو قرآن ، سنّت و خطّ مَشی پیامبر (ص) بود و هرگز برای رسیدن به پیروزی ، از طریق حق و شریعت عدول نمی کرد . اما عُمَر ، هم خودرأی و اهلِ استحسان بود و هم بسیار خشن و عجول .
 
👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerامیرالمؤمنین (ع) نیز در نهج البلاغه ، سخنِ ابن سینا را که در آن زمان از زبانِ دشمنان ایشان شنیده می شد ، اینگونه نقد و رَدّ فرموده است :

     «و الله ما معاویه بادهی منیّ و لكنّه یغدر وَ یفجرو لولا كراهیه الغدر لكنت من ادهی الناس...»

به خدا سوگند معاویه عاقل تر و سیاست مدارتر از من نیست لیکن او ، بسیار فریب کار و اهلِ فِسق و فُجور است و اگر فریب کاری و نیرنگ بازی ناخوشایند نبود ، در آن صورت من سیاست مدارترینِ مردم بودم  .

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerعلامه حسن زاده آملی ، سخنِ ابن سینا و تقسیم بندی ( اعقل و اعلم ) توسط او را اینگونه مورد نقد قرار داده :

مقام قُطب ، همان مرتبه ی امامت و مقام خلافت است که نه تعدد در آن راه دارد و نه انقسام به ظاهر و باطن و نه شقوقِ اعلم و اعقل و غیرها و انقسامِ خلافت به ظاهر و باطن ، حقِّ سکوتی است که اوهام موهون را بدین تقسیم بندی اِقناع و اِرضاء می‌نماید .

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerارادتمندانِ ابن سینا با مطرح نمودن احتمالِ تقیّه ، سعی در توجیه سخن اهانت آمیز او دارند ، لیکن احتمال تقیّه به دلایل ذیل کاملاً مردود است :

 الف : ابن سینا در زمان آل بویه می زیسته که دورانِ رواج شیعه بوده و در آثار بزرگانی مانند : ( شیخ مفید ، کلینی ، صدوق ، شیخ طوسی ، سید مرتضی ) که معاصر او بوده اند ، نشانه ای از تقیّه دیده نمی شود .

ب : اقتضای تقیّه آن است که ابن سینا مسئله ی خلافت را صرفاً مطابق مرام اهل سنت تبیین نماید ، اما برای اینکار هیچگونه اجبار و یا ضرورتی مبنی بر مقایسه ی اهانت آمیز مذکور و طرح مسئله ی اعقل و اعلم نبود . از طرفی در مقایسه ی مزبور ، پارادوکسی مضحک نیز نهفته است که بر اهلش پوشیده نیست .

ج : عده ای دیگر از طرفداران ابن سینا ، به سخن او در رساله ی معراجیه که گفته : ( نسبتِ علی (ع) با سایر مخلوقات ، نسبتِ معقول
به محسوس است ) برای تبرئه ی وی استناد می کنند ، اما اینان از نکته ی بسیار مهم و حائز اهمیّتی غفلت ورزیده اند و آن اینست که مقایسه ی امیرالمؤمنین (ع) و اهل بیت (ع) با دیگران ، مطلقاً و فی نفسه ، خطای محض می باشد ، کما اینکه علی (ع) در نهج البلاغه به آن تصریح فرموده است :

    
sticker( لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ )sticker

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

د : جالب است که این موضوع را فرزند عُمَر و نیز احمد بن حنبل فهمیده اند ، اما ابن سینا از درک آن عاجز مانده است .

توضیح اینکه :

فرزند احمد بن حنبل می گوید از پدرم در مورد حدیثِ سَفینه پرسیدم و گفتم : به نظر تو چه کسی افضل از همه بود ؟ پدرم گفت : ابوبکر از همه افضل بود . بعد از او ، عمر و بعد از او عثمان ، پرسیدم : پس علی (ع) چه ش
دsticker

👈گفت : پسرم ، علی بن ابیطالب (ع) ، از اهل بیت (ع) بود و هیچ کس با اهل بیت (ع) مقایسه نمی شود .sticker

stickerمشابه روایت فوق از عبدالله بن عمر ( فرزند عمر ) نیز نقل شده است .

👈 برای مشاهده ی سند ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

       بر حُسنِ دلبرِ ما ، هر کس که شک نماید

       بر عقلِ او بخندد ، از مرغ تا به ماهی
📖
stickerبرگرفته از شرح و نقد اللهیات شفا ، سید رضا نوعی (حکیم )sticker


امضاي حکيم

stickerحدیثِ جعلی گنجِ پنهان در مثنوی مولاناsticker
stickerجهان بینی مولانا در مثنوی و پارادایم فکری او بر اساس حدیثِ گنج پنهان ( کُنتُ کَنزاً مَخفیّاً ) قرار دارد که البته این موضوع ، فصلِ مشترک عرفا در تصوف محسوب می گردد . مولوی درباره ی چرائی آفرینش با محوریتِ همین حدیث ، اینگونه سروده :

      گنجِ مخفى بُد ز پُرّى جوش كرد
      خاك را سلطانِ اطلس‏ پوش كرد

stickerبدیع الزمان فروزانفر درباره حدیث فوق در کتاب ( شرح احادیثِ مثنوی ) می گوید :

این حدیث ، سخن پیامبر (ص) نبوده و فاقد هرگونه سند است و علمای اهل سنت مانند : ابن تیمیه ، زرکشی و ابن حجر به این موضوع تصریح نموده اند .

👈برای مشاهده ی ( سند 1  ) (  سند 2  ) و  ( سند 3  ) کلیک کنید . 👉


stickerابتدا به نظراتِ علمای شیعه درباره ی حدیث مزبور از لحاظ سند و متن اشاره نموده و در ادامه آرای علمای اهل سنت را متذکر خواهیم شد :

( 1 ) - علامه نمازی شاهرودی در مستدرک سفینة البحار فرموده : و الحدیث المعروف ( کُنتُ کَنزاً مَخفیّاً ... ) من الموضوعات . یعنی حدیث مزبور از احادیث جعلی و ساختگی است .

( 2 ) - علامه شهاب الدین نجفی مرعشی نیز در تعلیقه ی احقاق الحق ، حدیث مزبور را جعلی دانسته و از کسانی که علیرغم مجعول بودنش ، اقدام به شرح آن نموده اند ابراز تعجب کرده .

( 3 ) - دکتر شهیدی در شرح مثنوی می گوید : این حدیث را در مجموعه احادیثِ قُدسی نیافتم و بعید نیست که سخن مشایخ صوفیه باشد (( که به نامِ حدیث به پیامبر (ص) نسبت یافته ))

( 4 ) - علامه جعفری نیز در شرح مثنوی ، حدیثِ جعلی مزبور را نه تنها از نظر سند ، بلکه از لحاظ محتوی مورد نقد قرار داده و می گوید : کلمه ی ( مَخفی ) در هیچکدام از منابع لغت عرب نیامده ، زیرا ماده ی ( خَفی ) ، لازم است و مفعول از آن ساخته نمی شود و از لحاظ معنا نیز قبل از خلقت ، کسی نبوده که خدا از آنها پنهان بوده باشد
sticker

( 5 ) - علامه شعرانی نیز در تعلیقه ی خود بر شرح اصول کافی ( ملاصالح مازندارنی ) می فرماید : لازمه ی این حدیث ، استکمال بالغیر است که خدا از آن منزّه است .

👈 برای مشاهده یسند 1  ) (  سند 2  ) ( سند 3   ) (  سند  4/1 ) ( سند  4/2  ) و ( سند 5  ) کلیک کنید . 👉


stickerعلمای اهل سنت نیز بالاجماع ، حدیث مزبور را جعلی و ساختگی می دانند که ذیلاً به آرای برخی از آنها اشاره می نمائیم  :

( 1 ) - آلبانی که از بزرگترین محدثان اهل سنت است می گوید : اجماع و اتفاق نظر علمای اهل سنت این است که این حدیث نه تنها اصلی ندارد ، بلکه جعلی و ساختگی است .

( 2 ) - جلال الدین سیوطی در ( تدریب الراوی ) و نیز کتاب ( الدُّرر المنتثره ) می گوید : باطلٌ لا اصل لها و لیس من کلام النبی (ص) یعنی : این حدیث بی اصل و باطل بوده و سخن پیامبر (ص) نیست .

( 3 ) حارث مُحاسبی علیرغم اینکه خودش ، عارف مسلک است در کتاب ( فهم القرآن ) می گوید : عبارتِ ( کُنتُ کَنزاً مَخفیّاً ... ) از سخنان بی ارزش و جعلیاتی است که به پیامبر (ص) نسبت داده اند .

( 4 ) - محی الدین عربی که مؤسس عرفان نظری است با اعتراف خود ، پرده از واقعیت برداشته و در فتوحات مکیه ، گفته :

 ( ورد في الحديث الصحيح كشفاً، الغير الثابت نقلاً عن رسول الله عن ربه - جل و عزه - انه قال ما هذا معناه: كنت كنزاً مخفیاً لم اعرف ...)


sticker یعنی : این حدیث هیچگونه سندی ندارد و از طریقِ نَقل نرسیده ، بلکه این حدیث ، از راه مکاشفه به عرفا رسیده استsticker sticker

👈برای مشاهده ی ( سند 1 )  ( سند 2 ) ( سند 3 ) ( سند 4 ) کلیک کنید . 👉

stickerسایر علمای اهل سنت از جمله : زَرکَشی در ( اللّآلی المنثوره ) ، ابن تیمیه در ( احادیث القُصّاص ) ، علامه برهان الدین البقاعی در ( مصرع التصوف ) و عبدالسّلام عَلوُش در ( الجامع فی الاحادیث القُدسیه ) نیز حدیثِ گنج پنهان ( کُنتُ کَنزاً مَخفیّاً ... ) را فاقد هرگونه سند صحیح یا ضعیف و از احادیث جعلی و ساختگی می دانند .

👈برای مشاهده یسند 1 ) (  سند 2 ) ( سند 3 ) ( سند 4  ) کلیک کنید . 👉


stickerعده ای از مریدان و ارادتمندانِ مولوی ، با اذعان به غیر قابل دفاع بودنِ اشکالاتِ ( سند و متنِ ) حدیثِ جعلی مزبور ، بطور مذبوحانه و از بابِ توجیه معنای صحیح برای آن ، به آیه ی (56 ذاریات) (وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) استناد نموده اند .

👈اما در قبالِ این پرسش که به جای آن عبارتِ ساختگی و مجعول ، چرا در ابتدا همین آیه ی شریفه را مبنای پارادایمِ خود قرار نداده اید
sticker به سکوتی مرگ بار فرو می روند . sticker

🔘چگونه می توان مثنوی مولانا را که کُلِکسیونی از احادیثِ جعلی است ، به عنوانِ ( اُصولُ اصولِ اصولِ الدّین ) تلقّی نموده و پارادایم فکری او را نیز که سنگِ زیربنایش ( حدیثِ جعلی گنجِ پنهان ) است ، بسطِ شریعتِ محمدی (ص) دانست sticker

🔘 وقتی مبانی بنیادی و ریربنای عرفان متکی و مبتنی بر احادیث جعلی است ، سخن گفتن از سایر مباحث فرعی عرفان ، مصداقی عینی ابیات ذیل خواهد بود :

    خانه از پای بست ویران است

    خواجه در فکر نقش ایوان است

stickerبرگرفته از دروسِ نقدِ تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 14

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 258
  • کل نظرات : 73
  • افراد آنلاین : 3
  • تعداد اعضا : 13
  • آی پی امروز : 26
  • آی پی دیروز : 95
  • بازدید امروز : 732
  • باردید دیروز : 1,839
  • گوگل امروز : 544
  • گوگل دیروز : 879
  • بازدید هفته : 732
  • بازدید ماه : 8,248
  • بازدید سال : 232,176
  • بازدید کلی : 768,308