close
تبلیغات در اینترنت
اشعار ناب

پیام شیعه | Shia

اشعار ناب


امروز : یکشنبه 30 اردیبهشت 1397

Translate Website to ArabicTranslate Website to EnglishTranslate Website to GermanTranslate Website to TurkishTranslate Website to SpanishTranslate Website to KoreanTranslate Website

کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )

کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )

چه می شد اگر هیچ کاری نمی شد

sticker(( چه می شد اگر ...))sticker
stickerچه می شد اگر هيچ كاری نمی شد؟ sticker
stickerنگاهی ، اسيرِ  نگاری نمی شد sticker
stickerچه می شد كه دل را نمی آفريدند؟ sticker
stickerو يا عشق، در قلب جاری نمی شد
stickerچه می شد كه صياد و دامی نمی بود؟ sticker
stickerقفس ، جايگاهِ  قناری نمی شد 🐤
stickerچه می شد كه ميخانه ها باز می شد؟ sticker
sticker عَسَس ، دشمنِ مِيگُساری نمی شد stickersticker
stickerچه می شد كمی فكر می كرد آدم؟ ⛔️
stickerو اسبابِ اين شرمساری نمی شد
sticker سَرِ سنگِ نادان اگر می شكستند
sticker هَوَس ، مايه یِ  بَد بياری نمی شد sticker
stickerدروغ است اینها ، به جانِ تو سوگندsticker
stickerاگر دل نمی خواست ، كاری نمی شد sticker

sticker(( گزیده اشعار ناب ))sticker

دسته بندي: ادبیات,اشعار ناب,

برچسب ها : ,,,,,

میخانه می لرزد

 

sticker(( زلزله ی عشق )) sticker

sticker(( إذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها ))
👁به چشمِ من، در و دیوار این میخانه می لرزد
sticker
stickerنمی دانم چرا در دستم این پیمانه می لرزد ؟ sticker

stickerنگاهِ ساقی امشب ، باز یک دنیا سخن دارد
stickerنمی دانم چرا باز این دلِ دیوانه می لرزد ؟
stickerنسوزد تا دلت با شُعله ی عشقی ، نمی دانی !
stickerچرا شب تا سحرگاهان، تنِ پروانه می لرزد ؟ sticker


sticker یا صاحب الزمان ، ای یوسفِ زهرا (عج) :


stickerهمین که دستِ قلم در دوات می لرزد
stickerبه یادِ روی تو چشمِ فرات می لرزدsticker
👁نهفته رازِ « إِذا زُلْزِلَت » به چشمانت
stickerاگر اشاره کنی ، کائنات می لرزدsticker
sticker( هزار نکته  ی باریکتر  ز مو اینجاست )sticker
stickerبدون عشقِ تو بی شک ، صراط می لرزد
stickerمگر که خار به چشمانِ خِضرِ خود دیدی
👁 که در نگاهِ تو آبِ حیات می لرزدsticker


sticker....sticker

دسته بندي: ادبیات,اشعار ناب,

برچسب ها : ,,,,,,,

زلزله ی عشق

 

stickerاز زلزله ی عشق ، خبر کس ندهدsticker

stickerآن لحظه خبر شوی که ویرانه شدی !sticker

sticker....sticker

 

دسته بندي: ادبیات,شاه بیت های عارفانه,

برچسب ها : ,,,,,,,

تصوری غلط از خدا

 

stickersticker(( تصوری غَلَط از خدا )) stickersticker
sticker پيش از اينها خاطرم دلگير بود
sticker از خدا ، در ذهنم اين تصوير بود
sticker آن خدا ، بی رحم بود و خشمگين
sticker خانه اش در آسمان ، دور از زمين
sticker بود ، اما در ميانِ ما نبود   
sticker مهربان و ساده و زيبا نبود
sticker در دلِ او دوستی جايی نداشت
sticker مهرباني هيچ معنايی نداشت
sticker هرچه مي پُرسيدم ، از خود ، از خداsticker
sticker از زمين ، از آسمان ، از ابرهاsticker
sticker زود مي گفتند : اين كارِِ خداست  sticker        
sticker پُرس و جو از كارِ او كاری خطاست
sticker تا ببندی چشم ، كورت مي كند          
sticker تا شدی نزديك ، دورت مي كندsticker
sticker كج گشودی دست ، سنگت مي كندsticker
sticker كج نهادی پای ، لنگت مي كندsticker
sticker با همين قِصّه، دلم مشغول بود
sticker خوابهايم ، خوابِ ديو و غول بود sticker                          
sticker نِيَّتِ من ، در نماز و در دعاsticker
sticker ترس بود و وحشت از خشمِ خداsticker
sticker هر چه مي كردم ، همه از ترس بودsticker
sticker مثلِ از بَركردنِ يك درس بود
stickerمثلِ تمرينِ حساب و هندسه
sticker مثل تنبيهِ مُديرِ مدرسه       
sticker تا كه يك شب دست در دستِ پدرstickersticker
sticker راه افتادم به قَصدِ يك سَفَر
sticker  در ميانِ راه ، در يك روستا
sticker خانه ای ديديم ، خوب و آشنا        
sticker زود پرسيدم : پدر اينجا كجاست ؟
sticker گفت : اينجا خانه ی خوبِ خداست !
sticker گفت : اينجا مي شود يك لحظه ماند
sticker گوشه ای خلوت ، نمازي ساده خواندstickersticker
sticker با وضويی ، دست و رويي تازه كردsticker
sticker با دلِ خود ، گفتگويی تازه كرد
sticker گفتمش: پس آن خدایِ خشمگينsticker
sticker خانه اش اينجاست ؟ اينجا ، در زمين ؟ !
sticker گفت : آری ، خانه ی او بي رياست
sticker فرش هايش از گليم و بورياست
sticker مهربان و ساده و بی كينه است
sticker مثلِ نوری در دلِ آئينه است             
sticker عادتِ او نيست ، خَشم و دشمني
sticker نامِ او نور و نِشانَش روشنیsticker
sticker قهرِ او از آشتی ، شيرين تر استsticker
sticker مثلِ قهر و آشتیِ مادر است
sticker تازه فهميدم خدايم ، اين خداست
sticker اين خدایِ مهربان و آشناست
sticker دوستی ، از من به من نزديكتر
sticker از رگِ گردن به من نزديكتر
sticker آن خدایِ پيش از اين را باد بُرد
sticker نامِ او را هم ، دلم از ياد بُرد
sticker آن خدا ، مثلِ خيال و خواب بود
sticker چون حُبابی ، نقشِ روي آب بودsticker
sticker مي توانم بعد از اين ، با اين خدا
sticker دوست باشم ، دوست ، پاك و بي ريا
sticker مي توان با اين خدا پرواز كرد
sticker سُفره ی دل را برايش باز كرد stickersticker

stickerامضاي حکيم

 

دسته بندي: معارف,مباحث اعتقادی,ادبیات,اشعار ناب,

برچسب ها : ,,,,,,,,,,,

در آن شهری که مردانش عصا از کور می دزدند

 

stickersticker(( دنیای نامردان ))sticker

stickerدر آن شهری که مردانش عصا از کُور می‌دزدندsticker
stickerمن از خوش ‌باوری آنجا محبت جستجو کردم sticker
stickerدر آن شهری که خنجر دسته اش را نیز می بُرّد 
stickerدر آن شهری که با نَفرت ، ز دلها  عشق می دزدندsticker
stickerدر آن شهری که مردانش همه لال و زنان ،کورند sticker
stickerهمان شهری که از بلبل ، پَرِ پَرواز می‌دزدند sticker
stickerدر آن شهری که پروانه به جای شمع ، می‌سوزد sticker
stickerهمان شهری که آتش را  ز اشکِ شمع ، می‌دزدندsticker
stickerدر آن شهری که کافر مؤمن و مؤمن شود کافر sticker
stickerهمان جایی که مُهر از جانمازِ دوست می‌دزدند sticker
stickerدر آن شهری که سگ‌ها ، معرفت از گربه آموزند sticker
stickerهمان شهری که سگ‌ها برّه ‌راsticker از گرگ می‌دزدند sticker
stickerدر آن شهری که چشمِ خفته از بیدار ، بیناتر sticker
stickerهمان جایی که غم از سینه ی غم ساز می‌دزدند sticker
stickerمن از خوش ‌باوری آنجا محبت جستجو کردم sticker
stickerدر آن شهری که مردانش عصا از کُور می دزدند sticker

 

امضاي حکيم

 


 

دسته بندي: ادبیات,اشعار ناب,

برچسب ها : ,,,,,,,,,,

ای راهب کلیسا دیگر مزن به ناقوس

 

 (( ناقوسِ عشق ))



 (( اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا الاِمامَ الرَّئوف،یا علی بن موسی الرضا ))

 

ای راهبِ کلیسا ، دیگر مَزن به ناقوس

خاموش کُن صدا را ، نَقّاره می زند طوس

 

آیا مَسیحِ ایران ،کم داده مُرده را جان ؟

جانی دوباره بردار ، با ما بیا به پابوس

 

آنجا که خادمینش ، از روی زائرینش

گردِ سفر بگیرند ، با بالِ نازِ طاووس

 

خورشیدِ آسمان ها ، در پیشِ گُنبدِ او

رنگی ندارد آری ، چیزی شَبیهِ فانوس

 

رؤیای ناتمامم  ، یک لحظه در حرم بود

باقی عُمر ، اما ، افسوس بود و کابوس

 

وقتی رسیدی آنجا ، در آن حریمِ زیبا

زانو بزن به پای ، بیدارِ خُفته در طوس
 

امضاي حکيم

دسته بندي: ادبیات,اشعار ناب,

برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,,

گیسوی پریشان

 

(( امان از گیسوی پریشان ))

 

👮محتَسِب بَد پوشِشی را دید و خِفتَش را گرفت
👈گفت : رفتارت کمی تا قسمتی ، هَنجار نیست

👰جامه هایی را که پوشیدی ، زیادی روشَنند
👩‍🚒تازه شانس آورده ای ، پیراهنت گُلدار نیست

👩‍ چشمِ ما را دور دیدی ، مویِ خود اَفشانده ای
👩‍🏭 روسَری  سَر کردنت هم بی اَدا، اَطوار نیست

🍂 علت این خشکسالی ، بی حجابی های توست
⛈. نَقشِ تغییراتِ جَوّى، اینقدر بسیار نیست

💃آدم از این شُل حجابی های حَوّا ، ضَربه خورد🤦‍♂️
🌾میوه ی مَمنوعه خوردن ، جُرمَش این مقدار نیست

💇کردگار ، ای کاش ، زن ها را کچل می آفرید
🙆تارِ گیسو چون نباشد ، روزِ ما هم  ، تار نیست

💇مو پریشان با تأسُّف گفت : زُلفَم را من از تَه می زنم
👈 تا ببینم بعد از این مو، مُشکلی در کار نیست ؟


تبصره :

👮. مُحتَسِب :مأموری است که وظیفه اش امر به معروف و نهی از منکر می باشد.

✍🏼، یکی از پیام های عاشورا ، امر به معروف و نهی از منکر است ولی یادمان باشد که نباید در این زمینه نیز افراط  یا تفریط نمود ، بعضی ها هرگونه بلاهای زمینی و آسمانی و مشکلات جامعه را به زلفِ کم حجاب ها ، گِره می زنند ، حال آنکه می بایست با ترویج صحیح فرهنگِ عاشورائی و اخلاقِ زینب (س) ، نسبت به تبیینِ این حقیقت که : (( حجاب ، مَصونیت است نه محدودیت )) اقدام نمائیم



 (( برگرفته از دروس ترویج معارف عاشورائی ، سید رضا نوعی ، متخلص به حکیم ))

امضاي حکيم


برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,

طنزهای عارفانه (شعر میوه ی ممنوعه)

 

mail(( شعرِ طنز ، میوه ی ممنوعه ))

 

میوه ی ممنوعه چیدن را که حَوّا باب کرد
آدم ، اخراج از بهشتِ  با صَفا را باب کرد

 

چونکه قابیل از عَقَب ، با بیل زد ، هابیل  را
حمله با یک بیل را ، در کُلِّ دنیا باب کرد

 

نوح ، نُهصد سال کشتی ساخت ، توی یک کویر
کارِ دور از عقل را این مَردِ دانا ، باب کرد

 

بارداری بی حضورِ جنس نر را ، در جهان
حضرتِ مریم به لطفِ حق تعالی ، باب کرد

 

از شروعِ این جهان ، مَرد از پِیِ زن ، می دوید
از پِیِ مردان دویدن را ، زلیخا باب کرد

 

یازده تا بچه جز یوسف ، فقط  یعقوب ساخت
صنعتِ انبوه سازی را ، چه زیبا ، باب کرد

 

رَد شدن از نِیل ، بی لِنج و بَلَم ، امکان نداشت
رَد شدن از نِیل را با چوب ، موسی باب کرد

 

حرفه ی آتش نشانی را هزاران سال پیش
از لَجِ نَمرود ، ابراهیم ، آنجا باب کرد

 

گوسفندی که به قربانگاهِ اسماعیل رفت
مَبحَثِ ایثار را در حَدِّ اَعلا ، باب کرد

 

بَس که ، کل کل کرد با موری ، سلیمان نبی
بَحث و کل کل را ، میانِ جانورها باب کرد

 

کفشِ زن ها ، قَرن ها ، یا گالش و یا گیوه بود
کفش های فانتزی را نیز ، لیلا ،  باب کرد mail

امضاي حکيم

دسته بندي: ادبیات,شاه بیت های عارفانه,

برچسب ها : ,,,,,,,,,,,,,,

به دليل بروز بودن سايت لطفا از صفحات ديگر هم ديدن کنيد

مطالب تصادفي

مطالب پربازديد

فان بروز متفاوت ترین سایت تفریحی آموزشی
پرسش از حکیم در تلگرام