loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

sticker*****sticker*****sticker

بگذار که از دردِ تو بیمار بمیرم
از آتشِ دل سوزم و تب دار بمیرم

بر گردنم آن زلف سیه حلقه کن ای سرو
در پای تو خواهم به سر دار بمیرم

بگذر نفسی از بَرِ بالینم و بگذار
از تاب و تبِ لحظه ی دیدار بمیرم

چون سایه ات ای گل ز سرم رفت عجب نیست
از جور خس و سرزنش خار بمیرم

سهل است ز تیرِ نگهت مردنم اما
ترسم نزنی بر دل و دشوار بمیرم

اغیار پی زندگی از مرگ گریزان
من زنده که در رهگذرِ یار بمیرم

مستم کن از آن لعلِ می آلوده که حیف است
مِی  باشد و من پیشِ تو هشیار بمیرم

گر دیدن رخسار تو ای ماه گناه است
بگذار نگه کرده ، گنهکار بمیرم

ای پرده نشین پرده ز رخ بفکن و برخیز
مگذار که در پرده ی  پندار بمیرم

تا چند صبا در پی عمرم بدوانی
بگذر ز من خسته و بگذار بمیرم

تا چند ز بی مهریت ای مادرِ ایام
یک بار شوم زاده و صد بار بمیرم

sticker*****sticker*****sticker


امضاي حکيم

sticker*****sticker*****sticker

بی تو شکوفه های سحر  وا نمی شود
 باز آ که شب بدون تو فردا نمی شود

قفل دری که بین من و دست های توست
 در غایتِ سیاهی شب وا نمی شود

عشق من و تو ، قصه ی تلخ مصیبت است
می خواهم از تو بگسلم اما نمی شود

ای مرگ ، همتی که دلِ دردمندِ من
دیگر به هیچ روی ، مُداوا نمی شود

آتش بگیر تا که بدانی چه می کشم
احساسِ سوختن به تماشا نمی شود

درد مرا ز چهره ی رنجور من بخوان
چون شعر ناسروده که معنا نمی شود

sticker**********sticker


امضاي حکيم

sticker*****sticker*****sticker

ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن
به تقصیرِ عنایت یک تبسم عذر خواهم کن

ره آوارگی در پیش و از پی دیده‌ی حسرت
وداعی نام نِه این را و چشمی بر نگاهم کن

ز کوی او که کار پاسبان کعبه می‌کردم
خدایا بی ضرورت گر روم سنگِ سیاهم کن

بخوان ای عشق افسونی و آن افسون بدم بر من
مرا بال و پری ده ، مرغِ آن پرواز گاهم کن

به کنعانم مبر ای بخت ، من یوسف نمی‌خواهم
ببرآنجا که کوی اوست ، در زندان و چاهم کن

ز سد فرسنگ از پشتِ حریفان جسته پیکانم
مرو نزدیک او جانا ، حذر از تیرِ آهم کن

sticker**********sticker


امضاي حکيم

بگذار بمیرم

سید رضا نوعی شنبه 11 مرداد 1399 : نظرات ( )

sticker*****sticker*****sticker

مگذار که دور از رُخت ای یار بمیرم
یک ره بگذر بر من و بگذار بمیرم

مردن به قفس ، بهتر از آن است که در باغ
از طعنه ی مرغانِ گرفتار بمیرم

هر مشکلی آسان شود از مستی و ترسم
خالی شودم ساغر و هشیار بمیرم

گفتی : به تو گر بگذرم ، از شوق بمیری
قربانِ سرت ، بگذر و بگذار بمیرم

sticker*****sticker*****sticker


امضاي حکيم

sticker*****sticker***** sticker

افتاده به شهریم که ویرانه ندارد
ای وای از این شهر که دیوانه ندارد

در حسرتِ یک نعره ی مستانه بمردیم
ویران شود این شهر که میخانه ندارد

دیوانه ترین مردم شهرم ، تو کجایی
تا فاش بگویم چو تو افسانه ندارد

من بودم و دل ، کو سرِ افسانه ی ما داشت
فریاد که او هم سرِ افسانه ندارد

گیسوی بلندت همه شب ماه نهان کرد
آن مو که تو را هست مگر شانه ندارد ؟

ما دلشدگان ، جمله اسیرانِ شمائیم
دیوانه دریغ از تن و کاشانه ندارد

چون باز کنی پرده ز رخسار ، بگویی :
گر روز شود شمع تو پروانه ندارد

sticker*****sticker*****sticker


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 8

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 275
  • کل نظرات : 76
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 13
  • آی پی امروز : 19
  • آی پی دیروز : 82
  • بازدید امروز : 125
  • باردید دیروز : 1,257
  • گوگل امروز : 6
  • گوگل دیروز : 728
  • بازدید هفته : 1,382
  • بازدید ماه : 26,092
  • بازدید سال : 335,490
  • بازدید کلی : 871,622