loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

دلق آلوده صوفی

سید رضا نوعی پنجشنبه 19 تير 1399 : نظرات ( )

sticker دلقِ آلوده و چرکینِ صوفی sticker

sticker برهان الدین محقق تِرمِذی اولین استادِ مولانا است که تا آخر عمرش به حمام نرفت و هیچ گاه لباس هایش را نیز نشُستsticker .

 شرح ماجرا از رساله معتبر سپهسالار ( ص 120) اینگونه است که :

روزی صاحب اصفهانى كه از جمله وزرا و فضلاى روم و مريد ايشان‏ بود ؛ از برهان الدين ترمذى می‌خواهد تا اجازه دهد لباس های کثیفش را بشوید .

    ترمذی می‌گوید : اگر باز چرک شود چه ؟

    صاحب اصفهانی می‌گوید : البته باز آن ها را خواهم شُست  . 

    ترمذی بعد از چند بار تکرارِ این سئوال و جواب ، با ناراحتی و عصبانیت می‌گوید :

    ای فضول ، ما بهرِ شستنِ لباس هایمان به این دنیا نیامده‌ایم . 😄


sticker و ترمذی تا آخر عمر به همان شکل ماند . ( یعنی نه حمام رفت و نه لباس هایش را شستشو کرد ) . sticker


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


تبصره : حماقتِ این صوفی و استدلال عجیبِ او برای نشُستنِ لباس و نرفتن به حمام ، انسان را شگفت زده می کند .


     دو سه مثقال خریّت ز خران چیزی نیست

     صوفی احمقِ این شهر ، دو خروار  خر است 

stickerعجیب تر از آن ، توصیف های اغراق آمیز مریدانش از او است :


1- افلاکی در کتاب ( مناقب العارفین ج 1 ص 80 ) می گوید :

    ترمذی بیش از بیست مرتبه مولانا را به بالای عرشِ خداوند برده است . sticker


2 - سلطان ولد فرزند ارشد مولوی در کتاب ( ولد نامه ص 165 ) درباره عظمتِ شأن و مرتبه ترمذی می گوید :


     کاملان و قُطبانِ اولین و آخرین محتاجِ عنایت او بودند .
 

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


3 - مولانا نیز اولین استاد و مُرادِ خویش جنابِ مستطاب برهان الدین ترمذی را در مثنوی ( دفتر دوم ، بخش 26 ) به نور تشبیه نموده :


     پخته گرد و از تغیّر دور شو
     رو چو برهانِ محقق ، نور شو

     چون ز خود رَستی ، همه برهان شدی
     چونکه بنده نیست شد ، سلطان شدی


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerفریدالدین عطار نیشابوری در توصیف منصور حلاج در کتاب ( تذکره الاولیاء ص 117 ) می گوید :

حلاج ، دلقی داشت که بیست سال آن را از تنش بیرون نکرده بود ، روزی به ستم ( به زور ) آن را از تنش بیرون کردند 😩 ، ( مشاهده کردند ) گزنده ی بسیار ( کَک و شپش ) در آن افتاده بود ، یکی از آن ها را وزن کردند ، نیم دانگ وزن داشت . 😳


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


تبصره : دَلق به معنی لباس کهنه و مُندرس می باشد .


     خدا را کم نشین با خرقه پوشان
     رخ از رندانِ بی‌سامان مپوشان

     در این خرقه بسی آلودگی هست
     خوشا وقتِ قبای مِی فروشان

     تو نازک طبعی و طاقت نیاری
     حماقت های مُشتی دلق پوشان


stickerدکتر محمد جواد مشکور در کتاب فرهنگ فرق اسلامی ( ص 125) می گوید :


 مردی صوفی به نام منیر که در سنه ( 545 هـ ) می زیسته ، غایطِ شیخِ خود را می خورده و می گفته : آن پاک است .😳😩


👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


تبصره :


الف ) غایط یعنی مدفوعِ انسان .


ب ) این مسائل فقط مربوط به گذشته نبوده ، بلکه متأسفانه در دوره ی معاصر نیز چنین دیدگاهِ چِندِش آوری کم و بیش بینِ صوفیه و دراویش رواج دارد ، بعنوان نمونه :


sticker یکی از اقطابِ متصوفه معاصر ( که به دلایلی از بردن نام ایشان معذوریم ) خطاب به استادش می گوید :


👈 ( اگر این لیوان پر از خون باشد و شما بفرمایید که آن را بخورم ، بی تأمل و بی درنگ خواهم نوشید ) . 🍷🩸😳


stickerاز مطالب مطروحه فوق به راحتی می توان سیمای انسان کاملی که صوفیه و دراویش با آب و تاب و طَمطَراق از آن دَم می زنند را در ذهن خود تصور کرده و آن را با سیمای انسانِ متعالی از نظر قرآن و سیره پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) مقایسه نمود .

sticker دراین جا به عنوانِ حُسنِ خِتام ، سخن خود را با ذکر چند حدیث مرتبط با موضوع بحث ، پایان می دهیم :


1 ) - رسول اکرم (ص) می فرمایند :  مَنِ اِتَّخَذَ ثَوْباً فَلْيُنَظِّفْهُ . ( هركس لباس مى‌خرد بايد آن را تميز نگه دارد )

2 ) - همچنین از امیرالمومنین (ع) می فرمایند : اَلنَّظِيفُ مِنَ اَلثِّيَابِ يُذْهِبُ اَلْهَمَّ وَ اَلْحَزَنَ ( لباس تمیز غم و اندوه را از بین می برد )

3 ) - امام صادق (ع) فرمودند : إِنَّ اَللَّهَ (تَعَالَى) يُحِبُّ اَلْجَمَالَ وَ اَلتَّجْمِيلَ، وَ يَكْرَهُ اَلْبُؤْسَ وَ اَلتَّبَاؤُسَ، فَإِنَّ اَللَّهَ (عَزَّ وَ جَلَّ) إِذَا أَنْعَمَ عَلَى عَبْدٍ نِعْمَةً أَحَبَّ أَنْ يَرَى عَلَيْهِ أَثَرَهَا. قِيلَ: وَ كَيْفَ ذَلِكَ قَالَ: يُنَظِّفُ ثَوْبَهُ، وَ يُطَيِّبُ رِيحَهُ، وَ يُجَصِّصُ دَارَهُ، وَ يَكْنُسُ أَفْنِيَتَهُ

همانا خداوند متعال ، زيبايى و زينت را دوست دارد و فقر و فقر نمايى را ناخوش دارد . آنگاه كه خداوند بر بنده‌اى نعمتى مى‌دهد دوست دارد كه اثر آن نعمت را بر او ببيند . عرضه داشتند : چگونه اثر آن را آشكار كند. امام علیه السلام فرمود : لباسش را تميز كند و خود را خوشبو سازد و خانه‌اش را گچ‌كارى نموده و آن را جارو نماید )

4 ) - امام رضا (ع) می فرماید : مِنْ أَخْلاَقِ اَلْأَنْبِيَاءِ اَلتَّنَظُّفُ ( از اخلاق پیامبران ، پاکیزگی است )


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


     نقدِ صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد

     ای بسا خرقه که مستوجبِ آتش باشد

sticker برگرفته از دروس نقد تصوف سید رضا نوعی ( حکیم )sticker


امضاي حکيم

sticker استعمال حشیش توسط ابن عربی پدرِ عرفانِ نظری 💥

sticker برهان الدین بِقاعی ( 809 ق ) که یکی از علمای بزرگ اهل سنت می باشد ، در کتاب ( مصرع التصوف ) ( ص ج 1 ص 182 ) از  قول قاضی عضد الدین ایجی شافعی ( ۷۵۶ ق ) می گوید :

نقل عن القاضي عضد الدين تكفيرهم ، فإنه قال في وصفه لابن عربي : ( يحكى عنه أنه كان كذابا حشاشا كأوغاد الأوباش )

یعنی : قاضی عضد ایجی ، ابن عربی را تکفیر نموده و او را فردی کذّاب 👈و از اوباشی می داند که همواره حشیش استعمال می کرده .👉

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

(1) - ابن عربی تحت تاثیر خلسه ناشی از استعمال مواد افیونی و حشیش ، شیعه را بصورت بوزینه می بیند و نُه مرتبه به معراج رفته و در آنجا مقام امیرالمومنین (ع) را از ابوبکر و عُمَر پائین تر مشاهده نموده و کتاب فصوص الحکم را نیز در چنین فضایی از پیامبر (ص) تلقی کرده .

(2) -  از چنین شخص نباید تعجب کرد که دوبار در کنار منقل ، خدا را خواب دیده که به او دستور می دهد مردم را نصیحت کند ، و البته جای شگفتی نیست که ذهن وهم آلود و بیمار او ، خدائی  را ترسیم می نماید که خلقت را از روز جمعه آغاز و در روز شنبه پایان داده و روز یکشنبه ( معاذ الله ) یک پایش را روی پای دیگرش انداخته و استراحت می کند .

(3)خدا در نگاه ابن عربی وقتی از ( هل من مَزید ) گفتنِ جهنم خسته می شود یک پایش را داخلِ جهنم می گذارد و آنگاه جهنم می گوید ، حالا بس است و علاوه بر این .

(4) - دو پای خدا که بر کرسی قرار دارد ، کارآیی های دیگری نیز از نظر محی الدین عربی دارد ، بعنوان مثال در ایام حج به همراه سایر حجاج هروله می کند و در روز قیامت وقتی که ساق پایش را به مردم نشان می دهد ، او را می شناسند و به سجد می افتند . 😳

(5)موارد فوق بطور مستند در همین سایت مورد نقد و بررسی قرار گرفته است .


👈بعنوان نمونه می توانید ( اینجا ) را کلیک کنید . 👉


sticker البته هنگامی تعجب ما بیشتر می شود که علیرغم این همه انحرافات فکری و فضاحت های عملی ابن عربی ، امثال حجت الاسلام محمد حسن وکیلی در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ص 15) می نویسد :

(( محی الدین حق بزرگی بر گردن عالمان شیعی دارد و فقط به برکت آراء و آثار او بود که توفیق معرفت اجمالی آیات و روایات معارفی شیعه فراهم شده است و همه علمای شیعه سر سفره او نشسته اند )) ⁉️ 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


sticker استعمال موارد مخدر همواره در بین تمام فرقه های دراویش و متصوفه ،  رائج بوده و به عنوان یکی از آدابِ خانقاهی محسوب می گردد که ذیلاً به بررسی اجمالی آن می پردازیم :

الف )  علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان ( ج 5 ص 458 ) وضعیت فعلی تصوف را این چنین ترسیم نموده و می فرماید :

( لم يبق من التصوف إلا التكدي واستعمال الأفيون والبنج وهو الفناء )

یعنی : اکنون تصوف عبارت شده از بوقى و منتشایى و یک کیسه گدائى ، بعدا هم به اصطلاح خودشان براى اینکه فانى فى الله بشوند ، افیون و بنگ و چرس ‌ استعمال می کنند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و  ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب )  در گذشته نیز استعمال ( حشیش ) در بین فرقه مولویه رواج داشته ، بنحوی که شمس تبریزی در مقالات ( ج 1 ص 74 ) زبان به گلایه گشوده و می گوید :

  یاران ما به سبزک ( حشیش ) گرم شوند . که آن خیالِ دیو است .

stickerشمس در جای دیگر ( مقالات ج 2 ص 271) از آلوده گی فرزندان مولانا به حشیش و بنگ ابراز نگرانی کرده و می گوید :


  باز بها ( بهاء الدین ولد ) گیاه خودن آغاز کرده ...


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

سبزک به معنای حشیش و گیاه خوردن نیز به معنای استعمال بنگ توسط فرزند مولانا می باشد . علاء الدین پسر کوچکتر مولانا از اوباش و افراد لاابالی بود که اتفاقا در سر به نیست کردنِ شمس تبریزی نقش اصلی را ایفاء نموده است .

ج ) مولانا برای بدست آوردن حالتِ خلسه ، به جای استعمالِ از حشیش ( سبزک ) و یا بنگ ، به یاران و مریدانِ خود سماع را توصیه می کند ( بر خلافِ ابن عربی که به سماع چندان روی خوشی نشان نمی دهد ) :


     گفتا نشانه هست ولیکن تو خیره ای
     کان کس که بنگ خورد، دهد مغز او دوار

      ز اندیشه و خیال فرو روب سینه را
     سبزک بنه ز دست و نظر کن به سبزه زار


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

گویا مریدان مولانا که مزّه نشئه گی حشیش و بنگ را تجربه کرده بودند ، علیرغم توصیه مراد خویش ، کماکان به رویه خود ادامه داده و حتی در توصیف ( بَنگ ) اشعارِ زیادی سرودند ، از جمله :


     بنگی زدیم و سِرِّ اَنَاالْحَق شد آشکار

     ما را به این گیاهِ ضعیف این گمان نبود


sticker یکی از اقداماتی که از گذشته تا به حال در بینِ دراویش و متصوفه مرسوم است ، جوشاندنِ بنگ و حشیش در آبگوشت و توزیع این غذا در بینِ مریدان می باشد تا بتوانند افراد را تحتِ تأثیرِ مواد مخدر قرار داده ، به گونه ای که این افراد فکر کنند حالتی که به آنها دست می‌دهد در اثر تأثیراتِ معنوی حضور در خانقاه است .

این اعمال تا جایی به صورت علنی بوده است که یکی از اقطاب «حیرتعلیشاه نایینی» جانشینِ صفی علیشاه در نامه‌ای به یکی از صوفیان از ارسالِ حشیش تشکر می‌کند.
stickerغلامعلیشاه خاکسار در بسیاری از مجالس ، بساط تریاکش به پا بود و عکسهای او بر سر منقل نیز موجود است.

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

 

     ای خرقه پوش کَلِّ عَلَی الخَلقِ مَنقلی
    ای پیشه ی تو  ذِکرِ ( دَمِت گرم ، یا علی )


     عرفانِ توست ، عرفانِ صلح کُل ، عرفانِ تنبلی
    عرفانِ شکّ و جبر ، عرفان مَنقلی

    عرفان بباف و دم بزن از  (وحدتِ وجود)
    از کشف بی شهود ، از  (بود)  و از (نبود)


    همراهِ چَرس و بنگ ، تا ابر ، کُن صعود
    پرواز کن به عرش ، بالا برو  چو ( دود )

stickerتوصیه اکید ما به طالبانِ عرفان ( خصوصاً جوانان ) این است :

برای آنکه به دام تصوف و یا عرفان های نوظهور نیفتند ، صرفاً معارف را از سرچشمه زلال آن یعنی قرآن و مکتب اهل بیت (ع) و منابع معتبر شیعه مانند : ( توحید صدوق ، نهج البلاغه ، صحیفه سجادیه و ... ) تحصیل نموده و هر سئوالی در این زمینه داشتند به علماء و فقهای عظام شیعه مراجعه نمایند .

     حذر از صوفیانِ شهر و دیار
     همه نامردم اند و مردمخوار

     هر چه دادی به دستشان خوردند
     هر چه آمد ز دستشان کردند

     پای منقل ز نشئه ی تریاک
     با توّهم روند تا افلاک

     رهزنِ دین و دامِ شیطانند
     دشمنِ اهل بیت و قرآنند


stickerبرگرفته از دروسِ نقد تصوف سید رضا نوعی ( حکیم )sticker
 


امضاي حکيم

sticker محيى الدّين در « فَصّ داودى از کتاب فُصوص الحكم» ، ادعای واهی خود مبنی بر عدم تنصيصِ رسول الله (ص) به خلافتِ أحدى بعد از ایشان را اینگونه بیان نموده :

( وَ لِهَذا ماتَ رَسولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ ( وَ ءَالِهِ ) وَ سَلَّمَ وَ ما نَصَّ بِخِلافَتِهِ عَنهُ إلَى أحَدٍ وَ لا عَيَّنَهُ  ...)

رسول خدا صلّى الله عليه ( و آله ) و سلّم از دنيا رفت و نصّى از خود براى خلافتِ پس از خودش براى كسى بجاى نگذاشت ، و خليفه‏ اى را تعيين نكرد ... 😳

✅تمامی شارحان فصوص الحکم که عمدتاً از ارادتمندان ابن عربی نیز بوده اند ، عبارات فوق را منطبق با مرام اهل سنت می دانند ، بعنوان مثال : علامه سید حسین حسینی طهرانی در کتاب روح مجرد  تصریح نموده که ابن عربی در فص داودی بر اساس مرام اهل سنت سخن گفته و علامه حسن زاده آملی نیز در کتاب ممد الهمم ، فرموده :

شیخ چون معصوم نیست ، لذا کشف او را بحسب معتقَد و سوابق انس و الفت ، اشتباهی روی آورده است .

📚(( کتاب روح مجرد ، ص 338)) و (( ممدالهمم در شرح فصوص الحکم ص 409 - 410))

🔴اما حجت الاسلام محمد حسن وکیلی در نظریه ای  شاذ و شگفت انگیز مدعی شده 👈(( نکته چهارم : حق اینست که اصلاً این عبارت دلالتی بر سنی بودن ابن عربی ندارد تا حمل بر تقیه و امثال آن شود ؛ بلکه اشاره‌ای به مکتب تشیع است ))😳

👈برای مشاهده متن کامل عبارات و توجیهات آقای وکیلی ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

اینک برای تنویر اذهان ، ذیلاً به نقد و بررسی توجیهات مغالطه آمیز آقای وکیلی می پردازیم :

(1) - آقای وکیلی می گوید : (( مقدمه اول : از دید محیی‌الدین دو نوع خلیفه وجود دارد: خلیفة الله و خلیفة رسول الله )) ، (( مقدمه دوم: اهل تسنن در اعتقاد مشهور خود می‌گویند خلفاء راشدین ، خلفای رسول الله هستند ... و خلاصه ، اهل تسنن هیچگاه نمی‌گویند که عمر و ابوبکر خلیفه الله می باشند ، ولی شیعه معتقد است که پس از حضرت رسول اکرم  (ص) باید به اهل بیت علیهم السلام مراجعه نمود که ایشان خلیفة‌الله هستند ... ))

🔘وکیلی با عبارات مغالطه آمیز خود سعی دارد به مخاطب القاء نماید که از نظر شیعه ، جانشین پیامبر (ص) فقط بعنوان خلیفة الله ، تلقی می گردد و اهل سنت نیز جانشینان پیامبر (ص) را صرفاً خلیفة الرسول می دانند . حال آنکه چنین تقسیم و تخصیصی هرگز مورد وفاق و قبول فریقین نمی باشد ، زیرا لقب خلیفة الله و خلیفة الرسول در بین هر دو طایفه ی شیعه و سنی به یک نسبت بکار رفته است .

✔️توضیح اینکه :

(الف ) - در مکتب تشیع ، امامان معصوم و جانشینان برحق پیامبر (ص) ، هم بعنوان (خلیفة الله) و هم با لقب(خلیفه رسول الله) معرفی شده اند که بعنوان نمونه بذکر جند روایت بسنده می نمائیم :

⚡️عن اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : ... إِنَّ الْإِمَامَةَ خِلَافَةُ اللهِ وَخِلَافَةُ الرَّسُولِ (ص)  ...

⚡️قالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ : ... أَنَا خَلِيفَةُ رَسُولِ اَللَّهِ وَ وَزِيرُهُ وَ وَارِثُهُ ....

⚡️امیرالمؤمنین (ع) قال : أَنَا خَلِيفَةُ رَسُولِ اَللَّهِ فِيكُمْ ....

⚡️و عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ:  عَلِيٌّ وَلِيُّ اَللَّهِ وَ خَلِيفَةُ رَسُولِ اَللَّهِ ...

⚡️عنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ اَلْبَاقِرِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ خَلِيفَةُ اَللَّهِ وَ خَلِيفَتِي ...

👈 برای مشاهده ی ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) ، ( سند 3 ) ، ( سند 4 ) ، ( سند 5 ) ، ( سند 6 ) ، ( سند 7 ) و ( سند 8 ) کلیک کنید . 👉

💥تبصره : با توجه به احادیث فوق ، روشن شد که در مکتب تشیع ، هر دو واژه ی ( خلیفة الله ) و ( خلیفة الرسول ) هیچ گاه از یکدیگر جدا و منفک نبوده و ادعای آقای وکیلی مبنی بر اینکه شیعه فقط قائل به خلیفة الله است ، سخنی نادرست و مغایر با آموزه های اهل بیت (ع) می باشد .

( ب ) : همچنین برخلاف ادعای آقای وکیلی که می گوید : (( اهل سنت صرفاً قائل به (خلیفة الرسول ) است و ابوبکر و عمر را خلیفة الله نمی دانند )). 😳

👈باید دانست که بر اساس شواهد مستند ذیل ، اهل سنت قائل به ( خلیفة الله ) نیز بوده و این مقام و لقب را از صدر اسلام تا کنون به خلفاء راشدین و حتی خلفای اموی و عباسی نیز نسبت داده و می دهند ، بعنوان نمونه :

🔘عن عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمَا قَالَ: « وَلِيّنَا أَبُو بَكْرٍ فَكَانَ خَيْرَ خَلِيفَةِ اللَّهِ، وَأَرْحَمَهُ بِنَا، وَأَحْنَاهُ عَلَيْنَا»

یعنی : عبدالله بن جعفر می گوید : مولای ما ابوبکر بهترین خلیفة الله است ...

⚡️حاکم نیشابوری در المستدرک ( ج 3 ص 84 ) ذیل روایت فوق می گوید : هَذَا حَدِيثٌ صَحِيحٌ الْإِسْنَادِ ، ذهبی نیز در تعلیقه ی خود ، به صحیح بودن روایت تصریح نموده  .

⚡️ضمناً أبو إبراهيم المزنی در السنن المأثوره همین روایت را با سند دیگر آورده است .

👈برای مشاهده ( سند 1 ) و ( سند 2 کلیک کنید . 👉

🔘ابوبکر در نخستین خطبه‌اى که پس از احراز کرسى خلافت ایراد کرد، خودش را خلیفة الله برگزیده نامید و چنین گفت :

«و قد استخلف الله علیکم خلیفة لیجمع به الفتکم ... ».

 یعنی : همانا من خلیفة اللهی برگزیده هستم تا شما را متفق نمایم ...

👈برای مشاهده ( سند 1  ) و ( سند 2 ) کلیک کنید . 👉

🔴آقای وکیلی به روایتی استناد نموده که طبق آن گروهی ، ابوبکر را خلیفة الله خواندند ، اما ابوبکر گفت من خلیفة الرسول هستم . در صورتیکه :

 اولاً : محدثان اهل سنت روایت مزبور را غیر معتبر و ضعیف می دانند بعنوان مثال در مسند احمد بن حنبل در ذیل آن آمده : إسناده ضعيف لانقطاعه، , فانها من رواية إبن أبي مُلَيْكَة و هو لم يُدرك الصديق قطعاً .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ثانیاً : چنین روایتی ، درست بر خلاف مدعای آقای وکیلی است زیرا بخوبی بیانگر آن است که همواره  در بین قاطبه ی اهل سنت دیدگاه خلیفة اللهی نسبت به ابوبکر وجود داشته است .

ثالثاً : ابن اثیر در ( النهایه فی غریب الحدیث ) مشابه روایت آقای وکیلی را نقل کرده که طبق آن در پاسخ به اینکه آیا او خلیفة رسول الله (ص) است گفته :  فقال لَا. قَالَ فَمَا أنتَ؟ قَالَ: أَنَا الْخَالِفَةُ بَعْدَه ( یعنی من جامانده ای بیش نیستم ) .

⚡️ابن اثیر در ادامه و بعنوان توجیهی بر سخن ابوبکر گفته : ( إِنَّمَا قَالَ ذَلِكَ تَواضُعاً وهَضْماً مِنْ نَفْسِهِ حِينَ قَالَ لَهُ أَنْتَ خَلِيفَةُ رَسُولِ اللَّهِ )

یعنی : ابوبکر حرف دلش را نزده بلکه این سخن را از روی تواضع و فروتنی بیان نموده .

🔘تبصره : تضاد و پارادوکسی آشکار در سخنان ریاکارانه ی ابوبکر کاملا مشهود است ، زیرا او در ابتدای خلافت ، خود را خلیفة الله نامید و از سوی دیگر طبق آن روایت ضعیف و غیر معتبر آقای وکیلی ، می گوید به من خلیفة الرسول بگوئید و سپس در جایی دیگر و طبق خبر ابن اثیر می گوید : بمن خلیفة الرسول نیز نگوئید زیرا من پس مانده ای بیش نیستم .⁉️ 😳

👈این روش مُزوّرانه ی ابوبکر آنجایی به اوج می رسد که علیرغم تظاهر به عدم تمایل به خلافت ، می گوید : اقیلونی و لست بخیرکم و علیٌّ فیکم ، در صورتیکه همین شخص با کمک عمر بن خطاب ، با زور و تزویر و خیانت ، خلافت را که حق مسلّم علی (ع) می باشد ، غصب نمود .

🔘 اما علیرغم همه ی این مسائل ، دیدگاه عموم اهل سنت به خلافت ، بعنوان ( خلیفة الله ) بود نه خلیفة الرسول ، چنانکه مردم  پس از این‌که از بیمارى ابوبکر اطلاع یافتند، باز هم او را خلیفة الله نامیده و می گفتند :

(( فقالوا : إنا لنخاف أن يكون خليفة الله قد مات و ولي بعده عُمَر ))

یعنی : ما مى‌ترسیم که خلیفه  ی خدا (ابوبکر ) از دنیا برود و پس از او عمر خلافت را بر عهده گیرد . ( زیرا عمر فردی تند خو و بسیار خشن بود )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - عمر نیز هرگز در دوران خلافتش خود را بعنوان خلیفة الرسول نخواند بلکه ابتدا لقب خلیفه ی خلیفة الرسول را برگزید و پس از اندکی به بهانه ی طولانی بودن آن ، لقبِ امیرالمومنین را رسماً انتخاب نمود و علیرغم این ، مردم از او نیز بعنوان خلیفة الله یاد می کردند ،بعنوان نمونه طبق روایت ابن عساکر ، عوف بن مالک درباره او می گوید :

 قال لأنه خليفة مِن خلفاء الله تعالى في الأرض وأنه لا يخاف في الله لومة لائم ...

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(3) - عثمان نیز طبق نقل ( مِنقری ) از سوی عمرو عاص بعنوان (خلیفة الله علی تبیان ) یاد می شد و  بُسْر بن أرطاة ( فرمانده سپاه شام ) در شبیخونی که به مدینه زد ، عثمان را خلیفه الله خواند و سایر مورخان نیز اطلاق لقب ( خلیفة الله ) برای عثمان را از سوی مردم تایید نموده اند .

📚( طبقات کبری ، محمد بن سعد ج 3 ص 66) ( الغارات ثقفی کوفی ص 603) و ( تاریخ طبری ج 3 ص 176) .

(4) - معاویه نیز صراحتاً خود را خلیفة الله لقب داده و این جمله ی معروفش را همه مورخان نقل کرده اند که می گفت :

( الأَرْضُ للَّهِ وَ أَنَا خَلِيفَةُ اللَّهِ فَمَا أَخَذْتُ فَلِي ، وَمَا تَرَكْتُهُ لِلنَّاسِ فَبِالْفَضْلِ مِنِّي ...)

⚡️یعنی : زمین از آن خداست و من خلیفه ی خدا هستم ...

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

📚سایر منابع ( تاریخ طبرى، طبرى، ج4، ص 283) ( مروج  الذهب مسعودی ج 3 ص53) ( الغدیر ج 8 ص 349)

(5) - اهل سنت حتی یزید علیه العنه را نیز خلیفة الله می دانند نه خلیفة الرسول و طبق نقل مورخانِ اهل سنت و از جمله مسعودی ، در آغاز خلافتش به او گفتند :

السّلام عليك يا اميرالمؤمنين ... اَصْبحتَ قد رزئتَ خليفةاللّه و اَعْطيتَ خلافةاللّه ...

⚡️و همچنین عبد الملک بن مروان را نه تنها خلیفة الله بلکه برتر از همه ی پیامبران دانسته و به او می گفتند :  إن عَبْد الْمَلِكِ خليفة اللَّه و هو أكرم عَلَى اللَّه من رسله .

📚 ( مسعودى  ج 3 ص 75) ( انساب الاشراف بلاذری ج 7 ص 397)

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(6) - خلفای عباسی نیز همانند خلفای اموی ، خود را خلیفة الله می دانستند نه خلیفة الرسول ، بعنوان نمونه :

معتضد در توجیه قتل احمد بن طیب سرخسی گفت : من با توجه باینکه پسر عموی پیامبر (ص) و خلیفة الله بر روی زمین هستم چنین فرمانی را صادر کردم ، منصور عباسی نیز خطاب به محمد بن ابی ذئب خودش را خلیفة الله می خواند .

📚( زركلى، الاعلام، ج1: ص145 ) (  المنتظم فى تاريخ الأمم والملوك ابن جوزی ، ج8 : 233 و 234.)

🔴آقای وکیلی در اواخر مقدمه دوم می گوید : ( سخن در آنست که در عامه اعتقاد به خلیفه الله نبوده و آنانکه این اعتقاد را داشته اند فاجر محسوب می شدند ... )

👈بخش اندکی از روایات مستند اهل سنت که در بالا نقل شد ، برای اثبات واهی بودن ادعای  آقای وکیلی کافی است ، مضافاً اینکه اهل سنت هیچ گاه کسانی مانند عبدالله بن جعفر ، ابوبکر و معاویه و نیز مردمانی که در ماجرای اعتراض به انتصاب عمر ، ابوبکر را خلیفة الله خواندند و نیز سایر خلفای اموی و عباسی که صراحتاً خود را خلیفة الله می دانستند را نه تنها فاجر نمی دانند بلکه نسبت به آنها نهایت تعظیم و تکریم نیز دارند .

🔘ابن عربی در موضوع ما نحن فیه می گوید :  فنقول فيه بلسان الكشف خليفة اللَّه و بلسان الظاهر خليفة رسول اللَّه ....

 از این سخن کاملا مشخص می شود که محی الدین عربی ، خلیفة الله را همان خلیفة رسول الله می داند و تفکیکی که آقای وکیلی بین این دو قائل شده از باب توجیه ما لا یرضی صاحبه می باشد زیرا ابن عربی به وضوح می گوید :

👈 خلیفه کسی است که ما از نظر کشف و عرفان به او خلیفة الله می گوئیم و اهل ظاهر از همان شخص با لفظ خلیفة الرسول یاد می کنند .

🔘آقای وکیلی در توضیح سخن ابن عربی بیانی دارد که عین عبارت او  این است :

⚡️(  محیی‌الدین می‌گوید علت معین نکردن خلیفه آن نبود که مردم با شوری مسأله را حل و فصل کنند بلکه آن بود که خلیفةاللهی در امت وجود داشت که باید همه به دنبال وی می‌رفتند و آن را شناخته و از او تبعیت می‌نمودند .... )

⚡️سپس تحت عنوان نکته ششم می گوید :

( از مجموع این عبارات مسلم می‌شود که محیی‌الدین معتقد است پس از حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم ، خلیفةاللهی در امت هست ... که مردم باید آن خلیفةالله را پیدا کرده و از وی تبعیت کنند ... )

✔️اگر سخنان فوق را ابن عربی به زبان می آورد جای هیچ تعجب و استبعادی نبود لیکن صادر شدن چنین عباراتی آنهم از قلم یک روحانی شیعه ، موجب شگفتی و عذری بدتر از گناه محسوب می گردد .

💥زیرا ادعای آقای وکیلی مبنی بر اینکه پیامبر (ص) صرفاً به همین اندازه که می داند در جامعه خلیفة الله وجود دارد ، اکتفاء نموده و آنگاه از مردم انتظار داشته باشد که : 👈 ( خودشان بدنبال خلیفة الله رفته و آن را شناخته و از وی تبعیت کنند ) 👉  هم مخالف نص قرآن کریم و هم مغایر با سیره و سنت رسول اکرم ( ص ) می باشد :

⚡️اولاً مخالف سنت و سیره است زیرا :

پیامبر (ص) در طول بیست و سه سال دوره ی رسالت ، به روش های گوناگون و فرصت های مناسب ، اقدام به معرفی امیر المومنین (ع) بعنوان ولی ّ ، وصی و خلیفه ی بعد از خود در میان امت نموده است که احادیث متواتر و مورد اتفاق فریقین مانند : ( حدیث وصایت ، احادیث مواخات ، حدیث منزلت ، حدیث غدیر و ... ) شاهدی صادق بر آن می باشد .

⚡️ثانیاً مخالف قرآن است به این دلیل که :

قرآن کریم در آیه 67 سوره مبارکه مائده که بعنوان ( آیه تبلیغ ) شهرت دارد ، صراحتاً به پیامبر اکرم (ص) در واقعه ی غدیر دستور مؤکّد داده و می فرماید :

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ

یعنی : ای رسول من اگر علی (ع) را برای مردم به عنوان امام و خلیفة الله ، معرفی نکنی ، چنان است که اصلاً رسالتِ مرا  بجای نیاورده ای .

🔘لذا با توجه به چنین حقیقتی است که رهبر فقید انقلاب امام خمینی رحمة الله علیه در تعلیقه بر فصوص ، سخنان ابن عربی در فص داودی را برنتابیده و در رد آن می فرماید :

فَكَذا الْخِلافَةُ الظّاهِرَةُ؛ وَ المَنْصَبُ الإلَهىُّ أمْرٌ خَفىٌّ عَلَى الْخَلْقِ لابُدَّ مِن إظْهارِهِ بالتَّنْصيصِ وَ لَعَمْرُ الْحَبيبِ يكونُ التَّنْصيصُ عَلَى الْخِلافَةِ مِن أعْظَمِ الْفَرآئِضِ عَلَى رَسولِ اللَهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ. فَإنَّ تَضْييعَ هذا الامْرِ الْخَطيرِ الَّذى بِتَضْييعِهِ يَتَشَتَّتُ أمْرُ الامَّةِ وَ يَخْتَلُّ أساسُ النُّبُوَّةِ وَ يَضْمَحِلُّ ءَاثارُ الشَّريعَةِ، مِن أقْبَحِ الْقَبآئِحِ الَّتى لا يَرْضَى أحَدٌ أنْ يَنْسِبَها إلَى أوْسَطِ النّاسِ فَضْلًا عَن نَبىٍّ مُكَرَّمٍ وَ رَسولٍ مُعَظَّمٍ.

 👈خلافت ظاهريّه. و منصب الهى امرى است پنهان از افكار و انديشه مردم، و چاره ای نيست مگر آنكه با تصريح و تنصيص آنرا اظهار و تعريف نمود .

💥و سوگند به جان دوست كه تنصيصِ بر خلافت از عظيم‏ترين فرائض و واجبات است بر رسول اكرم (ص) ، و تضييع و إهمال در آن ، امر امّت را متشتّت و متفرّق نموده و اساس نبوّت و شریعت را مختل و مضمحلّ نموده و از زشت‏ترين أعمال زشتى است كه هيچكس راضى نيست آنرا به يكى از مردمان عامّى و متوسّط الدِّراية نسبت دهد، تا چه رسد آنرا به پيامبر عظیم الشأن اسلام (ص) نسبت داد .

👈 برای مشاهده ( سند 1 ) و ( سند 2 ) کلیک کنید . 👉

🔴 آقای وکیلی در همان نکته ششم می گوید :

آن خلیفة اللهی را که باید مردم او را پیدا کرده و از وی تبعیت کنند .... دارای مقام امامت حقیقی و بی‌واسطه است و اشرف مردم است و آن کس ابوبکر و عمر نیستند 👈و هر کس که هست یا از اهل بیت است یا از موالیان خاص ایشان که در جرگه اقطاب سلمانیین داخل شده و به برکت اهل بیت علیهم السلام به منبع احکام راه یافته است👉  ، 👈 و آن کس همان خاتم الاولیاء است  که مصداق این خاتم الاولیاء در آخر الزمان حضرت مهدی سلام الله علیه می‌باشد 👉

✔️از نظر شیعه مصداق منحصر بفردِ خلیفة الله و امام حقیقی فقط امیر المومنین و سایر امامان از اهل بیت (ع) می باشند که آن هم منوط به تعیین و تنصیص الهی و ابلاغ نبوی (ص) می باشد و هرگز سلمان و اقطاب سلمانیین را در آن جایگاه منیع ، محلی از اعراب نخواهد بود .

✔️اما اینکه می گوید : (  آن شخص همان خاتم الاولیاء است .. ) ، هرگز مورد قبول ابن عربی نیست زیرا او امیر المومنین (ع) و سایر امامان معصوم (ع) و حتی امام زمان (عج) را مصداق خاتم الاولیاء نمی داند بلکه تصریح نموده که ( عیسی خاتم الاولیاء مطلقه و خودش نیز ختم الاولیاء می باشد ) .

توضیح اینکه :

سید حیدر آملی که از اکابر عرفای شیعه و از پیروان و مروجان مکتب ابن عربی است ، در کتاب مقدمات شرح خود بر فصوص الحکم ( المقدمات من نص النصوص ص 182) می گوید :

و ذهب الشیخ ابن العربی الی 👈 انّ خاتم الأولیاء مطلقاً هو عیسی بن مریم علیه السلام، و خاتم الأولیاء مقیّدا هو نفسه. 👉و قد وجدنا هذا القول و الرأی، به‌اتفاق اکثر المشایخ و العلماء –  بعد الأنبیاء و الأولیاء – انّه خلاف العقل و النقل و الکشف.

یعنی : محیی الدین عربی اعتقاد دارد که حضرت عیسی بن مریم علیه السلام خاتم الاولیاء مطلقه است و خودش را خاتم الاولیاء مقید می‌داند .

⚡️سید حیدر نیز این بی ادبی و گستاخی محی الدین عربی را برنتابیده و مردانه و غیورانه خطاب به او می گوید :
 
( لیکون حاله فی ذلک کحال من قال یداک أوکتا و فُوک نَفَخَ ) بعنی : خیلی دستت را بالا گرفته و حرف بزرگتر از دهانت می زنی ! ؟

آنگاه سید حیدر در رد نظریه ابن عربی می فرماید : ما و مشهور مشایخ و علماء بعد از پیامبران و اولیاء این سخن ابن عربی را مخالف عقل و نقل و کشف می دانیم .

سید حیدر آملی در ادامه می گوید : الکمّل ایضاً ذهبوا الی انّ خاتم الأولیاء مطلقاً هو علیّ بن ابی طالب علیه السلام، و خاتم الأولیاء مقیّدا هو المهدی علیه السلام الذی هو سبطه و ذریته من اهل بیته.

یعنی : کُمَّلین معتقدند که علی بن ابیطالب علیه السلام خاتم الاولیاء مطلقه است و حضرت مهدی علیه السلام خاتم الاولیاء مقید و از اهل بیت و نیز فرزندان امام علی (علیه السلام) می باشد .

📚( المقدمات من نص النصوص ص 182)

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘ابن عربی خود را خاتم الولایه می داند و می گوید : (  أنا ختم الولایه دون شک ) و در جای دیگر نیز می گوید :  «عسی أن أکون ممن ختم الله الولایة بی و ما ذلک علی الله بعزیز»

👈برای مشاهده ( سند 1 ) و  ( سند 2 ) کلیک کنید . 👉

🔘محی الدین ،  ابوبکر را صاحب سرّ پیامبر (ص ) و در رتبه و مقام ، با ایشان برابر دانسته و می گوید :

فلیس بین ابی بکر و رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم رجل لانه صاحبُ صدّیقیّه و صاحبُ سرّ . فهو من کونه صاحِبَ سرٍّ ، بین الصدّیقیّه و نبوّه التّشریع و یُشارکُ فیه ، فلا یَفضُلُ علیه مَن یشارکُهُ فیه بل هو مساوٍ له فی حقیقته فافهم ذلک .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

⚡️همچنین او ابوبکر را از همه ی خلق برتر و شایسته احراز مقام امامت می داند و می گوید : ( و عرف الناس حینئذ فضل ابی بکر علی الجماعة فاستحق الامامة والتقدیم )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘محی الدین عربی در توضیح صفات و ویژگی های قطب می گوید :

( در هر زمان فقط یک قطب وجود دارد و او از مقربین و برترین مردمان عصر خود می باشد ) و در ادامه می گوید :

( و منهم من يكون ظاهر الحكم، و يجوز الخلافة الظاهرة كما حاز الخلافة الباطنة من جهة المقام : كأبي بكر ، و عمر ، و عثمان ...)

یعنی : برخی از این اقطاب بطور هم زمان و توأماً از خلافت ظاهری و باطنی برخوردار می باشند مانند ابوبکر ، عمر و عثمان ...

👈برای مشاهده ی سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

⚡️تبصره : آقای وکیلی در نکته پنجم خود ، ابن عبارت را از فص هارونی نقل کرده ( و مثل ما قيل في حق ابى بكر انه خليفة رسول اللَّه صل الله علیه و آله ) و سپس درباره ی فلسفه ی بکار بردن لفظ ( قیل ) در عبارت مزبور توسط ابن عربی می گوید : ( محی الدین نسبت خلافت از رسول الله را هم درباره ابوبکر با قیل بیان می‌کند تا بطلان آن را هم اشاره کرده باشد)

💥جای سئوال است که آقای وکیلی چگونه محکمات سخنان ابن عربی که در بالا تنها به گوشه ای از آنها درباره ی فضائل ابوبکر و عمر و عثمان و شایسته خلافت ظاهری و باطنی بودن آنان اشاره نمودیم را نادیده می گیرد اما با کمال شگفتی و تعجب ، لفظ ( قیل ) را در سخن محی الدین قرینه ای محکم دال بر شیعه بودن او  می داند .  

💥 آیا با تشبث به چنین دلایل سست و أَوْهَنَ مِن بَيْتِ الْعَنْكَبُوت می توان یک سنی متعصب را بعنوان یک شیعه ی اثنی عشری ،  معرفی نمود . ⁉️

💥روش آقای وکیلی در شیعه تراشی به زبان عامیانه آن چنان است که اگر بفرض ابن عربی زنده شود و بگوید ( به پیر و پیغمیر سوگند که من سنی مذهب هستم ) ، جناب وکیلی طبق مبانی خود ، آنرا رد نموده و لابد خواهد گفت : اتفاقاً از همین نحوه ی بیان وی کاملاً واضح است که او شیعه ی خالص می باشد . ⁉️😳😄

💥و اگر از ایشان سئوال کنیم که حالا شیعه بودنش هیچ ، چگونه خالص بودنش را استنباط کردید ، لابد پای مکاشفات عرشی خود را به میان می آورد .

👈 پناه بر خدا از این جریان فکری و تبعات سوء آن . 🙏

🔘 از نظر ابن عربی ( برخلاف ادعای آقای وکیلی ) ، خاتم اولیاء در آخر الزمان ؛ شخص دیگری غیر از امام زمان (عج) می باشد ، کما اینکه در توضیح مقام خاتم الاولیاء و تقابل آن با مقامِ مهدی (عج) می گوید :

 و أما ختم الولایه المحمدیه فهو أعلم الخلق بالله لا یکون فی زمانه ولا بعد زمانه أعلم بالله وبمواقع الحکم منه فهو و القرآن إخوان کما أن المهدی و السیف .

یعنی : و اما ختم کننده ولایت محمدی (خاتم الاولیاء) داناترین مردم به خداست و احدی نه در زمان او و نه بعد از او داناتر از او به خداوند و جایگاه احکام الهی نخواهد بود. و خاتم الاولیاء برادر قرآن است همانطوری که مهدی و شمشیر با هم برادرند .

⚡️توضیح اینکه : محی الدین عربی در عبارات فوق بین خاتم اولیاء و مهدی (عج) ، قائل به تقابل بوده و آن دو را ، دو شخصِ متمایز معرفی کرده و تصریح می کند : ( خاتم الاولیاء برادر قرآن است ، اما مهدی (عج) و شمشیر با هم برادرند . ) 😳

⚡️در مطالب بالا متذکر شدیم که ابن عربی ، عیسی (ع) را خاتم الاولیاء مطلقه و خودش را خاتم الاولیاء مقید می داند .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

حجت الاسلام و المسلمین دکتر احمد بهشتی در مقاله ای تحت عنوان وحیانیت و عقلانیت عرفان از نظر امام خمینی (ره) ، انحرافات فکری ابن عربی را مورد نقد قرار داده که اصل مقاله در پرتال رهبر فقید انقلاب امام خمینی (ره) موجود است ، ایشان سخن محی الدین در فص داودی مبنی بر عدم تنصیص به خلافت و تقسیم خلیفة الله و خلیفة الرسول او را بسیار محققانه و  عالمانه به چالش کشیده و مورد نقد قرار داده که بعنوان حسن ختام ، فرازی از فرمایشات ایشان را نقل نموده و مطالعه اصل مقاله را به عزیزان توصیه می نمایم :

📝ایشان در مقاله مزبور می نویسد :

ابن عربی که خود را کشّاف حقایق می شناسد و به کشّافیت خود بسیار مغرور است ، معتقد است که عارف کامل، به جز در مسألۀ زیادت و نقصان، فرقی با پیامبر ندارد ، از این رو به زبان کشف ، باید او را «خلیفة الله » و به زبان ظاهر ، «خلیفۀ پیامبر خدا» نامید.

نتیجۀ سخن این است که تمام خلفای ظاهری ، خلفای خدایند و فرقی میان علی بن ابی طالب علیه السلام و معاویه بن یزید و هارون و مأمون و حتی متوکل نیست ! زبان کشف ، آن ها را خلفاء الله  و زبان ظاهر، آن ها را خلفای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می نامد.

از نظر او پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله نیازی نداشت که خلیفه تعیین کند و به همین جهت، کسی را تعیین نکرد و به نصّ خویش، مقام خلافت را به کسی نسپرد؛ چرا که او می دانست که در میان امت کسانی هستند که مقام خلافت را بدون واسطه از خداوند می گیرند و نیازی به پا در میانی آن حضرت ندارند ! و اگر کسی را تعیین می کرد ، افراد دیگر را از آن محروم می نمود ؛ ولی چنین نکرد تا سفرۀ خلافت برای همگان گسترده  باشد.

💥بسیار دشوار است که مسلمان منصف چنین مطلبی را پذیرا گردد ؛ تا چه رسد به عارف وارسته ای که مراحلی از سیر و سلوک را پشت سر گذاشته باشد .

👈برای مشاهده اصل مقاله ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴جمع بندی و نتیجه :

🔘روش پسندیده در توجیه سخنان اشخاص ، ارجاع متشابهات به محکماتِ آراء و نظرات آنهاست ، حال آنکه آقای وکیلی که از طرفی شیعه ی خالص بودن محی الدین را بعنوان یک پیش فرض ذهنی پذیرفته  و از سوی دیگر با تناقضات و نصوصی مغایر با مدعای خود در کلام او مواجه است ناگزیر برای رهایی خود از تنگی قافیه ، معمولا محکمات سخنان ابن عربی که عند التحقیق دال بر سنی بودن او است را با تشبث به مغالطه لفظی و معنوی و بالاخص تمسک به سخنان متشابه و دو پهلوی وی ، توجیه می کند .

🔘اینجانب به حکم ( الباطل یموت بترکه ) ، بنای پاسخ به اظهارات آقای وکیلی را نداشتم لیکن پس از چاپ کتاب ایشان تحت عنوان ( محی الدین عربی شیعه خالص ) ، بنابه تقاضای برخی دوستان برآن شدم که موضوع فوق را که از بزنگاه های عرفان است نقد نمایم ، تا ان شاء الله موجب تنویر اذهان و تسلی قلوب ارادتمندان اهل بیت (ع) باشد .

🔘اما سخن پایانی ما خطاب به آقای وکیلی این است که :

     در بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست

     یا سخن دانسته گو ای مرد دانا یا خموش

sticker برگرفته از دروس نقد تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker

 

👈برای مشاهده بخش دوم نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( اینجا ) کلیک کنید .👉

👈برای مشاهده بخش سوم نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( اینجا ) کلیک کنید .👉

 


امضاي حکيم

stickerابن عربی شیعه خالص یا سنی متعصب stickersticker

stickerعلمای اهل سنت با توجه به احادیثِ بسیاری که در شأن و منقبت حضرت فاطمه ) از رسول اکرم (ص) در منابع معتبر آنها وجود دارد ، همواره با دیده ی تجلیل و تکریم به ایشان مواجه گردیده و نه تنها بخش های ویژه ای از کتب حدیث را به ذکر فضائل آن بانوی عظیم الشأن اسلام تخصیص داده اند ، بلکه بعضا بطور مجزّا کتاب هایی پیرامون خصائص ، مناقب و فضائل حضرتش تألیف نموده اند .

sticker آلوسی که از مفسران و علمای بزرگ اهل سنت است ، در ذیل آیه ی ﴿ آل ‏عمران‏، 42﴾ در مورد افضلیت حضرت زهرا (س) نسبت به حضرت مریم ، گفته :

همانا فاطمه ی بتول ، افضلِ زنانِ گذشته و آینده است، از این حیث که ایشان پاره ی تن و پاره ی وجودِ رسول خداست ، بلکه از جهاتِ دیگر نیز افضلِ زنانِ جهان است ، حتی بفرضِ مَحال اگر حضرت مریم را پیامبر هم بدانیم ، باز حضرتِ زهرا (س) بخاطر اینکه بِضعه ( پاره ی تن و جانِ پیغمبر است) بر مریم (س) افضلیت دارد .

📚(تفسیر روح المعانی ج2 ص 149 و 150. طبع دارالکتب العلمیة )


stickerبخاری در کتاب صحیحش از رسول اکرم (ص) روایت نموده که ایشان فرمود : «فَاطِمَةُ سَيِّدَةُ نِسَاءِ أَهْلِ الجَنَّةِ»  یعنی : فاطمه سرورِ زنانِ اهلِ بهشت است .

👈برای مشاهده سند ، ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerاحمد بن حنبل در کتاب مُسند ، نسائی در فضائل الصحابه ، ابن حبان در صحیحش ، سیوطی در جامع الاحادیث ، ضیاء الدین مقدسی در الاحادیث المختاره ، حاکم نیشابوری در المستدرک ، جوینی در فرائد السمطین و ناصر الدین آلبانی در سلسله الاحادیث الصحیحه ، حدیث ذیل را از طرق مختلف از پیامبر (ص) نقل کرده اند :

أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ خَدِيجَةُ بِنْتِ خُوَيْلِدٍ، وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ، وَ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ، و آسية بنت مزاحم امرأة فرعون . ایضا ( ابنتی فاطمه فإنّها سیده نساء العالمین مِن الأوّلین و الآخرین )

رسول اکرم (ص) فرمودند : برترین زنان اهل بهشت ، خدیجه ، فاطمه ، مریم و آسیه همسر فرعون می باشند . در حدیث دیکر : دخترم  فاطمه سرورِ زنانِ جهان از اولین و آخرین است .

👈برای مشاهده ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) ، ( سند 3 ) ، ( سند 4 ) ، ( سند 5 ) ، ( سند 6 ) و ( سند 7 ) کلیک کنید . 👉


stickerابن عساکر که استاد ابن عربی است نیز در کتاب تاریخ مدینه دمشق ( ج 70 ) از طُرُقِ مختلف روایت نموده که برترین زنان عالَم چهار نفرند : ( خدیجه ، فاطمه ، مریم و آسیه ) که حضرت فاطمه (س) از آن سه نفر ، عالِم تر است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerتبصره : حاکم نیشابوری ، ناصر آلبانی ، سیوطی  ، ابن حبان ، ذهبی ، نسایی و سایر محدثان اهل سنت در ذیل احادیثِ مزبور تصریح نموده اند : ( صحیح و رجاله ثقات ) .
sticker در این میان ابن عربی در چند موضع از کتاب فتوحات مکیه بر این باور است که تعداد زیادی از مردان می توانند کامل شوند ولی از زنان تاکنون هیچ کس کامل نگردیده مگر مریم و آسیه .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

stickerآقای محمد حسن ( یاور ) وکیلی در دفاع از ابن عربی و توجیه اقدام فضاحت بار او مبنی بر محسوب نمودن متوکل عباسی بعنوان یکی از اقطاب ثمانیه ، می گوید :

🖋( سخنان ابن عربی ) مسلّماً به خاطر بی‌اطلاعی او از تاریخ صحیح متوکل است ؛ چون محیی‌الدین در تاریخ ، شاگرد ابن عساکر است و ابن عساکر از نظر تاریخی متوکل را مردی بسیار متدین و محبّ اهل بیت علیهم‌السلام و احیاگر سنن دینی می‌شمرد .
sticker

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(الف) - اکنون ادعای آقای وکیلی مبنی بر تأثیر پذیری ابن عربی از استادش ( ابن عساکر ) درباره متوکل و مسائل تاریخی با این تناقض و پارادوکس مواجه می باشد که چرا محی الدین عربی درباره ی بحث ما نحن فیه ( افضلیت حضرت زهرا سلام الله علیها ) از ابن عساکر متأثر نگردیده است .
stickersticker

👈حال آنکه ابن عساکر در جلد 70 تاریخ مدینه ی دمشق به استناد احادیث صحیح نبوی (ص) ، افضلیت فاطمه (س) را نسبت به همه ی زنان عالم اثبات نموده و در جلد 42 همین کتاب نیز بطور مستوفی احادیث زیادی در اثبات فضائل و مناقب منحصر بفرد امیرالمومنین (ع) را روایت کرده و اتفاقاً کتاب مزبور را ( از سال 549 تا 562 ق ) و در همان فضای تعصب بار و خفقان دمشق تألیف نموده است .

(ج) - با توجه به اینکه اغلب منابع معتبر اهل سنت ( بشرح فوق ) و نیز ابن عساکر در ( ج 70 تاریخ مدینه دمشق ) احادیث بسیاری را از رسول اکرم (ص) در افضلیتِ حضرت زهرای مرضیه (س) نسبت به همه زنان عالَم نقل کرده اند ، دیگر نه بهانه ی تقیه نمودنِ ابن عربی موضوعیت دارد و نه فرضیه ی مستضعف بودنش قابل توجیه خواهد بود .

(د) - آیا با تشبث به ادله ی سست و أَوْهَنَ مِن بَيْتِ الْعَنْكَبُوت می توان یک سنی متعصب را بعنوان یک شیعه ی خالص معرفی نمود . sticker

 

     بر اهرمن نتابد انوارِ اسمِ اعظم

                  مُلک آنِ توست و خاتم ، فرمای هر چه خواهی

     ساقی بیار آبی از چشمه های کوثر

                                تا خرقه‌ها بشوییم از عُجبِ خانقاهی

     در شأنِ مادرِ ما ، هر کس که شک نماید

                                بر عقلِ او بخندد ، از مرغ تا به ماهی

stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker
 


امضاي حکيم

stickerآیت الله سید عزُّ الدّین حسینی زنجانی که در محضرِ امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی (ره) دروسِ اسفار و عرفانِ نظری را تَلمُّذ نموده ، می فرماید :

👈 فخر رازی ، محی الدین عربی ، غزالی ، مولوی و امثال او ،بقدری گمراهند که ضلالتشان از عمیق ترین ضلالت هاست . انسان بر اثر ریاضت و بدون شناختِ امام ، نهایتاً  مانند طلحه ، زبیر و معاویه می شود . بنابراین غیر از تمسّک به امامِ معصوم ، هیچ گاه به صراطِ مستقیم راه نخواهیم یافت .

👈(( در تصویر بالا 👆 عینِ عبارت معظّم له را مشاهده فرمائید ))

📚(( تفسیر سوره حمد آیت الله حسینی زنجانی ، ص 139))


sticker اینک به دو مورد از  الفاظِ زشت ، موهن و شرم آورِ مولوی که به زعمِ طرفداران وی ، از فیوضاتِ معنوی و رَشَحاتِ قُدسی ایشان است ، اشاره می نمائیم :

🔘( غزل 2137 ) دیوانِ شمس که بیتِ آغازینِ آن با حذفِ کلماتِ رکیک ، بشرح ذیل می باشد :

آن ( فلانِ) خر ، کز حاسدی ، عیسی بُوَد تشویشِ او
صد ( فلانِ )خر در (فلانِ) او ، صد (فلانِ ) سگ در ریشِ او

👈 لینک مشاهده ی غزلِ کامل و الفاظ رکیکِ آن ((http://yon.ir/GUizD))

🔘نمونه دوم ( دفتر پنجم مثنوی )

او اگر دیوانه است و فتنه کاو
داروی دیوانه باشد ( فلانِ ) گاو

👈  لینک مشاهده ی ابیات و الفاظ رکیکِ آن ((http://yon.ir/j6JXf))        


sticker شمسِ تبریزی که مولوی او را نه تنها مُرادِ خویش ، بلکه خدای خود می داند و در وصفِ او سروده 👈( فاش بگویم این سخن ، شمسِ من و خدای من ) 👉 نیز در گستاخی و بد زبانی ، دستِ کمی از مولوی ندارد ، اکنون به دو نمونه از افاضاتِ عرشی ایشان ، توجه فرمائید :

👈 نمونه اول از سخنان رکیک شمس تبریزی ((http://yon.ir/KXtWC))
👈 نمونه دوم از سخنان رکیک شمس تبریزی ((http://yon.ir/7FcQL))


stickerمرحوم علامه محمد تقی جعفری (ره) که در 14 جلد کتاب بطور مبسوط به نقد و شرح مثنوی پرداخته ، در مورد کلمات رکیک مولوی می فرماید :

البته باید بگویم ، من مثال های رکیک مولوی را قبول ندارم و از این جهت متأسفم ، اگر چه عده ای از فُضَلاء سعی دارند این اشتباه مولوی را توجیه کنند که البته آن اشتباهات ، قابل اغماض نیست ( مانند داستان جوحی و یا خاتون و کدو ) .


stickerبدیهی است ارزشیابی ما در مورد مولوی ، وقتی ارزشمند است که اشتباهاتش را واقعاً اشتباه بنامیم ، اما اگر چشم پوشی کرده و بگوئیم همه چیزش خوب است ، مسلماً دروغ است .sticker

👈 لینک مشاهده ی عین عبارت معظم له ((http://yon.ir/g7tA2))

📚(( عوامل جذابیت سخنان مولوی ، ص 24 ))


stickerیکی از توجیهات وقیحانه و خنده داری که طرفدارانِ مولوی در توجیه سخنانِ رکیکِ وی بیان می کنند این است که این الفاظِ زشت در زمانِ مولوی و در محیط اجتماعی آن روزگار هیچگونه قباحتی نداشته ، بلکه از مُستحسنات بشمار می رفتهstickersticker

👈پاسخ اجمالی :

مقبولیتِ یک عملِ مُنکر و زشت توسط اکثریتِ جامعه ، به هیچ عنوان موجبِ مشروعیتِ آن برای سایر آحادِ اجتماع نمی گردد ،بعنوان مثال اگر کسی حتی در میانِ قوم لوط زندگی کند ، نمی تواند بگوید چون عملِ شَنیعِ لواط ، مورد قبولِ اکثریتِ مردم می باشد و آن را زشت و قبیح نمی دانند ، پس من هم مجاز هستم مرتکب شوم .
sticker

sticker برگرفته از دروس نقد تصوف سید رضا نوعی (حکیم)sticker


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 2

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 277
  • کل نظرات : 76
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 13
  • آی پی امروز : 4
  • آی پی دیروز : 94
  • بازدید امروز : 18
  • باردید دیروز : 342
  • گوگل امروز : 1
  • گوگل دیروز : 49
  • بازدید هفته : 8,247
  • بازدید ماه : 32,957
  • بازدید سال : 342,355
  • بازدید کلی : 878,487