loading...

پیام شیعه | Shia

متفاوت ترین سایت مذهبی

نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص

سید رضا نوعی پنجشنبه 30 مرداد 1399 تعداد بازدید : 4337 نظرات ( 0 )

🔴 واکاوی و نقد رویکرد ابن عربی به واقعه غدیر و تجلیل او از متوکل 🔥

✍️حجت الاسلام محمد حسن وکیلی در کتاب (محی الدین عربی شیعه خالص) ( ص 209 الی 211 ) مدعی شده که ابن عربی در ابتدای کتاب فتوحات مکیه ( ج 1 ص 37 الشهادة الثانیه ) به واقعه غدیر اشاره کرده و همین موضوع ، دلیل قاطعی بر تشیع او می باشد . ⁉️😳

عین عبارت ابن عربی که مورد استناد آقای وکیلی قرار گرفته این است :

( ذلك سيدنا محمد صلى اللّٰه عليه و سلم الذي أرسله إلى جميع الناس كافة بَشِيراً وَ نَذِيراً و دٰاعِياً إِلَى اللّٰهِ بِإِذْنِهِ وَ سِرٰاجاً مُنِيراً فبلغ صلى اللّٰه عليه و سلم ما أنزل من ربه إليه و أدى أمانته و نصح أمته و وقف في حجة وداعه على كل من حضر من أتباعه فخطب و ذكر و خوف و حذر و بشر و أنذر و وعد و أوعد و أمطر و أرعد و ما خص بذلك التذكير أحدا من أحد عن إذن الواحد الصمد ثم قال ألا هل بلغت فقالوا بلغت يا رسول اللّٰه فقال صلى اللّٰه عليه و سلم اللهم اشهد ) .

ترجمه عبارت فوق توسط آقای وکیلی :

«همانطور که شما را بر توحید شاهد گرفتم، شما را شاهد می گیرم بر ایمان به کسی که خداوند او را برگزید، پیامبری که خدا او را بشیر و نذیر قرار داده و به سوی تمام مردم فرستاد و دعو ت کنند ه ای به سوی خدا با إذن او و سراج منیر. و پیامبر نیز هر چه را از سوی خداوند نازل شده بود، ابلاغ کرد و امانت را به مردم رساند و برای امت خیرخواهی نمود. و پیامبر همان پیامبری است که در حجةالوداع ایستاد بر تمام کسانی که از پیروانش بودند و برای ایشان خطبه خواند و به مردم تذکر داد و ایشان را بیم داد و بشارت داد و باران بارید و رعد زد ( کنایه از اینکه در آن هم بشارت و هم تخفیف بود ) هیچ کسی را نیز استثناء ننمود ، با اذن الهی و بعد به مردم گفت : آیا من به شما رساندم ؟ گفتند : بلی رساندید یا رسو ل الله »

نتیجه ای که آقای وکیلی از سخنان ابن عربی گرفته :

« سخن ایشان (محی الدین عربی ) صریحاً اشاره به واقعۀ غدیر خم در حجةالوداع دارد که با همین عبارت : « ألا هل بلغت ؟ و قالوا : بلغت یا رسو ل الله » ، نقل شده است . شهادت ایشان بی شک دربردارندۀ پیامی شیعی است ، زیرا در فضای اهل سنّت در حجةالوداع هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است ، این عبارات ، آشکارا بر اساس زبان تقیه ای است که بنا بر گفتۀ قاضی نورالله شوشتری ، رمز شیعی بودن است . » 

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

همواره در طول تاریخ کسانی بوده اند که به دلایلی ، میلِ وافر به شیعه تراشی داشته اند ، آقای وکیلی نیز از جمله همین اشخاص می باشد که تاکنون در راستای تحقق مبانی مزبور ، چهارگام اساسی برداشته است :

1- معرفی نمودن اقطاب صوفیه بعنوان شیعه خالص که کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ) ، به این موضوع اختصاص دارد .

 2- معرفی نمودن برخی از علمای بزرگ شیعه بعنوان صوفی ، که در کتاب شهید عارف به این موضوع پرداخته است .

3- تشکیک در احادیث مذمت صوفیه که کتاب تطهیر الشریعه ایشان بر این اساس تالیف شده است .

4 - اختصاص نداشتنِ آل در صلوات ، به امامانِ معصوم علیهم السلام و تعمیم معنا و مصداق آلِ محمد به اولیاء و مُخلصین « یعنی بزرگان عرفان »که برای تبیین این موضوع کتاب ریسمان محبت را تالیف نموده است .

✔️ نگارنده به درخواست برخی از ارادتمندان اهل بیت (ع) و به منظور تنویر اذهان ، تاکنون در قالب مقالات ذیل به واکاوی ، نقد و بررسی مبانی فکری آقای وکیلی اقدام نموده ام .

👈 برای مطالعه برخی از این مقالات ( اینجا ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا ) ، ( اینجا
) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید .👉

✔️ در مقاله حاضر نیز ادعای نامبرده درباره رویکرد ابن عربی به واقعه غدیر و نیز نظر او درباره متوکل ، نقد و به چالش کشیده شده است .

🔴 نقد و بررسی ادعای آقای وکیلی در رویکرد محی الدین عربی به واقعه غدیر خم :

1) - تصریح به حدیث غدیر و صرفاً روایت نمودن آن را هرگز نمی توان دلیلی بر شیعه بودن ابن عربی یا هر شخص دیگری دانست ، تا چه رسد به اینکه محی الدین عربی در هیچکدام از تالیفات عدیده ی خود حتی اشاره ای هم به اسم غدیر یا عبارت ( من کنت مولاه فهذا علی مولاه ) ننموده است .

2) - آقای وکیلی به مخاطب اینگونه القاء می کند که عبارت ( ألا هل بلغت ؟ و قالوا : بلغت یا رسو ل الله ) مربوط به خطبه غدیریه می باشد در صورتیکه به اذعان شیعه و سنی ( که به برخی از آنها ذیلا اشاره می گردد ) ، رسول اکرم (ص) عبارت مزبور را بجز خطبه غدیریه ، در خطبه ی معروفی که در حجة الوداع و در ایام تشریق ایراد فرموده نیز بطور مکرر بیان داشته ، بنابر این جمله مزبور به تنهایی نمی تواند دال بر خطبه غدیریه باشد .

الف ) برخی از منابع اهل سنت که خطبه پیامبر (ص) را در حجة الوداع ( و در ایام تشریق ) روایت کرده اند عبارتند از :

( العقد الفريد نویسنده : ابن عبد ربه الأندلسي    جلد : 4  صفحه : 149 ) ( سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد نویسنده : الصالحي الشامي    جلد : 8  صفحه : 482) (  مسند أحمد مخرجا نویسنده : أحمد بن حنبل    جلد : 34  صفحه : 299 ) (  شرح رياض الصالحين نویسنده : ابن عثيمين    جلد : 2  صفحه : 519) (  الطبقات الكبرى  نویسنده : ابن سعد    جلد : 7  صفحه : 37 )( تفسير العثيمين: الفاتحة والبقرة نویسنده : ابن عثيمين    جلد : 2  صفحه : 116) ( البداية والنهاية - ط هجر نویسنده : ابن كثير    جلد : 7  صفحه : 651) ( مجمع الزوائد ومنبع الفوائد نویسنده : الهيثمي، نور الدين    جلد : 3  صفحه : 266) ( صحيح البخاري نویسنده : البخاري    جلد : 2  صفحه : 176)
 
👈برای مشاهده ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) ، ( سند 3 ) ، ( سند 4 ) ، ( سند 5 ) ، ( سند 6 ) ، ( سند 7 ) ، ( سند 8 ) و ( سند 9 ) ، کلیک کنید . 👉

تبصره : ایام تشریق به سه روز ( یازدهم ، دوازدهم و سیزدهم ماه ذی الحجه ) اطلاق می شود . در روایات وارده ، تعابیر ذیل بکار رفته ، مانند :

 (خَطَبَ النَّاسَ يَوْمَ عَرَفَةَ ) ( خَطَبَ النَّاسَ يَوْمَ التَّرویه) ( خَطَبَ النَّاسَ يَوْمَ النَّحْر ) ((خَطَبَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فِي وَسَطِ أَيَّامِ التَّشْرِيق ) ( خَطَبَ  النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الحادي عشر من ذي الحجة وسببها أنه- صلى الله عليه وسلّم- أنزلت عليه سورة النصر في هذا اليوم، فعرف أنه الوداع، فأمر براحلته القصواء فرحلت له، فوقف للناس بالعقبة، فاجتمع إليه الناس فقال ... ) وارد شده و 👈در همه این روایات ، بلا استثناء عبارت :  ( ألا هل بلغت ؟ و قالوا : بلغت یا رسو ل الله ) بطور مکرر بین پیامبر (ص) و حاضران رد و بدل شده است . 👉

ب ) برخی از منابع شیعه که خطبه پیامبر (ص) در حجة الوداع ( در ایام تشریق ) را نقل کرده اند عبارتند از :

( أعيان الشيعة نویسنده : الأمين، السيد محسن    جلد : 1  صفحه : 294 ) (  الصحيح من سيرة النبي الأعظم صلّى الله عليه وآله نویسنده : العاملي، السيد جعفر مرتضى    جلد : 31  صفحه : 90) ( رسائل ومقالات نویسنده : السبحاني، الشيخ جعفر    جلد : 7  صفحه : 214 )

✔️ در این روایات نیز تعبیر (خطبته صلى الله عليه وآله بمنى يوم النحر، أو أوسط أيّام التشريق ) و جمله :  ( ألا هل بلغت ؟ و قالوا : بلغت یا رسو ل الله ) بطور مکرر ذکر گردیده است .

👈 برای مشاهده ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) و ( سند 3 ) کلیک کنید . 👉

ج ) - ابن عربی پس از عباراتی که آقای وکیلی از قول وی نقل کرده ، در اواخر الشهادة الثانیه می گوید :

( فهذه عقيدة العوام من أهل الإسلام أهل التقليد و أهل النظر ملخصة مختصرة )

یعنی : ( آنچه تاکنون گفتم عقیده اهل اسلام که اهل تقلید و نظر هستند می باشد که بصورت خلاصه و مختصر بیان نمودم )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️بنابر این اقتضای روشمند در تحقیقِ منطقی بحث آن است که تفصیل مطالبی را که مولف در مقدمه ی کتاب بطور ایجاز و خلاصه بیان می دارد را در متن همان کتاب جستجو کنیم ، فلذا آقای وکیلی اگر به خود اندکی زحمت می داد و همین مجلد یکم فتوحات را کمی تورق می نمود به منظور ابن عربی از خطبه پیامبر (ص) در حجة الوداع پی می برد . توضیح اینکه :

ابن عربی در فتوحات مکیه ( ج 1 ص 688 و 689 ) بابی را تحت عنوان ( حدیث حجة الوداع ) گشوده و در آنجا تصریح نموده که منظور وی خطبه پیامبر (ص) در روز عرفه می باشد :

( ... فسار رسول اللّٰه صلى اللّٰه عليه و سلم و لا تشك قريش إلا أنه واقف عند المشعر الحرام كما كانت قريش تصنع في الجاهلية فأجاز رسول اللّٰه صلى اللّٰه عليه و سلم حتى أتى عرفة فوجد القبة قد ضربت له بنمرة فنزل بها حتى إذا زاغت الشمس أمر بالقصوى فرحلت له فأتى بطن الوادي فخطب الناس فقال ....  قد تركت فيكم ما لن تضلوا بعده إن اعتصمتم به كتاب اللّٰه و أنتم أعني فما أنتم قائلون قالوا نشهد إنك قد بلغت و أديت و نصحت فقال بإصبعه السبابة يرفعها إلى السماء ثم ينكبها إلى الناس اللهم اشهد اللهم اشهد ثلاث مرات ... )

✔️محی الدین عربی در عبارات فوق تصریح نموده که پیامبر (ص) در روز عرفه ، به ایراد خطبه مبادرت فرموده و مردم نیز در پایان می گویند : ( قالوا نشهد إنك قد بلغت و أديت و نصحت ) یعنی شهادت می دهیم که تو رسالتت را بطور کامل ابلاغ و امانتی که بر دوش داشتی ادا کردی و بخوبی نصیحت و خیر خواهی خود را نسبت به ما انجام دادی و پیامبر ( ص) نیز پس از این اقرار مردم ، دستان مبارکش را به آسمان بلند کرده و سه مرتبه می فرماید : خداوندا تو شاهد باش .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


✔️با توضیحات فوق ، بخوبی روشن گردید که 👈منظور ابن عربی از خطبه پیامبر (ص) در حجة الوداع ، خطبه ایشان در روز عرفه ( ایام تشریق ) می باشد 👉 ،

حال آنکه آقای وکیلی متأسفانه از ابهامی که در کلام محی الدین عربی در الشهادة الثانیه وجود دارد استفاده کرده و سخن ابن عربی را مصادره به مطلوب نموده است .

✔️ابن عربی ، در هیچکدام از تالیفاتش به واقعه غدیر اشاره نکرده و بدیهی است اگر حدیث غدیر را هم نقل می کرد ، صرفاً بخاطر نقل حدیث غدیر به هیچ عنوان نمی توان به شیعه بودنش استدلال نمود مگر آنکه با استناد به سخنان او ، ثابت کنیم که نوع نگاه و تحلیل وی از واقعه غدیر ، مطابق با اعتقاد مکتب تشیع می باشد که چنین موضوعی از سخنان ابن عربی که مورد استناد آقای وکیلی قرار گرفته ، به هیچ نحو استنباط نمی گردد .

3 ) - آقای وکیلی می گوید : ( در فضای اهل سنت در حجة الوداع هیچ اتفاق خاصی رخ نداده ) ⁉️😳

اتفاقاً روایاتِ اهل سنت پیرامون وقایع حجة الوداع ، بیشترین تطابق را با روایات شیعه دارد ، نزول آیه ( الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی ) ، نزول آیه تبلیغ ( یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک ...) ، نزول سوره نصر که منشاء خطبه پیامبر(ص) در ایام تشریق و سپس در غدیر گردید و خصوصاً حدیث غدیر که اهل سنت آن را از شیعه بیشتر گزارش نموده اند . ( در ادامه  مقاله مستندات لازم در مورد هر کدام از موارد فوق را از کتاب تاریخ مدینه دمشق ابن عساکر ارائه خواهیم کرد ) .

✔️ معلوم نیست جناب وکیلی بر اساس چه مبانی و مستنداتی ، چنین ادعایی را مطرح نموده ⁉️البته ما این سخن ایشان را به حساب طغیان قلم و یا سهو القلم می گذاریم .


4 ) آقای وکیلی تصریح می کند که : (( قضیۀ غدیر در نگاه اهل سنّت به معنای ابراز دوستی رسول خدا (ص) با امیرالمومنین (ع) می باشد . ))

جناب وکیلی با سخن فوق ، بطور غیر مستقیم به مخاطب القاء می کند که نگاه ابن عربی به حدیث غدیر ، برخلاف نگاه قاطبه اهل سنت و منطبق با اعتقاد شیعه می باشد . حال آنکه معلوم نیست که ایشان از این عبارت ابن عربی که گفته : پیامبر (ص) در حجة الوداع بشارت داد و ترساند و سپس فرموده ( ألا هل بلغت ؟ و قالوا : بلغت یا رسو ل الله ) ، چگونه به شیعه بودن ابن عربی آنهم از نوع خالصش ، پی برده است .⁉️😳


5 ) برخلاف ادعای آقای وکیلی ، برداشت علمای اهل سنت از کلمه ( مولا ) در عبارت ( من کنت مولاه فهذا علی مولاه ) فقط ( محبت و دوستی ) نیست ، بلکه همواره علمای بزرگی از اهل سنت بوده و هستند که کلمه مولا را به معنی ( التولية و هي الاستخلاف ) ، ( الانقیاد له والرجوع إلیه ) و (  وصیّه و قائما مقام نفسه ) نیز می دانند ، بعنوان نمونه :

الف ) محمد بن یوسف گنجی شافعی که از علمای اهل سنت می باشد و اتفاقاً معاصر ابن عربی بوده و با او در دمشق که آقای وکیلی آنجا را  تعصب آمیز توصیف می کند ، می زیسته ، درباره معنی عبارت ( مولا ) در حدیث غدیر در کتاب کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب (ع) ( ج 1 ص 167 ) می گوید :

( لکن حديث غدير خم دليل على التولية و هي الاستخلاف، و هذا الحديث اعني حديث غدير خم ناسخ لأنه كان في آخر عمره صلى اللّه عليه و آله‌ )

 حدیث غدیر خم دلالت برتولیت دارد که همان استخلاف (به خلافت برگزیدن) می‌باشد. و این حدیث یعنی حدیث غدیر خم ناسخ  احادیث دیگر است چون این اتّفاق در آخر عمر آن حضرت روی داده است.

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

این عالم بزرگ اهل سنت ، در کتاب دیگرش به نام ( البیان) ، بابی را تحت عنوان « فی الدلالة علی 👈کون المهدی(ع) حیا باقیا 👉مذ غيبته الى الآن‌ » گشوده و در آنجا می گوید :

( و لا امتناع في بقائه بدليل بقاء عيسى و الياس و الخضر و  هؤلاء قد ثبت بقاؤهم بالكتاب و السنة و نهایتاً فرموده : و ها أنا ابين بقاء كل واحد منهم، فلا يسمع بعد هذا لعاقل إنكار جواز بقاء المهدي ) .

یعنی: ایشان امام زمان (عج) را امام حیّ باقی می داند و با استناد به دلایل قرآن و سنت مبنی بر حیات عیسی ، الیاس و خضر ( علیهم السلام ) آنرا اثبات می نماید . و در فصول دیگر کتاب مزبور نیز به استناد آیات و روایات متواتر ، به موضوع قیام ایشان پرداخته است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️گنجی شافعی در همان مکان و زمانی که ابن عربی در آن می زیسته یعنی دمشق ، کتاب کفایة الطالب فی مناقب علی بن ابی طالب را تالیف نموده و برداشت خود را از حدیث غدیر اینگونه به زبان آورده و امام زمان (عج) را نیز امام حیّ قائم می داند و طول عمر ایشان را نیز با ادله عقلی و نقلی ثابت نموده است .

حال آنکه آقای وکیلی به مخاطب القاء می کند که در زمان ابن عربی آنقدر خفقان و فضای تقیه حاکم بوده که محی الدین عربی حتی نمی توانسته صراحتاً اسم ( غدیر ) را  هم به زبان بیاورد ⁉️


ب ) امیر صنعانی ( عالم سلفی و طرفدار سرسخت محمد بن عبدالوهاب ) در کتاب التنویر شرح الجامع الصغیر ( ج 7 ص 337) در شرح حدیث ( علي بن أبي طالب مولى من كنت مولاه ) می گوید :

( ظاهره أن المراد أن ما ثبت لي من الولاية فهو لعلي إلا ما خصه لاختصاص النبوة )
 
یعنی : ( بر اساس ظاهر حدیث مقصود آن است که آن چه از مقام و مرتبه ی ولایت که برای پیامبر (ص) ثابت شده برای علی (ع) نیز برقرار است مگر آن چه که مختص به نبوت باشد. )

✔️صنعانی در همان کتاب التنویر ( ج 10 ص 387) در شرح حدیث ( من كنت وليه فعلي وليه ) می گوید :

(من كنت وليه) أولى به {النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ} [الأحزاب: 6]، (فعلي) بن أبي طالب (وليه) أولى به في نفسه و رُتَب هذه الولاية لا تنحصر فإنه يجب له من الحقوق على المسلمين أمورٌ كثيرة لما في هذا الحديث والأول من إيجاب موالاته والانقياد له والرجوع إليه .

یعنی : (من کنت ولیه) یعنی هر آن کس که من نسبت به او سزاوارتر و اولی هستم همانطور که در قرآن کریم آمده است: {النَّبِیُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ} [الأحزاب: 6]، علی بن ابی طالب نیز «ولیِّ» او یعنی اولای نسبت به او و سزاوارتر نسبت به اوست و مراتب این نوع از ولایت منحصر در مساله ی خاصی نیست و موارد فراوانی بر اساس این حدیث و حدیث اول بر مسلمانان نسبت به او (علی بن ابی طالب) واجب می گردد که از جمله آن موارد ، وجوب فرمانبرداری از علی بن ابی طالب و رجوع به او می باشد

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ج ) سعدالدین فرغانی عالم بزرگ اهل سنت و عارف مشهور ( 730ق) که از پیروان و مروّجان مکتب ابن عربی نیز می باشد ، در کتاب منتهی المدارک که در شرح تائیه ابن فارض تالیف نموده ( ج 2 ص 195) در شرح این بیت ابن فارض « و أوضح بالتأویل ما کان مشکلا علی بعلم ناله بالوصیّۀ » می گوید :

 ( جعله النبی صلّی اللّه علیه و سلّم وصیّه و قائما مقام نفسه  بقوله: من کنت مولاه فعلی مولاه . و ذلک کان یوم غدیر خم )

یعنی : (( رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ، علی(ع) را وصیِّ خود و قائم مقامِ خود قرار داد و درباره او فرمود : «من کنت مولاه فعلی مولاه». و این واقعه در روز غدیر خم واقع گردید ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : بمنظور اجتناب از تطویل کلام ، بعنوان مشت نمونه خروار ، فقط به نقل قول از سه نفر عالم سنی فوق الذکر اکتفاء می نمائیم .

در اینجا ممکن است سئوالی در ذهن خوانندگان محترم مطرح شود و آن اینکه اگر نظر برخی از علمای اهل سنت درباره معنی کلمه مولا به شرح فوق است ، پس چرا مذهب شیعه را اختیار ننموده اند ؟

پاسخ اجمالی آن است که :

بسیاری از علمای اهل سنت مانند فخر رازی ، ابن حجر هیتمی ، ابن ابی الحدید معتزلی ، افضلیت علی علیه السلام را نسبت به سایر خلفاء و صحابه ، قبول دارند لیکن التزام آنها به قاعده ( جواز تقدیم مفضول بر فاضل ) که از مبانی فکری اهل سنت است ، عملاً موجب شده که مقدم داشتنِ سه خلیفه دیگر را بر امیرالمومنین (ع) ، موجه دانسته و آن را منافی با افضلیت ایشان نمی دانند .

🔴پارادوکس و تناقض گویی آشکار آقای وکیلی :

محمد حسن وکیلی مدعی است که ابن عربی در ابتدای کتاب فتوحات مکیه ( الشهادة الثانیه ) به حدیث غدیر اشاره نموده و همین موضوع را بعنوان دلیلی آشکار مبنی بر تشیع محی الدین عربی تلقّی کرده ، اما ایشان از طرفی دیگر در کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ، ( ص 24 ردیف 6 ) می گوید :

( تشیع محی الدین عربی ، تشیعِ باطنی است و به تدریج حاصل شده است و لذا معیار در قضاوت ، آخرین آثار ایشان است ، آثاری که در دوران پختگی نگاشته است.)

✔️اکنون پرسش اساسی از ایشان این است که :

(1) - اگر تشیع ابن عربی به تدریج و در اواخر عمرش حاصل شده ، پس چگونه در بحث ما نحن فیه ، مدعی هستید که او از همان ابتدای تالیفِ جلد یکم کتاب فتوحات مکیه ، شیعه بوده و دلیل آن را هم سخنان او در مقدمه کتاب مزبور ( الشهادة الثانیه ) و اشاره رمز آلود وی به واقعه غدیر می دانید ⁉️😳

(2) -  چنانچه محی الدین عربی از همان ابتدا شیعه بوده ، پس چگونه معیار قضاوت درباره او را کتاب هایی که در اواخر عمرش تالیف نموده ، می دانید .⁉️


🔴بررسی مبنای پیشنهادی آقای وکیلی در ارزیابی شخصیت و مذهب ابن عربی ( تاثیر گذاری ابن عساکر بر افکار محی الدین عربی درباره متوکل ) :

آقای وکیلی می گوید : ( محی‌الدین عربی رحمه‌الله از شاگردان بلاواسطه ابن عساکر است و تاریخ را در نزد وی فراگرفته و لذا در مسائل تاریخی به شدّت از وی متأثر است؛ چنانکه در مسائل کلامی و فقهی از ابن حزم متأثر می‌باشد و تحلیل افکار وی بدون مراجعه به این منابع از نظر علمی اصلاً روا نیست. )


✔️ نامبرده  با استفاده از همین قاعده ، در توجیه اینکه چرا ابن عربی ، متوکل را از اولیاء و اقطاب محسوب نموده ، گناه این را به گردن ابن عساکر انداخته و می گوید :

(محی الدین شاگر ابن عساکر و در مباحث تاریخی به شدت تحت تأثیر او  بوده و چون ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق از متوکل تعریف و تمجید کرده فلذا ابن عربی نیز متأثر از دیدگاه استادش ابن عساکر ، با دید مثبت به متوکل نگریسته و او را از اقطاب برشمرده است .)

نامبرده برای اثبات نظریه خود ، دو نمونه از تاریخ مدینه دمشق ( ج 72 ص 157 تا 170) را آورده مبنی بر اینکه ابن عساکر ، متوکل را فردی نماز خوان و اهل عبادت معرفی نموده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : با توجه به ارتباط قضیه فوق با بحث فعلی ، بر سبیل ایجاز می گوئیم :

(1) - قاعده تاثیر گذاری استاد بر شاگرد ، فی الجمله می تواند صحیح باشد ، نه بالجمله ، زیرا بسیارند شاگردانی که علیرغم احترامی که برای استاد خود قائل بوده اند لیکن عملاً رویه ای مخالف با نظرات او اتخاذ نموده اند . مانند : ملاصدار که علیرغم اینکه از استادش میرداماد طریقه اصالت ماهیت را فراگرفته بود لیکن پس از مدتی عملا رویه ای صددرصد مخالف با آن یعنی نظریه ( اصالت وجود ) را برگزید و قس علی ذلک .

(2) - برخلاف ادعای آقای وکیلی ، ابن عساکر فقط متوکل را فردی مذهبی ، متعصب و اهل تهجد و شب زنده دار معرفی نکرده ، بلکه ابعاد تاریک و پلید شخصیت متوکل را در همان کتاب تاریخ مدینه دمشق  و در میان همان صفحات مورد استناد آقای وکیلی ، یعنی ( جلد 72 ص 167) به شرح ذیل توضیح داده ، اما متاسفانه آقای وکیلی به این موضوع مهم ( یعنی مفاد ص 167 ، ج 72 تاریخ مدینه دمشق ) هیچگونه اشاره ای در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ) ننموده است
⁉️😳

✔️ابن عساکر درباره جنایات متوکل عباسی و منفور بودن او در اذهان عموم مردم و حتی شاعران ، در تاریخ مدینه دمشق ( ج 72 ص167) می گوید :

«و في سنة ست و ثلاثين أمر بهدم قبر الحسين، و هدم ما حوله من الدور و أن يعمل مزارع، و منع الناس من زيارته ، و خرّب ، و بقي صحراء . و كان المتوكل معروفا بالتعصب ، فتألم المسلمون من ذلك. و كتب أهل بغداد شتمه على الحيطان و المساجد، و هجاه الشعراء».

«متوکل در سال 236 دستور انهدام قبر حسين (ع) را صادر كرد . خانه‌هاي اطراف را تخريب كرده همه را تبديل به مزرعه نمود و مردم را از زيارت قبر آن حضرت منع كرد ». سپس مي افزايد «مسلمانان از اين كار او ناراحت شده و مردمان بغداد روي ديوار منازل و مساجد او را دشنام می دادند و شعرا او را همواره هجو می كردند ».

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ اقتضای انصاف و حق باوری این بود که آقای وکیلی به این سخنانِ ابن عساکر نیز اشاره می نمود ، به هر حال اگر ابن عربی ، اندکی انصاف و ذره ای محبتِ اهل بیت (ع) را در دل داشت ، تنها همین جمله استادش کافی بود که متوکل را فردی ظالم و ستمگر بداند ، نه آنکه او را از اکابرِ اقطاب و سرآمد اولیاء الله و واجد خلافت ظاهریه و باطنیه و هم ردیف امیرالمومنین (ع) محسوب نماید . معلوم نیست ابن عساکر به جز سخنان فوق ، باید چه چیز دیگری می گفت که شاگردش خباثت متوکل را باور کند . ؟ 

✔️ واقعا هر انسان منصفی از این همه توجیهات جانبدارانه آقای وکیلی برای شیعه نشان دادن اقطاب صوفیه و خصوصاً ابن عربی ( و مولانا و امثالهم )  آنهم به قیمت وارونه جلوه دادن حقایق تاریخی توسط ایشان ، شگفت زده می گردد .
😳😔

✔️ممکن است این سئوال مطرح شود که شاید ابن عربی سخنان استادش را در مورد جنایات متوکل قبول داشته ، لیکن بخاطر تقیه ، ناگزیر به اتخاذ چنین روشی شده باشد ؟

پاسخ این است که :

 اولا : ادعای آقای وکیلی از طرح این موضوع ( تاثیر پذیری ابن عربی از ابن عساکر در خصوص متوکل ) اثبات مستضعف بودن محی الدین است نه اثبات تقیه نمودن وی . به هر حال مادامی که آقای وکیلی مستضعف بودن ابن عربی که مورد ادعای اکید وی می باشد را مطرح می کند ، دیگر نمی تواند مسئله تقیه را مطرح نماید ، مگر آنکه به اشتباه بودن نظریه قبلی خود ( مستضعف بودن محی الدین ) اذعان و اعتراف نماید . زیرا تقیه و مستضعف بودن ، دو امر متضاد و پارادوکسیکال است و در یک موضوع واحد بطور همزمان قابل جمع نمی باشد .


ثانیاً : احتمال تقیه نیز کاملا منتفی است ، زیرا ابن عساکر که در زمان متعصب ترین حاکم وقت ( صلاح الدین ایوبی ) و در دمشق که همواره آقای وکیلی فضای آن را فضای تقیه و خفقان می نمایاند ، می زیسته و در همان زمان و مکان موصوف ، متوکل را فردی ظالم و مورد تنفر عموم جامعه توصیف نموده که تنها یکی از جنایات او تخریب مرقد مطهر امام حسین (ع) است و با گفتن چنین سخنانی هیچ مشکلی نیز برایش پیش نیامده ، ابن عربی نیز می توانست اگر شهامت و ذره ای انصاف داشت یا همان سخنان استادش را بیان کند و یا حداقل درباره متوکل سکوت را پیشه کرده و حرفی نزند ، به راستی اگر محی الدین عربی ، متوکل را یکی از اقطاب سبعه معرفی نمی کرد ، برایش مشکلی پیش می آمد ؟

✔️ ابن عساکر نه تنها جنایات و ستمگری های متوکل ، بلکه فساد و تباهی دستگاه بنی عباس را نیز در همان کتاب تاریخ مدینه دمشق ( ج 67 ص 81 تا 85 ) بخوبی گزارش نموده است :

ایشان رواج همجنسگرایی ، فساد اخلاقی و رشوه گیری حکام عباسی را به تفصیل توضیح داده و فساد اخلاقی و همجنسگرایی يحيى بن أكثم قاضی القضاة دستگاه بنی عباس که مدت زیادی نیز در زمان متوکل عهده دار همین سمت بوده را به گونه ای توضیح داده که قلم را از بیان آن شرم می آید .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

ابن عربی اگر شخصی پاک ، حق گرا و منصف بود ، با شنیدن این حقایق تلخ ، قطعاً در دیدگاه خویش نسبت به خلفای عباسی و خصوصاً متوکل ، تجدید نظر می کرد . آیا با وجود بیان این حقایق از سوی ابن عساکر ، باز هم می توان محی الدین را مستضعف تلقی کرد ، درود خداوند به روان علامه طباطبایی (ره) که وقتی احتمال مستضعف بودن ابن عربی درباره متوکل را از سوی علامه طهرانی می شنود ، خنده ی مُنکرانه ای فرموده است ، به راستی حق با ایشان است زیرا بهترین پاسخ به این توجیهات ، همان خنده ی مُنکرانه می باشد . 😄😁

🔴بررسی مبنای پیشنهادی آقای وکیلی ( تاثیر گذاری ابن عساکر بر افکار محی الدین عربی در موضوع غدیر خم ) :

ابن عساکر که به قول آقای وکیلی از علمای متعصب اهل سنت و طرفدار سرسخت حُکّام اُموی می باشد ، در دمشق و معاصر دو نفر از حُکّام بنی عباس ( نورالدین زنگی و صلاح الدین ایوبی) می باشد . نورالدين زنگى ، علاوه بر حمايت و تشویق ابن عساكر در جمع‌آورى تاريخ دمشق ، پس از تأسيس دار الحديث نوريه (اولین مركز تخصصى حديث) ، سرپرستى آن را به ابن عساکر واگذار نمود .

پس‌ از درگذشت‌ نورالدین‌ زنگی ، صلاح‌الدین‌ ایوبی‌ که به اذعان آقای وکیلی یکی از متعصب ترین حکام عباسی می باشد و در زمان او خفقان شدیدی بر شامات ( دمشق ) سایه انداخته بود و نیز سایر بزرگان‌ دستگاه‌ حکومتی او بر مقام‌ علمی‌ و مرتبه اجتماعی‌ ابن‌عساکر ارج‌ نهادند و چون ابن عساكر ، ( در سال 571ق ) در دمشق درگذشت ، سلطان صلاح‌الدين ايوبى در تشييع جنازه وى حاضر شد و به امامت شيخ قطب‌الدين نيشابورى بر وى نماز خواند .

📚( یوسف‌ ابن‌جوزی‌، مرآة الزمان‌، ج۸، ص۳۳۷) ( ابن‌خلکان‌، وفیات‌ الاعیان، ج۳، ص۳۱۱) ( ابن‌کثیر، البدایة و النهایه، ج۱۲، ص۲۹۴)

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️اجازه عامه نقل حدیث ابن عربی از ابن عساکر :

 ابن‌ عربی‌ از محدث‌ و تاریخ‌ نگار مشهور ، ابن‌ عساکر (د ۵۷۱ق‌/۱۱۷۶م‌) صاحب‌ تاریخ‌ دمشق‌ است‌ ، اجازه عامه‌ گرفته‌ بود ، توجه به این موضوع از این جهت اهمیت بسزایی دارد که جایگاه ویژه محی الدین عربی در بین شاگردان ابن عساکر و نیز دسترسی وی به کتاب مدینه دمشق و سایر آثار نامبرده را مشخص می نماید .

📚(  ابن‌ عربی‌، محمد، «صورة اجازة من‌ الشیخ‌ الاکبر»، الاندلس‌، ص۱۱۲-۱۲۱ )

سایت عرفان و حکمت در پرتو قرآن و عترت که مرتبط با آقای وکیلی است نیز موضوع فوق را در مقاله ابن عربی ( دایرة المعارف بزرگ اسلامی ) ( نوشته شرف الدین خراسانی ) به تفصیل ذکر آورده  .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴بررسی رویکرد ابن عساکر به واقعه غدیر خم و سایر فضائل امیرالمومنین (ع) و اهلبیت (ع) :

 واقعه غدیر از نظر ابن عساکر :

ابن عساکر در کتاب تاریخ مدینه دمشق ( ج 42 از ص 204 الی 237) احادیث مرتبط با غدیر خم را از هفتاد و دو طریق و بطور صحیح روایت نموده که ذیلاً به بررسی اجمالی آنها می پردازیم :

الف ) ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق ( ج 42 ص 237) دو روایت نقل کرده که آیه اکمال و آیه تبلیغ در روز غدیر خم و در شأن امیرالمومنین (ع) نازل گردیده :

🔘عن أبي سعيد الخدري قال لما نصب رسول الله (صلى الله عليه وآله ) عليا بغدير خم فنادى له بالولاية هبط جبريل عليه السلام عليه بهذه الاية " أليوم أكملت لكم دينكم وأتممت عليكمم نعمتي ورضيت لكم الإسلام دينا .

🔘عن أبي سعيد الخدري قال نزلت هذه الاية " يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك "على رسول الله (صلى الله عليه و آله ) يوم غدير خم في علي بن أبي طالب (رضی الله عنه )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید .👉

تبصره : ابن عساکر تقریباً در تمامی هفتاد و دو حدیثی که در ارتباط با واقعه غدیر روایت نموده ، تصریح گردیده که آیه ( اکمال ) در روز غدیر و در شأن امیرالمومنین (ع) نازل شده است .

ب ) ابن عساکر در بین روایات مذکور تعداد هفت حدیث را در خصوص واقعه غدیر با مضمون مشترک ذیل ، روایت کرده :

نامبرده از هفت طریق صحیح روایت کرده که در مراجعت از حجة الوداع در روز هجدهم ذی الحجه و در محل غدیر خم ، پیامبر (ص) پس از ایراد خطبه ای طولانی ،دست علی (ع) را گرفته و خطاب به مردم فرمودند :  ( مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ )

لازم به ذکر است که در همه این هفت حدیث مورد بحث ، یکی از عبارات ذیل آمده :

( قال لقيه عمر بعد ذلك فقال هنيئا لك يا ابن أبي طالب أصبحت وأمسيت مولى كل مؤمن ومؤمنة ) (  فقال له عمربن الخطاب بخ بخ يا ابن أبي طالب أصبحت مولاي ومولى كل مسلم )

یعنی : عمر بن خطاب اولین کسی بود که به امیرالمومنین (ع) تبریک گفته و عرض کرد : مبارکباد مبارکباد بر تو یا علی (ع) ، بدرستیکه از امروز تو مولای من و مولای هر مسلمانی هستی ، و در روایت دیگر ( مولای هر زن و مرد مومنی هست ).

👈برای مشاهده ( سند 1 ) ، ( سند 2 ) و ( سند 3 ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

در روایات فوق ذکر شده ((من صام يوم ثمانية عشر من ذي الحجة كتب الله له صيام ستين (ثمانیه ) شهرا وهو يوم غدير خم )) 

یعنی : هر کس روز هجدهم ذی الحجه روزه بگیرد ، خداوند برای او ثواب روزه هشت ماه ( و در روایتی هفت ماه ) می نویسد و آن روز غدیر خم می باشد .

ج ) ابن عساکر تعداد 22 حدیث که معروف به احادیث مُناشَدَه ( یعنی کسی را به خدا سوگند دادن ) می باشد را از طرق مختلف و بصورت صحیح نقل کرده که مطابق روایات مزبور ، امیرالمومنین (ع) در آغاز خلافت خود (35 ه ق) در کوفه و محلی بنام ( رُحْبَه ) حاضران را به خداوند سوگند داد که هر کس در واقعه غدیر حضور داشته و با گوش خود از پیامبر (ص) شنیده که درباره من فرمود : ( من کنت مولاه فهذا علی مولاه ) ، به ایستد و شهادت دهد .

که در روایاتی که ابن عساکر نقل کرده تعداد اصحاب پیامبر (ص) بطور متفاوت ( دوازده نفر ، سیزده نفر ، شش نفر ، سی نفر ) ذکر شده که با شنیدن سخنان علی (ع) در جمع مذکور به پا خواسته و شهادت دادند که خودشان در روز غدیر عبارت ( من کنت مولاه فهذا علی مولاه ) را از زبان مبارک پیامبر (ص) درباره علی (ع) شنیده اند .


✔️ جالب اینکه در بین روایات مناشده ، دو حدیث به چشم می خورد که مفاد آن مطابق نقل ابن عساکر این است که :

هنگامیکه امیرالمومنین (ع) حاضران را سوگند داد که در مورد واقعه غدیر شهادت دهند ، ( فقام بضعة عشر رجلا فشهدوا و كتم قوم فما فنوا من الدنيا حتى عموا و برصوا ) یعنی : چند ده نفر مرد ( کنایه از تعداد زیاد ) از میان جمع بلند شده و گواهی دادند که در روز غدیر عبارت ( من کنت مولاه فهذا علی مولاه ) را از پیامبر (ص) درباره علی (ع) شنیده اند اما از آن جمع تعدادی زیادی نیز حدیث غدیر را کتمان نمودند و که علی (ع) آنان را نفرین کرد و همگی قبل از مرگ یا نابینا شدند و یا به بیماری برص ( نوعی بیماری پوستی ) دچار گردیدند .

👈 برای مشاهده ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

د ) شگفت انگیز آنکه ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق ( ج 42 ص 216 و 219 و 220 ) دو حدیث صحیح را نقل کرده که در آن پیامبر (ص) درحجة الوداع ، پس از تذکر به توحید و نبوت و معاد ، هم به ثقلین ( کتاب الله و عترتی اهل بیتی ) اشاره نموده و هم عبارت ( من کنت مولاه فهذا علی مولاه ) را بیان فرموده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

ابن عربی برخلاف استادش ابن عساکر ، نه تنها به حدیث غدیر بلکه هیچکدام از احادیث متواتر و متفق علیه فریقین مانند : (حدیث منزلت ، وصایت ، مواخاة و غیره ) حتی اشاره ای هم ننموده و از آن بدتر اینکه حدیث ثقلین را نیز تحریف نموده و یکی از دو ثَقلین یعنی ( کتاب الله و عترتی اهل بیتی ) را نیز از آن حذف نموده ، و آن را در فتوحات مکیه ( ج 2 ص 454 ) به این شکل روایت کرده :

( قد تركت فيكم ما لن تضلوا بعده ، إن اعتصمتم به : كتاب اللّٰه )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


✔️ تحریفی که ابن عربی در حدیث ثقلین انجام داده را فقط می توان در افکار نواصب و دشمنان اهل بیت (ع) سراغ گرفت ، آنها عبارت (  و عترتی اهل بیتی ) را از حدیث مزبور حذف و بجای آن عبارت ( کتاب الله و سنتی ) را جایگزین نمودند اما امثال محی الدین عربی حتی به همین اندازه نیز قانع نگردیده و با تأسی به روش عمر بن خطاب که شعار او ( حسبنا کتاب الله ) بوده ، یادگار پیامبر (ص) را فقط کتاب الله می داند .

✔️تحریف حدیث ثقلین توسط ابن عربی ، بعدها مورد استقبال امثال ابن تیمیه قرار گرفته ، بنحوی که او نیز همانند محی الدین در کتاب منهاج السنه ( ج 7 ص 316 ) می گوید :

  أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمْ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا: كِتَابَ اللَّهِ .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️ شباهت سخنان ابن تیمیه با ابن عربی ، مبیّن تجانس فکری و وحدت رویه ی آن دو در دشمنی با اهل بیت (ع) می باشد .

🔴بررسی اجمالی رویکرد ابن عربی به حدیث غدیر و نیز احادیث مرتبط با فضایل اهل بیت( ع ) و مقایسه آن با روش استادش ابن عساکر :

1- حدیث غدیر :

🔘 ابن عساکر حدیث غدیر را با 72 طریق روایت کرده و می گوید کسانی که آن را انکار کردند به نفرین علی (ع) یا کور شدند و یا به بیماری پوستی ( برص ) مبتلا گشتند .

🔘ابن عربی حتی اسم غدیر را هم نمی برد ، در صورتیکه اگر حدیث غدیر را از کتاب استادش ( تاریخ مدینه دمشق ) که اجازه روایت از آن را نیز داشته ، نقل می کرد قطعا با هیچ مشکلی مواجه نمی شد کمااینکه ابن عساکر علیرغم نقل این روایات ، مورد احترام و تکریم حاکمان متعصب وقت مانند : صلاح الدین ایوبی قرار داشته .

2- ثواب روزه گرفتن در روز غدیر خم :

🔘ابن عساکر مطابق روایات عدیده و صحیحه ای که نقل کرده ( و در بالا به آن ها اشاره شد ) ، معتقد است ثواب روزه در روز غدیر نزد خداوند برابر با ثواب روزه داری  هشت ماه می باشد .

🔘ابن عربی به استناد روایت جعلی ، می گوید:

روزه گرفتن در روز عاشورا  ،کفاره‌‌‌‌ی گناهان سال گذشته است و برای طی نمودنِ مراحلِ سُلوک ، با روزه گرفتن در تمامِ سال ،برابری می کند . کسی که بخواهد به مقامِ فنای در احدیّتِ ذات ، نائل شود ، می بایست در روز عاشورا ، روزه بگیرد تا از برکاتِ آن به بالاترین مرتبه ی تقرّب و جمعِ بینِ قُرب فرائض و نوافل دست یابد . براستی چنین فردی از دو شهود و دو تَجلّی برخوردار می گردد .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : محمد ناصرِ آلبانی که از بزرگترین محدثان و فقهای اهل سنت می باشد . احادیث مرتبط با روزه ی عاشورا و شادی و سرور در آن را جعلی دانسته و می گوید :

دشمنانِ حسین رضی الله عنه کسانی هستند که احادیثی در فضیلت روزه ی عاشورا را جعل نمودند و هدف آنها از این کار ، مقابله با شیعیان بود ، زیرا شیعه ، عاشورا را بخاطر شهادتِ حسین رضی الله عنه ، روز حُزن و اندوه می دانند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️همانطوریکه ملاحظه می نمائید ، آلبانی که یکی از متعصب ترین عالمان اهل سنت است در عبارات فوق ، چقدر زیبا و محققانه پرده از جعلی بودن حدیث ثواب روزه ی عاشورا برداشته و دستان خبیث بنی امیه را رو کرده ولی ابن عربی با آن همه ادعا که می گوید چندین مرتبه به معراج رفته و فصوص را از پیامبر (ص) اخذ کرده ، در فتوحات مکیه که مدعی است بی واسطه از خود خداوند مطالب آن را دریافت کرده ، چنین مهملاتی را به اسم عرفان ناب به خورد مریدان بی چاره می دهد ، آقای وکیلی هم گناه این لاطائلات و لغزش های او را به راحتی به گردن استاد او ( ابن عساکر ) و یا شرایط محیط می اندازد .

آیا امثال آلبانی ( گنجی شافعی ، فرغانی ، صنعانی و ...) در محیط شیعی و تحت تربیت اساتید شیعه پرورش یافته اند که این سخنان را گفته اند ؟

3- حدیث منزلت :

🔘ابن عساکر حدیث منزلت را به طُرُقِ مختلف و صحیح ، در تاریخ مدینه دمشق ( ج 42 ص 156) نقل کرده ، بعنوان مثال از قول ( ام سلمه ) روایت می کند :

عن أم سلمة أن النبي (صلى الله عليه وسلم) قال لعلي أما ترضى أن تكون مني بمنزلة هارون من موسى غير أنه لا نبي بعدي .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘باعث تأسف است که ابن عربی در فتوحات و فصوص الحکم ، ده ها حدیث جعلی در مسائل گوناگون و از جمله مناقب خلفاء آورده و حتی ( لو کشف الغطاء لم ازدت یقینا ) را به عُمَر نسبت می دهد ، ولی حاضر نیست هیچکدام از احادیث متواتر مزبور و از جمله حدیث منزلت را در تألیفاتش نقل کند . 😔

4 - حضرت زهراء ( س ) برترین زنان عالم است :

🔘ابن عساکر در تاریخ مدینه دمشق ( ج 70 ص 108 و 109 ) احادیث صحیحه ی زیادی را مبنی بر اینکه حضرت فاطمه (س) برترین زنان عالَم است آورده ، او روایاتی را مبنی بر اینکه برترین زنان عالَم ( خدیجه ، فاطمه ، مریم و آسیه ) می باشند ، نقل کرده و سپس به استناد احادیث صحیحه ، تصریح می کند که حضرت زهراء (س) از آن سه زن دیگر ، عالِم تر و برتر است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔘اما ابن عربی بازهم بر خلاف نظریه استادش و با نادیده انگاشتن احادیث مزبور در کتاب مدینه دمشق و در حالی که اجازه روایت آن ها را نیز از استادش داشته ، با کمال ناباوری در فتوحات مکیه می گوید :

تعداد زیادی از مردان می توانند کامل شوند ولی از زنان تاکنون هیچ کس کامل نگردیده مگر مریم و آسیه .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


5 - حدیث ثقلین :

🔘 ابن عساکر حدیث ثقلین که مورد اتفاق فریقین می باشد را ( سه مرتبه و از طرق صحیحه مختلف ) در تاریخ مدینه دمشق نقل کرده است .

🔘لیکن ابن عربی عبارت ( عترتی اهل بیتی ) را از حدیث ثقلین ، حذف نموده و بصورت ( قد تركت فيكم ما لن تضلوا بعده،إن اعتصمتم به : كتاب اللّٰه ) روایت نموده .( که در مطالب گذشته به اسناد آن اشاره گردید ) .😳😔

🔴جمع بندی و تجزیه و تحلیل موارد فوق :

✔️ با توجه به مستندات مطروحه فوق ، اثبات گردید که برای محی الدین عربی ، هیچگاه معذوریتِ مستضعف بودن و یا محذوریتِ تقیه مطرح نبوده و ادعای آقای وکیلی مبنی بر تقیه آمیز و تعصب بار خواندن فضای زیست محیطی ابن عربی ، مغایر با حقایق مسلم تاریخی و صرفاً یک نوع سیاه نمایی اغراق آمیزی می باشد که بمنظور توجیه خطاهای فاحش و تأسف بارِ محی الدین عربی از سوی ایشان و در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ) ، مطرح  گردیده است .

✔️ پاشنه آشیل و نقد اساسی که به پارادایم فکری آقای وکیلی و مبانی وی در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ) وارد می باشد ، آن است که ایشان با مُسَلَّم فرض کردنِ تشیع ابن عربی و با بکارگیری دو ادعای ( مستضعف بودن و یا تقیه نمودن او ) ، سخنان متشابه محی الدین را بدون ارجاع به محکمات مبانی وی ، مصادره به مطلوب نموده است .

بدیهی است با چنین دیدگاهی به راحتی می توان برای هر کدام از علمای اهل سنت ( اگر چه متعصب ترین آنها باشد ) کتابی با عنوان 👈( فلانی شیعه خالص ) 👉 تألیف کرده و آنگاه برای اثبات مدعای خود ، هر جا که مخالفِ مبانی شیعه سخن گفته را یا به حساب مستضعف بودن فکری وی و یا از باب تقیه نمودنش ، فرض نمائیم .

✔️ آقای وکیلی ظاهراً به معصوم نبودن محی الدین عربی تصریح نموده و خطاهای او را در جنب برکات بزرگ وی ، به دیده اغماض می نگرد ، لیکن علیرغم این ادعا ، عملاً هیچگونه نقدی را نسبت به ابن عربی بر نمی تابد و هر یک از لغزش ها ی وی را به حساب مستضعف بودن و یا تقیه ی او گذاشته و منتقدان محی الدین عربی و یا مولانا را غیر متخصص و نظراتشان را ( إفتی بغیر علم ) می نامد ، بنابر این به جرأت می توان ادعا کرد که در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ) قلمِ مؤلف ، تحت تأثیر احساسات وی قرار گرفته و به همین دلیل ، اثر ایشان دچار آنارشیسم ساختاری و مبانی پارادوکسیکال و جدلی گردیده است .


🔴 حُسنِ خِتام با ابیاتی از رهبر فقید انقلاب (ره) :

    بر درِ میکده با آه و فغان آمده ام‏
    از دَغَل بازی صوفی به امان آمده ام‏

‌‏    شیخ را گو که درِ مدرسه بربند ، که من‏
    ‏زین همه قال و مَقالِ تو به جان آمده ام

    راز بگشا و گره باز و مُعمّٰا حل کُن  
‏    که از این بادیه ، بی تاب و توان آمده ام‏


🔘برگرفته از دروس نقد تصوف سید رضا نوعی ( حکیم )


👈برای مشاهده مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( بخش اول ) ( اینجا ) کلیک کنید . 👉
👈برای مشاهده مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( بخش دوم ) ( اینجا ) کلیک کنید . 👉 

👈برای مشاهده مقاله نقد کتاب محی الدین عربی شیعه خالص ( بخش چهارم ) ( اینجا ) کلیک کنید . 👉 


امضاي حکيم

استعمال حشیش توسط ابن عربی

سید رضا نوعی چهارشنبه 11 تیر 1399 تعداد بازدید : 4627 نظرات ( 0 )

sticker استعمال حشیش توسط ابن عربی پدرِ عرفانِ نظری 💥

sticker برهان الدین بِقاعی ( 809 ق ) که یکی از علمای بزرگ اهل سنت می باشد ، در کتاب ( مصرع التصوف ) ( ص ج 1 ص 182 ) از  قول قاضی عضد الدین ایجی شافعی ( ۷۵۶ ق ) می گوید :

نقل عن القاضي عضد الدين تكفيرهم ، فإنه قال في وصفه لابن عربي : ( يحكى عنه أنه كان كذابا حشاشا كأوغاد الأوباش )

یعنی : قاضی عضد ایجی ، ابن عربی را تکفیر نموده و او را فردی کذّاب 👈و از اوباشی می داند که همواره حشیش استعمال می کرده .👉

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

(1) - ابن عربی تحت تاثیر خلسه ناشی از استعمال مواد افیونی و حشیش ، شیعه را بصورت بوزینه می بیند و نُه مرتبه به معراج رفته و در آنجا مقام امیرالمومنین (ع) را از ابوبکر و عُمَر پائین تر مشاهده نموده و کتاب فصوص الحکم را نیز در چنین فضایی از پیامبر (ص) تلقی کرده .

(2) -  از چنین شخص نباید تعجب کرد که دوبار در کنار منقل ، خدا را خواب دیده که به او دستور می دهد مردم را نصیحت کند ، و البته جای شگفتی نیست که ذهن وهم آلود و بیمار او ، خدائی  را ترسیم می نماید که خلقت را از روز جمعه آغاز و در روز شنبه پایان داده و روز یکشنبه ( معاذ الله ) یک پایش را روی پای دیگرش انداخته و استراحت می کند .

(3)خدا در نگاه ابن عربی وقتی از ( هل من مَزید ) گفتنِ جهنم خسته می شود یک پایش را داخلِ جهنم می گذارد و آنگاه جهنم می گوید ، حالا بس است و علاوه بر این .

(4) - دو پای خدا که بر کرسی قرار دارد ، کارآیی های دیگری نیز از نظر محی الدین عربی دارد ، بعنوان مثال در ایام حج به همراه سایر حجاج هروله می کند و در روز قیامت وقتی که ساق پایش را به مردم نشان می دهد ، او را می شناسند و به سجد می افتند . 😳

(5)موارد فوق بطور مستند در همین سایت مورد نقد و بررسی قرار گرفته است .


👈بعنوان نمونه می توانید ( اینجا ) را کلیک کنید . 👉


sticker البته هنگامی تعجب ما بیشتر می شود که علیرغم این همه انحرافات فکری و فضاحت های عملی ابن عربی ، امثال حجت الاسلام محمد حسن وکیلی در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ص 15) می نویسد :

(( محی الدین حق بزرگی بر گردن عالمان شیعی دارد و فقط به برکت آراء و آثار او بود که توفیق معرفت اجمالی آیات و روایات معارفی شیعه فراهم شده است و همه علمای شیعه سر سفره او نشسته اند )) ⁉️ 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


sticker استعمال موارد مخدر همواره در بین تمام فرقه های دراویش و متصوفه ،  رائج بوده و به عنوان یکی از آدابِ خانقاهی محسوب می گردد که ذیلاً به بررسی اجمالی آن می پردازیم :

الف )  علامه طباطبایی (ره) در تفسیر المیزان ( ج 5 ص 458 ) وضعیت فعلی تصوف را این چنین ترسیم نموده و می فرماید :

( لم يبق من التصوف إلا التكدي واستعمال الأفيون والبنج وهو الفناء )

یعنی : اکنون تصوف عبارت شده از بوقى و منتشایى و یک کیسه گدائى ، بعدا هم به اصطلاح خودشان براى اینکه فانى فى الله بشوند ، افیون و بنگ و چرس ‌ استعمال می کنند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و  ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب )  در گذشته نیز استعمال ( حشیش ) در بین فرقه مولویه رواج داشته ، بنحوی که شمس تبریزی در مقالات ( ج 1 ص 74 ) زبان به گلایه گشوده و می گوید :

  یاران ما به سبزک ( حشیش ) گرم شوند . که آن خیالِ دیو است .

stickerشمس در جای دیگر ( مقالات ج 2 ص 271) از آلوده گی فرزندان مولانا به حشیش و بنگ ابراز نگرانی کرده و می گوید :


  باز بها ( بهاء الدین ولد ) گیاه خودن آغاز کرده ...


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

سبزک به معنای حشیش و گیاه خوردن نیز به معنای استعمال بنگ توسط فرزند مولانا می باشد . علاء الدین پسر کوچکتر مولانا از اوباش و افراد لاابالی بود که اتفاقا در سر به نیست کردنِ شمس تبریزی نقش اصلی را ایفاء نموده است .

ج ) مولانا برای بدست آوردن حالتِ خلسه ، به جای استعمالِ از حشیش ( سبزک ) و یا بنگ ، به یاران و مریدانِ خود سماع را توصیه می کند ( بر خلافِ ابن عربی که به سماع چندان روی خوشی نشان نمی دهد ) :


     گفتا نشانه هست ولیکن تو خیره ای
     کان کس که بنگ خورد، دهد مغز او دوار

      ز اندیشه و خیال فرو روب سینه را
     سبزک بنه ز دست و نظر کن به سبزه زار


👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

گویا مریدان مولانا که مزّه نشئه گی حشیش و بنگ را تجربه کرده بودند ، علیرغم توصیه مراد خویش ، کماکان به رویه خود ادامه داده و حتی در توصیف ( بَنگ ) اشعارِ زیادی سرودند ، از جمله :


     بنگی زدیم و سِرِّ اَنَاالْحَق شد آشکار

     ما را به این گیاهِ ضعیف این گمان نبود


sticker یکی از اقداماتی که از گذشته تا به حال در بینِ دراویش و متصوفه مرسوم است ، جوشاندنِ بنگ و حشیش در آبگوشت و توزیع این غذا در بینِ مریدان می باشد تا بتوانند افراد را تحتِ تأثیرِ مواد مخدر قرار داده ، به گونه ای که این افراد فکر کنند حالتی که به آنها دست می‌دهد در اثر تأثیراتِ معنوی حضور در خانقاه است .

این اعمال تا جایی به صورت علنی بوده است که یکی از اقطاب «حیرتعلیشاه نایینی» جانشینِ صفی علیشاه در نامه‌ای به یکی از صوفیان از ارسالِ حشیش تشکر می‌کند.
stickerغلامعلیشاه خاکسار در بسیاری از مجالس ، بساط تریاکش به پا بود و عکسهای او بر سر منقل نیز موجود است.

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

 

     ای خرقه پوش کَلِّ عَلَی الخَلقِ مَنقلی
    ای پیشه ی تو  ذِکرِ ( دَمِت گرم ، یا علی )


     عرفانِ توست ، عرفانِ صلح کُل ، عرفانِ تنبلی
    عرفانِ شکّ و جبر ، عرفان مَنقلی

    عرفان بباف و دم بزن از  (وحدتِ وجود)
    از کشف بی شهود ، از  (بود)  و از (نبود)


    همراهِ چَرس و بنگ ، تا ابر ، کُن صعود
    پرواز کن به عرش ، بالا برو  چو ( دود )

stickerتوصیه اکید ما به طالبانِ عرفان ( خصوصاً جوانان ) این است :

برای آنکه به دام تصوف و یا عرفان های نوظهور نیفتند ، صرفاً معارف را از سرچشمه زلال آن یعنی قرآن و مکتب اهل بیت (ع) و منابع معتبر شیعه مانند : ( توحید صدوق ، نهج البلاغه ، صحیفه سجادیه و ... ) تحصیل نموده و هر سئوالی در این زمینه داشتند به علماء و فقهای عظام شیعه مراجعه نمایند .

     حذر از صوفیانِ شهر و دیار
     همه نامردم اند و مردمخوار

     هر چه دادی به دستشان خوردند
     هر چه آمد ز دستشان کردند

     پای منقل ز نشئه ی تریاک
     با توّهم روند تا افلاک

     رهزنِ دین و دامِ شیطانند
     دشمنِ اهل بیت و قرآنند


stickerبرگرفته از دروسِ نقد تصوف سید رضا نوعی ( حکیم )sticker
 


امضاي حکيم

🔴جایگاه صوفیسم در روایات شیعه

اخیرا در کانال مرتبط با حجت الاسلام محمد حسن وکیلی به آدرس (Ostad_vakilie@) فایل صوتی ذیل بارگذاری و آقای وکیلی در فایل مزبور به اشکال مطروحه از سوی برخی اشخاص درباره دیدگاه علامه مجلسی (ره) نسبت به احادیثِ مذمتِ صوفیه ، پاسخ داده و اینک ما به منظورِ تنویرِ اذهان ، بر آنیم تا در این مقاله اظهارات ایشان را  ، مورد واکاوی ، نقد و بررسی قرار دهیم :

فایل صوتی اظهارات آقای وکیلی


🔴 خلاصه اظهارات و دعاوی آقای وکیلی در فایل صوتی مذکور ، بشرح ذیل می باشد :

الف) قبل از حدیقة الشیعه ( یعنی تا قرن دهم ) هیچ روایتی در مذمتِ صوفیه وجود نداشته است .

ب ) علامه مجلسی هنگام تالیفِ کتابِ عین الحیات ، تحت تاثیرِ احادیثِ جعلی حدیقة الشیعه ، ادعای کثرتِ احادیثِ مذمتِ صوفیه را مطرح نموده است .

ج ) علامه مجلسی پس از آنکه متوجه شده نسبتِ کتابِ حدیقة الشیعه صحیح نیست ، دیگر این احادیث را نقل نکرده و بهترین شاهد بر صحتِ این ادعا آن است که 👈 علامه مجلسی (ره)در بحارالانوار که سالها بعد از عین الحیات در دست تالیف بوده ، کوچکترین اشاره ای به روایات نقد تصوف ننموده ، 👉 با اینکه بنای ایشان این بوده که همه احادیث را جمع آوری کنند و اگر واقعا روایات معتبری وجود داشت ، حتما آن ها را در بحارالانوار می آورد ، ... لذا 👈در بحار الانوار که کتاب جامعی است هیچ اثری و رد پایی از روایات مذمتِ صوفیه نیست و در هیچ منبع دیگری هم هیچ احدی گزارش نکرده ، 👉 اگر واقعا غیر از همین منبع جعلی ( حدیقه الشیعه ) ، روایات فراوان دیگری بود  ، دیگران هم آنها را نقل می کردند ، درحالیکه 👈 در طول تاریخ تنها جایی که احادیثِ مذمتِ صوفیه در آن نقل شده ، فقط حدیقه الشیعه و حواشی آن است 👉 که در جریان میرلوحی جعل شده است .

🔵 نقد و بررسی ادعای آقای وکیلی :

 علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار ( ج 77 ص 93 ) حدیثِ ذیل را از رسول اکرم (ص) خطاب به ابوذر (ره) نقل فرموده :

قال رسول الله (ص) : يَا أَبَاذَرٍّ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ قَوْمٌ يَلْبَسُونَ الصُّوفَ فِي صَيْفِهِمْ وَ شِتَائِهِمْ يَرَوْنَ أَنَّ لَهُمُ الْفَضْلَ بِذَلِكَ عَلَى غَيْرِهِمْ أُولَئِكَ تَلْعَنُهُمْ مَلَائِكَةُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ .

پیامبر (ص) به ابوذر فرمودند : در آخر الزّمان مردمی می آیند که تابستان و زمستان پشمینه می پوشند و معتقدند که این کار موجب مزیّت آنها بر دیگران است ، حال آنکه اینان را اهل آسمان ها و زمین لعنت می کنند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

الف ) علامه مجلسی (ره) تصریح فرموده که حدیث فوق را از دو منبع نقل کرده ، یکی امالی شیخ طوسی ( متوفی 460 ق) و دیگری کتاب مکارم الاخلاق حسن بن فضل طبرسی ( متوفی قرن ششم ) ، به عبارت دیگر شیخ طوسی حدیث فوق را هفتصد سال قبل از مقدس اردبیلی و کتاب حدیقه الشیعه،  روایت نموده است .

👈برای مشاهده حدیث در امالی و مکارم الاخلاق ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) مرحوم مجلسی (ره) حدیث مذکور را در بطور کامل در کتابی مستقلی بنام عین الحیات به فارسی شرح نموده و فرازِ فوق از حدیثِ مزبور را در جلد دوم عین الحیات ( ص 454 و 455  ) آورده و سپس در ( ص 456) می فرماید :

( ای عزیز ، اگر عصابه عصبیّت را از دیده بگشایی و به عینِ انصاف نظر نمایی ، همین فقره ای که در این حدیثِ شریف وارد شده برای ظهورِ بطلانِ طایفه مُبتدعه صوفیه کافی است ، قطعِ نظر از احادیث بسیار دیگر که صریحاً و ضمناً بر بطلان اطوار و اعمال ایشان و مذمتِ مشایخ و اکابرِ آنها وارد شده است . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


ج ) با توضیحات فوق ثابت گردید که :

اولاً : بر خلاف ادعای آقای وکیلی ، احادیث و روایات مربوط به مذمت صوفیه  ، فقط منحصر به کتاب حدیقه الشیعه و قرن دهم نیست ، بلکه بعنوان نمونه حدیث فوق را می توان ذکر نمود که ششصد سال قبل از حدیقه الشیعه در منابع معتبر شیعه مانند امالی شیخ طوسی ( متوفی 460 ق) و کتاب مکارم الاخلاق حسن بن فضل طبرسی ( متوفی قرن ششم ) نقل شده و علامه مجلسی (ره) نیز در بحارالانوار آن را به شرح مذکور آورده است . (  در ادامه به برخی دیگر از این روایات اشاره خواهد شد ) .

ثانیاً : به قول علامه مجلسی (ره) ، فقط همین یک فراز از فرمایشِ پیامبر (ص) در حدیث فوق الذکر ، برای ابطالِ فرقه ضاله صوفیه ، کافی است .

🔴 برخلاف ادعای آقای وکیلی ، علامه مجلسی (ره) در بحارالانوار روایات بسیاری را از منابع معتبر و قدیمی شیعه مربوط به ( قرون سوم تا هفتم ) در مذمت صوفیه و اقطاب آنها نقل کرده ، بعنوان نمونه ایشان روایت ذیل را در جلد 10 و 67 بحارالانوار از کتاب ( الدرة الباهرة من الاصداف الطاهرة ) نقل کرده که از تالیفات شهید اول ( متوفی ۷۸۶ق ) می باشد ، جالب تر آنکه ابن ابی الحدید همین روایت را از طریق دیگر در شرح نهج البلاغه آورده که علامه (ره) از قول او نیز روایت مزبور را در ( ج 67 بحار ص 120) نقل کرده  :

الدرة الباهرة من الاصداف الطاهرة :روي أن قوما من المتصوفة دخلوا بخراسان على علي بن موسى عليهما السلام فقالوا للرضا (ع) : إن أمير المؤمنين عليه السلام فكر فيما ولاه الله من الأمور، فرآكم أهل البيت أولى الناس أن تؤموا الناس، ونظر فيكم أهل البيت فرآك أولى الناس بالناس، فرأى أن يرد هذا الامر إليك، والإمامة تحتاج إلى من يأكل الجشب، ويلبس الخشن، ويركب الحمار  و يعود المريض.

یعنی : جمعي از صوفيان در خراسان به محضر امام رضا (ع) وارد شده و به عنوان اعتراض به ایشان گفتند :

مأمون فکر کرد و رأي او چنين شد که امامت و ولايت را به تو بدهد ، ولی امامت حق کسی است که غذای سفت بخورد و لباس زبر به پوشد و سوارِ الاغ شود و به عيادت مريض برود ولی تو اين کارها را نمی کنی .

حضرت به آنها فرمودند : « إنّ يوسف کان نبيّا يلبس أقبية الديباج المزورة بالذهب و يجلس علي متکآت آل فرعون و يحکم ، إنما يراد من الامام قسطه و عدله اذا قال صدق و إذا حکم عدل و إذا وعد أنجز ثم قرء : قل مَن حرّم زينة الله التي أخرج لعباده و الطيبات من الرزق »

یعنی : يوسف با اینکه پيامبر بود ، قباهای ديبای مُطلّایی می پوشيد و بر مسند آلِ فرعون تکيه مي زد و حُکم مي راند .  و ای بر شما ، همانا از امام ، عدالت و دادگری متوقع است که چون سخن گويد ، راست بگويد و چون حُکم کند ، به عدالت باشد و چون وعده دهد، به وعده خود وفا کند.  سپس آن حضرت  این آيه را قرائت فرموند : ( بگو چه کسي زينت هاي خدا را که بر بندگان آفريده ، حرام کرده است و از صرف روزي حلال و پاکيزه منع نموده است ).

👈 برای مشاهده ( سند 1 ) ، ( سند 2  ) ، ( سند 3 ) و ( سند 4 ) کلیک کنید .👉

🔵  کلینی (ره) (۳۲۹ق) در کتاب اصول کافی که از منابع اربعه شیعه است ( ج 2 ص 309 ) از امام باقر (ع) روایت نموده :

عَنْ سَدِيرٍ قَالَ: سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ هُوَ دَاخِلٌ وَ أَنَا خَارِجٌ وَ أَخَذَ بِيَدِي ثُمَّ اِسْتَقْبَلَ اَلْبَيْتَ فَقَالَ يَا سَدِيرُ إِنَّمَا أُمِرَ اَلنَّاسُ أَنْ يَأْتُوا هَذِهِ اَلْأَحْجَارَ فَيَطُوفُوا بِهَا ثُمَّ يَأْتُونَا فَيُعْلِمُونَا وَلاَيَتَهُمْ لَنَا وَ هُوَ قَوْلُ اَللَّهِ «وَ إِنِّي لَغَفّٰارٌ لِمَنْ تٰابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ صٰالِحاً ثُمَّ اِهْتَدىٰ » ثُمَّ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ إِلَى وَلاَيَتِنَا ثُمَّ قَالَ يَا سَدِيرُ فَأُرِيكَ اَلصَّادِّينَ عَنْ دِينِ اَللَّهِ ثُمَّ نَظَرَ إِلَى أَبِي حَنِيفَةَ وَ سُفْيَانَ اَلثَّوْرِيِّ فِي ذَلِكَ اَلزَّمَانِ وَ هُمْ حَلَقٌ فِي اَلْمَسْجِدِ فَقَالَ هَؤُلاَءِ اَلصَّادُّونَ عَنْ دِينِ اَللَّهِ بِلاَ هُدًى مِنَ اَللَّهِ وَ لاَ كِتَابٍ مُبِينٍ إِنَّ هَؤُلاَءِ اَلْأَخَابِثَ لَوْ جَلَسُوا فِي بُيُوتِهِمْ فَجَالَ اَلنَّاسُ فَلَمْ يَجِدُوا أَحَداً يُخْبِرُهُمْ عَنِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ حَتَّى يَأْتُونَا فَنُخْبِرَهُمْ عَنِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عَنْ رَسُولِهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ .


سدير گويد : زمانى كه امام باقر (ع) وارد مسجد الحرام ميشد و من خارج ميشدم ، دست مرا گرفت و رو به كعبه ايستاد و فرمود : اى سدير ، همانا مردم مأمور شدند كه نزد اين سنگها (كعبه) آيند و گِردِ آن طواف كنند . سپس نزد ما آيند و ولايتِ خود را نسبت بما اعلام دارند، و همين است سخن خدا که : (همانا من آمرزنده‌ام آنكه را ايمان آورد و كار شايسته كند و سپس هدایت شود ) (82 سوره طه) ،  آنگاه با دست مبارکش به سينه‌ خود اشاره كرد و فرمود : بسوى ولايتِ ما هدایت می یابد .

سپس فرمود ، اى سدير : اکنون كسانى كه مردم را از دين خدا جلوگير ميشوند بتو نشان می دهم ، آنگاه به ابو حنيفه و سفيان ثورى كه در آن زمان جلوگير دين خدا بودند و در مسجد حلقه زده بودند، نگاه کرده و فرمود : اين ها می باشند كه بدون هدايت از جانب خدا و سندى آشكار ، از دين خدا جلوگيرى مى‌كنند ، همانا اين پليدان اگر در خانه‌هاى خود نشسته و فریبکاری نکنند ، در آن صورت مردم برای یافتن راه حق ؛ خودشان به جستجو پرداخته و چون كسي را نيابند كه از خداى تبارك و تعالى و رسولش به آن ها خبر دهد، نزد ما آيند ، تا ما آن ها را  از رهنموده های خداى تبارك و تعالى و رسولش ، آگاه نمائیم  .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

1- علامه مجلسی (ره) در مرآة العقول ( ج 4 ص 288 ) در ذیل حدیث فوق می فرماید :

( أبي حنيفة من فقهاء المخالفين و سفيان الثوري من صوفيتهم ... و هذا الحدیث ، يدل على أن الصوفية الذين كانوا في أعصار الأئمة عليهم‌السلام كانوا معارضين لهم صادين عنهم و عن دين الله ، عليهم لعنة الله . )

یعنی : ( ابو حنیفه از فقهای مخالفین و سفیان ثوری نیز از صوفیان است و این حدیث دلالت دارد بر آنکه صوفیه در عصر ائمه اطهار علیهم السلام از دشمنان و مخالفان ایشان بوده اند که همواره مردم را از دین خدا و هدایت های اهل بیت (ع) ، مانع می شدند ، لعنت خداوند بر آنها باد .)

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- علامه ملا صالح مازندرانی نیز در شرح کبیر خود بر کتاب کافی ( ج 6 ص 383 ) در ذیل حدیث فوق می فرماید :

( سفيان هو سفيان بن سعيد بن مسروق الثورى و كان من المتصوفة المعترضين على أهل البيت (عليهم السلام) و كان له أيضا منزلة عظيمة عند الخلفاء و أهل الجور و كانا مرجعى الطواغيت .)

یعنی : ( سفیان ثوری از متصوفه و دشمنان سرسخت اهل بیت علیهم السلام می باشد که از جایگاهی ویژه و منزلتی عظیم در نزد خلفای ستمگر برخوردار بوده و همچنین مرجعِ بزرگی برای طواغیت ، محسوب می گردید . )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره :

الف ) سفیان ثوری از اقطاب صوفیه و به شدت مورد تعظیم و تکریم آنها می باشد و در حالیکه امام صادق (ع) در حدیث فوق از او به ( اَلْأَخَابِثَ = خبیث ) و ( اَلصَّادُّونَ عَنْ دِينِ اَللَّهِ = راهزن دین و مانع هدایت ) تعبیر فرموده ، عطار نیشابوری در کتاب تذکرة اولیاء ، او را این چنین توصیف نموده است :

( آن تاج دین و دیانت ، آن شمع زهد و هدایت ، آن علما را شیخ و پادشاه ، آن قدما را حاجب درگاه ، آن قطب حرکت دوری ، امام عالم ، سفیان ثوری ، رحمةالله علیه ، از بزرگان دین بود . او را امیرالمومنین گفتندی ) .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) آقای وکیلی ، همین عطار را از اولیاء الله و مُخلَصین می داند و در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ، ص89 و  118)  درباره مذهبِ او نیز می گوید :

( شخصیت هایی مانند مرحوم قاضی و علامه طهرانی معتقدند که محی الدین و مولوی و عطار ، به صورتِ باطنی به تشیع دست یافته اند ؛ یعنی تشیع برای ایشان در اثر سلوک منکشف شده است )😳

ج ) مرحوم کلینی (ره) در کتاب ( کافی ) بابی را  با عنوان (دخول الصوفية على أبي عبد الله عليه السلام واحتجاجهم عليه فيما ينهون) تخصیص داده که این امر با توجه به آنکه ایشان معاصر با دوران غیبت صغری است ، مبین آن می باشد که صوفیه در زمان امام صادق (ع) از راه مخالفت با مبانی اهل بیت (ع) ، احتجاجات زیادی با امام صادق علیه السلام داشته اند .

د ) حدیث فوق که از کتاب کافی نقل شد مربوط به سنه  (۳۲۹ق) یعنی هفتصد سال قبل از مقدس اردبیلی و کتاب حدیقة الشیعه  می باشد ، حال آنکه آقای وکیلی مدعی است که تا قبل از قرن دهم هیچ روایتی در مذمت صوفیه وجود ندارد . ⁉️😳


🔵 علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی‌ (درگذشت ۳۲۹ق‌)، معروف به اِبْن بابَوَیه‌ْ، فقیه و محدث شیعه در کتاب قرب الاسناد از امام حسن عسگری و امام صادق (علیهما السلام) به شرح ذیل روایت نموده :

 ( عن قرب الإسناد للشيخ الأقدم عليّ بن بابويه القمّيّ عن سعد بن عبد اللّه عن محمّد بن عبد الجبّار عن أبي محمّد الحسن العسكريّ عليه السّلام انّه قال: سئل أبو عبد اللّه،يعني جعفر الصادق عليه السّلام،عن حال أبي هاشم الكوفيّ فقال عليه السّلام: 👈 إنّه كان فاسد العقيدة جدّا و هو الذي ابتدع مذهبا يقال له التصوّف و جعله مفرّا لعقيدته الخبيثة،👉 و رواه بسند آخر عنه عليه السّلام و فيه: و جعله مفرّا لنفسه الخبيثة و أكثر الملاحدة و جنّة لعقائدهم الباطلة. )

 امام حسن عسكري (ع) فرمود : از امام ششم سؤال كردند كه ابوهاشم كوفي چگونه آدمي است ؟  

امام صادق (ع) فرمود : براستي كه 👈 ابوهاشم فاسدالعقيده بوده و او همان است كه مذهبي بنام تصوّف را از روی بدعت بنا نهاد و اين بدعت را نمود تا بتواند عقاید پلید خود را رواج دهد .👉

تبصره :

1) شیخ عباس قمی (ره) در کتاب سفینة البحار ( ج 5 ص 198) حدیث فوق را آورده و سپس در پاورقی آن می فرماید : ( هذا الكتاب عندي بخط مصنفه ) یعنی : ( نسخه خطی کتاب قرب الاسناد به خط مولف آن ابن بابویه ، نزد من موجود است . )

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2) همانطوریکه ملاحظه می نمائید ، اِبْن بابَوَیه‌ْ (درگذشت ۳۲۹ق‌) ، حدیث فوق که در آن به بدعت بودنِ پارادایمِ تصوف و انحرافِ اقطابِ آنها تصریح گردیده را در قرنِ سوم ، یعنی هفتصد سال قبل از مقدس اردبیلی و کتاب حدیقه الشیعه ، با سند صحیح از معصوم (ع) روایت نموده ، اما ظاهراً آقای وکیلی بدون تتبّع و بررسی منابع شیعه ، بطور کلی صورت مسئله را پاک کرده و مدعی شده که در بحار الانوار و سایر منابع شیعه در طول تاریخ هیچ روایتی در مذمت صوفیه وجود ندارد . ⁉️😳

3) ابوهاشم کوفی بنیان گذار رسمی تصوف و اولین کسی است که بنام صوفی ، شهرت یافته و همچنین او برای اولین بار خانقاه را بنا نهاده است .

📚 (نفحات الانس جامی ، ص31 ) (  هفت اقليم ، ج1، ص112 )

🔴 نتیجه :

با توجه به موارد مطروحه فوق ، اثبات گردید که برخلاف ادعای آقای وکیلی ، احادیث مذمت صوفیه ، هرگز منحصر به کتاب حدیقه الشیعه نبوده بلکه در منابع معتبر شیعه مانند : ( اصول کافی ، بحارالانوار ، امالی شیخ طوسی ، مکارم الاخلاق و ... ) احادیث بسیاری در مذمت صوفیه موجود است که در این مقاله تنها به برخی از آنها اشاره گردید .  

🔵 آقای وکیلی با وارونه جلوه دادنِ حقایق ، از صوفیه چهره ای حقانی و مظلوم ترسیم نموده که احادیث بسیاری در مذمت آن ها جعل شده ، حال آنکه بر خلاف ادعای ایشان ، این صوفیه و طرفداران آنان بوده اند که در طول تاریخ احادیث زیادی را برای مشروعیت بخشیدن به طریقه خود ، جعل نموده اند که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می گردد :

1-  قال رسول الله: مَنْ سَرَّهُ اَنْ یَجْلِسَ مَعَ اللهِ فَلْیَجْلِسْ مَعَ اَهل التَصَوُّفِ .

یعنی : حضرت رسول فرموده : «هرکس دوست دارد که همنشین خدا باشد باید با اهل تصوف همنشین باشد».

📚(بشاره‌المؤمنین تألیف ملاسلطان گنابادی 349)( دفتر اول مثنوی بخش 83 باب :من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف)

تبصره : مرحوم فروزانفر در شرح احادیث مثنوی ( ص 547 ردیف 945) حدیث فوق را جعلی می داند و ابن جوزی نیز در کتاب ( الموضوعات ج 3 ص 49 ) می گوید :(هَذَا مَوْضُوع وَالْمُتَّهَم بِهِ الجويباري وَقَدْ بَينا فِي مَوَاضِع أَنَّهُ كَذَّاب وَضاع ) یعنی حدیث فوق جعلی است و یکی از راویان آن نیز به نام (جویباری ) از دروغگویان و جاعلین حدیث می باشد .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2-  قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): لا تَطْعَنُوا علی اَهْلَ التَّصَوُّف وَ الخِرَقِ فَاِنَّ اَخْلاقَهُمْ اَخْلاقُ الاَنْبِیاءِ وَ لِباسَهُمْ لِباسُ الاَنْبِیاء

یعنی : «حضرت رسول فرمود : طعن مکنید و عیب منمائید بر اهل صوفیه و خرقه‌پوشان ، زیرا اخلاق و اوصافِ ایشان ، اوصاف و اخلاقِ انبیاء است و لباس ایشان نیز لباس انبیاء می باشد ».

📚(بشاره‌المؤمنین تألیف ملاسلطان گنابادی / چاپ سوم: 316)

3-  قال امیرالمؤمنین (علیه‌السلام): اَلتَّصَوُّفُ اَرْبَعَة اَحْرُفٍ تاءُ وَ صادُ وَ واوُ و فاءُ - التّاءُ تَرْکُ وَ تَوْبَةُ وَ تُقی - وَ الصّادُ صَبْرُ وَ صِدْقُ وَ صَفا - وَ الْواوُ، وِرْدُ وَ وُدّ وَ وَفاء وَ الْفاءُ فَرْدُ وَ فَقْرُ وَ فَناءُ .

یعنی : حضرت فرمود : «تصوف چهار حرف است تاء و صاد و واو و فاء، تاء ترک دنیا و توبه و پرهیزکاری است، و صاد صبر و راستی و صفای دل است، و واو دوستی و توجه ره ورد و دعا و وفاء به عهد است، و فاء تنها بودن از خلق و فقر الی‌الله و نیستی و فانی شدن از انانیت است».

📚( این حدیث جعلی را سلطان حسین تابنده در رساله رفع شبهات و علی تابنده در خورشید تابنده و سید قطب‌الدین نیریزی ذهبی در میزان الصواب در شرح فصل‌الخطاب: ص 43 آورده‌اند.)

تبصره : حدیث فوق جعلی است و آن را ابن ابی جمهور (  9 ق ) در عوالی اللئالی با لفظ ( و هو ثلاثة أحرف ... ) ، بدون سند ذکر کرده که محقق کتاب مزبور ( مجتبی عراقی ) در پاورقی ( ج 4 ص 105) می گوید : ( مع الفحص الشديد لم أظفر عليه ) یعنی : حدیث مزبور را علیرغم جستجوی فراوان در هیچ منبع معتبری نیافتیم .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

4 - امام صادق (علیه‌السلام) فرمود: مَن عاشَ فی ظاهر الرّسول فهو سَنَی و مَنْ عاشَ فی باطن الرّسولِ فهو صوفی .

یعنی : از امام صادق ( علیه السلام ) از تصوف پرسیدند ، فرمود : متابعتِ از ظواهرِ اعمالِ رسول ، سنّت است و متابعت از احوالِ باطنی او ، تصوف می باشد .

📚(خورشید تابنده: پاورقی صفحه 16 و 17)

5- عَلَيْكُمْ بِلِبَاسِ الصُّوفِ تَجِدُوا حَلاوَةَ الإِيمَانِ فِي قُلُوبِكُمْ،وَ إِنَّ لِبَاسَ الصُّوفِ يُورِثُ الْقَلْبَ التَّفَكُّرَ، وَالتَّفَكُّرُ يُورِثُ الْحِكْمَةَ، وَالْحِكْمَةُ تَجْرِي فِي الْجَوْفِ مَجْرَى الدَّمِ .

یعنی : بر شما باد به پوشیدن لباس پشمی تا طعم ایمان را در قلب هایتان بچشید و بدرستیکه پوشیدن لباس پشمی قلب را به تفکر وا می دارد و تفکر نیز حکمت را به ارمغان می آورد و حکمت نیز درون شما مانند خون جریان می یابد .

📚علمای اهل سنت نیز به جعلی بودن حدیث فوق تصریح نموده اند از جمله ابن جوزی در کتاب ( الموضوعات ج 3 ص 48 ) می گوید : هَذَا حَدِيثٌ لَا يَصِحُّ عَنْ رَسُول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ( آله ) و سَلَّمَ .


👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

🔴 احادیث جعلی در آثار متصوفه و دراویش :

صرف نظر از احادیث مرسل یا ضعیف که آثار عرفا مشحون از آن است ، در کتب آنها آنقدر احادیث جعلی و ساختگی بی شماری وجود دارد که بی تردید کتابهای مثنوی مولانا و فتوحات مکیه را به کلکسیونی از احادیث جعلی و حتی اسرائلیات ، مبدل ساخته است ، لازم بذکر است که ما بعنوان نمونه و از باب مشت نمونه خروار ، در قالب مقالاتی تحقیقی به نقد و بررسی اغلب آن احادیث جعلی پرداخته ایم که ذیلاً  به برخی از آنها اشاره می گردد :

1- حدیث جعلی که ابن عربی در فتوحات مکیه نقل کرده مبنی بر اینکه ( معاذ الله ) خدا روز یک شنبه خلقت را تمام کرده و یک پایش را روی پای دیگرش نهاده .😳😄

👈 برای مشاهده مقاله ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

2- حدیث ثواب روزه عاشورا  که از جعلیات بنی امیه است را ابن عربی در فتوحات مکیه بدان استناد نموده و پیرامون برکات آن در سیر و سلوک به تفصیل سخن گفته .

👈 برای مشاهده مقاله ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

3- استناد ابن عربی در فتوحات مکیه و مولانا در مثنوی به حدیث جعلی ( کنت کنزا مخفیا ) یا همان گنج مخفی که سنگ زیربنای تصوف را تشکیل می دهد .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

4- استناد مولانا به حدیث جعلی که می گوید : پیامبر (ص) بارها قصد خودکشی داشته ولی هر بار جبرئیل ، مانع می شده ! 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

5 - استناد مولانا در مثنوی به حدیث جعلی ( کلمینی یا حمیراء )

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

6- استناد مولانا در مجالس سبعه به حدیث جعلی ( لو لم ابعث لبعث عمر ) یعنی اگر من به رسالت مبعوث نمی شدم قطعا عمربن خطاب به پیامبری می رسید ! 😳

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

 

تبصره : موارد فوق تنها گوشه ای از انحرافاتِ صوفیه می باشد ، جالب آنکه مولوی که مدعی است ، همانند انبیاء به او نیز وحی می شده و یا ابن عربی که می گوید ، نُه بار به معراج رفته ، این احادیثِ جعلی را با آب و تاب و به اسم عرفان ، به خوردِ مریدانِ بی چاره می دهند ، تاسف بارتر  اینکه مدعی هستند به مبانی فقه الحدیث نیازی نداشته و برای ارزیابی روایات با برخورداری از نیروی مکاشفه ، سِره را از ناسره تشخیص داده و  حتی بدین سبب بر علمای متشرعه نیز مفاخره نموده و آنان را تخطئه می نمایند ، اما بدیهی است که نتیجه این غرور و خودشیفتگی آنان ، چیزی جز دست و پازدن در گردابِ احادیث جعلی نمی باشد .

sticker  آقای وکیلی از یک طرف با تشکیک در احادیثِ مذمتِ صوفیه و نادیده گرفتن حقایق و توجیه انحرافاتِ آنان ، و از سوی دیگر معرفی اقطابِ صوفیه ( مانند ابن عربی ، مولانا ، عطار و ... ) بعنوان شیعیانِ خالص ، قصد مشروعیت بخشیدن به فرقه دراویش و متصوفه را دارد ، اما قطعاً تلاشِ وی بیهوده و بسانِ مُشت به سندان کوفتن می باشد . زیرا پارادایمِ تصوف بر یک مُشت احادیثِ جعلی و عقاید افراطی و انحرافی بنا گردیده و در یک کلام :

( خانه از پای بست ویران است ) .

sticker حسنِ خِتام با ابیاتی از رهبر کبیر انقلاب (ره) :

          ما زاده عشقیم و فزاینده دردیم
          با مدعی عاکفِ مسجد به نبردیم

         با صوفی و با زاهد و درویش به جنگیم
         پرخاشگرِ فلسفه و علمِ کلامیم

         از مدرسه مهجور و ز مخلوق کناریم
         مطرودِ خرد پیشه و  منفورِ عوامیم

 stickerبرگرفته از درس گفتار جایگاه صوفیسم در احادیث شیعه ، سید رضا نوعی ( حکیم ) sticker

 

 


امضاي حکيم

stickerتصور ابن عربی از خدا ⁉️😳

✍️محی الدین عربی در فتوحات مکیه ( ج 9 ص 326 و 327 ) هارون الرشید را امیرالمومنین خوانده و می گوید :

فرزند او بنام احمد سبتی همیشه شش روز هفته را روزه می گرفت و به عبادت مشغول بود و فقط روز شنبه برای امرار معاش به کسب و کار اشتغال می ورزید فلذا از او پرسیدم چرا فقط روز شنبه را به کار می پردازی ؟ او پاسخ داد :

خداوند متعال ابتدای خلقت را روز یکشنبه قرار داد و در روز جمعه پایان داد. پس من نیز روزهای یک شنبه تا جمعه را برای عبادت قرار دادم . در تمام این روزها هیچ زمانی برای راحتی و حظ نفس من وجود ندارد زیرا خداوند این روزها را برای تلاش جهت تقوا قرار داده . همچنین خداوند سبحان روز شنبه به آنچه از روز یکشنبه تا جمعه خلق کرده نظر می‌کند ، 👈 سپس دراز می‌کشد و یک پایش را روی پای دیگرش می‌اندازد
👉 و می‌گوید: أنا المَلِک ، من پادشاهم و این روز را شنبه نام می‌گذارم ، زیرا شنبه (سبت) یعنی راحتی .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

sticker نقد و بررسی اجمالی اظهارات ابن عربی :

(1) -  موضوع فوق برگرفته از آموزه های یهود و اخبار جعلی ، موسوم به ( اسرائیلیات ) می باشد که مطابق آنها خداوند خلقت را از روز یکشنبه آغاز و در روز جمعه پایان داده و در روز شنبه ( معاذ الله ) به استراحت پرداخته است .

(2) - در عبارت ابن عربی صراحتاً دو صفت  👈(فاستلقى : دراز کشیدن ، تکیه دادن)👉 و نیز  👈(و وضع إحدى رجليه على الأخرى ، یک پای را روی پای دیگر نهادن)👉 بخداوند نسبت داده شده ، حال آنکه توصیف خدا به این اوصاف که از ویژگی های مخلوقات و موجودات جسمانی و محدود می باشد از نظر قرآن مردود و از نگاه ائمه اطهار (ع) در مکتب تشیع ، کُفر محسوب می گردد .

(3) - روایات مزبور که اساس خلقت را با روزهای هفته تطبیق داده و دال بر استراحت خدا در روز شنبه و تکیه دادن ( دراز کشیدن ) و یک پا را روی پای دیگر نهادن او می باشد را علمای بزرگ اهل سنت مانند : محمد ناصر آلبانی ، بیهقی ، قرطبی ، ابو حیان اندلسی و ابن کثیر ، برگرفته از آموزه های یهود و احادیث جعلی ( اسرائلیات ) می دانند و تصریح نموده اند که آیه ( 38 سوره ق ) که می فرماید : (  وَلَقَدْ خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَيْنَهُمَا فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَمَا مَسَّنَا مِنْ لُغُوبٍ ) در تکذیب و رد این باور نادرست یهودیان نازل شده است . ( در ادامه تفصیلاً به آراء علمای اهل سنت اشاره خواهد شد )

(4)- در این میان فقط اشخاصی مانند : ابن تیمیه و نیز وهابیونی مثل : ابن عثیمین و بن باز که قائل به تجسیم خداوند هستند ، با سخن ابن عربی موافق بوده و می گویند خداوند پس از اتمام خلقت بر عرش تکیه زد و یک پایش را روی پای دیگرش نهاده است و همچنین بر این باورند که ( إِنَّهَا جلْسَة الرَّب تَعَالَى ) یعنی : این نحوه نشستن مخصوص خداوند است و هیچکس حق ندارد مانند خدا دراز بکشد و یک پایش را روی پای دیگرش بگذارد .😳

(5)- ابن عربی بر خلاف نص قرآن کریم ، روایت اسرائیلی و جعلی از آفرینش را به دیده قبول نگریسته و ضمن تحسین آن ، اوصاف جسمانی و کفر آمیز ( دراز کشیدن و یک پا روی پای دیگر گذاشتن ) را بخداوند نسبت داده است . (معاذ الله )


sticker نقد و بررسی تفصیلی :

الف ) بررسی دیدگاه علمای اهل سنت درباره روایت جعلی و اسرائیلی مورد استشهاد ابن عربی :

(1) - محمد ناصر آلبانی که از بزرگترین محدثان اهل سنت می باشد ( در کتاب سلسله الاحادیث الضعیفه و الموضوعه ج 2 ص178) درباره حدیث مورد استناد ابن عربی به جعلی و از اسرائلیات بودن آن تصریح نموده  و می گوید :

 ( فإن الحديث يستشم منه رائحة اليهودية الذين يزعمون أن الله تبارك وتعالى بعد أن فرغ من خلق السموات والأرض استراح و أنا أعتقد أن أصل هذا الحديث من الإسرائيليات و تعالى الله عما يقول الظالمون علوا كبيرا ) همچنین نامبرده در کتاب دیگرش بنام (موسوعة الألباني في العقيدة ج 6 ص 333) می گوید: ( إسناده ضعيف والمتن منكر كان من وضع اليهود ) .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا )و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - ابن کثیر نیز که از محدثان و علمای برجسته اهل سنت است در کتاب ( جامع المسانيد والسنن ج 7 ص 91 ) می گوید :

هذا إسناد غريب جداً ، وفيه نكارة شديدة، ولعله متلقى من الإسرائيليات اشتبه على بعض الرواة فرفعه إلى رسول الله (ص).

یعنی : سند روایت واقعا غریب است . در این روایت نکاره شدیدی است و ما نمی توانیم آن را بپذیریم. این روایت برگرفته از اسرائلیات است که اشتباهاً توسط برخی از راویان به پیامبر (صلی الله علیه وآله) نسبت داده شده .


👈 برای مشاهده سند ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉


(3) - شمس الدین قرطبی در تفسیر آیه ( 38 سوره ق ) می گوید :

هَذِهِ الْآيَةُ نَزَلَتْ فِي يَهُودِ الْمَدِينَةِ، زَعَمُوا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ السموات وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ، أَوَّلُهَا يَوْمُ الْأَحَدِ وَآخِرُهَا يَوْمُ الْجُمُعَةِ، وَاسْتَرَاحَ يَوْمَ السَّبْتِ، فَجَعَلُوهُ راحة، فأكذبهم الله تعالى في ذلك. ( تفسیر قرطبی ج 17 ص 24 ) .

یعنی : این آیه درباره یهودیان مدینه نازل شده زیرا آنها اعتقاد داشتند که خداوند آسمان ها و زمین را در شش روز آفریده که آغاز آن روز یکشنبه و اتمام آفرینش نیز در روز جمعه بوده و خداوند در روز شنبه استراحت نموده ، اما خداوند با نزول آیه مزبور اعتقاد یهودیان را تکذیب فرموده است .

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

تبصره : همانطوریکه در ادامه توضیح خواهیم داد منظور از ( ستّة ایّام ) در قرآن ، شش روز از ایام دنیا که هر روز 24 ساعت است نیست ، بلکه مراد از ( ستّة ایّام ) شش بُرهه ( دوره ، مرحله ) می باشد .

(4) - ابوحیّان اندلسی نیز در ( تفسیر البحر المحیط ج 4 ص 313) ذیل آیه ( 38 صوره ق) می گوید :

زَعَمُوا أَنَّهُ فَرَغَ مِنْ خلق السموات وَالْأَرْضِ يَوْمَ الْجُمُعَةِ، وَاسْتَلْقَى عَلَى ظَهْرِهِ وَاضِعًا إِحْدَى رِجْلَيْهِ عَلَى الْأُخْرَى لِلِاسْتِرَاحَةِ. وَرَدَّ اللَّهُ تَعَالَى ذَلِكَ بِقَوْلِهِ: وَلَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ [احقاف 33] وَما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ .

یعنی : یهود اعتقاد دارد که خداوند خلقت آسمان ها و زمین را در روز جمعه تمام کرده و سپس ( روز شنبه ) به پشت تکیه داده و یکی از پاهایش را روی پای دیگرش نهاده و به استراحت پرداخته که خداوند با آیه فوق و نیز آیه ( 33 سوره احقاف ) سخن آنان را تکذیب فرموده است .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) بررسی دیدگاه اهل بیت (ع) و علمای شیعه :

(1) - در اصول کافی ( ج 2 ص 661 ) از امام سجاد (ع) روایت شده :

عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ قَالَ: رَأَيْتُ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ قَاعِداً وَاضِعاً إِحْدَى رِجْلَيْهِ عَلَى فَخِذِهِ فَقُلْتُ إِنَّ اَلنَّاسَ يَكْرَهُونَ هَذِهِ اَلْجِلْسَةَ وَ يَقُولُونَ إِنَّهَا جِلْسَةُ اَلرَّبِّ فَقَالَ إِنِّي إِنَّمَا جَلَسْتُ هَذِهِ اَلْجِلْسَةَ لِلْمَلاَلَةِ وَ اَلرَّبُّ لاَ يَمَلُّ وَ «لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ» .

ابو حمزۀ ثمالى گويد: حضرت على بن الحسين عليهما السلام را ديدم كه نشسته بود و يكى از دو پاى خود را بر روی پای ديگر گذارده بود ، من عرضكردم : مردم از اين نوع نشستن خوششان نيايد و ميگويند: اين نشستن پروردگار است‌ ؟

حضرت فرمود : اينكه من اين طور نشستم براى اين بود كه احساس خستگی کردم ، ولی خداوند متعال هرگز خسته نمى‌شود و چرت و خواب او را نميگيرد .  ( زیرا خداوند از این صفات که مخصوص مخلوقات است منزه می باشد) .

تبصره : همانطوریکه ملاحظه می فرمائید ، امام سجاد (ع) باور کسانی را که ( معاذ الله ) می گویند خداوند یک پایش را روی پای دیگرش نهاده و این طرز نشستن فقط مخصوص خداست ، را صراحتاً رد فرموده و خداوند متعال را از این اوصاف که مخصوص موجودات محدود و جسمانی است منزه می داند . ملا صالح مازندرانی نیز در شرح خود بر این حدیث ، منظور از ( ان الناس یکروهون ) را قوم یهود می داند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(2) - در توحید صدوق ( ج 1 ص 47 ) امام رضا (ع) از قول پیامبر (ص) می فرماید :

ثُمَّ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ ... عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَنَّهُ قَالَ : مَا عَرَفَ اَللَّهَ مَنْ شَبَّهَهُ بِخَلْقِهِ ...

یعنی : كسى كه خداوند را به مخلوقاتش تشبيه كند ، او را نشناخته است .

(3) - در وسائل الشیعه نیز از امام صادق (ع) روایت کرده که ایشان می فرماید :

عَنِ اَلصَّادِقِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ قَالَ: يَا يُونُسُ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لِلَّهِ وَجْهاً كَالْوُجُوهِ فَقَدْ أَشْرَكَ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُ جَوَارِحَ كَجَوَارِحِ اَلْمَخْلُوقِينَ فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ فَلاَ تَقْبَلُوا شَهَادَتَهُ وَ لاَ تَأْكُلُوا ذَبِيحَتَهُ.

یعنی : هر کس گمان کند که صورت خداوند همانند صورت های مردم است مشرک شده و همچنین 👈 هر کس بر این باور باشد که خداوند همانند مخلوقات دارای اعضا و جوارح می باشد کافر است 👉 و شهادت او پذیرفته نیست .

تبصره : ابن عربی در جمله ( وضع إحدى رجليه على الأخرى ) صراحتاً برای خدا اعضاء و جوارح ( دو پا ) قائل شده ⁉️😳 فلذا مشمول عبارت ( فَهُوَ كَافِرٌ بِاللَّهِ ) در روایت فوق می باشد ، ضمناً متقی هندی که از علمای اهل سنت است نیز در کنز العمال ( ج 1 ص 99) از قول پیامبر (ص) روایت کرده که : من شبه الله بشيء أو ظن أن الله يشبهه شيء فهو من المشركين .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) ، ( اینجا ) و ( اینجا  ) کلیک کنید . 👉

(4) - طبرسی در تفسیر مجمع البیان ( ج 23 ص 279 ) می فرماید :

         «وَ لَقَدْ خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَ ما مَسَّنا مِنْ لُغُوبٍ».

لغوب به معني خستگي و ملال است و در اين آيه خداوند يهوديان را تكذيب فرموده است كه اعتقاد دارند خداوند در روز شنبه پس از آفرينش جهان استراحت كرده است ، و روي همين حساب است كه روز شنبه ، يهوديان كارهاي خود را تعطيل مي‌كنند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

(5) - علامه طباطبایی (ره) نیز در تفسیر المیزان ( ج 17 ص 564 ) پس از نقل چند نمونه از روایات مور بحث ( که امثال ابن عربی به آنها استناد نموده اند ) می فرماید :

👈 از نظر ما این روایات بوى جعل مى دهد .

سپس ایشان به متن این روایات نیز چند اشکال وارد نموده از جمله اینکه :

(( پدید آمدن روزهاى هفته که عبارت است از یک روز با شب همان روز، مولود حرکت وضعى زمین به دور محور خودش است که از هر یک بار که به دور خود دور مى زند، یک شب و یک روز پدید مى آید، چون همیشه یک طرفش رو به خورشید است و یک طرفش پشت به خورشید. بنابراین دیگر چه معنا دارد که قبل از آنکه خداى تعالى آسمانها و آسمانیان و زمین را خلق کرده و آن را کُره اى دوّار و متحرک ساخته باشد، شنبه و یکشنبه اى وجود داشته باشد؟ نظیر این اشکال در خلقت آسمانها نیز مى آید، که قبل از خلقت آن و خلقت آسمانها که یکى از آنها خورشید است ، دوشنبه اى وجود داشته باشد. ))

(( همچنین در این روایات یک روز را براى خلقت کوهها قرار داده و حال آنکه خلقتِ کوهها تدریجى بوده و نظیر این اشکال در خلقت شهرها و نهرها و رزقها وارد است ، چون آنها نیز به تدریج درست شده ، نه در یک روز ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉


stickerجمع بندی و نتیجه :

1- ابن عربی هر حدیثی که مطابق با افکار او باشد را بدون توجه به مبانی فقه الحدیث ، مورد استشهاد قرار می دهد فلذا فتوحات مکیه و فصوص الحکم ، نه تنها مشحون از روایات ضعیف و بی سند می باشد بلکه در اثر این بی مبالاتی او ، دو کتاب مزبور عملاً به کلکسیونی از احادیث جعلی مبدل گشته که حدیث جعلی خلقت آسمان ها و زمین مطابق ایام هفته که از اسرائلیات است را بعنوان نمونه ای از آن می توان برشمرد .

2 - ابن عربی صراحتاً دو صفت 👈(فاستلقى : دراز کشیدن ، تکیه دادن)👉  و نیز 👈(و وضع إحدى رجليه على الأخرى ، یک پای را روی پای دیگر نهادن )👉  را بخداوند نسبت داده که مطابق آموزه های یهود و مغایر با نص قرآن کریم بوده و بر اساس روایات وارده از طریق فریقین و نیز مبانی علمای شیعه و سنی ، از مصادیق ( کُفر و شرک بالله ) محسوب می گردد .

3- عقیده محی الدین عربی و نسبت ناروای او به خداوند آنجا که می گوید : 👈(و وضع إحدى رجليه على الأخرى ، یک پای را روی پای دیگر نهادن ) 👉  ، دقیقاً منطبق با عقیده ابن تیمیه و وهابیون می باشد زیرا آنها قائل به تجسیم بوده و مانند ابن عربی به حدیث جعلی (لَمَّا قَضَى اللَّهُ خَلْقَهُ، اسْتَلْقَى، ثُمَّ وَضَعَ إِحْدَى رِجْلَيْهِ عَلَى الْأُخْرَى ) استناد می کنند .

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

سخن پایانی :

علیرغم اینکه محی الدین عربی مزخرفات فوق را به اسم عرفان به مخاطب القاء می کند و به استناد یک خبر جعلی و منطبق با آموزه های یهود ، چهره ای را از خداوند ترسیم می کند که پس از اتمامِ خلقتِ آسمان ها و زمین ، در روز شنبه تکیه داده و یک پایش را روی پای دیگرش نهاده است ، متأسفانه حجت الاسلام محمد حسن وکیلی در کتاب ( محی الدین عربی شیعه خالص ص 15) می نویسد :

(( محی الدین حق بزرگی بر گردن عالمان شیعی دارد و فقط به برکت آراء و آثار او بود که توفیق معرفت اجمالی آیات و روایات معارفی شیعی فراهم شده است . )) ⁉️ 😳

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

            

   🛑 حُسنِ خِتام با ابیاتی از رهبر فقید انقلاب ( ره ) :

 

         خارِ راه منی‌ ای‌ شیخ ، ز گُلزار برو

                                                از سرِ راهِ من ای‌ رندِ  تبهکار برو

         تو و ارشاد من ؟ ای‌‌ مُرشد بی‌ رُشد و تباه  !

                                              از بَرِ روی‌ من ای‌ صوفی‌ غدّار برو

         ای‌ گرفتار هواهای‌ خود ، ای‌ دیر نشین

                                                  از صفِ  شیفتگانِ رُخِ  دلدار برو

         ای‌ قلندر مَنِش ، ای‌ باده به کف ، خرقه به دوش

                                        خرقه‌ی شرک تُهی‌ کرده و بگذار برو

sticker برگرفته از دروس نقد تصوف سید رضا نوعی ( حکیم ) sticker

مقاله مرتبط :

👈برای مشاهده مقاله ( جسم انگاری خدا در پارادایم تصوف ) ( اینجا ) کلیک کنید .👉

 👈برای مشاهده مقاله ( خدای مو فرفری در پارادایم جسم انگارانه ابن عربی ) ( اینجا ) کلیک کنید .👉


امضاي حکيم

اثبات تشیع مولوی با مکاشفه مرحوم قاضی

سید رضا نوعی پنجشنبه 22 اسفند 1398 تعداد بازدید : 3951 نظرات ( 0 )

stickerحجت الاسلام محمد حسن وکیلی مدعی است که در مثنوی هیچگونه دلیلی بر تشیع اثنی عشری بودن مولوی وجود ندارد ، اما بهترین دلیل بر شیعه دوازده امامی بودن مولانا ، غزلِ ( الله مولانا علی ) می باشد .

✔️ لازم بذکر است که ما ادعای ایشان را مورد نقد و بررسی قرار داده و جعلی و ساختگی بودن غزلِ مزبور را اثبات نمودیم .

👈برای مشاهده ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️آقای وکیلی که گویا دلایل قبلی خود مبنی بر اثبات تشیع مولوی را قابل دفاع نیافته با کمال تعجب و با موضعگیری منفعلانه ، در فایل صوتی که اخیراً در کانال های مرتبط با ایشان انتشار یافته صراحتا اذعان نموده که دلایل تاریخی ، ظنّی است . لیکن بهترین دلیل و خَیرُ شاهدٍ عَلَی التَّشَیُّع مولوی ، مکاشفه مرحوم قاضی می باشد ، زیرا ایشان در تشرّفاتی که به مزار مولوی در قونویه داشته ، در مکاشفات خود ، از در و دیوار آرامگاه مولانا انوار تشیع وی را  ، ملاحظه نموده است . 😳


فایل صوتی سخنان آقای وکیلی



🔘جناب وکیلی در فایل مزبور می گوید :

انسان های عادی هر چه به مزار اولیاء ( و بالاخص مولوی ) بروند چیزی احساس نمی کنند ، ولی اولیاء خدا ( از جمله مرحوم قاضی ) از راه دور بوی تشیع مولوی را استشمام می کنند و وقتی نزدیک مزار او بروند آن بو و انوار و جلوات را به وضوح مشاهده می نمایند . آقای وکیلی مکاشفه ی مرحوم قاضی را بهترین دلیل و گواهی صادق مبنی بر  شیعه خالص بودن مولانا می داند .

stickerاکنون به نقد و بررسی ادعای آقای وکیلی که از آن بعنوان خَیرُ شاهدٍ عَلَی التَّشَیُّع مولوی ، تعبیر نموده ، می پردازیم :

sticker - مکاشفه اگر ثبوتاً صحیح و منطبق با واقع باشد ، تنها برای شخص مُکاشِف حجت است نه برای دیگران . بنابر این هیچ گاه با ابزار مکاشفه نمی توان درباره ی حقایق تاریخی ، نفیاً و یا اثباتاً قضاوت نمود .


sticker - مکاشفه مرحوم قاضی با مکاشفات عارف معاصر شیخ رجبعلی خیاط و آیت الله العظمی بروجردی (ره) نه تنها سازگار نیست بلکه با تناقض و تضاد جدی و غیر قابل جمعی مواجه می باشد .

الف ) : در کتاب کیمیای محبت و نیز کتاب در محضر لاهوتیان از قول مرحوم شیخ رجبعلی خیاط  نقل شده :

✔️ایشان حافظ را از اولیاء می دانست لیکن درباره مولوی حرف داشت و می فرمود : 👈او در برزخ گرفتار است . 🔥👉

✔️شیخ رجبعلی خیاط در پاسخ به این سئوال که جلال الدین مولوی و کتاب مثنوی او را چگونه می بینید ، می فرماید :

او در برزخ گرفتار است ، خواستم کتاب مثنوی را بخوانم ، در عالم معنا دو نفر را دیدم که با یکدیگر می گویند : نگذارید بخوابد . من با خود گفتم : چرا موقع قرائت قرآن نمی گویند : نگذارید بخوابد ؟ لذا مثنوی را زمین گذاشته و هرگز سراغ آن نرفتم .

👈برای مشاهده اسناد ( اینجا ) و ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

ب ) : آیت الله محمدی ری شهری در کتاب کیمیای محبت پس از نقل مکاشفه رجبعلی خیاط درباره ی مولوی ، از قول آیت الله صافی گلپایگانی و آیت الله موسی شبیری زنجانی ، مکاشفه و الهام غیبی آیت الله العظمی بروجردی (ره ) را  اینگونه گزارش نموده :

(( در ایامی که در بروجرد بودم ، گاه الهاماتی از غیب داشتم ، یک وقت مشغول مطالعه کتاب مثنوی ( مولوی ) بودم که ناگاه صدایی شنیدم که می گوید : 👈 این شخص راه را گم کرده ⁉️😳👉 به محض شنیدن این صدا کتاب را بستم و گذاشتم به زمین و پس از آن دیگر مثنوی را مطالعه نکردم . ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️سید حسن فاطمی موحد  نیز در کتاب سینای فقاهت ، موضوع فوق را نقل کرده و  پایان تأکید فرموده است که :

(( این را خودم بدون واسطه از ایشان شنیدم ، اگر با واسطه می شنیدم باور آن برایم مشکل بود . ))

👈 برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

sticker - محی الدین عربی در ( فصّ داوودی فصوص الحکم ) ادعا نموده است که :

پیامبر (ص ) هیچ کس را بعنوان خلیفه ی پس از خود تعیین نفرموده . 😳

✔️علامه حسن زاده آملی در شرح و توضیح سخن ابن عربی تصریح فرموده :

(( شیخ صاحب عصمت نبود و چون صاحب عصمت نیست لذا کشف او را به حسب مُعتقَد و سوابق انس و الفت ، اشتباهی روی آورد . ))

✔️حال که بنا به تصریح علامه حسن زاده آملی ، مقتدای صوفیان و پدر عرفان نظری در مکاشفه ی خود ، بر حسب مألوفات و مُعتقَداتش به چنین لغزش مفتضحانه و ضلالت باری دچار شده ، دیگر حال و روز و حساب سایر عرفا  که به قول جناب وکیلی ( ریزه خوار کمالات و معارف او می باشند ) ، کاملاً معلوم و مشخص می گردد . فلذا همواره امکان خطاء در مکاشفات عرفا متصور است .

📚(( کتاب ممد الهمم در شرح فصوص الحکم حسن زاده آملی ، ص 410 ))

sticker- مولوی مدعی است که بالاتر از الهامات غیبی ، از همان وحی اختصاصی انبیاء بهره مند بوده لیکن برای اینکه عوام الناس به او آسیب نرسانند ، از آن به عنوان ( وحی دل ) یاد می کند :

      نه نجومست و نه رملست و نه خواب
     وحی حق والله اعلم بالصواب

     از پی روپوش عامه در بیان
     وحی دل گویند آن را صوفیان

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️وقتی از امثال آقای وکیلی که از طرفداران سینه چاک مولوی و ابن عربی و دراویش هستند ، می پرسیم  :

 مولوی که مدعی است همانند انبیاء به او نیز وحی می شده اما علیرغم این ادعا ، چگونه فرشته وحی او را از حقایقی مانند ایمان ابوطالب(ع) و نیز بسیاری از احادیث جعلی ، بی خبر گذاشته ، به گونه ای که مثنوی او در اثر این بی خبری به کلکسیونی از احادیث جعلی مبدل شده و حقایق تاریخی نیز از او پوشیده مانده تا جائیکه با کمال گستاخی ، حضرت ابوطالب ( ع ) را مشرک می داند ⁉️

👈پاسخ می دهند که : مکاشفه برای اینگونه موارد کاربرد ندارد .

sticker اما اکنون با کمال تعجب شاهد هستیم که جناب وکیلی که در اثبات شیعه خالص بودن مولوی با چالش جدی مواجه گردیده ، به ناچار و به اقتضای تنگی قافیه و در اقدامی پارادوکسیکال ، برای اثبات مدعای خود ( تشیع مولوی ) ، به مکاشفه مرحوم قاضی تشبّث نموده و آنرا بعنوان خَیرُ شاهدٍ عَلَی التَّشَیُّع مولوی و بهترین دلیل برای اثبات آن مطرح می نماید . ⁉️😳

✔️براستی اگر اثبات شیعه بودن و نیز تشخیص صالح و یا طالح بودن اشخاص برای یک عارف ( مانند مرحوم قاضی ) براحتی و از راه مکاشفه امکان پذیر است پس چرا مقتدای او یعنی ابن عربی که مدعی است بارها به معراج رفته ، همانند مرحوم قاضی نتوانسته فاسد بودن متوکل و ایمان جناب ابوطالب (ع) را از راه مکاشفه ، تحصیل نماید . ⁉️

👈 حال آنکه نامبرده شخصیتی پلید و ظالم همانند متوکل را از اقطاب شمرده و او را دارای خلافت باطنی و ظاهری و هم ردیف امیرالمومنین (ع) می داند . ⁉️ و آقای وکیلی نیز گناه آن را به گردن استادش ابن عساکر انداخته که او متوکل را فردی خوب جلوه داده و ابن عربی نیز در مسائل تاریخی تحت تأثیر استادش بوده .

👈برای مشاهده توجیهات آقای وکیلی ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

✔️در صورتیکه می بینیم ابن عربی هیچگونه تأثیر پذیری در مسائل تاریخی از استادش ( ابن عساکر ) نداشته ، بعنوان نمونه ابن عساکر جلد هفتاد تاریخ مدینه دمشق را به فضائل حضرت زهراء (س) اختصاص داده و در آنجا با نقل احادیث زیادی از پیامبر (ص) ، اثبات نموده که برترین زنان چهار نفرند : ( خدیجه ، فاطمه ، مریم و آسیه ) و حضرت فاطمه (س) از آن سه زن دیگر عالم تر می باشد.

👈برای مشاهده سند ( اینجا ) کلیک کنید . 👉

اما ابن عربی درست برخلاف استادش در فتوحات مکیه ، فقط ( مریم و آسیه ) را از کاملین می داند . آقای وکیلی بهانه ی تقیه را نیز نمی تواند مطرح کند زیرا اگر از استادش که به اذعان جناب وکیلی از سنی های متعصب و علاقمند به بنی امیه بوده ، فضیلت زهرای مرضیه (س) را نقل می کرد ، هیچگاه تقیه ی مفروض ابن عربی خدشه دار نمی گشت .

✔️مضافا اینکه محی الدین عربی می توانست با استفاده از نیروی مکاشفه ( همانند مرحوم قاضی ) ، به شخصیت حقیقی متوکل پی برده و اشتباه نظرات استادش ( ابن عساکر ) را نیز مشخص نماید .

sticker سخن پایانی ما به کسانی که با تمام توان خویش ، اقطاب صوفیه و دراویش را شیعه خالص اثنی عشری معرفی کرده و سعی بلیغی در شیعه تراشی مبذول می دارند ، این است که :

     گر چه بر صوفی شهر این سخن آسان نشود
     تا ریا ورزد و سالوس مسلمان نشود

     گوهر پاک بباید که شود قابلِ فیض
     ور نه هر سنگ و گِلی لؤلؤ و مرجان نشود

     اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
     که به تلبیس و حِیَل ، دیو  مسلمان نشود

stickerبرگرفته از دروس نقد تصوف ، سید رضا نوعی ( حکیم )sticker

 


امضاي حکيم

تعداد صفحات : 2

درباره ما
سيد رضا نوعی حکیم
با سلام
سایت پیام شیعه برای تبیین معارف شیعه اثنی عشری و رساندن پیام حقانیت آن به گوش جهانیان می باشدکه مطالب آن در قالب مباحث تفسیری ، شرح احادیث ، شرح و نقد متون ادبی ، دروس معرفتی (عرفان نظری و عملی ) ، بررسی تطبیقی احادیث ، تقاسیر و مباحث کلام شیعه و پاسخ به شبهات دینی ، ارائه خواهد شد.
روح پدرم شاد که می گفت به استاد
فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ
سید رضا نوعی ( حکیم ) کانال تلگرام پیام شیعه ( حکیم )
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 292
  • کل نظرات : 96
  • افراد آنلاین : 9
  • تعداد اعضا : 39
  • آی پی امروز : 269
  • آی پی دیروز : 268
  • بازدید امروز : 1,253
  • باردید دیروز : 1,439
  • گوگل امروز : 74
  • گوگل دیروز : 95
  • بازدید هفته : 15,609
  • بازدید ماه : 55,466
  • بازدید سال : 424,652
  • بازدید کلی : 2,406,401